دانلود مقاله با موضوع اختلال بدشکلی بدن در سنین مختلف، جنسیت و اختلال بدشکلی بدن

دانلود پایان نامه

2-1-9- دامنه‌ای از پیامد‌های اختلال بدشکلی بدن
شرط اساسی برای تشخیص اختلال بدشکلی بدن پریشانی معنادار بالینی و آسیب در عملکرد فرد می‌باشد. افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدنی دراثر عیوب ادراک شده خود دچار پریشانی در حوزه‌های مختلف زندگی می شوند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۴). از این منظر، اختلال بدشکلی بدن می‌تواند مثل هر مشکل بهداشت روانی یا پزشکی دیگری باشد (مثل افسردگی که از حد خفیف تا شدید می‌تواند به خودکشی و مختل شدن کامل عملکرد منجر شود).
دامنه شدت اختلال بدشکلی بدن می‌تواند از حد خفیف تا شدید باشد. افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در حد خفیف ممکن است در بعضی از جنبه‌های زندگی کمتر مولد بوده ولی با وجود این آن‌ها نیز از اختلال خود رنج می‌برند. اختلال بدشکلی بدن در حد متوسط باعث پریشانی و تداخل در برخی از جنبه‌های زندگی افراد می‌شود. اختلال بدشکلی بدن همچنین از لحاظ شدت می‌تواند بیشتر از حد متوسط باشد، در برخی موارد شدت اختلال شدید و افراطی است که در این صورت جنبه‌های وسیعی از زندگی فرد را تخریب می‌کند و دچار مشکل می‌کند و باعث می‌شود بعضی از افراد مبتلا، کار و شغلشان متوقف شده و برای بیش‌تر اوقات سال خانه نشین شوند(فیلیپس،2009).
شایع‌ترین پیامد اختلال بدشکلی بدن، تداخل در فعالیت‌های اجتماعی و ارتباطی می‌باشد. آسیب‌های اجتماعی به طور معنی داری درافراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن دیده می‌شوند و میزان تخریب عملکرد اجتماعی و روابط بین فردی ناشی از اختلال بدشکلی بدن، نزدیک به ۹۹ درصد در افراد مبتلا برآورد شده است (فیلیپس، ۲۰۰۹). این اختلال، زندگی و فعالیت‌های اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ترس‌ها و نارضایتی از ظاهر جسمانی می‌تواند روی عملکرد اجتماعی و روابط بین فردی افراد اثر بگذارد. بین حساسیت در روابط بین فردی و اختلال بدشکلی بدن رابطه وجود دارد. این نشان می‌دهد افرادی که در روابط متقابل اجتماعی خود حساستر هستند، ترس‌های بیشتری از ظاهر جسمانی خود و ارزیابی‌های دیگران درباره وضعیت جسمانیشان نشان می‌دهند. اشتغال ذهنی با ظاهر در موقعیت‌های اجتماعی تشدید می‌شود و این توجه، موجب خجالت بیمار می‌گردد زیرا مبتلایان، بدشکلی را مساوی با بی‌کفایتی شخصیتی می‌دانند. (فیلیپس، ۱۹۹۶). آن‌ها احساس خود هشیاری و شرمندگی زیادی از دیدن خود می‌کنند و معمولا نسبت به اینکه چطور به نظر می‌رسند و چطور دیگران آن‌ها را ارزیابی می‌کنند، بسیار حساس هستند . افراد مبتلا به ویژه در موقعیت‌هایی که نقص‌های ساختگیشان در معرض دید باشد بیشتر احساس ناراحتی و اضطراب می‌کنند. آن‌ها ممکن است از شنا کردن، کنار ساحل رفتن، یا موقعیت‌های که احتمال دیده شدن بدنشان وجود دارد اجتناب کنند. افراد