دانلود مقاله عرفان اسلامی، دیدگاه مخالف

عرفانپژوهان بر این سخن آگاهاند که در عرفان اسلامی واژه ای با اهمیت‌تر از ولی و جستاری پرارج تر از ولایت نیست. «ولیّ»، تنها واژهی قرآنی است که بر خالق و هم بر مخلوق نهاده می‌شود و خداشناسان این تاج را بر سر نهاده‌اند تا از دیگر انسان‌ها جدا شوند و با اینکه ولیّ، معنای سرپرستی را برای خود برداشته است اما محبت و دل‌باختگی به حق، از اصلی‌ترین مایههای پاگرفتن این صفت در دوستان خداست. ولایت امری است که هر مؤمنی به اندازهی توان خود و نیز کوشش خویش در بندگی می‌تواند مرتبهای از آن را دریابد و پلهای را به بالا پا نهد تا آنجا که به خلافت حضرت الوهیت بار یابد. از دیرباز نیز تصوفنویسان اسلامی ازین درجات بیگانه نبوده‌اند و فنای بهدست آمده از نهایت قرب و سرپرستی را ولایت دانسته‌اند. گونههای ولایت امری است که هماره از چشم و قلم عارفان و اندیش وران این حوزه نیفتاده است و ولایت مطلقه و مقیده و نیز خاتم اولیا از داغ‌ترین گفتارهای آن نوشته‌ها بود است. کشمکش‌های فراوان در لابهلای نگاشتههای ابنعربی و پیروان مکتب پاینهاد وی، در مصادیق ولایت مطلقه و مقیده و خاتم اولیا وجود دارد که به نظر می‌رسد اندکی نیز رنگ و بوی کلامی به خود گرفته است؛ و همانگونه که در ره منزل لیلی چه خطرهاست بسی، در میدان قلم و کاغذ نیز این معنا رخ نموده است. قرآن کریم به دو بخش فراگیر ولایت ربانی و ولایت شیطانی اشارت نموده است.
پیوند و گسستهای ولایت با جایگاههای هم‌سویش، نبوت و رسالت و نیز یگانگی و جدایی ولی با دو مفهوم نبی و رسول دیگر جستاری است که بدان اشارت رفت. زمین و زمان هرگز بیولیّ نخواهد بود چنانکه نبی و رسول همیشگی نیستند.
***
**
*
گفتار سوم:
دیدگاه‌های درباره ی کرامات اولیا
1. دیدگاه متکلمان
2. دیدگاه فیلسوفان
2-1. فیلسوفان سینوی
2-2. فیلسوفان اشراقی
2-3. فیلسوفان صدرایی
3. دیدگاه عارفان
4. دیدگاه مخالفان
1. دیدگاه متکلمان
در میان کسانی که میبایست حقایق امور را از روی دلیل و برهان با ملاحظه و مطابق با شرع درک ‌کنند و هماره دیدگاههای آنان ختمالکلام برای مردم عادی است یعنی متکلمان، سخن بسیار است و بهراحتی می‌توان رسالهای استوار در نگرههای فرقهای در اسلام به مسئلهی کرامات اولیا را ترتیب داد و به گستردگی به پژوهه نشست. باری، کوتاه اینکه متکلمان را به دو گروه سنیان و شیعیان دستهبندی میکنیم.
در باب متکلمان شیعهی امامیه می‌توان گفت که: آنان یکسره قائل به جواز صدور کرامات از انبیا، ائمه، اولیا و صالحاناند. از این رو تذکره‌نویسان پیشین و پسین، بیپروا به گردآوری و نگاشتن در این زمینه، همت گماشته و پرکار بوده‌اند.آنها می‌گویند چنین کاری، یکسره شدنی و بهترین دلیل بر آن، وقوع و وجود خارجی آن است. کارهای خارق عادت صادر شدهی از سوی پیامبر پیش از بعثت، یعنی از هنگامهی ولادت تا سن چهل سالگی نمونه‌هایی از این کارهاست. آنان قدح در آن را نیز باطل می‌داند. زیدیه، دیگر فرقه کلامیشیعی نیز کرامات را پذیرفته و در برخی نوشتههاشان، برای بزرگان خود کرامات قائل شده‌اند. بهائیان نیز بدین امر معترفاند.
اما متکلمان سنی با توجه به شمار بسیارشان، در این مسئله، پر سخن بوده‌اند. اشاعره نیز بهمثل الهی‌دانان شیعه، همین نظرگاه قبول را در مسئلهی کرامات اولیا دارند (جز اختلافی که درباره امامت و ائمه دارند). آنان بهمانند شیعه بر ایناند که: چنین چیزى کاملا ممکن است و بهترین دلیل بر امکان یک امر وجود خارجى آن است‏ و نمونهی خارجى آن عبارت است از معجزات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پیش از بعثت که پیش از این در لابهلای سخن متکلمان شیعه گفته شد. عبدالکریم شهرستانی، متکلم بزرگ اشعری بر این است که کرامات اولیا عقلاً جایز و سمعاً وارد (کراراً شنیده شده) و قرآن به آن قائل است؛ و این نکته باریک را که دیگران نگفته‌اند بیان می‌کند که: آنچه از کرامات صالحان این امت نقل شده فزون از شمار است و اگر چه هر یک به تنهایی افاده علم به وقوع آن نمی‌کند ولی چون همه به یکجا و با هم در نظر گرفته شود علم قطعی و یقین صادق، به اینکه خوارق عادات بر دست صاحبان کرامت ظاهر شده در دل ما پدید می‌آورد. امام فخر رازی نیز در «تفسیر کبیر»ش (در اوایل سورهی کهف) بهگونهای گسترده و مفید، در این باره، بحث می‌کند و بر این است که قرآن و اخبار و آثار و دلایل عقلی بر جواز کرامات اولیا دلالت دارد. باز، کلامیِ با اهمیت تسنن در نگاشته خویش، «نهایه الأقدام فی علم الکلام» نیز سخن از مقبول افتادن کرامات نزد اشاعره دارد و از دید عقل و نقل به اثبات رسانده است و برایشان پذیرفتنی است. نیز در جایی دیگر عالمان اشعری مذهب چون ابنکلاب و ابوالحسن اشعرى و باقلانى و ابوعبداللّه حلیمی از اشاعره سخن رانده و گفته‌اند که: جملهی اشاعره کرامات‏ اثبات کنندهی این اموراند جز اسفراینى که وى میگوید کرامات‏ محال است. فخر رازی از افتخارات کلامی تسنن، استوار در برابر منکران معتزلی کرامت ایستاده و دلایل آنان را به بوتهی نقد گذاشته است.
سلفیه، دیگر گرایش کلامی تسنن از رد کدنندگان مسئلهی کرامات اولیا هستند و پیوندی میان ذکر و دعا و کرامات و استجابت دعا نمی‌دانند.
ماتریدیان از فرقههای تسنن نیز بدین مسئله گردن نهاده است و أدله منکران اینگونه کارها را از جمله استدلال معتزلیان را نادرست می‌داند؛ و وجهی برای پذیرفتنش نمی‌بیند.
اما در نگاه فرقهی پرچالش وهابیت نیز کرامات اولیا پذیرفتی است و مؤمن می‌تواند با دعای خود به علم غیب دست یازد و مشرقنشین جهان را در حالی که خود در مغرب است ببیند. این، در حالی است که شفاعت و دعای خیر پیامبر را برای مؤمنین بر نمی‌تابند و نیز به سحر و ساحری باورمندند و یادگیری آن را برای آسان نمودن کارها جایز میدانند، البته به شرط اینکه با گناهان بزرگی چون کفر و جسارت به قرآن کریم بدان مهارت در سحر برسد.
فرقهی کلامیسنّی قدریه نیز از منکران مسئله کرامات اولیا است چرا که مدعی است کسی را در این فرقه دارای کرامت و امور خارق عادت نیافته‌اند و نیافتن را رهنمونی بر نبودن دانسته‌اند و کلامنگاران اسلامی سنی نیز در نوشتههای اصلی خود، بدین انکار، سخن رانده‌اند.
کوتاهسخن اینکه: به جز اندکی از متکلمان سنّی، همهی کلامیان سنی و شیعیان متکلم، کرامت را راست و درست خوانده‌اند. اما نظرگاه فیلسوفان که در هر جا و سخنی، در نوع خود، پیشانی عقلورزی زمانه بوده است.
2. دیدگاه فیلسوفان
از آنجا که اندیشمندان میدان علوم عقلی هماره به دقت امور را بررسی میکنند نظرگاههای آنان مورد توجه قرار گرفته است. از این رو ردّ و ابرام آنها بر نظریه یا سخنی، میتواند موجب تأیید صحت یا سقم آن باشد.
2-1. فیلسوفان سینوی

                                                    .