دانلود مقاله پاسخ به پرسش، علامه مجلسی

6-1-2. آیاتی که ولایت را از غیر خدا سلب می‌کند
«وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ فِی الْأَرْضِ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ: و شما در زمین گزیر و گریزى ندارید و برایتان جز خداوند هیچ کارسازى و یاورى نیست.»، «مَا لَکُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ: جز او هیچ دوست و شفاعت کننده‏اى ندارید.»، «مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ وَاقٍ: تو را از [عذاب‏] خداوند هیچ کارساز و باز دارنده‏اى نیست.» سرّ اینکه دیگران هیچ سهمی از ولایت ندارند این است که ولایت و سرپرستی، نوعی پرورش است که بر علم، قدرت و مالکیت تکوینی ولیّ نسبت به حوزه سرپرستی او متوقف شده است و دیگران فاقد این صفات کمالی هستند.
6-1-3. آیاتی که ولایت را مختص خدا می‌دانند
و گویای این است که: آیا جز او را سرپرست خود گرفته‌اند. تنها خدا ولیّ است. وجود
ضمیر فصل «هو» و معرفه بودن خبر به «الف» و «لام» در «الولی»، مفید تأکید و حصر ولایت
در خدای سبحان است و نیز اینکه او «ولیّ حمید» است و فیالمثل، بارش از آسمان به دست
اوست.
6-1-4. آیاتی که حاکمیت و حکم را مختص خدا می‌داند
یا دوست و شریکی برای خدای تعالی قائل نیست و یا کسی را در جایگاه رد حکم او نمی‌داند مفید اختصاص ولایت به خداست مانند: «حکم جز به دست خداوند نیست.» «آنان جز او هیچ کارسازى ندارند و در حکمش کسى را شریک نمى‏سازد.»، «و خداوند حکم مى‏کند- هیچ رد کننده‏اى براى حکم او نیست-»
مجموع آیات پیشگفته به خوبی دست میدهد که ولایت بالأصاله مختص خدای سبحان است یعنی «لا ولی الا هو». اما آنچه می‌توان بهگونه پرسش طرح نمود این است که در شماری از آیات گونهای از ولایت برای طاغوت و شیطان مطرح است و نیز اینکه ولایت خدای سبحان بر برخی بندگان بهگونهای متفاوت با دیگر بندگان بیان شده است.
7. جستاری در ولایت غیر خدا
منظور از ولایت غیر خدا، آن سرپرستیای است که ظاهر آیات قرآن کریم برای بندگان و مخلوقات خداوند اثبات میکند و البته همهی اینها در طول قدرت خداوند و به عنایت اوست و نه ولایت استقلالی.
7-1. گونه‌های ولایت دینی در قرآن
مرحوم مجلسیِ اول در نوشتهای که آن را «ولایهالاولیاء» نام نهاده است 12 گونه از ولایت دینی را برای 12 گروه آدمی گسترانده است که با اندک تأملی در قرآن عزیز می‌توان ردّی از همهی آنها را نشان داد. آنچه در این جستار بدان رهنمون شده‌ایم گونهی نهم از اقسام ولایت یعنی ولایت تکوینی برگزیدگان حق بر موجودات هستی، آن هم به اذن خداوند بلند مرتبه است که پایه‌ها و مایههای استوار خود در کتاب وحی را فرامیخواند که علامه مجلسی از آن به «ولایت تکوینی اولیای امر دین، بر رام نمودن موجودات»، یاد میکند که در فصل پسین، پایههای قرآنی آن، به تفصیل بدان گونه از ولایت برمیرسد. اما چکیدهی آن، قرب حق، علم کتاب، علم به اسما و جانشینی آدمی برای خدا است، که ایشان به آیاتی به مانند: «کسى که علم الکتاب به نزد اوست [بس است‏].» «کسى که به نزدش علمى از کتاب
[الهى‏] داشت، گفت:…»، و «همه چیز را در کتابى روشنگر بر شمرده‏ایم.»، «آنگاه کتاب [آسمانى‏] را به آنان به ارث دادیم که از [میان‏] بندگانمان برگزیدیم.» و به اینکه «به وسیله شما خداوند می‌گشاید و به سبب شما پایان می‌دهد» و «به برکت وجود شما، مخلوقات خداوند روزی داده میشوند» اشارت نموده است.
