دانلود پایان نامه درباره بازگشت به خویشتن، انقلاب های بزرگ

دانلود پایان نامه

2-5 .نگاهی اجمالی به آزادی از مشروطه تا انقلاب اسلامی
تقریبا ازدوران مشروطیت است ،که واژه آزادی وارد گفتمان نخبگان جامعه شده وبه مفهوم غالب درمبارزات سیاسی بعد ازاین دوران تبدیل می گردد ودرراس مطالبات جمعی قرارمی گیرد. درنهضت مشروطیت مهمترین خواسته های مبارزان تشکیل عدالت خانه ومجلس واستقرارقانون برای جلوگیری ازخودکامگی پادشاه واستبداد درباری بود (اعلم ،1390:16 ).«خصوصیت اصلی این دوران دراغلب موارد،استقبال ایرانیان وروشنفکران ازحکومت قانون ،عدالت اجتماعی ومدرنیته غربی می توان قلمداد کرد.دراین دوران ،رشدتجدد خواهی درحوزه های فرهنگ ،سیاست وادبیات راشاهد هستیم .مجموعه این تحولات دوخصوصیت مهم داشت :نخست،آنها درمسیر استقبال ازغرب وارزش های مدرنیته روال یافتندومهمتر آنکه مبارزه علیه قدرت خودکامه حکومتی واستبداد سیاسی دراین دوران،روشنفکران ومبارزان سیاسی را به اندیشه بازگشت به گذشته ،بازگشت به سنت یامذهب نکشاند.خصوصیت دوم این دوران اهمیت مسئله آزادی بود که مهمتر ازمسئله استقلال جلوه گرشد.درست است که مسئله اصلی نهضت مشروطه حکومت قانون بود ولی ایده حکومت قانون دراین دوره باشعار آزادی مدنی درمقابل یکه تازی قدرت حاکم جلوه گرمی شد»(هودشتیان،1382: 73).«بنابراین آزادی درگفتمان مشروطه جایگاه ویژه ای داشت وبا دالهای رهایی از استبداد وحاکمیت قانون وعدالت همراه وهمنشین بود.«دال دیگری که بنا برشرایط سیاسی،اجتماعی واقتصادی این دوره با آزادی همراه وهمنشین بود دال امنیت بود. امنیت ازدست دزدان وغارت گران مسلح به تیغ وشمشیرمستبدان وخودکامگان مسلح به ابزار بسیارخطرناکتر ازاولی یعنی قدرت مطلقه»(مالمیر،1382 :67).
زمانیکه نهضت مشروطه درایران قوام می یافت ،درغرب تفکراتی انتقادی علیه مدرنیته درحال شکل گیری بود.که تاثیر این تفکرات را می توان دردوره بعد از مشروطه درمتفکرین ایرانی دید.دردوره بعد ازمشروطه جنبش روشنفکری دربرخورد باغرب ازهنگام استحکام سلسله پهلوی شکل گرفت وبرای نخستین باردرایران مبارزه علیه استبداد سیاسی بامبارزه علیه تسلط ونفوذ قدرت های سلطه گر خارجی مشخصا انگلستان گره خورد وجنبش روشنفکری درایران خصوصا پس ازدهه40-30 به سمت تحولاتی معکوس گام نهاد.رفرم های ارضی شاهی به جای اصلاح اموروجلب نظر افکار عمومی بر شدت مخالفت روشنفکران وروشنگران ایران بارژیم سیاسی حاکم افزود وگرایشِ حاکمِ این گروه رابه مخالفت باارزش های مدرن وغربی سوق داد (هودشتیان،1382 :81).خصوصیت اصلی حکومت پهلوی اجرای مدرنیته بصورت گزینشی بود.بطورمثال همزمان با تحول نظام آموزشی ،آموزش عالی ونظام حقوقی نظام پلیسی عظیمی پدیدآورد.برنامه مدرن گروه سنتی راازدولت جداکرد ونظام پلیسی طبقه متوسط،طبقه ای که قراربودپایگاه اجتماعی دولت باشد،راازحکومت دورکرد.