دانلود مقاله حقیقت هستی، قرآن کریم

گفتهی مسیحیان که: «مسیح، عیسى بن مریم، رسول خدا را ما کشتیم» نادرست است، «او را نکشته‏اند و او را بر دار [نیز] نکرده‏اند بلکه [حقیقت امر] براى آنان مشتبه شد و آنان که در [باره‏] او اختلاف کردند، قطعاً از [حال‏] او در شکّند.» «و به [حال‏] او یقین ندارند بلکه از [حدس و] گمان پیروى مى‏کنند و به یقین او را نکشته‏اند.»«بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْه: بلکه خداوند او را به سوى خویش فرا برد‏» این امر که البته به دست حضرت عیسی صورت نگرفته از دید آدمی، امری است شگرف که قرآن کریم بدان اشارت فرموده است.
جست عیسی تا رهد از دشمنان بردش آن جستن به چارم آسمان
31-2. معراج حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، فوق شگفتی‌ای از پیامبر اسلام
بیگمان شگرفانهترین حیرتآوری که می‌تواند برای یک بنده پیش آید رفتن به لایههای نهانی هستی و پوستههای درونی جهان است. سیری برون از زمان و زمین و خارج از مکان و مکین که تمام حقیقت هستی را از فرشتهای نیرومند بیاموزد و بیآنکه به مکتب رود، مسئله آموز صد مدرس شود.
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت زغمـزه مسـاله آمـوز صـد مــدرس شد
افلاک را درنوردد، به «سِدْرَهِ الْمُنْتَهى» و «جَنَّهُ الْمَأْوى» وقعی ننهد بر کرانه عرش، خاصان حق را ببیند به دو کمانی یا نزدیک‌تر از محبوب بایستد و دل را یکدله، به آموزگار عشق بسپارد تا سینه را مالامال از شراب حقیقت کند و باز آید.
چون به یک شب مه بُرید اَبراج را
آنک او از مخزن هفت آسمان
مصطفی بین کو چو صبرش شد بُراق
از پى نظاره‏ى او حور و جان
احمد ار بگشاید آن پرِّ جلیل
چون گذشت احمد ز سِدْرَه و مِرصَدش
گفت او را هین بپرّ اندر پیم
عقل چون جبریل گوید احمدا
از چه منکر می‌شوی معراج را
چشم و دل بربست روز امتحان
برکشانیدش به بالای طِباق
پر شده آفاق هر هفت آسمان
تا ابد بیهوش ماند جبرئیل‏
وز مقام جبرئیل و از حدش
گفت رو رو من حریف تو نیم‏
گر یکى گامى نهم سوزد مرا
انجامین سخن اینکه همین انسان عظمی که این تجربه اعجابآور را رقم زده است به شدت مردم را به اخلاق و تعقل فرامیخواند و مدام در پی این است که مردم را با عقلانیت اداره نماید نه امور شگفت.
یافته‌هایی کلیدی از گونه‌های خارق عادت در پرتو قرآن
پژوهندهی این تحقیق، کوشیده است تا برای هر گونهای از کرامت و رخداد خارق عادت نمونهای یا نمونه‌هایی بیاورد و از لابهلای آنها دریافت‌های کلیدی‌ای در باب نگاه قرآن به کرامات و اولیای الهی داشته باشد. اگرچه در گفتار دوم از بخش دوم بررسی‌هایی را خواهیم گذراند اما برخی نکات، آنگونه که در کنار نمونه، سخن خود را آشکار می‌کند بی‌آن، اینگونه نیست. از این رو همان بررسی‌ها را اینجا پی گرفته‌ایم البته نکتهوار. از جمله اینکه:
گاه خداوند اولیای خویش را با رخدادهای خارق عادت از بند دشمنانش می‌رهاند. مانند حضرت نوح(علیه السلام) را در طوفان و با ساختن کشتی.

                                                    .