مبتلا، اغلب تمایلی به شرکت در مهمانی، باشگاه، جشن عروسی، جلسات خارج از کلاس، جمع‌های خانوادگی، یا انواع دیگری از فعالیت‌های اجتماعی نشان نمی‌دهند. آن‌ها ممکن است از جمع‌های اجتماعی، قرار عشقی، صمیمیت جنسی، مکان‌هایی که مقدار زیادی آینه وجود دارد (مثل فروشگاه‌ها) و یا مکان‌هایی که افراد زیادی وجود دارند (مانند پارک، مرکز خرید) اجتناب کنند. آن‌ها همچنین می‌گویند که وقتی که در کنار افراد دیگر قرار می‌گیرند علائمشان بد‌تر می‌شود و همین باعث می‌شود که از دیگر افراد اجتناب کنند، و رابطه بین فردی و صمیمیت دچار مشکل و یا حتی قطع شود. البته تعداد زیادی از این افراد دوست دارند که روابط بین فردی داشته باشند ولی به دلیل خود هشیاری زیاد، ترس از ارزیابی منفی، ترس از طرد شدن، خجالت، اشکال در تمرکز کردن وعزت نفس پایین موفق به این کار نمی‌شوند (فیلیپس، ۲۰۰۹).بعضی افراد تنها از موقعیت‌های معینی اجتناب می‌کنند در حالی که عده‌ای از مبتلایان از هر موقعیت یا جایی که امکان دارد دیده شوند اجتناب می‌کنند. ‌‌نهایت رفتارهای اجتنابی این است که مبتلایان خانه نشین می‌شوند و خود را در خانه حبس می‌کنند(فیلیپس، ۱۹۹۶). یک سوم این بیماران به دلیل نگرانی در مورد تمسخر دیگران در ارتباط با بدشکلی خانه نشین شده‌اند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳). افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است رابطه خود را با دنیای بیرون قطع کنند و به انزوای خود پناه ببرند و کلا روابط بین فردی خود را قطع کنند. طبق یافته‌ها این بیماران ممکن است یک هفته یا بیشتر از خانه بیرون نروند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۴).
بعضی از دانش آموزان و دانشجویان در مدرسه یا دانشگاه افت شدیدی پیدا کرده و یا حتی ترک تحصیل می‌کنند. والدین آن‌ها ممکن است بخاطر اشتغال ذهنی فرزند خود با ظاهرش، از حمایت خود دریغ کنند و نتوانند به نیاز فرزندان خود تمرکز کنند.در یک مطالعه ۹۹ درصد افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مشکلات و تداخل‌هایی در کار و مدرسه (یا دانشگاه) خود داشتند. این افراد معمولا از رفتن به سر کار و مدرسه به دلیل اینکه نمی‌خواهند دیگران ظاهر آن‌ها را ببینند اجتناب می‌کنند. در حدود ۸۰ درصد افراد مبتلا حداقل یک دوره از رفتن به سر کار و مدرسه (دانشگاه) اجتناب کردند (فیلیپس ،۲۰۰۵).در مطالعه بر روی ۱۴۱ بزرگسال دارای این اختلال گزارش کرد که ۸۹ درصد آن‌ها در عملکرد شغلیشان دچار مشکل شده‌اند. از بین این افراد کسانی که به مدرسه و دانشگاه می‌رفتند، مشکلاتی را در این زمینه داشتند. این افراد به خاطر نگرانی در مورد ظاهر خود یا انجام تشریفات رفتاری مانند وارسی خود در آینه، مشکلات تمرکز پیدا می‌کنند. چون ذهن افراد مبتلا همیشه درگیر مشکلات خودشان است و نمی‌توانند از این حالت بیرون بیایند و بیشتر مواقع قادر به انجام وظایفشان در خانه و محل کار و اجتماع نیستند(فیلیپس،2009).