دراین شرایط نه تنها معضلات اجتماعی،سیاسی وفرهنگی حل نشد بلکه مسائل جدیدی پیش آمد که باعث شد فرهنگ ضد غربی درطبقه متوسط وفقیرشکل گیرد.ودرواکنش به این امربومی گرایی حفظ خلوص فرهنگی درقالب گفتمان به نام اصالت شکل گرفت.علت دیگری که درسطح جهانی مطرح است ،واکنش به روایت کل گرای هگل ازتاریخ ودیگر متفکرین این وادی بود.« نگاه کل گرا وتمامیت خواه برآمده ازانقلاب فرانسه وفلسفه آلمان،بامحدودکردن تاریخ به ضرورت های گریزناپذیرسیربه سوی کمال،انبوه سنت های متکثرفرهنگی،وتجارب زیسته ملت ها رانادیده می گیرد،وسرانجام درقالب گفتمان موسوم به «شرق شناسی»،کل ملت های شرق رابه حاشیه تاریخ می راند وقلمروهای جداگانه ،تقابلی ونفوذناپذیر«شرق-غرب»رابیان می کند.این تقابل دراندیشه شماری ازروشنفکران صاحب نفوذایرانی(فردید،شایگان،آل احمد،شریعتی)معکوس می شود وترجمان خود رادربومی گرایی ،غرب ستیزی وبازگشت به ریشه ها بازمی یابد.این کاربه یاری مفاهیم هایدگری زوال غرب ،بازگشت به ریشه ها وجستجوی اصالت ،قالب ریزی وپرداخت می شود»(میرسپاسی،1386 :10).درچنین شرایطی آزادی که خواسته اصلی گفتمان مشروطه بود بدون آنکه تحقق یابد به حاشیه رانده می شود واستقلال جایگزین آن می شود. کسب استقلال ورهایی ازاستبداد وبازگشت به ریشه ها وبومی گرایی به عنوان دال های اصلی این گفتمان هستند. آزادی درچنین گفتمانی درکنار دال های دیگر قرار گرفته ومعنایی تازه می یابد.« این گفتمان ناظر برآغازی تند وریشه ای بافکرگسست کامل اززندگی روزمره باوعده آینده ای آرمان شهری ترکیب شده است که به لحاظ فکری جذاب وخیال انگیز است.این نظریه ها که فلسفه آغاز تازه را دنبال می کنند،پاره ای تصورات رمانتیک مانند آزادی کامل رابرامکان واقعی یک جامعه دموکراتیک ارجح می شمارند.از آنجا که پروژه های آرمانشهری،آزادی بخش تر ومعنادارتر به نظر می رسند وبرای انواع رنج های بشری راه حل هایی عرضه می دارند،یک چشم اندازدموکراتیک،درعرصه خیال پردازی های دینی ،سکولار،ویاملی گرا قادربه رقابت باآنهانیست.تنها زمانی مشکلات چنین نظریاتی مشخص خواهد شد که این چشم اندازهای خیالین دربسترهای جامعه شناختی خود ارزیابی شوند» (همان:121).گفتمان اصالت تا وقوع انقلاب وحتی پس ازآن به حیات خود ادامه می دهد .البته پس از انقلاب بازگشت به ریشه ها درگفتمان حاکم برجامعه معنایی خاص می یابد به بیانی دیگر به معنایی خاص از آن تاکید می شود ومعانی دیگر به حوزه گفتمانگونگی سرریز می شوند معنای بازگشت یعنی بازگشت به ریشه های اسلامی. بعد انقلاب این گفتمان در قالب گفتمان دیگر به نام گفتمان اسلام سیاسی با اضافه شدن معناها یا دال های جدید وحذف برخی دال ها برای ایجاد یکدستی معنایی تداوم حیات می یابد در ادامه به این گفتمان پرداخته خواهد شد.
