دانلود مقاله قرآن کریم، دانشگاهها

دانلود پایان نامه

22. زندگی در شکم ماهی
بیشترین زمانی که یک شناگر می‌تواند در دریا و یا استخری بدون دستگاههای تنفسی انسان ساخت به سر برد و جان سالم به در برد، شاید از انگشتان دو دست به در نخواهد رفت اما یکی از اولیای خدا سال‌ها در قعر دریا آن هم در شکم نهنگی زندگی کرد: «فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ: آن گاه ماهى او را فرو بلعید» و قرآن می‌فرماید که: اگر او لب به نیایش نمی‌کرد، تا روز واپسین او را در شکم آن ماهی بزرگ نگاه می‌داشتم و آن روز او را بر می‌انگیختم. ولی او ندا به ندامت داد و از دهان ماهی به ساحل آرامش پرتاب شد. به اعجاز، درختی برای سایه و نگهداری از او بر سرش سایه افکند و به یکباره گروهی بی سابقه یا کم پیشینهای را به سوی خدا گرایاند. او حضرت یونس(علیه السلام) از اولیای الهی و فرستادگان خدای سبحان بود. و هر آن کس که به ولایت ایزد بار یابد هماره در سایه امنیت اوست ـ گاه به شگفت و گاه بی شگرف ـ گرچه تا روز قیامت به اعجاز در شکم حیوانی که شاید به درنگی پیکر آدمی را می بلعد زیست کند.
یونست در بطن ماهی پخته شد
گر نبودى او مسیح بطن نون
مخلصش را نیست از تسبیح بد
حبس و زندانش بدى تا یبعثون‏
23. نجات اولیای خدا از عذاب های همه‌گیر
نجات پیامبر و ولیّ خدا، حضرت لوط(علیه السلام) از عذاب همهگیر از نمونههای شگفتی است که در قرآن کریم بازگو شده است. مخالفان و منکران در دوران اولیا و پیامبران خدا: هماره به دنبال آسیب و کشتن و از بین بردن آنها به هر نحوی بوده‌اند و تمام ابزار خود را صرف این کار می‌نمودند اما برگزیدگان الهی بارها از راههای غیر عادی از گزند آنان در امان مانده‌اند و یا در عذاب فراگیر بر قومشان به گونهی معجزهآسایی نجات یافته‌اند. حضرت لوط(علیه السلام) یکی از آنان است که در دیدار بافرشتگان این مژده را دریافت نمود که از نجات خواهد یافت: «فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَه‏».
24. تسخیر موجودات
بسیاری از انسانها در ذهنشان هم نمیگنجد که روزی موجودی جز اعضای بدن خویش را برای خود رام نمایند چرا که این کار، امری ناشدنی مینماید. اما برخی اولیای الهی به راحتی، همه یا بخشی از عالم را در در دست قدرت الهی خویش داشتند.
24-1. تسخیر جن
گونهای دیگر از خارق عادت‌های اولیای خدا که در قرآن کریم یادکرد شده، این بود که برخی جنیان نیز بهمانند یک کارگزار امین گوش به فرمان یک ولیّ خدا بودند و برخی از آنها، از سران کشور و حکومت آن ولیّ خدا بودند در حالی که خود، توان بر انجام امور غیر عادی داشتند:«حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِن‏» عفریت یکی از آن‌ها بود که مدعی توانایی بر آوردن تخت پادشاه سبا در کم‌تر از نشت و برخاستی بود. قدرت زیاده بر تصورى که عفریت از جن به پیشگاه سلیمان پیامبر(علیه السلام) اظهار نمود از شئون احاطهی ملکوتى و استخدام و تسخیر سلیمان پیامبر(علیه السلام) است که به آن عفریت از جن افاضه نموده و به احضار تخت ملکه سبأ واداشت که در ظرف چند ساعت آن را از کشور سبأ (صنعا)، به شهر اورشلیم، پایتخت پادشاهى سلیمان(علیه السلام) بیاورد.
با توجه به این نکته، چنانچه عفریت از جن لیاقت و ظرفیت افاضه بیشترى می‌داشت در کمترین لحظه‏اى تخت ملکه سبأ را به پیشگاه سلیمان(علیه السلام) حاضر مى‏نمود هم‏چنانکه آصف، وزیر سلیمان که بخشی از علم کتاب را دارا بود استعداد آن را داشت و در کمترین درنگى دستور او را انجام داد.
و بناهای چیرهدستی از جنیان و فروروندگان در دریاها که یکی، جواهر بیاورد و آن یکی ساختمانها بسازد. بیشک چنین بنا و ساختمان محراب و تمثال درختان و استخراج لؤلؤ و مرجان از قعر دریا که گروهى از جن درباریان سلیمان(علیه السلام) انجام می‌دادند گر چه امری خارق عادت می نماید نیز از مقوله موهبت سلیمان پیامبر(علیه السلام) و تسخیر او بوده است.
در دستگاه حضرت سلیمان(علیه السلام) جنیان نیز میتوانند به عنایت ولایت پیامبر خدا نیروی شگفت مییابند چنانکه عفریت از جنیان نیزدر راستای اجرای دستور حضرت سلیمان(علیه السلام)، چنین ادعایی میکند که تخت ملکه سبأ را پیش از این که نشست و برخاست کنید به حضورتان حاضر می کنم. کلام دیگر این ست که: تسخیر شیاطین به معنای تسخیر هر جنى است که بناکنندهی خانه‏هاى بلند و عمارتهاى مستحکم باشند.
24-2. تسخیر حیوانات به‌ دست سلیمان(علیه السلام)
امر شگفتآور دیگری که از یک ولیّ خدا، سلیمان نبی(علیه السلام) دیده شد و در قرآن کریم بازگو شده است دانش سخنگویی با پرندگان است: «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْر: به ما زبان مرغان آموخته‏اند.» همین مرغان هوایی که با یک نگاه، از جای خود می‌پرند و به شاخهای و یا حتی به سرزمینی دیگر فرار می‌کنند. بیشک این کار، امری بس اعجازگونه و اعجاب‌آورست و از دست کسی جز داوود و سلیمان(علیهما السلام)، آنان که دستشان در دست خدا بود برخاسته نیست. تعجببرانگیزتر اینکه: پرندگان، از مسخرات سلیمان و در خیل لشکریانش بودند. هدهد چونان کارگزاری باهوش در خدمت ولی خدا بود: این پرنده از دور دست گزارشی آن هم درست برایش آورد که خود آگاه نبود و اعجاب برانگیز تر اینکه به گونه ای وضعیت سرزمین سبا را کارشناسانه گزارش می‌دهد مسائل توحیدی را بررسی کرده و کفر آن‌ها را نمایان می‌کند که گویا در دانشگاههای سیاسی بر این امر آموزش دیده است و پیامبر خدا دوباره او را به مأموریت بزرگی می‌فرستد و آن مرغ هموایی، مو به مو انجام می‌دهد. این چنین کارها همه در اختیار و توان یک ولی خداست که مرتاضان و جادوگران و جن گیران به توحید و کفر کاری ندارند.
چون سلیمان را سراپرده زدند
جمله مرغان ترک کرده جیک جیک
هدهد ایشان پی تقدیس را
هدهدی نامه بیاورد و نشان
پیش او مرغان به خدمت آمدند
با سلیمان گشته اَفْصَح مِن اَخیک
می‌گشاید راه صد بلقیس را
از سلیمان چند حرفی با بیان
با مرغان هوا سر و سرّی داشت چرا که خداوند متعال منطقالطیرش داد: