دانلود پایان نامه درباره نشانه های اصلی، قابلیت دسترسی

مفصل بندی ، کنشی است که میان عناصر مختلف مانند مفاهیم ، نماد ها ، رفتار ها و… چنان رابطه ای ایجاد می کند که هویت اولیه آن ها دگرگون شده ، هویتی جدید می یابند. از این رو هویت یک گفتمان ، در اثر رابطه ای که از طریق عمل مفصل بندی میان عناصر گوناگون به وجود می آید شکل می گیرد ( تاجیک 46:1379) .در واقع گفتمان پیکره نظامندی است که از مفصل بندی عناصر و مفاهیم مرتبط حاصل می شود و مجموعه ای از واژگان را در بر می گیرد که به گونه ای معنادار با هم مرتبط اند. به عبارت دیگر، گفتمان ها، مفصل بندی مجموعه ای منسجم از افراد ، مفاهیم و واژگان هستند که حول دال برتر قرار گرفته اند و به زندگی انسان معنا می بخشند ( خلجی ، 1386: 54 ). به طور مثال در گفتمان اسلام سیاسی مفاهیمی چون عدالت ، امنیت ، رهایی از هوای نفسانی، آزادی حول رضایت وخشنودی خداوند، مفصل بندی می شوند . لاکلا و موفه بر خصلت ضد سرمایه داری نظریه خود تاکید می کند و در عین حال ، مفهوم پرکاربرد ایدئولوژی در مارکسیسم در نظریه شان رنگ می بازد زیرا نزد آنها تمام قلمرو اجتماعی ، گفتمانی بوده اساس تمایز رو بنا و زیر بنا فرو می ریزد(لاکلاوموفه،1994 :140 ).و گفتمان جایگزین مفاهیم ایدئولوژی ،در مارکسیسم و زبان در نظریه های پسامدرن شده است. هویت ها برساخته مفصل بندی های هژمونیک هستند به اعتقاد آنان هیچ چیز بنیادین –همانند مارکسیسم- وجود ندارد که به بقیه پدیده ها معنا و هویت بخشد . هویت هر چیز صرفا در شبکه هویت های دیگر که با هم مفصل بندی شده اند ، پدید می آید (کسرایی ، 343:1387).
دال و مدلول دال ها:
اشخاص ، مفاهیم ، عبارات و نماد هایی انتزاعی یا حقیقی هستند که در چهار چوب های گفتمانی خاص ، بر معانی خاص دلالت می کنند. معنا و مصداقی که یک دال بر آن دلالت می کند مدلول نامیده می شود. مدلول نشانه ای است که ما با دیدن آن ، دال مورد نظر برایمان معنا می شود به طور مثال تکثر مطبوعات منتقد یک مدلول است که ما را به دال ،آزادی بیان ،رهنمون می سازد (کسرایی 344:1387 ).
1-دال مرکزی: به شخص یا نماد یا مفهومی که سایر دال ها حول محور آن جمع و مفصل بندی می شوند دال مرکزی
می گویند (کسرایی ، 344:1387 ) .دال مرکزی نشانه ممتازی است که نشانه های دیگر حول آن انسجام می یابد. این دال ،دال های دیگر را شارژ می کند و آنها را در قلمرو جاذبه معنایی خود نگه می دارد (حسینی زاده ، 190:1383 ).دال مرکزی به مثابه عمود خیمه است که اگر برداشته شود ، خیمه فرو می ریزد به طور مثال در گفتمان لیبرالیسم حقوق بشر ، جامعه مدنی و … به عنوان دال هایی هستند که حول دال های مرکزی آزادی مفصل بندی می شوند.
2-دال شناور: دال های شناور نشانه هایی هستند که گفتمان های مختلف تلاش می کنند تا به آن ها به شیوه خاص خودشان معنا ببخشند (یورگنسن و فیلیپس 28:2002 ) .دال شناور مدلولهای متعددی دارد و گروه های سیاسی برای انتساب مدلول مورد نظر خود به آن ها، با هم رقابت می کنند(کسرایی ، 344:1387 ).بطور مثال دال عقلانیت برای گفتمان اسلام سیاسی یک دال شناورمی باشد.