2-6 .آزادی درگفتمان اسلام سیاسی
انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی وارزشی می باشد که بسیاری از مفاهیم در درون آن باز تعریف شده انداین امر براساس برداشتی که ازاصول وارزشهای بنیادی اسلام شیعی(12 امامی) وجود داشته صورت گرفته است.تعریف از آزادی نیزدرجامعه مادرارتباط بااوضاع واحوال سیاسی،اجتماعی وفرهنگی ماقرار داردوباتغییر این شرایط تغییر می یابد.آزادی ازخواسته های اصلی مردم درنهضت انقلاب اسلامی ایران بوده است ودرشعار«استقلال، آزادی وجمهوری اسلامی» نمود پیداکرده است.دراین قسمت سعی شده تعریفی که درگفتمان اسلام سیاسی از آزادی ارائه شده معرفی شودوبرای مستدل کردن مباحث ،از سخنان امام خمینی(ره)،آیت…مطهری،آیت…بهشتی آیت…خامنه ای که دراین باره بیان نموده انداستفاده خواهد شد.ناگفته پیداست دیدگاه های این چهار متفکردررابطه با مسئله آزادی درسالهای مبارزاتی وپس از آن سهم بسزایی درتشکیل واستمرارنظام جمهوری اسلامی داشته است.درگفتمان اسلام سیاسی که بنا بربرداشتی خاص از اصول ومبانی اسلام شکل گرفته است ؛منظور ازآزادی انسان ،کمال او می باشدواوج کمال اواز طریق رضایت وخشنودی خداوندبدست می آید .در این قرائت خاص ازاسلام انسان زمانی به آزادی ورهایی دست می یابد که بتواند به آن کمال مطلوب درنظر گرفته شده برایش که در پرتورضایت خداوند بدست می آید برسدودر این راه هرآنچه که بشر رابه آن کمال مطلوب برساند به عنوان مصداق آزادی ازآن نام برده می شود.
امام خمینی (ره)در نگاهی درون دینی،عالی ترین سطوح آزادی رادر بندگی خدا می داند.درواقع ،به زعم ایشان،بندگی گوهرگرانبهایی است که باطن آن «آزادی وربوبیت»است (خمینی،1388: 255-256 ).به اعتقاد ایشان«انسان بر حسب فطرت عاشق حریت وآزادی است که هرچه می خواهد بکند،حتی اراده او نیز نافذ باشد؛بطوریکه درمقابل سلطنت وقدرت اومزاحمی نباشدوهمچنین سطوح عالی از آزادی جز در عالم مابعدالطبیعه-که بهشت اهل طاعت است یافت نمیشود» (خمینی،1389: 103 ).
شاه بیت مفهوم آزادی دربندگی خالص خداوند بودن است وهرآنچه که در طی این طریق به انسان کمک کند یکی ازاجزای آزادی درنظر گرفته می شود .حال باید دید که دالهای دیگرکه در گفتمان اسلام سیاسی برگرد آزادی مفصل بندی میشوند کدامند:
رهایی از هوای نفس:
رهایی از هوای نفس به معنای آزادی روح انسان از آلایش ورذایل وقید وبند های مادی می باشد. به نظر
شهید بهشتی ازدیدگاه اسلام آزادی حقیقی انسان در ساقط کردن «هوس های سرکش وخود کامگی ها» است
(بهشتی،1361: 1184-1183 ).
مهطری(1368) آزادی رابر دو قسم می داند:آزادی معنوی وآزادی اجتماعی .آزادی معنوی در دیدگاه ایشان از طریق نبوت وکتاب های آسمانی به بشریت رسیده است وبدون آن آزادی اجتماعی میسر نمی شود.آیت ا…مطهری بزرگترین برنامه انبیا را«آزادی معنوی» می داند وبا تمسک به آیه«قد افلح من زکاها وقد خاب من دساها»(شمس:19-18 )«تزکیه نفس»را معادل«آزادی معنوی» می داند. به نظر ایشان ،ریشه تمام سلب آزادی های اجتماعی در طول تاریخ در حس منفعت طلبی انسان نهفته است؛ امری که با عدم تقوا وآزادی معنوی رابطه تنگاتنگی دارد. درواقع تقوا به مثابه ابزاری کار آمد برای بشراست و بر خلاف تصور رایج نه محدودیت بلکه مصونیت فراهم می سازد؛ امری که در کلام علی (ع) از آن به«علت وموجب بزرگ آزادی» یاد شده است : «تقوا دردرجه اول وبه طور مستقیم از ناحیه اخلاقی و معنوی به انسان آزادی می دهد واو را از قید رقیب و بندگی هوا وهوس آزاد می کند،رشته حرص وطمع وحسد وشهوت وخشم را از گردنش بر می دارد»( نهج البلاغه خطبه 30).