تحقیقات مختلفی نشان می‌دهد که افراد مبتلا از لحاظ کیفیت زندگی و مسائل مربوط به سلامت روانی وضعیت خوبی ندارند. فیلیپس و همکارانش (۲۰۰۳) در مطالعه‌ای که بر روی ۱۷۶ نفر مبتلا به اختلال بدشکلی بدن انجام دادند گزارش دادند که این افراد از سلامت روانی مناسبی برخوردار نیستند. همچنین این نتایج نشان داد که این افراد در عملکرد اجتماعی، سلامت جسمانی و روانی، سرزندگی در ایفای نقش مشکلات بارزی داشتند. تصویر بدن و نارضایتی از ظاهر با افسردگی، عزت نفس پایین و پریشانی‌های روان‌شناختی ارتباط دارد. بنابراین، اکثر افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن هیجانات منفی مانند عزت نفس پایین، افسردگی و اضطراب را تجربه می‌کنند و بیشتر مواقع احساس غمگینی و ناامیدی می‌کنند (فیلیپس، ۲۰۰۹). همچنین تحقیقات مختلفی که اخیرا بر روی اختلال بدشکلی بدن انجام شده است، نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مشکلات زیادی در سازگاری اجتماعی و گرایش به بازداری اجتماعی دارند (بوردنر، ۲۰۰۷). در تحقیقی نمره کلی سازگاری افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن بد‌تر از ۹۵ درصد افراد عادی اجتماع بود (فیلیپس، ۲۰۰۹).
افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن به احتمال زیاد با همسر یا افراد جنس مخالف خود مشکل پیدا می کنند. اکثر مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن ازدواج نمی‌کنند یا ازدواجشان به طلاق می‌انجامد (ویل وهمکاران، ۱۹۹۶؛ فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵). در تحقیقی گزارش شد که درحدود دو سوم از افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن اصلا ازدواج نکرده اند و حدود ۱۲ درصد از این افراد طلاق گرفته اند. حتی بسیاری از این افراد می‌گویند که فرزند ندارند و یا نخواهند گذاشت که بچه‌ای به دنیا بیاید چون می‌ترسند که فرزندشان هم مثل خودشان شود و مثل خود آن‌ها رنج بکشد (فیلیپس، ۲۰۰۹). از دیگر مشکلات ناشی از پیامد‌های اختلال بدشکلی بدن عبارتند از: افراد مبتلا ممکن است مشکلاتی در مراقبت از فرزند، اداره خانه، فعالیت‌های فراغت و مراقبت از خود داشته باشند. اختلال بدشکلی بدن می‌تواند همچنین با مراقبت از فرزند و اداره خانواده تداخل پیدا کند. با توجه به اینکه افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن وقت زیادی را صرف وسواس‌های فکری و جبری مربوط به بدشکلی دریافتی خود می‌کنند از سایر کارهای خود مانند فرزند پروری و تفریح خود باز می‌مانند (فیلیپس، ۲۰۰۹).
افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است آنقدر عمیقا احساس ناقص بودن و کمبود کنند که بخواهند آن نقص را به هر صورتی که هست از بین ببرند (بوردنر، ۲۰۰۷) و باعث می‌شود بسیاری از این افراد برای تغییر وضعیت ظاهری خود اقدام کنند. این تغییرات می‌تواند سلامتی آن‌ها را تهدید کند (بساک‌نژاد و همکاران، ۱۳۹۱). چنین بیمارانی بیشتر احتمال دارد که به متخصص پوست، متخصصین داخلی، متخصصان تغذیه و لاغری یا جراحان پلاستیک رجوع کنند تا روان‌شناسان و روانپزشکان، زیرا آن‌ها آگاه نیستند که مشکل آن‌ها یک اختلال روانپزشکی است و تصور می‌کنند یک مشکل فیزیکی قابل توجهی دارند و به خاطر این تفکر اغلب از یک جراح به جراحی دیگر و از یک متخصص پوست به متخصص پوست دیگر می‌روند. و این اعمال به تایید و تصدیق اختلال بدشکلی بدن کمک می‌کنند. آن‌ها معمولا برای حل مشکل خود درمان‌های زیباسازی را جستجو می‌کنند در صورتیکه درمان‌های بهداشت روان اغلب برای آن‌ها موثر می‌باشد (نظیر اوغلو و همکاران، ۲۰۰۳). پزشکان اغلب به خاطر اینکه نقصی وجود ندارد و یا اگر هم وجود دارد در آن حدی نیست که درمان شود، از این قبیل درمان‌ها اجتناب می‌کنند. البته بعضی درمان‌ها به اصرار بیمار انجام می‌شود که معمولا از نتایج درمان هم راضی نمی‌شوند. در بیشتر موارد از پیامد جراحی ناخوشنودند و در موارد نادر به دلیل نارضایتی، اقدامات خشونت بار علیه درمانگر انجام می‌دهند (فیلیپس، ۱۹۹۶).