3- اختیاری بودن رابطه دال و مدلول : در نظریه لاکلا و موفه همانند اندیشه سوسور ، پیوند هر نشانه با معنای خود نه ذاتی ، که اختیاری و قراردای است ، علت وجود دال های متفاوت برای یک مدلول در زبان های مختلف ، اصل اختیاری بودن رابطه دال و مدلول را نشان می دهد. اما آن ها بر خلاف سوسور ارتباط دال و مدلول را ثابت نمی دانند. دیدگاه لاکلا و موفه متاثر از نگاه پسا ساخت گرایانه ژاک دریدا می باشد چنین نگرشی زمینه رابرای ابهام ، چندگونگی معنایی و سوء تفاهمات در زندگی روز مره فراهم می سازد کاربرد واژه هایی همچون آزادی ، دموکراسی و عدالت با معنایی بسیار متفاوت و متناقض دلیل بر اثبات ادعای متغییر بودن رابطه ی دال و مدلول می باشد (سلطانی ، 1383 : 83-73). بنابر گفته هوارث چنین دیدگاهی موجب بروز یک آفت و آشوب در جهان ما که همه در آن به دنبال تثبیت معنا هستند و این کار را با خلق
فرایند مفصل بندی و هژمونیک انجام می دهند می شود (کسرایی ، 345:1387 )
4-عنصر، وقته، حوزه گفتمان گونگی : انسجام گفتمان ها به ثبات رابطه دال ومدلول از یک سو و ثبات رابطه دال ها با دال مرکزی از سوی دیگر وابسته است . دال هایی را که حول دال مرکزی گرد هم می آیند وقته می نامند .از چند معنایی که هر نشانه دارد هر گفتمان به طور طبیعی ، یکی از آن معانی را بر حسب هم خوانی با نظام معنایی خود تثبیت و مابقی را طرد می کند. لاکلا وموفه معانی اجتماعی نشانه ها را که از گفتمان طرد شده اند حوزه گفتمان گونگی می نامند. سر ریز ی معانی یک دال یا نشانه به حوزه گفتمان گونگی با هدف ایجاد یک دستی معنایی در یک گفتمان انجام می شود . (لاکلاوموفه،1990 :111). یک وقته تا پیش از مفصل بندی شدن در گفتمان ،در حوزه ی گفتمان گونگی قرار دارد و یک عنصر نامیده می شود. عناصر، دال های شناوری هستند که هنوز ذیل یک گفتمان قرار نگرفته و از گفتمان طرد شده اند(یورگسن وفیلیپس،2002 : 24)
بی قراری :همواره این امکان وجود دارد که معنای تثبیت شده یک وقته متزلزل شود این تزلزل را ،بی قراری می نامند. بی قراری از یک سو با تضعیف هژمونی گفتمان مسلط، امکان پیدایش سوژه های رقیب و مفصل بندی های جدید را فراهم می سازد و از سوی دیگر ، گفتمان حاکم را ترغیب می کند تا خود را بازسازی کرده و از تزلزل معانی و بی قراری دال ها جلوگیری نماید. بی قراری دربر دارنده ی نوعی تغییر است اما بر خلاف مارکسیسم تغییری که اتفاقی و سمت و جهت از پیش تعیین شده ندارد .از این رو بی قراری به تصادفی بودن صورت بندی های اجتماعی و آزادی بیشتر سوژه از جبرساختاری اشاره می کند منشاء اصلی پیدایش بی قراری کجاست؟ پاسخ ضدیت و غیرت می باشد.
ضدیت، غیریت: غیرت سازی فرایندی است که به واسطه ی آن گفتمان ها ، اقدام به تولید غیر، دیگر و یا دشمن برای خود می کنند، زیرا غیر باعث شکل گیری هویت ومعنا می شود (سلطانی ، 7:1384 ).هویت یابی یک گفتمان ، صرفا در تعارض با گفتمان های دیگر امکان پذیر است.روز را در تعارض با شب می توان درک کرد (کسرایی، 347:1387 ). به عقیده لاکلا و موفه گفتمان ها از طریق ایجاد مرز های سیاسی و ضدیت میان ما و دیگری هویت خود را کسب می کنند(تاجیک 85:1379 ). همه هویت ها چه فردی، چه جمعی و چه گفتمانی به وسیله ی یک اصل مشترک یعنی تقابل درون و بیرون شکل می گیرد.