رهایی از استبداد:
«استبدادحکومت مطلقه فردی یا جمعی،که در آن اکثریت مردم در اداره امور کشور نقشی ندارند وتصمیمات فرد یا گروهی خاص به عنوان قانون اجرا می شود»(انوری ،1382 :128).درگفتمان اسلام سیاسی یکی از مصداق های مهم آزادی رهایی ازاستبداد وحکومت مطلقه می باشد ویکی از اصلیترین رسالت پیامبران آزاد کردن انسان ها ازقید استعبادواستبداد است.بنا برتقسیم بندی که شهید مطهری از آزادی داشته اند ودر قسمت قبل به آن اشاره شد رهایی از استبداد جزء آزادی اجتماعی می باشد.همانطوری که مطهری خاطرنشان می سازد:عموما استعبادها،استثمارهاواسارتهای افرادواقوام بدست افراد واقوام دیگرچیزی جز سلب آزادی بشریت نمی تواند باشد از اهداف قطعی ویقینی انبیاء این است که آزادی اجتماعی راتامین کنندوبا انواع بندگی هاو وبردگی های اجتماعی وسلب آزادی ها که در اجتماع هست مبارزه کنند لازمه رشد اجتماعی داشتن آزادی است وزمامداران جامعه باید شرایط آزادی رابرای مردم در روند انتخاب وتصمیم گیری فراهم آورند(مطهری،1379 :197-196،به نقل ازخواجه سروی ونادری).دردیدگاه شهید بهشتی هم بررهایی از استبداد به عنوان یکی از مصداق های آزادی تاکید شده است.به نظر ایشان این نوع ازآزادی در رابطه فرد بامحیط اجتماعی اش تعریف می شود.«انسان دربرابرنظام جباروپر قدرت حاکم مقاومت می کند وطوفانی برضد نظام نامطلوب حاکم بوجود می آورد وبا اعلان آزادی انسان آن نظام نامطلوب را سرنگون می سازد»(بهشتی ،1361 :1184-1183،به نقل ازخواجه سروی ونادری).هرچهار متفکر مذکوربررهایی از استبداد به عنوان یکی از مصداق های آزادی تاکید کرده اند وهمه آنها موردی که به عنوان مثال ازآن یاد می کنند رژیم پهلوی می باشد وانقلاب اسلامی را بزرگترین مصداق رهایی از استبداد می دانند.«دررژیم شاهنشاهی کسی قدرت حرف زدن رانداشت ویک کلمه انتقاد بانابودی او تمام می شد.چنانچه کسی یک نصف سطرانتقاد می نوشت نابودش می کردند…اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است .برای رشد انسانها…اول مرتبه تمدن،آزادی ملت است.یک مملکتی که آزادی ندارد تمدن ندارد…مملکت متمدن آن است که آزاد باشد،مطبوعاتش آزاد باشنددراظهار عقاید ورای شان»(خمینی،1378 : 9370 به نقل ازخواجه سروی ونادری).
