دانلود مقاله قرآن کریم، حضرت موسی

دانلود پایان نامه

از شگفتی‌هایی که در سال‌های نخستین و دشوار اسلام بر مردمان آن زمان آشکار شد و قرآن بدان گواهی می‌دهد نادیده شدن برگزیدهی خدا در غار با تار عنکبوتی بود که ساعاتی پیش وارد آن شده بود. در حالی که خون‌آشامان نادان در پی ایشان، کوه و برزن را می‌گشتند حتی نشانی از او نیافتند و این‌گونه شد که «أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: او را با سپاهیانى که آنها را نمى‏دیدید توان داد.»
9-2. کمک فرشتگان در نبردهای نابرابر
یکی از نیروهای نهانی خداوند در یاریرساندن اولیای خویش فرشتگاناند که به فرمان الهی دست به کارهای نامأنوس میزنند.
9-2-1. در هم کوباندن لشکری با مشتی از خاک
در صحنه نبرد پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) با لشکر دشمنان بیایمان، آنگاه که کار از دست بشر به در رفت
پیامبر عزیز ما با افکندن مشتی خاک زمین به سوی لشکر سر تا پا مسلح دشمن، آنان را به خاک ذلت نشاند. از این رو خداوند در قرآن کریم، این کار حیرتآور را به خود نسبت میدهد و میفرماید: «پس شما آنان را نکشته‏اید، بلکه خداوند آنان را کشت و هنگامى که [به سوى آنان خاک‏] افکندى، تو نیفکندى بلکه خداوند افکند و تا از [سوى‏] خویش به مؤمنان عطایى نیک ببخشد. بى گمان خداوند شنواى داناست.»
ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ راست دان هر چه کارد جان بود از جان جان
9-2-2. دست‌های غیب در گاه نیاز لشکر خدا با یاری‌رسانی فرشتگان در نبردهای نابرابر
از جمله کاستی‌های مسلمانان در سال‌های نخستین اسلام، نابرابری در جنگ‌ها بود، اما خداوند هماره با دست‌های نهان و نیروهای نادیدنی، دوستان خود را یاری می‌نمود. گاهی به «هزاران فرشته» و گاه به «پاشیدن سنگریزه‌هایی به سوی دشمنان‌» و خود، آشکارا در کتابش از ین امدادهای غیبی، پرده برداشته تا مؤمنان بدانند که هماره دست خدا در کار است. آنگاه که «پروردگارتان شما را به سه هزار [نفر] از فرشتگان فرو فرستاده شده [از آسمان‏] مدد رساند؟» و آن زمان که «[کافران‏] با این جوش [و خروش‏] به سویتان آیند، پروردگارتان شما را به پنج هزار [نفر] از فرشتگان نشان‌گذار، مدد مى‏رساند.» نکتهای که در این مورد است این است که پیش از یادکرد کمک غیبی، خداوند سبب اینگونه امدادها را شکیبایی در راه حق و پرهیز گاری می‌داند.
این امر را میتوان در نجات بنیاسرائیل در جریان شکافت دریا به دست حضرت موسی(علیه السلام) نیز به گونهای دیگر به نظاره نشست، که پیشتر، از آن سخن رفت.
9-3. باز شدن درهای کاخ برای یوسف(علیه السلام)
آنگاه که ولیّ زیباروی خداوند متعال، مورد مکر خوبرویان زشتسیرت مصر قرار گرفت و با دیوار درهای بسته روبرو شد برونرفتی جز کار شگفتی چون گشوده شدن درها، یکی پس از دیگری به خداوند متعال نبود.