1-بر جسته سازی ، حاشیه رانی و رقابت: مفهوم غیرت در ذات خود با مفاهیم بر جسته سازی و حاشیه رانی همراه است که به اشکال مختلف در عرصه منازعات گفتمانی ظاهر می شود برجسته سازی دال های مورد نظر خود و حاشیه رانی نظام معانی و دال های گفتمان رقیب و برجسته سازی نقاط قوت خود ونقاط ضعف رقیب از آن جمله است در واقع برجسته سازی و حاشیه رانی ، شیوه ای برای حفظ و استقرار قدرت و تداوم هژمونی یک گفتمان است (کسرایی، 348:1387 ).
2- منطق تفاوتو هم ارزی :غیرت ما را با مفهوم دیگری رهنمون می سازد «منطق تفاوت» که به متکثر بودن جامعه اشاره دارد منطق تفاوت می کوشد با تاکید بر اختلاف موجود در عرصه اجتماعی زنجیر ، هم ارزی گفتمان رقیب را به هم ریزد. در زنجیره هم ارزی تفاوت ها پنهان می شوند و تلاش می شود جامعه یکسان نشان داده شود به عبارت دیگر نشانه های اصلی در یک زنجیره معنایی با نشانه های دیگر ترکیب می شوند و در مقابل تهدید یک غیر قرار می گیرد.حاشیه رانی غیر هر اندازه هم شدید باشد ، نمی تواند رقیب را به طور کامل از صحنه حذف کند هر چه ظرفیت گفتمان ها برای تبدیل خصومت به رقابت بیشتر باشد ، موقعیت آن ها بیشتر تثبیت خواهد شد. حضور یک رقیب باعث رونق فضای رقابت به عنوان یک بیرون سازنده در ایجاد و شکل گیری هویت ایفای نقش کند.
هژمونی و تثبیت معنا:
لاکلا وموفه از انعطاف پذیری رابطه میان دال ومدلول استفاده سیاسی کرده و آن را با مفهوم هژمونی پیوند می زند . اگر بر سر معنای خاص برای یک دال در یک جامعه اجماع صورت گیرد و افکار عمومی هر چند به طور موقت معنای مشخص آن را بپذیرد دال هژمونیک می شود .دست یابی به هژمونی که غایت یک گفتمان است،به کمک تثبیت معنا صورت می گیرد (مارش و استوکر، 209:1378 ).
1-انسداد یا توقف: هنگامی که عنصر به وقته تبدیل می شود ، از حالت شناور خارج می گردد و معنایی ثابت به خود می گیرد. مفهوم انسداد یا توقفاشاره به همان تثبیت معنا دارد که تحت اداره هژمونیک گفتمان ها به وجود می آید و یکی از ابزار های مهم گفتمان ها برای کسب قدرت و ایجاد ثبات در روابط قدرت و استمرار هژمونی است. گفتمان ها از طریق تولید معنا ، بر جسته سازی آن و ایجاد اجماع در سایه استیلای هژمونیک بر سراسر جامعه ، روابط قدرت موجود در جامعه را طبیعی ، معقول و مقبول جلوه می دهند تا از نظر ها پنهان بماند و قابل مواخذه نباشد (سلطانی ، 83:1383 ).
2-ساختار شکنی: هژمونی باعث نزدیکی یک دال به مدلولی خاص و در نتیجه ، ثبات (موقت) معنای آن نشانه و تبدیل دال شناور به وقته می شود اما ساختار شکنی از میان بردن این ثبات معنا و شکستن هژمونی گفتمان رقیب است. در ساختار شکنی، دال ها باز تعریف می گردد و معنایی جدید به آن ها نسبت داده می شود. این کار با جداسازی مدلول از دال خود و در صورت امکان ، انتساب مدلول دیگری به دال مورد نظر صورت می گیرد (کسرایی، 351:1387 ).
قدرت:
قدرت اساسی ترین مفهوم در نظریه گفتمان است. قدرت از نظر لاکلا و موفه ، عبارت است از توان تعریف کردن، و تحمیل کردن این تعریف در برابر هر آن چه آن را نمی نماید(سلطانی،1384 :54). قدرت نزد لاکلا و موفه همانند فوکو به مویرگ در بدن انسان می ماند ؛ هم در اجزاء جامعه تنیده شده و هم حیات و بقاء بدان وابسته است.توان گفتمان ها در تثبیت معنا و هژمونیک شدن، بسته به میزان قدرتی است که پشت آن ها وجود داشته و از آن ها حمایت می کند که فرکلاف اصطلاح قدرت پشت گفتمان برای آن استفاده می کند (فرکلاف،2001: 53).
اسطوره، تصور اجتماعیو وجه استعاری:
لاکلا نظریه را اسطوره می نامد .اسطوره ها به دنبال رهایی از بی قراری گفتمان ها و خلق یک عینیت اجتماعی جدیدهستند . از منظر گفتمانی ساماندهی واقعیت وغلبه بر بحران ها ، از راه بازسازی تئوریک صورت می گیرد. جامعه برای پیشرفت ، پر کردن خلاء و ایجاد تحول، همواره نیازمند نظریه پردازی و گفتمان سازی است. چرا لاکلا و موفه نظریه را اسطوره می نامند؟ پاسخ به این سوال ما را به مفهوم دیگری به نام تصور اجتماعی رهنمون می شود. اسطوره تنها تقاضا های یک گروه یا طبقه خاص از جامعه را نمایندگی می کند و این برای هژمونیک شدن کافی نیست. بنابراین اسطوره باید به تصور اجتماعی بدل شود. تصور اجتماعی برخلاف اسطوره همگانی است و بخش های گوناگون جامعه را نمایندگی می کنداما چگونه یک اسطوره تعمیم می یابد و به تصور اجتماعی بدل می شود؟ پاسخ این سوال در مفهوم «وجه استعاری» نهفته است. یک اسطوره برای فراگیر شدن باید از سطح نیاز ها و تقاضا های موجود در جامعه فراتر رود و شکلی آرمانی و استعاری به خود بگیرد. در این حالت یک گفتمان ، خود را عام وجهان شمول و پاسخ گوی همه ی نیاز و تقاضا های موجود در جامعه نشان می دهد. وجه استعاری اگر چه موجب تقویت و پذیرش آن در سطح عام می شود، ولی در عین حال موجد یک نقطه ضعف نیز هست ؛ زیرا موجب می گردد که تصوری آرمانی دراذهان سوژه ها پدید آید و انتظارات عمومی را افزایش دهد از این رو هنگامی که یک گفتمان استیلا یافت و نتوانست وعده های خود را عملی سازد بحران ها ، تردید ها و نارضایتی ها آشکار می شوند .(کسرایی، 54:1387و35 )
1-دال خالی
دال خالی بیانگر یک خلاء در فضای اجتماعی است ، از آن جا که این دال ها همواره نواقص را گوشزد می کنند ، تولید آنها سبب پویایی جامعه و سیاست خواهد شد (لاکلا وموفه،1994 :49). وجود دال های خالی که نشانی از بی قراری ها ، تقاضا ها و بحران ها در عرصه اجتماعی-سیاسی است ، زمینه را برای شکل گیری گفتمان های جدید فراهم می سازد. اگر گفتمان های مسلط بتواند این خلاء ها را پر کنند، ادامه حیات خود را تضمین کرده اند در غیر این صورت ، جای خود را به گفتمان های رقیب خواهند داد؛ گفتمان هایی که از این دال های خالی ، تصوری آرمانی در اذهان سوژه ها پدید آورده اند و مردم رفع نواقص و بحران ها را در گرو استیلای آن می بینند. برای مثال توسعه سیاسی به عنوان دال خالی گفتمان سازندگی ، در دوران بی قراری این گفتمان ، در نتیجه عاملیت سوژه های سیاسی اصلاح طلب به یک اسطوره تبدیل شد (کسرایی، 356:1387 ) .
2)قابلیت دسترسی، قابلیت اعتبار :
برای تبدیل یک اسطوره به تصور اجتماعی علاوه بر نیاز به خلق فضای استعاری دو شرط دیگر ضرورت دارد ، نخست مفهوم باید قابلیت دسترسی، داشته باشد به بیانی دیگر ادبیات و مفاهیم آن گفتمان ساده و همه فهم باشد و گفتمان در شرایطی در دسترس افکار عمومی قرار گیرد که هیچ گفتمان دیگری به عنوان رقیب و بدیل به شکل هژمونیک در عرصه ی رقابت حضور نداشته باشد (لاکلا،1990، 56 ).دومین مفهوم «قابلیت اعتبار» یعنی سازگاری اصول پیشنهادی گفتمان با اصول بنیادین جامعه است به عنوان مثال مذهب در ایران همواره یک اصل عام و معیار اعتبار بوده و گفتمان هایی که ضدیت با مذهب را در پیش گرفته اند ، اعتبار خود را از دست داده اند .
موقعیت سوژه ای و سوژگی سیاسی:

                                                    .