رهایی از استعمار :
استعماربه معنای تسلط پیدا کردن کشوری قوی برکشوری ضعیف به طور مستقیم،با دراختیار گرفتن قدرت سیاسی آن کشور وبهره کشی ناعادلانه از منابع اقتصادی آن است.(انوری ،1382 :135 )بی شک دردوران کنونی بیش از آنکه این معنای استعمار مورد نظر باشد معنای جدید استعمار مطلع نظر است به عبارتی دیگرتسلط کشوری قوی بر کشوری ضعیف بدون استفاده از نیروی نظامی،به کمک حکومت دست نشانده،معمولا همراه با تک محصولی کردن وتسلط فرهنگی(همان:135). متفکرینی که ازآنها یاد شد بیشتر بر رهایی از استعمار نو علی الخصوص بخش فرهنگ برای رسیدن به آزادی تاکید می کنند.آنهابرای رسیدن به رهایی بازگشت به اصول وریشه های فرهنگی ومعنوی اسلامی را پیشنهاد می کنند.این مصداق از آزادی هم بنا برتقسیم بندی شهید مطهری جزء آزادی های اجتماعی می باشد.در اندیشه آیت…خامنه ای،فهم مسئله آزادی پیوند محکمی با«استقلال» دارد.به نظر ایشان ،ویژگی عصرجدیدی که امام خمینی(ره) درسطح جهان بوجود آورده عبارت است ازاصل آزادی از سلطه ونفوذ انقلاب های بزرگ . همان چیزی که در انقلاب مابه عنوان«اصل نه شرقی نه غربی»شناخته شد«…حاکم اسلامی در قبال مسائل مهم جامعه وهمچنین درقبال«حفظ استقلال کشور وحفظ آزادی مردم»درحدودی که اسلام مقررکرده ،مسئول است»(بیانات13/12/1381 به نقل از خوجه سروی ونادری).
جمع گرایی اسلامی:
اگر بخواهیم دریک جمله بگوییم درنزد این متفکرین تاکید بر ارزشهای جمعی است یا فردی پاسخ آن ارزش های جمعی است.ارزش های فردی تا جایی پذیرفته شده است که منافاتی باارزش های جمعی نداشته باشد.به طوریکه یکی ازمصداق های آزادی پایبندی به ارزشهای جمع گرایانه اسلامی است .«جوانان اصلاح طلب ،طالب عدالت،آزادی های مشروع وتحقق آرمانهای اسلامی بوده وانتظار می رود که آزادی را چه آزادی فردی ،چه آزادی اجتماعی وسیاسی،چه آزادی معنوی وروحی با همان مفهوم بسیار والای اسلامی،جزئ خواست های همیشگی خود بدانند»(بیانات 12/8/1380 ،به نقل از خواجه سروی –نادری).شهید بهشتی در سخنرانی با عنوان«آزادی دراجتماع» به انتقاد ازکسانی می پردازد که معتقدند درنظام جمهوری اسلامی آزادی وجود ندارد:«آزادی به معنای دروغ پراکنی وبی حجابی به اندازه ای که دلشان بخواهد از قبل در ایران بوده ودر نتیجه ضرورتی برای انقلاب با ماهیت ذکر شده وجود نداشت .انقلاب برای حاکمیت حق و عدل وعفت وتقواومهر وعطوفت وبرادری الهی…ونفی ضد ارزشها وجایگزینی «نور به جای ظلمت» بوده که سالیان متمادی برزندگی خصوصی واجتماعی مردم ایران سیطره انداخته است»(بهشتی، 44:1363-42).شهید مطهری نیز بااظهاراتی مشابه به دفاع از ارزشهای جمعی درمقابل ارزشهای فردی پرداخته وتا جای ممکن خواستار محدودیت آن شده است .« اگر آزادی فرد برخلاف مصالح عالیه اجتماع باشد،دولت که حافظ منافع ومصالح عالیه اجتماع است ،حق دارد آزادی های افراد را به نفع مصالح عالیه اجتماع محدود کند.مثل شخصی که در کشتی نشسته است وبااتکا به آزادی خود میخواهد کشتی را سوراخ کند»(مطهری،1368 :83). البته مطهری عملیاتی شدن این ملاحظه را منوط به این امر می داند که درحقیقت خود ملت این تصمیم را درباره خود بگیرد یعنی ،قدرت دولت ناشی ومنبعث از ملت باشد.
