دانلود مقاله با موضوع شیوع اختلال بدشکلی بدن، اختلال اضطراب اجتماعی

جدول 4-30: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی
جدول4-31: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با عملکرد تحصیلی مختلف
جدول 4-32: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با محل سکونت های مختلف
جدول 4-33: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با میزان رضایت متفاوت از جراحی زیبایی
جدول 4-34: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون مشکلات طبی و فیزیکی بارز
جدول 4-35: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی
جدول 4-36: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با طول مدت بیماری عصبی- روانی متفاوت
جدول 4-37: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی در فامیل درجه اول
عنوان
جدول4-38:شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال اضطراب اجتماعی
جدول4-39: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال افسردگی اساسی
جدول4-40: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال وسواس فکری- عملی
جدول4-41: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلالات خوردن
جدول 5-1- مقایسه میزان نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در مطالعات پیشین
جدول 5-2- مقایسه شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان در مطالعات پیشین
جدول 5-3- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در تحقیقات پیشین
جدول 5-4- مقایسه شیوع اختلال بدشکلی بدن به تفکیک جنسیت در تحقیقات پیشین

1- کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
بیشتر افراد درباره ظاهر خود حساس هستند و اکثر ما نگران این هستیم که چطور به نظر می‌رسیم. چه کسی اندام متناسب‌تر، پوست صاف‌تر، چشمان جذاب‌تر را دوست ندارد. جذابیت فیزیکی همواره در همه زمان‌ها و تمام فرهنگ‌ها مورد توجه بوده است و امروزه هم یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌های افراد مربوط به ظاهر و شکل بدنشان است و به نوعی رسیدگی به وضعیت ظاهری را مورد توجه و دقت قرار می‌دهند. اگرچه نگرانی در مورد ظاهر کاملا بهنجار و قابل قبول است. ولی برخی از افراد نوعی وسواس مخفی در مورد ظاهرشان دارند و تلاش می‌کنند که ظاهر خود را ارتقا بخشند.
درک از زیبایی یک مفهوم ذهنی است و وابسته به اشخاص، متفاوت است و در فرهنگ‌های مختلف در مورد مشخصه‌های زیبایی تعاریف متنوعی وجود دارد (کوگان، به نقل از باهن و همکاران، 2002). ادراک و نگرش فرد نسبت به بدن خود، بخشی از ارزیابی فرد از خودش را تشکیل می‌دهد. اما نکته اینجاست که این بخش، سهم مهمی در خود ارزیابی فرد دارد. از آنجایی که ظاهر، بخش مهمی از هویت فرد در موقعیت‌های اجتماعی است و بلافاصله در برخورد با دیگران نمایان می‌شود، بنابراین اهمیت این سازه بسیار بارز است و تاکید جامعه و رسانه‌های عمومی بر جذابیت ظاهری، افراد را به این مسئله حساستر می‌سازد و از طرفی، ارزیابی منفی از سوی دیگران منجر به احساس نارضایتی فرد از ظاهرش می‌گردد و افزایش و تشدید این نارضایتی فرد را مستعد اختلالات بالینی می‌نماید(فیلیپس، 2005).
بر طبق مطالعات انجام شده تقریبا هر فردی جنبه‌هایی از ظاهرش را دوست ندارد و دلش می‌خواهد آن‌ها به‌گونه‌ای دیگر باشند. نارضایتی در مورد ظاهر به طور شایعی می‌تواند اتفاق بیفتد. یک زمینه یابی در سال۱۹۹۷ نشان داد که بیشتر از نصف زنان(56%) و تقریبا نصف مردان (43%) اعلام کردند که به طور کلی از برخی اعضای بدن خود راضی نیستند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). و یک مطالعه گسترده در ایالات متحده نشان داد که 4/87 درصد از شرکت کنندگان نگرانی درباره ظاهرشان را گزارش دادند (کورن و همکاران، 2008). این داده‌ها نشان می‌دهند که نارضایتی و اشتغال ذهنی با ظاهر در جمعیت عمومی بسیار رایج است و تصور خوب از ظاهرخود نداشتن و اشتغال ذهنی با آن، فقط یک حساسیت کوچک نیست بلکه می‌تواند تبدیل به یک اختلال روانی گردد. نگرانی در اختلال بدشکلی بدن، منعکس کننده همین نگرانی طبیعی از ظاهر می‌باشد که تشدید یافته است (فیلیپس، ۲۰۰۵) و باید اختلال بدشکلی بدن را از نگرانی‌های افراد عادی و رایج درباره ظاهر افتراق داد. در اختلال بدشکلی بدن افراد اشتغال ذهنی مداومی درباره ظاهر جسمانی خود دارند و علی رغم طبیعی بودن ظاهر جسمانی، ترس مفرطی از زشت یا غیر جذاب بودن خود گزارش می‌کنند. در صورتی که تعداد اندکی از بیماران مبتلا به این اختلال، نقص‌های بسیار جزئی یا گاهی حتی ظاهر طبیعی دارند، اما نگرانی، بسیار عذاب آور و شدید است و با این نقص‌ها اشتغال ذهنی دارند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۰). ریشه این اختلال در باور یا ترس فرد از جذاب نبودن یا حتی نفرت انگیز بودن است. این نگرانی اغلب بر جنبه‌هایی از بدن مثل قد، وزن، و نازیبایی چهره و غیره متمرکز می‌شود. در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، اشتغال ذهنی سبب ناراحتی چشمگیر یا تخریب حوزه‌های عملکردی مهم بیمار می‌شود(فیلیپس،2009).

                                                    .