دانلود مقاله مقام خلافت و جانشینی، معنای لغوی

دانلود پایان نامه

گفتار سوم:
بررسی زمینه‌های تحقق ولایت تکوینی
و تصرفات اولیا، در قرآن
1. عبودیت
2. معرفت شهودی
3. خلافت الهی
شناخت اسباب و موجبات تحقق ولایت، راه رسیدن به جایگاه والای ولایت را به انسان نشان داده و زمینه را برای ولیّ خدا شدن هموار می‌کند. خدای سبحان راه‌هایی را یادآور می‌شود که اگر روندهی راه او، آنها را از سر بگذراند به او نزدیک می‌شود و در اثر قرب به حضرت حق، هم خود، ولیّ خدا می‌گردد و هم الله، ولیّ او می‌شود.
گر چه ولایت نیز به‌سان وجود مراتبی دارد و شدت و ضعف را در لایههای خود به همراه دارد و حتی در برخی نگاشته‌های بزرگان عرفان، دستیابی به مقام اعلای ولایت بسی دشوار و محال‌نما نشان داده شده است اما پیشاپیش، سخن را به پله‌ای از ولایت می‌بریم که قدرت تصرف ولیّ در عالم را به ارمغان دارد و البته جدای از ارزش دستیابی به مقام ولایت که خود، پلهای از مقامات قرب و جایگاهی منیع است ارزشگزاری تصرف در عالم و انجام خوارق عادات را به مجالی دیگر وامیگذاریم.
آنچه به عنوان زمینههای دست دادن ولایت الهی و در پی آن سیطره بر کون و مکان بیان می‌شود اموری است که بایست با نگاه طولی بدان دیده بست و هر کدام را پله پیشین مرتبه پس از خود دانست، که عبودیت، بنده را به جایگاه معرفت می‌رساند و معرفت او را به ولایت سوق می‌دهد و به دنبالش به خلافت الهی بار یافته و به جای مستخلفعنه در جهان و نهان دخل و تصرف می نماید.
اینکه انسان چگونه می‏تواند به مقام خلافت و جانشینی خداوند در زمین دست یابد و تبیین علل این دستیازی، با نگاه حق بین قرآنی ـ و نه توصیف دلایل آن ـ، پرسش بنیادین راقم سطور و این پژوهش است. اما پاسخ کوتاه و اجمالی از زبان قرآن این است که : راه رسیدن به خلافت الهی که همان راز آفرینش بشر است، علم صائب و عمل صالح است که نموداری از آن، در دو محور معرفت و عبادت بازگو می‏شود:

1.عبودیت
برای رسیدن به معنای حقیقی عبودیت لازم است که نخست به بررسی لغوی و معنایی آن بنشینیم.
1-1. واژه و معناشناسی «عَبْد»
برخی از واژهشناسان گفته‏اند: «اصل عبودیت به معنای خضوع است». لیکن این، معنای لغوی واژه نیست بلکه لازمهی معنای آن است؛ زیرا خضوع، با «لام» متعدی می‏شود؛ مانند: «فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعینَ: آن گاه آنان در برابرش گردن نهند.» ولی واژه «عبادت»، خود، متعدی است. پس عبادت به معنای خضوع نیست. عبادت خدا، ارائه و نشان دادن مملوکیّت خود به پروردگار است و از این‌رو با استکبار جمع نمی‏شود چنانکه خداوند میفرماید: «آنان که از عبادت من کبر مى‏ورزند، با خوارى به جهنّم در مى‏آیند.»
«عبْد» به معنای انسانی است که مملوک دیگری باشد و اگر این کلمه را از ویژگی‌های انسانی تجرید کنیم به معنای «موجود با شعوری است که مِلک غیر باشد» و به این اعتبار بر همهی موجودات با شعور اطلاق می‏شود: «هیچ کدام از آنان که در آسمان‌ها و زمین‏اند، جز در بندگى [به پیشگاه خداوند] رحمان نمى‏آیند.» واژه «عبادت» نیز همین معنا را إفاده می‏کند؛ گرچه بر حسب برگرفتن‌های گونهگون و اختلاف موارد، تغییراتی در معنای آن حاصل می‏شود. اما جستار اصلی ما، بررسی معناشناسانهی این واژه از دید وحی است.
1-2. عبودیت در قرآن
بیگمان، واژه بندگی سزاوار‌ترین نشان برای شایستهانسان‌هایی است که سر در إنقیاد مولای خود، سرای فانی را تجارت‌کده کرده و حلقه‌به‌گوش در میخانه دوست، هر دو جهان را دیوانه‌وار وانهاده‌اند.
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهی تو هر دو جهان را چه کند؟
نه از ترس دوزخ و نه به طمع خلد برین، که او را اهل سرسپردگی دیدند و بندگی پیشه کردند.واژهای با ریشهی قرآنی که بازگوییِ نزدیک به سیصد ـ 279ـ نوبت در نگاشتهی آسمانی، مثنوی دراز‌دامنی از معارف عرشی را در خود جای داده است.
در راستای رسیدن به جایگاه بلند خلافت الهی و تصرف در هستیمندها، خداوند متعال عبادت را یکی از دو محور اساسی نیل به این هدف میداند: «و ما خَلَقتُ الجِنَّ والاِنسَ اِلاّ لِیَعبُدون: و جنّ و انس را جز براى آنکه مرا بندگى کنند نیافریده‏ام.» جنّ و انس، فقط برای پرستش خدا آفریده شدند؛ یعنی انسان اگر بخواهد به هدف والای خود که جانشینی خداست، نایل گردد، تنها باید خدا را عبادت کند؛ به‌گونه‏ای که بتواند بگوید: «اِنَّ صَلاتی ونُسُکی و محیای و مماتی لِلّهِ رَبِّ العلَمین: بگو: بى گمان نمازم و عبادتم و زندگانى‏ام و مرگم [همه‏] در راه خداوند، پروردگار جهانیان است.» آنگاه همهی شئون فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… او صبغهی عبادی می‏یابد. از این رو متن بنیادیِ اندیشهی نگارنده در این نگاره، در دو جستار «عبودیت» و «معرفت» پیگیری و به انجام می‌رسد.
عبودیت، از آن رو راه‌کاری در رسیدن به ولایت تکوینی از سوی خدای سبحان است که به محبوب و معشوق شدن بنده برای خدا می‌انجامد. صادر کنندهی ولایت در کریمهای که در فرهنگ فقهی ما سجده واجب دارد به پیغامبر خود هشدار می‌دهد که: «نه! از او فرمان مپذیر و سجده [و نیایش‏] کن
و [به خداوند] تقرب بجوى.» گرچه در این آیه از سجده سخن رفته است اما منظور، همان نماز و
عبادت است. عبادت را معنای فراگیری است که شامل امتثال همه دستورات الهی می‌شود و می‌فهماند
که به راستی راه رسیدن به ولایت الهی سرنهادن همه سویه به فرمان‌های مولا و کرنش در برابر
اوست.