دلگرمی از سوی دیگران و تلاش خود افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن برای نفی افکار منفی نمی‌تواند این عقاید را عوض کند و افراد مبتلا به این اختلال در وضعیت بدتری قرار می‌گیرند که ممکن است افسردگی عمده، اضطراب، فوبی اجتماعی، خود- زنی عمدی، و اقدام به خودکشی را به همراه بیاورند. افکار خودکشی و اقدام به خودکشی از جمله پیامد‌های دیگر اختلال بدشکلی بدن می‌باشد که نیاز به توجه ویژه دارد. افکار خودکشی معمولا به این دلیل به وجود می‌آید که این افراد شدیدا احساس بی‌ارزشی می‌کنند. این افراد به جایی می‌رسند که دیگر تحمل رنج ناشی از احساس بدشکلی را ندارند و احساس ناامیدی شدید می‌کنند. اکثر افراد مبتلا افکار خودکشی به ذهنشان خطور می‌کند و تا یک پنجم آن‌ها اقدام به خودکشی می‌کنند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳). مقایسه اختلال بدشکلی بدن با اختلالات روانی دیگر از لحاظ مولفه خودکشی یک زنگ خطری را ایجاد می‌کند. در مطالعه ای که بر روی افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن و افسردگی اساسی و اسکیزوفرنی انجام شد، میزان افکار خودکشی در اختلال بدشکلی بدن بالا‌تر از دو اختلال دیگر گزارش شده است (فیلیپس، ۲۰۰۹). در مطالعاتی که در ایالات متحده، ایتالیا، انگلیس، آلمان انجام شد به ترتیب در مبتلایان به اختلال بد شکلی بدن افکار خودکشی به خاطر اختلال بدشکلی بدن ۶۸%، ۵۵%، ۴۵%، ۱۹%، و اقدام برای خودکشی به خاطر اختلال بدشکلی بدن ۱۵%، ۱۳%، ۱۱%، ۷%، گزارش شد (ریف و همکاران، ۲۰۰۹). نتایج یک تحقیق در ایران نشان داده است که ۲۰ درصد از مبتلایان افکار خودکشی و ۵ درصد آن‌ها اقدام به خودکشی کرده‌اند (ربیعی، ۱۳۸۸).
2-1-10- جنسیت و اختلال بدشکلی بدن
بدشکلی بدنی در زنان، به ویژه در اواخر نوجوانی، شایع‌تر است (فیلیپس، ۲۰۰۵). مردان نسبت به زنان در سنین پایین تری به اختلال بدشکلی بدن دچار می‌شوند (فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷). تفاوت جنسی در شدت بیماری نیز وجود دارد. مطالعات بسیاری نشان دادند مردان شکل شدید‌تر اختلال را تجربه می‌کنند و پیش آگهی آنان از نظر روان‌شناختی ضعیف‌تر است(فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷). شاید ما حدس بزنیم که اختلال بدشکلی بدن بیشتر در جنس مونث دیده می‌شود تا در جنس مذکر، ولی تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد که میزان شیوع این اختلال بین دو جنس برابر می‌باشد (فیلیپس، ۲۰۰۹؛ نظیر اوغلو و یریرا توبیس، ۱۹۹۳؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷؛ پروگی و همکاران، ۱۹۹۷). البته در بعضی تحقیقات به میزان کمی تعداد زنان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به مردان مبتلا بیشتر بود و میزان شیوع در زنان بالا‌تر از مردان گزارش شده ‌است، که ممکن است زنان به خاطر عاطفی بودن، بدنشان آمادگی بیشتری برای تجربه این علائم داشته باشند (ربیعی و همکاران، ۱۳۹۰).با توجه به پژوهشی که توسط فارز، استینبرگ و تامپسون (۲۰۰۴) انجام گرفت مشخص شد که دختران در مقایسه با پسران نگرانی بیشتری در مورد اعضای بدن دارند.
