دانلود پایان نامه ارشد با موضوع زین العابدین، غازان خان

پایان سخن اینکه: «سلسلهی مظفریان در سال 795 به تفصیلی که در تواریخ مسطور است به دست امیر تیمور لنگ گورکانی منقرض گردید و بازماندگان این سلسله به جز یکی دو تن که نابینا بودند همگی در قمشهی اصفهان، قتل عام گردیدند.» (لیمودهی، 1379، ص 29)
3-1-5-1- حاکمین زمان حافظ و ممدوحین شاعر
در کتاب سلم السموات دربارهی حافظ چنین آمده است: «در محلّهی شیادان شیراز، نشو و نما یافته، زمان سلطنت “شاه شیخ ابواسحق”، پسر شاه محمود انجوی و پادشاهی “امیر مبارزالدّین محمّد” آل مظفر و “شاه شجاع” پسر امیر مبارز الدّین و “شاه منصور” پسر شاه محمود پسر امیر مبارزالدّین و سلطنت “امیر تیمور گورکان” را دریافت.» (حسینی فسایی، 1378، 1162 به نقل از سلم السموات)
بعضی از سلاطین و امرایی که حافظ را مورد لطف و حمایت خویش قرارداده بودند، به این ترتیب معرفی شدهاند: «1-شاه شیخ ابواسحق اینجو: این امیر، پسر محمود اینجو ست که در زمان سلطنت غازان خان به حکومت فارس منصوب گردید. ابواسحق، خود شاعر و شاعر دوست و مردی سر خوش و عیّاش بود به طوریکه از امور مملکت داری غافل ماند و با این بیتوجهّی، خاندانش را منقرض ساخت. شمسالدّین محمّد حافظ با شاه شیخ ابواسحق از جوانی بسیار محشور بود و علاقهی سرشاری به او داشت. این علاقه حتی بعد از مرگ شیخ نیز در او تخفیف نیافت و در اشعار خود، فراوان از وی یاد میکرد. غزل زیر، نمونهی روشنی از این علاقه و اشتیاق است:
«یاد باد آنکه سر کــوی تــوام منزل بود
دیـده را روشنی از خــاک درت حاصل بود
در دلم بود که بی دوست نبـــاشم هرگز
چه تــوان کرد که سعی من و دل باطل بود
راستی خاتم فیـــروزهی بـــو اســحاقی
خـوش درخشیـــد ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه ی کبک خرامـان حافظ
که ز سر پنجــــهی شاهین قضا غافل بود»
(حافظ، 1387، ص282و 281، ابیات 8و 7، 5 ،1)
همانطور که مشاهده میشود در این غزل، حافظ از خلوت انسی که با شاه داشته با اندوه و ماتم یاد میکند و در عین حال از بیخبری و غفلت شیخ ابواسحاق سخن میگوید.
2- شیخ امینالدّین جهرمی از ابدال متصّوفه.
3- قاضی عضدالدّین عبدالرّحمن ایجی (متوفی 756) از علما و حکما و صاحب کتاب مواقف در علم کلام.
4- حاجی قوامالدّین حسن از بزرگان شیراز که محصّل مالیات دیوانی بود.
5- مجدالدّین اسماعیل (متوفی 756) قاضی شیرازی که در مدرسهی مجدیّه که به نام خود اوست، تدریس مینمود. [ با اینکه نگارنده در لابهلای اشعار خواجه سرودهای مربوط به این اشخاص ندیدهام امّا گفته شده که]این افراد همگی از ممدوحان حافظند و در دربار شاه ابواسحق اینجو میزیستهند. از دیگر کسانی که مورد ستایش حافظ قرار گرفتهاند به ترتیب از خاندان مظفّری 1- شاه شجاع پسر امیر مبارزالدّین محمّد 2- سلطان زین العابدین پسر شاه شجاع 3- شاه منصور پسر شاه مظفّر پسر امیر مبارزالدّین میباشند که مخصوصاً شاه منصور را که آخرین و خاتمهی آل مظفّر بوده، بیش از همه، مدح گفته است.» (مهراز، 1348، ص302 و 301 با اندکی دخل و تصرف)
همچنین دو قصیده منسوب به خواجه در برخی نسخ دیوان وی وجود دارد که معتقدند در آنها مدح جلالالدّین تورانشاه وزیر شاه شجاع را گفته است که این قصاید به ترتیب با ابیات زیر آغاز میشوند:

                                                    .