10. بیدار شدن پس از صدها سال خفتن
یکی از چهار موردی که خدای سبحان در قرآن کریم نام شگفت ـ البته برای آدمی ـ را بر آن می‌نهد همین داستان خفتگان در غار است:«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً: آیا پنداشته‏اى که اصحاب «کهف» و «رقیم» از [زمره‏] نشانه‏هاى ما [چیزى‏] شگفت بودند؟» بیدار شدن تکاندهندهی برخی گرویدگان به خدا، پس از صدها سال خفتن، امری است که هنوز که پس از هزاران سال، آدمی را به شگفتی وامیدارد. نکتهی قابل یادکرد در این مورد از گونههای قرآنیِ امر خارق عادت، این است که خداوند هدایت پاداشی خود و و باز هدایت الهی ـ در پی ایمان نخستین و استقامت آنها ـ را مایهی انجام این کار شگفت در حق آنها می‌داند. دعای آنها به فراهم دیدن راهی به رهایی را، به استجابت رساند و بهگونهای حیرتآور آنها را از شکنجههای جسمی چون سنگسار و آزارهای روحیای چون برگرداندن به کفر، رهایی داد. «پس چندین سال در [آن‏] غار بر گوشهایشان پرده افکندیم.»
البته در این داستان، کارهای فراعادی بیشتری در آیه، بدان اشاره شده بهمثل اینکه: «و خورشید را مى‏دیدى که چون بر مى‏آمد از غارشان به جانب راست گرایش مى‏یابد و چون غروب مى‏کرد، از آنان به جانب چپ در مى‏گذشت و آنان در [جایى‏] فراخ از آن بودند. این از آیات خداوند است.» یا «و آنان را بیدار مى‏پنداشتى حال آنکه خفته بودند. و آنان را به جانب راست و به جانب چپ مى‏گرداندیم و سگشان دو دستش را بر آستانه در گشاده بود. اگر بر آنان آگاهى مى‏یافتى قطعاً گریزان از آنان روى مى‏گردانى و به راستى بسیار از آنان بیمناک مى‏شدى.» همه این لطف‌ها را خداوند در باره کسانی می‌کند که: «خداوند [او را] هدایت کند، او راه یافته است.» پس دیگران هم می‌توانند مورد امدادهای نهانی حضرت حق قرار گیرند.
11. زنده شدن انسانی، سالیان دراز پس از مرگ
اندیشه در داستان آن بزرگی که از دِهی سقففروریخته گذر کرد ناگاه به زبان حال گویا از خالق متعال خواسته باشد که چگونگی زنده شدن اینان در قیامت را به من نشان بده. سپس خداوند قادر، خود او را برای 100 سال میراند و آنگاه زنده کرد، بهگونهای که خود آن ولی خدا از این کار بزرگ شگفت زده شده بود. «به داستان کسى که بر دهى گذشت که سقفهایش فرو ریخته بود، [نیندیشیده‏اى؟ او] گفت: خدا [اهل‏] این [ده‏] را پس از مرگش چگونه زنده مى‏کند؟ فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه:‏ پس [از این شکّ‏] خداوند او را صد سال میراند، آن گاه او را برانگیخت [و به او] فرمود: چه مدّت [به این حال‏] مانده‏اى؟ [او] گفت: یک روز یا قسمتى از روز را [در این حال‏] مانده‏ام. فرمود: بلکه صد سال مانده‏اى. پس به خورد و نوشت بنگر. دگرگون نشده [و رنگ نباخته‏] است. و به دراز گوشت بنگر. و [مى‏خواهیم‏] تا تو را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم. و به استخوانها بنگر [که‏] چگونه آنها را برداشته به هم پیوند مى‏دهیم و بر آن گوشت مى‏پوشانیم. آن گاه چون [قدرت الهى‏] براى او روشن شد، گفت: [به راستى‏] مى‏دانم که خداوند بر هر کارى تواناست.» به راستی که جز ولی خدا کسی را شایستگی این امر هست تا خود او به استجابت این خواسته سترگ برسد؟ او پیامبر و ولی خدا، عزیر(علیه السلام) بود که با اندیشهی درونیاش محل انجام این شگفتی قرار گرفت.
هین عُزَیرا در نگر اندر خرت
پیش تو گردآوریم اجزاش را
دست نى و جزو بر هم مى‏نهد
چشم بگشا حشر را پیدا ببین
که بپوسیده ست و ریزیده برت
آن سر و دُم و دو گوش و پاش را
پاره‏ها را اجتماعى مى‏دهد
تا نماند شبهه‏ات در یوم دین‏
12. گرفتن سفره و غذای آسمانی از نهان