جنسیت بر ماهیت و شدت همبودی اختلال بدشکلی بدن تاثیر می‌گذارد. در مطالعات مختلف در زنان میزان بالایی از همبودی اختلال بدشکلی بدن با پر اشتهایی روانی (فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷) و اختلال اضطراب منتشر و پر اشتهایی روانی درطول عمر (پروگی و همکاران، ۱۹۹۷) و افسردگی و فوبی اجتماعی (فیلیپس، ۲۰۰۵) گزارش شده است و مردان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن به احتمال بیشتری مشکلات سوءمصرف دارو و الکل دارند (فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷) و اختلال بدشکلی بدن در مردان با اختلال دو قطبی در طول عمر همبود است (پروگی و همکاران، ۱۹۹۷).برخی مطالعات نشان دادند که زنان و مردان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن به یک نسبت دچار افسردگی اساسی، اختلال هراس، گذر هراسی، فوبی اختصاصی و بی‌اشتهایی روانی می‌شوند، در حالی که این اختلالات در جمعیت عمومی در زنان شایع‌تر از مردان است. میزان اقدام به خودکشی در زنان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن دو برابر بیشتر از مردان مبتلا است، که در جمعیت عمومی این نسبت متفاوت است (فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷).
تفاوت دیگر بین دو جنس، که بازتاب فرهنگی دارد، نگرانی درباره اجزاء بدن است. مردان نسبت به زنان اشتغال ذهنی بیشتری نسبت به آلت تناسلی خود دارند و بیشتر درباره کم مویی یا طاسی، پرمویی بدن، قد،کوچک بودن ساختمان بدن، لاغری مانند نداشتن عضله کافی نگرانی دارند، علاوه بر این، نگرانی مردان با احتمال بیشتری تک عاملی است (فیلیپس، ۲۰۰۹؛ پریوگی و همکاران، ۱۹۹۷). در حالی که زنان بیشتر نگران وزن و بزرگی اندام‌های بالایی بدن هستند. مثلا فکر می‌کنند که وزنشان خیلی زیاد است و اشتغال ذهنی بیشتری با سینه و پا‌ها، باسن دارند (پروگی و همکاران، ۱۹۹۷؛ فیلیپس، ۲۰۰۹). همه زنان مبتلا درباره افزایش وزن و مردان مبتلا درباره کمبود یا افزایش وزن خود نگران هستند (فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷)، که این یافته با جمعیت غیر بالینی که زنان درباره وزن زیاد و مردان درباره وزن کم یا زیاد ابراز نگرانی می‌کنند، شباهت دارد (پروگی و همکاران، ۱۹۹۷). اما این امر در زنان جایگاه ویژه‌ای دارد، چون استاندارد‌های اجتماعی کنونی برای زیبای زنان به صورت افراطی بر روی تمایل به لاغری تاکید می‌کند. بنابراین زنان به سادگی در برابرعوامل مستعدساز پریشانی تصویربدنی قرار می‌گیرند. مطالعات زیادی نارضایتی قابل توجهی را در اندازه بدن و شکل بدن در میان زنان نشان داده‌اند. شکل بدن لاغر، عموما با جوانی رابطه دارد و به ویژه در زنان این انتظار می‌رود که ظاهر جوانی را حفظ کنند چرا که جوانی برای زنان در جوامع ارزشمند است. پسانس و پاین (۲۰۰۱) بیان می‌کنند که فشار اجتماعی معناداری بر زنان وجود دارد که جوان به نظر برسند، فشاری که بر مردان به همین میزان وارد نمی‌شود.
