دانلود پایان نامه سرمایه گذاری در آموزش، سازمان های بین المللی

دانلود پایان نامه

کمیته آموزش بزرگسالان و سواد آموزی
کمیته آموزش های خاص
کمیته آموزش و پرورش راهنمایی
کمیته آموزش و پرورش ابتدایی
کمیته
آموزش و پرورش پیش از دبستان
کمیته تجهیزو تأمین منابع
منبع:( سند استانی برنامه ملی EFA، 1383)
2-20-2-5) استراتژی‌ها:
برای دست یابی به اهداف مذکور، دولت ها، سازمان ها، مؤسسه ها و انجمن هایی که در اجلاس جهانی آموزش برای همه حضور یافتند خود را متعهد به موارد زیر دانسته اند:
اول- تعهداتی قوی در سطح ملی و بین المللی را برای آموزش برای همه بسیج کنیم. برنامه های عمل ملی برای مقاصد فوق تهیه کنیم و سرمایه گذاری در آموزش پایه(ابتدایی و راهنمایی) را به میزان قابل ملاحظه ای تقویت نماییم. چارچوب عمل به تعهد جمعی(سند داکار2000) بیان گر این است که پیشرفت در تحقق اهداف برنامه آموزش برای همه وابسته به اقداماتی است که در داخل کشورها انجام می شود.
در درجه اول دولت ها باید تعهداتی را بپذیرند و منابع و امکانات کافی را برای بخش های مختلف آموزش پایه پیش بینی نمایند. در بسیاری از کشورها، این امر:
اولاً نیازمند افزایش سهم آموزش از درآمد ملی و بودجه کشور بوده.
ثانیاً لازم است اعتبار تخصیص یافته به نحو مؤثرتری هزینه گردد.
بسیج سایر منابع از جمله سطوح مختلف دستگاه های دولتی و سازمان های غیر دولتی نیز مورد توجه قرار می گیرد. کمک های بیشتر از سازمان های بین المللی نیز مورد نیاز می باشد. آن ها می بایست بخش بیشتر منابع خود را به آموزش پایه اختصاص دهند.
دوم- سیاست های آموزش برای همه را در چارچوب یک عرضه پایدار و کاملاً یکپارچه که پیوندهای روشن با راهبردهای از میان برداشتن فقر و پیشبرد توسعه داشته باشد را، ترویج و تشویق کنند. آموزشی که با مراقبت از طفل بسیار خردسال و سپس آموختن به او از یکی دو سال بعد از تولد آغاز ودر سراسر دوران زندگی ادامه می یابد، اهمیت محوری در قدرت بخشیدن به فرد و از میان برداشتن فقر در خانواده ودر سطح جامعه محلی و توسعه گسترده تر اجتماعی و اقتصادی دارد.
سوم- دخالت و مشارکت متعهدانه جامعه مدنی در تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر راهبردهای توسعه آموزشی را تضمین نمایند. حیطه ی عمل گسترده‌تری باید به یادگیرندگان، آموزگاران، والدین، جوامع محلی، سازمان های غیر دولتی و جامعه مدنی داده شود. جامعه محلی، در شناسایی موانع اهداف آموزش برای همه و ایجاد راهبردهایی برای کاهش آن دارای تجربه های زیادی هستند. چنین مشارکتی صرفاً به تأیید تصمیمات و برنامه ها محدود نمی شود، بلکه تمام سطوح تصمیم گیری، برنامه ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی را در بر می گیرد. این امر سبب انعطاف در شیوه های مدیریت خواهد شد.
چهارم- به پدید آوردن راهبری و مدیریت آموزشی پاسخگو، مشارکت آمیز و مسئولیت پذیر مبادرت ورزند. مدیریت مشارکت آمیز یعنی ایجاد انعطاف بیشتر در شیوه های متمرکز مدیریت از سطوح بالا به پایین که تصمیمات در آن بیشتر از راه مشارکت گرفته می شوند. این تمرکز زدایی نباید به توزیع غیر عادلانه و نامتوازن منابع منجر گردد. لازم است در استفاده از منابع موجود انسانی و مالی بهره وری بیشتری به عمل آید و برای عوامل آموزشی در مناطق و مدارس برنامه های آموزشی تخصصی تهیه و اجرا گردد.
پنجم- نیازهای نظام آموزشی را که از مناقشات، بلاهای طبیعی و بی ثباتی آسیب دیده اند، برآورده ساخته و برنامه های آموزشی را به گونه ای اجرا و هدایت کنند که مشوق تفاهم متقابل ، صلح و مدارا بوده و به جلوگیری از خشونت و نزاع منجر شوند. مناقشات، بی ثباتی و بلایای طبیعی مانع بزرگی برای تحقق اهداف آموزش برای همه هستند. باید توان دولت و جوامع محلی تقویت شوند تا نیاز های آموزشی در شرایط بحران و پس از آن در ارتباط با کودکان و بزرگ سالان به طور سریع ارزیابی و فرصت های یادگیری در یک محیط امن اعاده شوند و مراکز آموزشی که ویران شده و یا آسیب دیده اند، بازسازی شوند. باید حرمت و حفاظت مدارس به عنوان پناه گاه در مناطق رعایت شود. برنامه های آموزشی باید به گونه‌ای طراحی شوند که احترام به حقوق بشر، تفاهم، مدارا، و دوستی را ترویج کنند و تنوع فرهنگی و قومی را مد نظر قرار دهند.
ششم- راهبردهای یکپارچه ای را برای برابری جنسیتی در امر آموزش به اجرا گذاشته به نحوی که در آن‌ها نیاز به تغییر نگرش ها، ارزش ها و رویه های مورد قبول و شناخت باشد. دست یابی به آموزش برای همه نیاز بدان دارد که تعهد و اولویت در سطوح بالا به برابری جنسیتی داده شود. بایستی اقدامات مشخصی برای از میان برداشتن تبعیض ناشی از نگرش ها و رویه ها ی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود انجام گیرد. برابری جنسیتی به معنای نادیده گرفتن تفاوت های جنسیتی نیست بلکه باید به دختران و پسران آگاهی های لازم در مورد نقش جنسیتی خود داده شود. در محیط های آموزشی، محتوای آموزشی، فرایند تدریس و کار با کودکان باید برابری و احترام به کودکان و نوجوانان تقویت شود.
هفتم- برنامه های آموزشی و اقداماتی را با قید فوریت و اضطراری بودن آن‌ها برای مبارزه با بلای عالم‌گیر ایدز اجرا کنند. بیماری ایدز اثرات سوء جدی در عرضه و تقاضا و کیفیت آموزش دارد. این وضعیت نیاز به توجه فوری از سوی دولت‌ها، جامعه‌ی مدنی و جامعه بین المللی دارد. این بیماری فرصت‌های تحصیل را از نوجوانان و معیشت را از بزرگ سالان سلب می کند. می بایست به کودکان و نوجوانان که بر اثر این بیماری والدین خود را از دست داده اند، توجهی خاص شود. لازم است از آموزگارانی که به این بیماری مبتلا هستند، حمایت شود و آموزش مهارت های زندگی که بر جنبه های پیشگیری تأکید دارند، در برنامه های درسی دیده شود.