در دوران قبل از انقلاب، در دوران پس از انقلاب

– جنبش زنان، شکلی از مبارزه زنان است
– جنبش زنان، مبارزه‌ای دسته جمعی است.
– جنبش زنان، مبارزه‌ای آگاهانه است.
– جنبش زنان مبارزه‌ای برای کسب برابری جنسی است(شهیدیان،27:1377).
جنبش زنان در گذر تاریخ:
سابقه جنبش زنان در ایران، حداقل به دوره مشروطیت بر می‌گردد. زنان فعال این دوره به مشارکت سیاسی و تأسیس انجمن‌هایی جهت فعالیتهای سیاسی اقدام نمودند. از جمله انجمن فعال زنان در سال‌های 1286 تا 1290 ه.ش را انجمن آزادی زنان، انجمن نسوان، انجمن همت خواتین، انجمن مخدرات وطن و هیأت خواتین مرکزی تشکیل می‌دادند(آفاری،11:1377).
اکثر این انجمن‌ها در دوران استبداد رضاخانی دوام نیافتند ولی رضاه شاه خود در سال 1314 به تشکیل “کانون بانوان” اقدام کرد که ریاست آ ن را به دخترش شمس پهلوی سپرد. ظاهراً هدف این سازمان تربیت فکری، اخلاقی بانوان و ایجاد مؤسسه خیریه‌ای برای امداد به مادران بی بضاعت بوده است. پس از برنامه کشف حجاب رضا شاه این کانون نقش تبلیغ کننده سیاست رضاخان را ایفا نموده است(فتحی،135:1383-130). پس از سقوط رضاخان از سال 1320به بعد، با ایجاد فضای بازتر سیاسی، جمعیت‌های زنان مختلفی تشکیل شد که از جمله آنها می‌توان به “سازمان زنان طرفدار حقوق بشر” و ” انجمن حمایت زنان از کودکان” اشاره کرد که نحوه سازماندهی و تشکل این سازمان‌ها، اقتباس از الگوی رایج در غرب بود. در سال 1338 به جای کانون زنان، “شورای عالی زنان” که خود متشکل از 18 جمعیت زنان دیگر بود به ریاست اشرف پهلوی تشکیل شد. هدف اصلی این شورا مبارزه با بی سوادی بود. هر چند این شورا در ظاهر مستقل از دولت بوده اما در واقع با مدیریت عوامل حکومت و در راستای اهداف آن گام بر داشت(رنجبر عمرانی،93:1385-75).
پس از راه‌اندازی پروژه انقلاب سفید، شورای عالی زنان منحل و به جای آن “سازمان زنان ایران” ایجاد شد. پس از سرنگونی رژیم پهلوی، جنبش زنان ایران وارد مرحله جدیدی شد و سازمان‌هایی مانند جامعه زنان انقلاب اسلامی، جنبش زنان مسلمان، جمعیت زنان حقوق دان به وجود آمد. همچنین زمینه فعالیت در تشکل‌های غیر دولتی زنان ایران که اکنون تعداد آنها به بیش از 140 رسیده است را می‌توان در محور‌های زیر تقسیم بندی نمود:
سازمان‌های سیاسی- اجتماعی، سازمان‌های غیر دولتی خیریه، سازمان‌های غیر دولتی آموزشی و سازمان‌های متفرقه دیگر که هدف آنها به طور عمده، اطلاع رسانی درباره مسائل زنان، مسأله یابی مسائل زنان و حل این مسائل است. در عین حال شکل گیری این سازمان‌ها به ویژه در رابطه با زنان، تغییرات مثبتی را به همراه داشته است که از جمله آنها می‌توان به تغییر نگرش زنان طبقه متوسط شهری، مشارکت فعال آنان در انتخابات نمایندگی مجلس اشاره نمود(عباسقلی زاده،13:1379).
این سازمان‌های مدرن علاوه بر جذب زنان طبقه متوسط جدید، به تدریج با سازمان‌های سنتی که حضور غیر رسمی‌گسترده‌ای در میان توده زنان ایرانی دارند ارتباط برقرار کرده‌اند.
