دانلود مقاله ایمان و عمل صالح، فرهنگ اسلامی

بخش یکم:
بررسی‌های مفهومی و دیدگاه‌ها
در مورد کرامات اولیا
گفتار نخست: درباره‌ی کرامت
گفتار دوم: درباره‌ی ولیّ
گفتار سوم: دیدگاه‌های درباره‌ی کرامات اولیا
گفتار نخست: درباره‌ی کرامت
1.واژه‌شناسی کرامت
لفظ «کَرامت» که جمع آن «کرامات» و از ریشه «کرم» (بر وزن فَرَس) است در حوزه‌های مختلف علوم انسانی معانی گوناگونی را به خود اختصاص می‌دهد. اما واژه‌ای که معادل «miracle» در زبان انگلیسی است و در ترکیب «miracles of the saints» به معنای «کرامات اولیا» است، در حوزه تصوف و عرفان قرار می‌گیرد.
جوهری در صحاح و فیروزآبادی در القاموس المحیط می گوید: «کَرَم» ضدّ لئآمت است پس «کریم» بمعنى سخىّ است چنان‌که در دو کتاب یاد شده و نیز در اقرب الموارد آمده است.
پارسی‌زبانان هم کرامت را بزرگی ورزیدن، جوان‌مرد گردیدن، بزرگی، بزرگواری، جوان‌مردی، بخشندگی، دهش و خارق عادتی که به دست «ولیّ» [خدا] انجام یابد گرفته‌اند، در مقابل معجزه که از پیامبر صادر می‌گردد.
2. اصطلاح‌شناسی کرامت و امور خارق عادت
مقصود از اصطلاح‌شناسی کرامت در این‌جا، در فضای تصوف و عرفان اسلامی است و نه اخلاق، چرا که در تساویهایی که برای افراد نوع انسان در قران کریم یادکرد شده است دو کرامت ذاتی و اکتسابی را می‌توان اشاره نمود. اما در حوزه عرفان، امر خارق عادتی را که به دست ولیّ خدا انجام مییابد کرامت گویند. در جایی کرامت را از ولایت تکوینی که از تجلیات بُعد چهارم انسان می‌دانند برمی‌گیرند. برخی، آن را از نیروی نهفته در درون انسان و شماری نیز آن را نتیجهی نیروی نهفته و مرموزی در درون انسان می‌دانند که سرچشمه یک رشته کارهای شگفت‌انگیز و خارق عادتی گردد. عدهای نیز کرامت‌ را به عنوان عملی فرازمانی، فرامکانی و فرازبانی معرفی و دارای اهمیت بسیار میدانند. بحث ما در این‌جا به صالحان ـ و نه طالحان ـ اعم از پارسایان و صوفیان و پاک‌دلان برمی‌گردد؛ و کار مرتاضان و ساحران را خارج می‌کند. آنچه هماره انبیا و اولیا در آشکار نمودن معجزات و کرامات، از آن، چهره ترس به خود گرفته‌اند این بوده که مبادا مردم این امر را با سحر و امثالش خلط نموده و نپذیرند. بر این پایه، امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) در تفسیر ترس حضرت موسی(علیه السلام) در زمان اژدها شدن عصا، آن را، ترس از نپذیرفتن مردم معنا فرموده‌اند.
اما امور خارق عادت یا خوارق عادات(مفرد آن: خارق عادت) که معنای فراگیر و اعم از کرامت دارند، پدیده‌هایی‌اند که با جریان عادی امور و اشیا و عملکرد معهود قوانین طبیعی منطبق نیستند. قوانینی که از نظر دانش امروز، جبری، علّی، کمی و مادی‌اند و بی‌استثنا و تخطی ناپدیر و خرق‌ناشدنی انگاشته می‌شوند. نمونه برجسته آن معجزات انبیا و کرامات اولیا و مقدسان و نمونه دیگر استعداد شگرفی است که بعضی کسان دارند و با همت بستن، شیئی را از فاصله دور جابه‌جا می‌کنند یا میله‌ای را می‌خمانند یا اندیشه‌خوانی می‌کنند، دورآگاهی دارند یا بدون دخالت عادی حواس از اموری اطلاع دارند یا خبری میدهند که بدون دخالت حواس نمی توان از آن امور اطلاع داشت. دعاها و شفایابی‌های معجزه‌آسا هم از امور خارق عادت است. نیز نماز یا دعای باران که روایت مستجاب شدن آن در فرهنگ اسلامی به تواتر بازگو شده است. هم‌چنین است بر آتش و آب رفتن و نسوختن و غرق نشدن. افراد عادی هم در زندگی خود بارها با حدس صائب و به دل برات‌شدن یک روی‌داد پیش از رخ‌دادن آن برخورده‌اند و برمی‌خورند. رؤیای صادقه یعنی خوابی که درست درمی‌آید برای بسیاری کسان رخ داده و هم‌چنان نیز رخ می‌دهد.
به هر روی با این سخنان روشن شد که امر خارق عادت کاری است فراگیر که کرامت، موردی از آن است و هر خارق عادتی را نمیتوان کرامت دانست. کرامت، پدیده‌ای است که از ناصالح روا نیست و حتی در حوزه واژه‌شناسی نیز ناگزیر از حسن فعلی در عمل و حسن فاعلی در ایمانیم. سید میر شریف در «کتاب التعریفات» خود، کرامت را این‌گونه تعریف نموده که: کرامت، آشکار شدن کار خارق عادت از سوی شخصی است که مدعی نبوت نیست، پس آن خارق عادتی که همراه با ایمان و عمل صالح نباشد استدراج است و آنچه از این گونه امور به همراه ادعای پیامبری است را معجزه گویند.
3. نگاهی به گونه‌های امور خارق عادت و کرامت
کرامت از انواع خارق عادت است. خارق عادت چیزی است که خلاف سنت و نظم طبیعت صورت گیرد. خوارق به شش گونه تقسیم می شوند. این امور یا از مؤمن صادر می‌شود یا از کافر.
الف. اگر از مومن سر زند و به کمال عرفان مقرون نباشد به آن معونت می‌گویند.
ب. و چنان‌چه به کمال عرفان مقرون و با ادعای پیامبری همراه باشد معجزه نام دارد.
ج. اما اگر با دعوی نبوت همراه نباشد یا از شخص نبیّ پیش از ادعای نبوت سر زده است از آن به ارهاص تعبیر می‌شود.
د. و یا از جز نبی ظاهر می‌شود که در این صورت کرامت است.
ه‍. اما آنچه که از کافر به ظهور می‌رسد اگر موافق ادعای او باشد استدراج.
و. و اگر مخالف ادعای او باشد اهانت نامیده می‌شود.
از میان مشایخ پسینی، شیخ احمد جام در«انیس التائبین»، کرامت را بر پنج گونه: کرامات فضلی،
کرامات کسبی، کرامات غرور، کرامات مکافات و کرامات حقیقی تقسیم کرده است. کرامات غرور را مایه خسران و گمراهی می‌شمرد اما چهار نوع دیگر را می‌ستاید.
4. جدایی کرامت از «معجزه» و «إرهاص»

                                                    .