البته ناگفته نماند که در اصطلاح فقیهان و عالمان ربانی ولایت بر دو بخش است: ولایت خاصه که محدود به مورد خاصی است که انسان بر شخص خاصی ولایت دارد. و ولایت عامه که به مصداق خاصی مرزبندی نشده است، مانند ولایت پیشوایان معصوم(علیهم السلام) و نواب خاص و عام آنها که بر عموم مردم ولایت دارند. در فقه جواهری 37 مورد را برای ولات خاصه و 13 قسم را به عنوان ولایت عامه به ثبت رسانده است.
7-2. ولایت رسول خدا و اوصیای ایشان
پرسش این است که: اگر برآیند آیات این باشد که ولایت جز برای خدای سبحان بر احدی روا نیست آنگاه ولایتی که در برخی از آیات مانند: «جز این نیست که ولىّ شما، خداوند و رسولش و مؤمنانى هستند که نماز بر پاى مى‏دارند و آنان در اوج فروتنى، زکات مى‏پردازند.» بهگونه مستقیم به رسول خدا و اولیای الهی نسبت داده شده به چه معناست و چه توجیهی دارد؟
و پاسخ این است که: ولایت رسول خدا و اوصیای ایشان هرگز در عرض ولایت خدای سبحان و مستقل از آن نیست زیرا بر مبنای تعالیم مکرر وحیانی هیچ انسانی حتی انسان‌های کامل از هیچگونه استقلالی برخوردار نیستند از این رو معنای دقیق سمت ولایت برای پیامبران و اولیا مانند سایر اسمای حسنای الهی آن است که آنان مظهر و آیت ولایت الهی‌اند.
7-3. ولایت طاغوت و شیطان بر کافران
پرسش دومی که از ولایتی با صنفی دیگر، از آیات قرآن رخ می‌نماید چنین است که: قرآن کریم می‌فرماید: «و کسانى که کفر ورزیده‏اند، کار سازانشان طاغوت‏اند که آنان را از نور به سوى تاریکی‌ها به در مى‏برند.»، «به راستى ما شیطان‌ها را براى کسانى که ایمان ندارند، کارگزار قرار داده‏ایم.» اینکه چه راهی برای برونرفت از معنای ولایت طاغوت و شیاطین بر برخی وجود دارد؟
اما کوتاه پاسخ به پرسش یادشده اینکه: نخست ولایت شیطان بر کفار مستقل از ولایت خدا و در عرض آن نیست دوم و بهتر بگوییم بلکه این ولایت نوعی عذاب و کیفر الهی است که شیطان همچون سگ دست آموزی بهگونه تکوینی مأمور است آن را نسبت به کسانی اعمال کند که از سر عمد ولایت تشریعی دیگران را جایگزین ولایت خدای سبحان کرده‌اند.
8. ولایت پاداشی
انجامین سخن این است که چرا در برخی آیات ولایت خدا بر گروه خاصی از بندگان اختصاص یافته است که قرآن کریم میفرماید: «خداوند کار ساز مؤمنان است.»، «و خداوند کارساز پرهیزگاران است.» و دیگران از آن نوع سرپرستی بیبهره‌اند.
و فرجامین پاسخ این است که چنانکه بر خواننده پنهان نیست ولایت بر دو گونه تشریعی و تکوینی است و ولایت تشریعی عام و بر همگان یکسان است و در قیام همه از آن بازخواست خواهند شد اما ولایت تکوینی یک شعبه عام و فراگیر دارد و یک بخش خاص که نصیب بندگان ویژه خدای سبحان است. ولایت تکوینی عام همانند تشریعی عام شامل همه انسان‌هاست اما ولایت تکوینی خاص که می‌توان ولایت ثانوی، پاداشی یا توفیق الهی خواند ویژه کسان خاصی است که خود را به ولایت تشریعی خدای سبحان گره زده و بدان گردن نهاده‌اند. از این رو این روندگان کوی حق، بقیه راه را آسان‌تر و تندتر گذر می‌کنند. قرآن کریم هر جا سخن از ولایت پاداشی می‌کند آن را ویژه بندگان مؤمن و پرهیزگار دانسته است و آشکارا داد سخن سر می‌دهد که: «خداوند کار ساز مؤمنان است.» و «و خداوند کارساز پرهیزگاران است.»و در جای خود، گفته شده که حکم بر وصف، مشعر به علیت است یعنی چون
این کسان با ایمان و با تقوایند از ولایت تکوینی خاص خداوند بهره‌مندند همانگونه که ولایت شیطان

                                                    .