تکلیف :
منظور ازتکلیف دراینجا کاری است که شخص در زمان یا موقعیت خاصی باید انجام دهد.بنا برنظرمتفکرین مذکور وبسیاری از متفکرین در حوزه اسلام سیاسی میان آزادی وتکلیف انسان رابطه دو سویه ای وجود دارد.به بیانی دیگر علت خواستن تکلیف از انسان وجود آزادی واختیاردرسرشت اوست از طرف دیگر انسان زمانی به آزادی واقعی دست می یابد که وظایفش را در رابطه با خداوند به خوبی انجام دهد. «آزادی در تفکر لیبرالیسم غربی با«تکلیف»منافات دارد.حال آنکه در اسلام،آزادی آنروی سکه تکلیف است.به عبارتی دیگر،انسانها چون مکلفند،آزادندوچنانچه مکلف نبودند، آزادی لزومی نداشت همچون فرشتگان بودند»(آیت ا…خامنه ای،بیانات، 12/6/1377).در واقع در اندیشه ایشان آزادی مقدمه ای است برای عبودیت خداوند وانجام تکالیفی که خداوند بر عهده بنده اش نهاده است .شهید بهشتی نیز به این رابطه دو سویه اذعان داشته است .از دیدگاه اسلام زیر بنای مسئولیت انسان دربرابرخدا آزادی است که دست آفرینش درسرشت او نهاده است:«…انسان زمانی می تواند آزاد باشد که آزادی خود را در انتخاب راه الی ا..وپیمودن موفقیت آمیز آن وقف کرده باشد»(بهشتی ،1361: 184-183 ).
بازگشت به خویشتن:
«بازگشت به خویشتن» به معنای اتکاء مردم به توانایی بالقوه وبالفعل خود برای رفع مشکلات وعدم وابستگی به نیروی اجنبی برای کسب ترقی وکمال است. به بیانی دیگردوری گزیدن از غرب زدگی.انسان غرب زده کسی است که از محتوا تهی می باشد وهیچ گونه توانایی را دروجود خود وجامعه خود حس نمی کند تا بواسطه آن به مقاصد مادی ومعنوی دست یابد وتنها راه کمال را در غرب و فرهنگ غربی وخود را مزین به فرهنگ وآداب ورسوب غربی کردن می داند.در گفتمان اسلام سیاسی «بازگشت به خویشتن» یکی از مصداق های بارز آزادی است که درآن فرد تلاش می کند برای رسیدن به کمال مطلوب که همان آزادی راستین است ، از اصول وبنیان های اسلامی استفاده کند واز هر آنچه که متعلق به غیر وفرهنگ وارداتی است دوری گزیند:«شما دیدید که قیام کردید ودر مقابل قدرتهای بزرگ ایستادید وحریت خودتان را بدست آوردید …می شود حتی جلوی قدرتهای غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید،دیدید که ما خودمان هم می توانیم با مشت خالی جلو رویم در فرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید»(صحیفه نور،جلد11 :183 ).
عدالت :
بنا برآنچه که تا کنون بیان شد در گفتمان اسلام سیاسی بالاترین درجه آزادی خشنودی خداوند است. برای اینکه مردم به خشنودی خداوند برسندباید در جامعه مبتنی برعدالت زندگی کنند .عدالت شرایط رامهیا می کندکه افراد جامعه بدون هیچ گونه مانع ،زور وجبر بیرونی به آن آزادی مطلوب برسند:«باید جوانان روحانی و دانشگاهی ،قسمتی از وقت خود را صرف کنند درشناخت اصول اسلام که در راس آن توحید وعدل وشناخت انبیای بزرگ، شناخت پایه گذاران عدالت وآزادی از ابراهیم خلیل گرفته تارسول خاتم …جمهوری اسلامی عدل اسلامی را مستقر می کندوبا عدل اسلامی همه وهمه درآزادی واستقلال ورفاه خواهند بود»(صحیفه نور،ج9:61 ).
عناوینی که تا کنون مطرح شد از مهمترین مصداق های آزادی هستند که درگفتمان اسلام سیاسی به عنوان دال به گرد مفهوم آزادی مفصل بندی می شوند از دال های دیگری که می توان در این رابطه بدانهااشاره کرد امامت وامت است.امامت بدین علت یک دال محسوب می شود که در گفتمان اسلام سیاسی نقش راهنمای بشر برای رسیدن به سر منزل کمال را دارد این کمال همان آزادی حقیقی بشریت است.از دگر سو امت هم یک مفهوم مهم در این گفتمان است که جایگزین شهروند درگفتمان غرب گردیده امت مجموعه ای از افراد هستند که در جامعه اسلامی برای رسیدن به کمال مطلوب تحت رهبری امام ودرزمان ما حاکم اسلامی با هم متحد می شوند.
2-7.چهارچوب نظری: