دانلود مقاله شیخ محمود شبستری، زمان و مکان

ولایت، نبوت و رسالت سه چهره از مقامات اولیای الهی است که ارتباط استواری با هم دارند به گونهای که میتوان این سه را در هم تنیده دانست. گاه هر سه در یک ولی خدا جمع شده است و گاهی از هم متمایز میشوند.
5-1. پیوستگی «ولیّ» با «نبیّ» و «رسول»
در قیاس و [پیوند] ولایت با نبوت خداشناسان بر این باورند که پیامبران، بهراستی اولیایی‌اند که در
حق فانی و به حق باقی‌اند و از جایگاه غیب هستی و اسرار آن خبر می‌دهند.
هر فرستاده‌ای، پیامبر است و هر پیامبری، ولی. پس هر فرستادهای نیز ولیّ است. لیکن اینگونه نیست که هر ولی‌ای، خبر‌دهنده(پیامبر) و یا آورندهی شریعتی(رسول) باشد. رسولان، هر سه را دارند و پیامبران، دارای دو وصف‌اند و این سه، به سه دایرهی تو در تو می‌مانند. رسالت و نبوت مقامی در دایره ولایتاند.
ولایت، آن دایره فراگیر و گسترده است که همان دایرهی بزرگ‌تر است. پس از احکام این دایره آن است که خداوند هر کس از بندگانش را بخواهد به پیامبری سرپرستی می‌کند و برخی از احکامش این است که گاهی آن بنده را به رسالت سرپرستی می‌کند و این نیز از احکام دایره ولایت است پس هر رسولی ناچار است که نبی هم باشد و هر نبیّ‌ای نیز بایست که به ولایت رسیده باشد. بنابراین هر رسولی باید که ولی باشد پس رسالت مقام خاصی در میان دایره ولایت است.
ویژگی‌ای که در هر سه دسته، همسو است ولایت است. گرچه ولیّ در گسترهی گیتی ـ و نه از دید وجودی ـ جایگاه پایین‌تری نسبت به پیغامبر و رسول دارد اما بی‌ولایت کسی به نبوت و رسالت برگزیده نخواهد شد. ولایت، جان و سیرت نبوت و رسالت است.
از نگاه ابنعربی، میان این سه عنوان، پیوندی استوار برقرار است. به دید وی پیامبر، یک ولیّ است که به دانش غیب و احکامی دست یازیده که از راه وحی الهی بوده و از راه های عادی دست یافتنی نیست؛ و رسول یک ولیِ به نبوت رسیده است که به تکلیف الهی برای رساندن پیغام‌های الهی به مردم دانش پیدا کرده و دارای سمتی الهی است. پس رسول، سه منصب را در خود جمع کرده و نبی، دو جایگاه را.
شیخ محمود شبستری نیز در قالب نظم، پیغامبری را همان ولایت نمود یافته در خلق و جهان دانسته:
نبی چون «آفتاب» آمد ولیّ «ماه»
نبوت در کمال خویش صافیست
ولایت در ولی پوشیده باید
مقابل گردد اندر «لی مع الله»
ولایت اندر او پیدا نه مخفیست
ولی ندر نبی پیدا نماید
از پیوندهایی که برای ولی و دو رفیقش می‌توان برشمرد این است که ولی نیز همانند پیغامبران برخی بر شماری دیگرشان برتری دارند.
5-2. گسست «ولایت» از «نبوت» و «رسالت»
جداسازی نخستِ ولایت از دو عنوان دیگر، به این است که ولیّ، از زمرهی اسمای حسنای پروردگار جهانیان است و انسان به ولایت رسیده نیز نام ولیّ را یدک میکشد و این هم‌نامی را در نبی و رسول نمییابیم.
دوم آنکه: ولیّ، همیشه در زمین باقی است چرا که اسم الهی، همیشگی است و همواره نماینده و جلوه‌گاهی می‌خواهد اما پیامبر و رسول، هر دو، مأموریتشان سرانجام می‌یابد، چه که رسالت از دید تاریخی به شرایطی بسته است و زمانی خاتمه می‌یابند. این دو سمت الهی برای تنظیم حیات طیبهی آدمی در این جهان است اما ولایت چنین ربط جوهری با گیتی را ندارد. بنابراین، آن دو جایگاه، در جهان پسین از دارندگانش گرفته می‌شود لیکن ولایت ایشان، همواره در سرشتشان میماند.
پس به هر دوری ولیّ‌ای قائم است تا قیامت آزمایش دائم است.
با این حال، برخی همچو ابنعربی، ولایت را چونان برزخی میان نبوت و رسالت دانسته‌اند البته به این معنا که معنایی شامل و در هر دو وجود دارد: آسمانِ پیامبری، در برزخی پایینتر از ولی و بالای از فرستادگان خداست.آسمان ولایت بلند است و بر هر مقام با شکوهی احاطه دارد.
فلک ولایت برتر و فراگیر تر از فلک نبوت است. ولی این سخن به معنی افضل بودن مطلق ولی از نبی نیست. نبوت درجه ای در ولایت است. ولیای که نبی نیست رتبه‌اش از رتبه نبوت کمتر است و نبی از حیث ولایتش اتم از حیث نبوت خویش است مانند انسان که از جهت انسان بودنش، کاملتر از لحاظ حیوان بودن خویش است. رسولان الهی دو حنبه دارند: یکی جنبه ولایت و عرفان و دیگری جنبه رسالت. آنان از آن جهت که ولی و عارفند نسبت به آن حیث که رسول اند برترند زیرا ولایت و معرفت آنان دردایره بساط مشاهده در محضر مقدس حضرت حق قرار دارد اما رسالت آن را به تنگنای عالم ماده و مشاهده اضداد فرود میآورد. نبوت و رسالت چون مقید به زمان و مکان اند منقطع و پایان پذیرند اما ولایت چون معرفت کامل به خدای تعالی است و به زمان و مکان محدود نیست هرگز پایان نمیپذیرد و منقطع نمیگردد. قلمرو رسالت فقط در دنیاست و حکم آن در آخرت بریده خواهد شد.
قشیری به دو فرق دگر اشاره نموده و نوشته که : برخی گفته‌اند که شدنی است که ولی نداند که ولی خداست. اما هر پیامبر و فرستاده‌ای به سِمَت خود آگاهی داده شده و دوم اینکه شرط دست یازی به جایگاه ولایت، ماندگاری همیشگی در این مقام نیست بلکه شاید که بدعاقبت نیز بگردد. همو در جایی دگر، گفتار استادش ابوعبدالرحمن سلّمی را می‌آورد که: «کارهای پایانی اولیا، امورات آغازین پیامبران است.»
در همین جاست که مسئلهی والاتری و فضل پیامبران و به طریق اولی رسولان را بر ولی‌ای که تنها، ولیّ است می‌توان اثبات نمود البته نه بر اولیایی که خود نبی یا رسول و یا پیشوای معصوم در فرهنگ شیعهاند. رسولان، چون ولایت و نبوت را هم دارایند بر پیغامبران و اولیا برترند و پیامبران از رسولان، پایین‌تر و از اولیای صرف، بالاترند و اولیایی که ویژگیِ ولیّ بودن را دارا هستند جایگاهی پایین‌تر
از آن دو را دارند. بنابراین ولایت حیثی از پیامبر و رسول است؛ و گاه خود به تنهایی در مؤمنی حضور دارد.
نتیجه‌ و ره‌آورد گفتار:

                                                    .