همچنین زنان با احتمال بیشتری دست به پنهان سازی نقص و وارسی خود در آینه می‌زنند (فیلیپس، ۲۰۰۹؛ پروگی و همکاران، ۱۹۹۷).مردان مانند زنان خواهان درمان‌های طبی غیر روانپزشکی هستند اما تفاوت جنسی در ارجاع مبتلایان به پزشک دیده می‌شود، مردان عموما به جراحی و درمان‌های تخصصی پوست تا درمان‌های دندانپزشکی و زنان به جراحان گوش و حلق و بینی مراجعه می کنند (تسما و همکاران، ۱۹۹۷؛ فیلیپس و دیاز، ۱۹۹۷). نتایج پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که تعداد زنان استفاده کننده از جراحی زیبایی بیشتر از مردان است. این موضوع شاید نشان دهنده این باشد که ایجاد تغییرات عمیق در ظاهر، در زنان پذیرفتنی‌تر از مردان و در حقیقت‌‌ همان مقدار توجهی که یک زن به ظاهر خود می‌کند و خوش لباسی تلقی می‌شود در یک مرد خود شیفتگی قلمداد می‌شود.
2-1-11- اختلال بدشکلی بدن در سنین مختلف
به منظور افزایش دانش در مورد اختلال بدشکلی بدن در هرگروه سنی و بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌ها، به تحقیق بیشتر نیاز است. اختلال بدشکلی بدن در کودکان نادر نیست، نیمی از مبتلایان گزارش می‌کنند که قبل از ۱۶ سالگی نشانه‌های اختلال را داشته‌اند و ۱۳% شروع نشانه‌های خود را قبل از ۱۰ سالگی گزارش کرده‌اند(آلبرتینی و همکاران، ۱۹۹۶).
گذر از کودکی و ورود به دوره نوجوانی یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی است (آقا خانی و همکاران، ۲۰۰۶). نوجوانان معمولا دارای مشکلات ویژه‌ای هستند که در دوره کودکی کمتر با آن مواجه می‌باشند (شمس الدین و همکاران، ۱۳۸۸). در خلال زندگی، افراد در هر سنی روی ابعاد خاص و متفاوتی از وجود خود سرمایه گذاری کرده و بر مبنای میزان اهمیتی که برای این، ابعاد قائل می‌شوند ارزیابی دیگران را نیز در این جنبه‌ها مهم تلقی می‌کنند. در سنین نوجوانی یکی از جنبه‌های مهم تشکیل دهنده هویت و عزت نفس افراد ظاهر جسمانی و تصویر بدن است (خدایاری و عابدینی، ۱۳۸۱؛ تجلی، ۱۳۸۳). در این دوره تکاملی، تغییراتی در وضعیت بدن، تفکر و روابط اجتماعی فرد به وجود می‌آید. نوجوانان در جریان رشد بیولوژیکی، اجتماعی و روانی درگیر مجموعه‌ای از تغییرات از جمله تمایل به کسب استقلال، جستجوی الگوهای خارج از خانواده و نیاز به تأیید و مورد قبول واقع شدن از طرف دیگران می‌باشند (امیدوار و همکاران، ۲۰۰۳). نوجوانان به ویژه جنس مونث در سنین بلوغ به دلایل متعدد از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی و نژادی توجه خاصی به وزن و شکل بدن خود دارند (استریگل و همکاران، ۲۰۰۲). بیشترین مشکل نوجوانان، در رابطه با تصویر ذهنی از خود می‌باشد، زیرا فرد در این دوره، تغییرات جسمی و روانی را تجربه می‌کند و افزایش قد، وزن و ظهور صفات ثانویه در مدت زمان کوتاهی تصویر ذهنی فرد را دچار تغییر می‌کند (کارسن، ۲۰۰۰). تصویر ذهنی نامطلوب یا عدم رضایت از وزن و ابعاد بدن، در نوجوانان احتمال بروز رفتارهای مخاطره آمیز از نظر سلامتی را افزایش می‌دهد (اسپیر، ۲۰۰۶). در این دوره تصویر ذهنی که به دلیل تغییرا ت جسمی تحت تاثیر قرار می‌گیرد ممکن است منجر به اختلال گردد (شمس الدین و همکاران، ۱۳۸۸).نوجوانان قشر آسیب پذیر و حساس جامعه در ابتلا به بیماری‌های روانی به خصوص نسبت به اختلال بدشکلی بدن هستند (آلبرتینی و فیلیپس، ۱۹۹۹؛ هادلی و همکاران، ۲۰۰۲؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۶؛ سابنسکی و اسمیت، ۲۰۰۰).
