دانلود پایان نامه درباره ارزش های اجتماعی، آزادی اجتماعی

دانلود پایان نامه

آزادی ارزشی است که همواره در کنار ودر دامان ارزشهای دیگر،معنا می یابد.این مفهوم هنگامی که در کنار ارزشهای دیگر نظیر حقیقت،معنویت وعدالت قرار می گیرد معنای راستین خود را می یابد
بدین ترتیب دالهایی که باآزادی در گفتمان غرب مفصل بندی می شوند به حاشیه رانده می شوند .علاوه برآن دال مرکزی آزادی که همان پرورش همه استعدادهای درونی انسان است با بی اهمیت جلوه دادن زندگی دنیوی (که هدف اصلی پرورش استعدادها ست) به شدت به حاشیه رانده می شود و اینگونه گفتمان حاکم سعی در فرو ریختن ساختار گفتمان غیریت خود دارد .ساختار شکنی دیگر درباره تصویری است که ازآزادی ارائه می شود آزادی یکی از دالهای اصلی گفتمان غرب است که درمتن درس ضمن ساختار شکنی آن نویسنده سعی می کند آنرا وارد گفتمان خود کرده وبا معنای جدید ی که به آن می دهد با سایر دالهای اصلی خود مفصل بندی کند.
برای اینکه گفتمانی استیلای خود را حفظ کند سعی می کند تبدیل به تصور اجتماعی شود درچنین حالتی گفتمان ادعای جهانشمولی می کند به بیانی دیگر استیلای گفتمان خود رانه تنها سبب سعادت قشر یا جامعه ای خاص می داند بلکه تنها راه سعادت جهانی معرفی می کند.در متن مذکور نویسنده برای گفتمان خود ویژگی هایی را بر می شمارد وآنرا به عنوان فرهنگ مطلوب جهانی معرفی می کند به طوریکه در خلال درس تنها راه رسیدن به سعادت معنوی وابدی انسانها را حاکمیت اصول وارزش هایی می داند که وابسته به گفتمان خود است.«حریت وآزادی:ارزشی است که همواره در کنار ودر دامان ارزشهای دیگر ،معنای خود را پیدا می کند؛ زیرا آزادی از یک امر برای رسیدن به امر ی دیگر است. این مفهوم هنگامی که در کنار ارزشهایی نظیر حقیقت ،معنویت وعدالت قرار می گیرد معنای راستین خود را پیدا می کند.معنا ی راستین آزادی،آ زادی از قید وبندهایی است که مانع از رسیدن آدمی به حقیقت ،معنویت وحقوق انسانی اش می شوند وزمینه ظلم بر انسانها را فراهم می سازند».منظور از آزادی زمانی که از آزای راستین سخن می گوید همان آزادی درونی ومعنوی است . اما همانطوری که درقسمت ارزش های بیانی واژگان عنوان شد نویسنده از حسن تعبیر استفاده می کند ومعنایی خاص به آزادی می دهد به بیانی دیگر در این درس بر آزادی درونی تاکید می شود ودر قسمت آزادی بیرونی ضمن حذف آزادی فردی (به حوزه گفتمانگونگی سرازیر می شود) آزادی اجتماعی نیز درکنار ارزش های اجتماعی دیگر قرار می گیرد بطوریکه آزادی اجتماعی حل شده در ارزشهای دیگر تصور می شود که به تنهایی فاقد معنی وارزش است.
4-2 .تحلیل مصاحبه
مورد یک :
مکان:دبیرستان کوثر 23/9/93 جنسیت زن
«آزادی معنای مختلفی داره:آزادی بیان،آزادی پوشش و…هرکدوم هم حدوحدودی دارن.آزادی بیان بایددرمواردی وجود داشته باشه چون اگه یک جوان یانوجوان نتونه به راحتی حرفشوبزنه ونظرشو بیان کنه درمراحل بعدی دچار مشکل میشه وقدرت بیان خودشو ازدست می ده.آزادی پوشش نیزباید درجامعه وجود داشته باشه ولی نه تا اون حد که جایگاه مرد وزن عوض بشه .دراین زمینه خانواده نقش مهمی داره درقدم اول فرزندان از پدر ومادر خودبه عنوان الگو استفاده می کنند.لباس وپوشش هرفردنشان دهنده شخصیت اون فرد.مسئله دیگه فرهنگ غرب وغرب گراییه .امروزه جوانان تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار می گیرن وبجای اینکه ازپیشرفتهای آنها درزمینه های مختلف الگو برداری کنند ازنوع پوشش آنها الگو برمیدارن وازحد وحدود خود خارج میشن.بنظر من هرچیزی وهرکاری حدوحدودی داره مانباید پامون روازگلیممون درازترکنیم».
مرحله توصیف
کلمات واجد کدام ارزش های تجربی،بیانی ورابطه ای هستند؟
الف.ارزش های تجربی: آنچه که در نگاه اول دراین متن جلب توجه می کند استفاده از برخی کلمات وتکرارآنها درخلال متن است:(آزادی بیان،آزادی پوشش،حدوحدود،فرهنگ غرب ،غرب گرایی،پیشرفتهای آن والگوبرداری)تضاد معنایی : درخلال متن سه گفتمان را می توان تشخیص داد :گفتمان خودسنتی ،گفتمان حاکم در جامعه وگفتمان غرب که دو گفتمان آخرگفتمان غیرِ گفتمان خود هستند که ارزشهای متضادی به هر یک از آنها نسبت داده می شود :
گفتمان خود سنتی گفتمان حاکم بر جامعه گفتمان غرب
آزادی بیان محدودیت آزادی بیان آزادی مطلق
آزادی پوشش عدم آزادی پوشش
ب.ارزش های رابطه ای :فرد با بیان اینکه رعایت بعضی حد وحدودها نشان دهنده شخصیت وتربیت خانوادگی ما است می خواهد رابطه ای همدلانه با خواننده برای پذیرش افکارش ایجاد کند:«در قدم اول فرزندان ازپدر ومادر خود به عنوان الگو استفاده می کنند….لباس وپوشش هر فرد نشان دهنده شخصیت اوست».
پ.ارزشهای بیانی:
جدول4-2-1: گفتمان های اشاره شده در مورد1
گفتمان خودسنتی
گفتمان حاکم بر جامعه
گفتمان غرب
آزادی بیان
آزادی پوشش
عدم یا محدودیت آزادی بیان
حجاب اجباری
آزادی مطلق
آیا درمتن از استعاره استفاده شده است؟
به این عبارت توجه کنید:«نباید پامون رو از گلیممون درازتر کنیم». نویسنده با استفاده از این استعاره خواستار گذاشتن محدودیت برای آزادی است واینگونه گفتمان غرب را (که از دیدگاه او طرفدار آزادی مطلق است)به حاشیه می راند.