لازم به ذکر است که جنبش زنان اعم از دولتی و غیر دولتی همراه با سازمان‌ها و تشکیلاتش در کنار حضور در عرصه مدیریت سیاسی و حضور در رأی گیری‌ها و انتخابات، خود نمود دیگری از مشارکت سیاسی می‌باشند. سازمان‌های زنان می‌توانند به صورت مستمر و بدون درگیری مستقیم با مدیریت سیاسی جامعه و بالطبع تحمل عوارض و گرفتاری‌های خاص آن در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی تلاش نمایند و در مدیریت سیاسی جامعه به صورت غیر مستقیم و به شیوه‌های مختلف نقش مهمی را بر عهده گیرند. در کنار سازمان‌های دولتی و غیر دولتی، برخی مواقع نیز با سازمان‌هایی مواجهیم که دولتی – غیر دولتی محسوب می‌شوند. مانند سازمان خواهران جهاد سازندگی، سازمان خواهران کمیته امداد امام خمینی و نیروی مقاومت بسیج خواهران.
این سازمان‌ها در ابتدا مردمی و خودجوش شکل گرفته‌اند سپس گستردگی زیاد، آنها را نیازمند مدیریت دولتی ساخته است. از مهم ترین سازمان‌های دولتی می‌توان از کمسیون امور بانوان و بسیج خواهران نام برد. سازمان اول، توسط وزارت کشور در سال 1369 تأسیس و اکنون بیش از 226 کمسیون در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها دارد. سازمان دوم، در زمینه آموزش مقدماتی نظامی، عقیدتی – سیاسی و سواد آموزی و… فعالیت انجام می‌دهد(مصفا،129:1357).
در کنار این دو سازمان مهم دولتی، سازمان‌های مختلف غیر دولتی نیز فعالیت می نمایند که تعداد آنها به ویژه در دولت هفتم به دلیل تأکید بر سازمان‌های غیر دولتی یا به اصطلاح”NGO ” رو به فزونی نهاده است . اینNGo که دربرگیرنده تشکلات مردمی می‌باشند بدون وابستگی به دولت، توسط مردم برای زنان و به مسایل زنان از جنبه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی به صورت غیر انتفاعی می پردازند. شرکت آزادانه زنان و سازمان دهی آنان در امر بازسازی ارزش‌ها و شناخت حقوق فرد به بهترین وجه در قالب سازمان‌های غیر دولتی زنان و در سطحی جهانی نمود می یابد. باید توجه داشت که از میان تعداد قابل توجهی از سازمان‌های غیر دولتی که اهداف اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و خیریه را دنبال می‌کنند تنها چهار سازمان دارای اهداف کاملاً سیاسی می‌باشند:
انجمن همبستگی زنان ایران(تأسیس 1371).
مؤسسه زنان(تأسیس 1359).
جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران(تأسیس 1365).
جامعه الزینبیون(تأسیس 1365)(مصفا،130:1357).
با وجود تشکل‌های متعدد و مختلف دولتی و غیر دولتی که برشمردیم، امروزه مهم ترین سازمان زنان ایران، “مرکز امور زنان و خانواده” است. این سازمان که در سال 1371 تأسیس شده، مرکزی است برای ارتقا حقوق انسانی زنان و عینیت بخشی به احکام اسلامی‌درباره زنان.
این مرکز در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی ‌تحت عنوان “مرکز امور مشارکت زنان” فعالیت می‌کرد و رئیس آن خانم زهرا شجاعی، عضو کابینه و مشاور رئیس جمهور بود. این سازمان جزو تشکیلات دولتی است هر چند کمک‌های غیر دولتی و بین المللی نیز دریافت می‌کند. این سازمان از زنان عادی عضو گیری نمی‌کند بلکه پرسنل آن کارمندان دولت هستند و از نظر مکانی نیز در تهران مستقر است اما در بسیاری از سازمان‌ها از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت دفاع و آموزش و پرورش و ستاد امور بانوان و در واقع در سطح همه استان‌ها و شهرستان‌های بزرگ شعبه دارد.
علی رغم مطالب ذکر شده، در خصوص جنبش زنان و اهداف و روند تحولات آنها در سال‌های اخیر، هواداران حقوق زن کوشیده‌اند تا مردان و دیگران را به پذیرش این واقعیت وادار کنند که آموزش بیشتر و فرصت‌های اجتماعی مناسب تر برای زنان موجب می‌شود که پیوندهای خانواده استواری بیشتری یابد و ملت به سمت پیشرفت حرکت کند.
در دوران قبل از انقلاب، اگر فعالیت زنان بر مدار مسایلی چون حق آموزش زنان، دختران و حق فعالیت اجتماعی او می‌گشت و در پی اثبات هویت انسانی خویش بود، ولی فعالیت زن ایرانی معاصر، معطوف به احراز مناصب سیاسی- اجتماعی، بازنگری و اصلاح قوانین حقوقی به سمت برابری زن و مرد است. این امر بخصوص با گسترش روز افزون سطح تحصیلات زنان، کاهش نرخ باروری و افزایش نرخ اشتغال آنان در کنار ظهور و رشد سازمان‌ها و نهادهای فعال در زمینه مسائل زنان و فعالیت زنان نخبه در فعال نمودن فاصله‌های جنسیتی، همزمان با انتشار اندیشه‌های فمنیستی در سطحی جهانی دامنه و وسعت بیشتری داشته است. خلاصه آن که انقلاب اسلامی ایران، فرصتی مناسب برای رسیدن به اهدافی شد که کم و بیش در دوران حکومت پهلوی امکان عملی شدن آنها وجود نداشت. آنچه چنین روندی را در دوران پس از انقلاب تقویت نمود، برخورد ایدئولوژیک با مسائل مختلف و از جمله مسائل زنان بود که سبب گردید جنبش هدفمند زنان را در راستای دست یابی به حقوق از دست رفته شان قوت بخشد و آن را از یک کنش اجتماعی محدود به خانه به واکنش در برابر سیاست‌های جاری مبدل ساخت. در این دوران، نوعی هماهنگی میان بنیادهای سنتی و نهادهای مدرن پدیدار شد و جامعه از حالت پیرو محض فرهنگ شبه مدرن بودن بیرون آمد و زمینه تقویت هویت و خودباوری در آحاد جامعه و از جمله زنان به دلیل مؤثر دیدن خویش در تعیین سرنوشت سیاسی کشور فراهم شد.
این روند که با پیروزی انقلاب و مشروعیت بخشیدن به حضور زن در جامعه آغاز شد و در جریان انتخابات دوم خرداد 1376 اراده خود را برای مداخله در جریان انتقال قدرت و شکل یابی ساختار قدرت سیاسی با استفاده از نهادهای قانونی به نمایش گذاشت. پس از آن نیازمند عقلایی شدن مدیریت اجتماعی جامعه بود. در ایران معاصر آن گاه که رویدادهای انقلاب اسلامی و حتی جنبش‌های اصلاح طلبانه دوم خرداد نتوانست تمامی انتظارها را پاسخگو باشد، نیاز به طرح جنبشی مستقل برای بازنگری حقوق زنان در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و شگل گیری جنبش‌های زن مدارانه و رواج اندیشه‌های فمنیستی را در دهه 70 به بعد توجیه پذیر ساخت.
در دوران کنونی شاهد فعالیت جنبش‌های زنان بسیاری بوده ایم که فراتر از حق رأی، خواهان به رسمیت شناخته شدن ورود خود به حوزه قدرت سیاسی و در نتیجه صلاحیت دار دانسته شدن برای زمامداری و تصدی پست‌های کلیدی هم چون وزارت بوده‌اند و آنچه در این میان مؤثر واقع شده بالاتر رفتن سطح آگاهی اجتماعی زنان از وضعیت خود در مقایسه با زنان کشورهای توسعه یافته و در مقایسه با مردان در تمایل آنها به سازماندهی و اقدام جهت رفع تبعیض است. مطالعات نشان داده است که میزان تحصیلات زنان در میزان آگاهی آنها از وضعیت خودشان اثر زیادی داشته است. تحصیلات بالاتر زنان در ایران باعث سازمان یافتگی بیشتر جنبش‌های زنان گردیده است. این جنبش‌های صورت گرفته توسط زنان سعی در احقاق حقوق و انعکاس مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته‌اند. خصوصاً خواهان تشویق اذهان عمومی در زمینه حضور زنان در جامعه، دوشادوش مردان و رسیدن زن به پست‌های کلیدی و اساسی و داشتن سهمی‌برابر با مردان در تصمیم گیری‌های کلان و اجرایی داشته است.
نتیجه گیری:

                                                    .