اختلال بدشکلی بدن که وابستگی تنگاتنگی بادگرگونیهای دوره بلوغ دارد، در حدود دوازده سالگی آغاز می‌شود و درهجده تا بیست سالگی معمولا از بین می‌رود. اما چون اکثر افرادی که دارای اختلال‌اند از بیان نشانه‌های مرضی خود اکراه دارند ممکن است تشخیص آن، سال‌ها پس از ابتلای به بیماری صورت گیرد (فیلیپس، ۱۹۹۱؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۳). این اختلال در دختران شایع‌تر است (سادوک، ۲۰۰۳). در بررسی میزان اختلال بدشکلی بدن در نوجوانان که توسط گرنت وهمکاران (۲۰۰۱)، انجام شد، آن‌ها دریافتند که ۱۳% از آزمودنی‌هاشان، ملاک‌های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی را در خود مشاهده کرده‌اند، با این وجود هیچکدام از بیماران قبلا تشخیص اختلال بدشکلی بدن نگرفته بودند. (گرنت و همکاران، ۲۰۰۱).
البته تشخیص اختلال بدشکلی خفیف، از نگرانی‌های نوجوانی بسیار دشوار است و مانند بزرگسالی، تشخیص بر اساس اشتغال ذهنی و تاثیر آن بر کارکرد، و ایجاد اختلال هیجانی گذاشته می‌شود (فیلیپس، ۱۹۹۶). بنابراین تشخیص افتراقی درست اختلال از نشانه‌های خاص دوران نوجوانی و دادن راهکارهای مناسب درمان، بسیار اهمیت دارد (گنستاد وفیلیپس، ۲۰۰۳). با توجه به اینکه نگرانی مربوط به ظاهر در دوره نوجوانی خیلی شایع است باید در تشخیص اختلال بدشکلی بدن خیلی دقت کرد. به چند علت مهم است که اختلال بدشکلی بدن کودکان و نوجوانان هر چه سریع‌تر شناسایی شود:
1-اختلال بدشکلی بدن می‌تواند باعث نمرات پایین در تحصیل، افت یا اخراج از مدرسه، کناره گیری از خانواده و دوستان، افکار خودکشی، رفتارهای خشن و مشکلات جدی دیگر شود.
2-رشد طبیعی می‌تواند در اثر علائم اختلال بدشکلی بدن آسیب ببیند.
3-اگر اختلال بدشکلی بدن زودرس، درمان نشود می‌تواند مشکلات بین فردی، شغلی، و تحصیلی ایجاد کند.
البته تشخیص و درمان زود هنگام، تاثیر اختلال را بر فرد کاهش می‌دهد و خود را به کارکرد بهنجار باز می‌گرداند (فیلیپس، ۱۹۹۶) و لازم است راهکارهای پیشگیری و درمان در اواخر کودکی و اوایل نوجوانی آغاز شود. در یک مطالعه مشخص شد که اگر اختلال در کودکی و نوجوانی شروع شود، بیشتر احتمال می‌رود که فرد خانه نشین شود (۲۰% در مقابل ۱۱%) و یا در بیمارستان روانی (۷۰% در مقابل ۱۸%) بستری شود (فیلیپس، ۱۹۹۶). علاوه بر آن، نوجوانان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مدرسه و شغل خود نابسامانی‌های عملکردی شدیدی پیدا می‌کنند و مطالعات نشان می‌دهد که نرخ اقدام به خودکشی آن‌ها به ۴۵ درصد می‌رسد.