دانلود پایان نامه ارشد با موضوع ناصرالدین شاه قاجار، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

gayderam boyongä zare zarbäfdän
Bir qeymatle javäherang ensäfdän
haqiqat qüzenda zolfaqär olmäz
Oüzming hendi qilič čexsa qaläfdän
ترجمهی ابیات: سروناز باغ سیادت هستم، زیبارویی شوخ و شیرین و زیباترین زیبارویانم (سرآمد زیبا رویانم).
جواهر سلطان، دختر مأذون هستم، زیبارویی همچون من در ایل پیدا نخواهد شد.
الحق و الانصاف که جواهری قیمتی هستی، به قامت تو از پارچهی زربافت که از زر ساخته شده، جامه خواهم پوشاند.
اگر هزار شمشیر هندی از غلاف درآید به چشم حقیقت، ذوالفقار نخواهد شد.
ولی ازدواج آن دو شاعرزاده، جامهی عمل نمیپوشد.
3-2-7- اوضاع اجتماعی و سیاسی عصر مأذون
«آگاهی کامل از محیط اجتماعی و سیاسی جامعه، میتواند در شناخت بیشتر شاعر و تبیین اندیشهها و افکار وی کمک نماید. محیطی آرام همراه با صلح و دوستی ودر مقابل آن آشوب و جنگ و ناآرامی میتواند درونمایه افکار شاعران باشد. بنابر این برای پی بردن به ذهن و زبان مأذون و آشنایی باعصر حیات شاعر، شناخت محیط اجتماعی و سیاست حاکم برآن دوره ضروری، است.» (ریحانپور، 1388، ص39)
«دوران زندگی مأذون و اوج شاعری وی مقارن با حکومت ناصرالدین شاه قاجار بوده که مصادف با قرن دوازدهم هجری قمری است و در این روزگار، ایلات ایران از قدرت روز افزونی برخوردار بودهاند و آرامش و ناآرامی منطقهای به وجود آنها بستگی داشته است و تشکیلات منظم و روحیهی جنگاوری ایلات،گاهی دولت مرکزی را به زانو در میآورده، به همین علت همواره مورد توجه دستگاه حاکم در ایران قرار داشتهاند.» (خاتمی، 1373، ص26)
«مأذون به علت آرامش نسبی حاکم بر ایل و دوری وی از مراکز سیاسی و جریانات روز، از مسائل کشوری کمتر سخن گفته و بیشتر به مسائل مربوط به ایل پرداخته است.» (ریحانپور، 1388، ص39)
3-2-7-1- اوضاع سیاسی جامعه‌ی فارس (محلّ زندگی شاعر)
«فارس میدان تاخت و تاز خودی و بیگانه شده بود. دلاوریهای مردم تنگستان وجان فشانیهای آنان در برابر هجوم نیروهای متجاوز انگلیس به خاطر ورود آنها به بوشهر، خود حماسهی شورانگیزی است که سرانجام درهم میشکند و انگلیس معاهدات ننگینی را به دولت قاجار تحمیل میکند.» (گرگینپور، 1385، ص48)
با وجود نا آرامیهای نسبی در فارس، ناصرالدین شاه که خود اهل شعر بوده، به خاطر شاعر نوازی سعی میکرده در دربارش بازار شعر وادب رونق و اعتبار داشته باشد و علاوه بر او افراد دیگری نیز بودهاند که در زمان مأذون، در صدر کارهای دیوانی ودولتی قرار داشتهاند و مورد مدح شاعر واقع شدهاند، « یکی از آن دولتمردان که مأذون وی را مدح کرده است حاجی فرهاد میرزا متعمد الدوله عموی ناصرالدین شاه و فرزند عباس میرزا است که از سال 1293 تا 1298 هـ. ق عهدهدار حکومت فارس بوده و نظم و انظباط را درفارس برقرار کرده است. از کارهای وی که مأذون نیز از آن یاد کرده، سرکوبی فضلعلی از شورشیان ودزدان بهارلو است که جریان مفصّل آن در فارسنامهی ناصری آمده است.
در شهرهای مختلف فارس، گرسنگی وغارت ونارضایتی مردم از حکومت وقت به اوج خود رسیده بوده است و شاید یکی از علت هایی که مأذون، مدام از ایلخانان وکلانتران انتقاد میکند همین است که حکومت مرکزی فارس از اوضاع اقتصادی خوبی برگزار نبوده است.» (حسینی فسایی، 1378، ص1625)
مأذون، علیقلیخان و حاجی نصراللهخان فرزند محمدعلیخان را به علت بیکفایتی و عدم رضایت مردم از آنها مورد هجو و تمسخر قرارداده و از سهرابخان فرزند مصطفیقلیخان که به سبب نافرمانی، به دست شاه به قتل رسیده است ابراز رضایت نموده و با سرودن مرثیهای به یاد او گریه سر میدهد وعامل قتل وی را مشیرالدوله میداند.
برخی از نابسامانیهای فارس در مدیحهی فارسی مأذون که در ستایش معتمدالدوله فرهاد میرزا سروده، آمده است، این مدیحه با مطلع زیر آغاز میشود: