دو بعـد «جهت گیـری گفت و شنود» و «جهت گیـری همنوایی» در واقـع، ابعـاد الگـوهـای

ارتباطات خونواده هستن که تحقیقات قبلی از جمله تحقیقات فراتحلیلی نشون داده ان که با شکل های جور واجور مختلفی از رفتارای ارتباطی، نتیجه های روانی- اجتماعی و فعالیت های شناختی در رابطه هستن (شرودت، ویت و مسرسمیت، ۲۰۰۸).

 

این ابعاد حاصل تلاش محققان واسه شناخت هر چی بیشتر خونواده به عنوان مهمترین سیستم انسانی و الگوهای ارتباطـاتی حاکم بر اون بوده ان. کلا، الگوهای ارتباطات خونواده روش بیان افکار و احساسات در بین اعضای اون هستش که می تونه از خونواده ای به خونواده ای دیگه فرق داشته باشه. محققان در تلاش واسه شناسایی و طبقه بندی این الگوها دو بعد زیربنــایی جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی رو شناسایی کرده ان (فیتزپاتریک و ریچی، ۱۹۹۴؛ ریچی و فیتزپاتریک، ۱۹۹۰). جهت گیری گفت و شنود به صورت «میزانی که خونواده ها شرایطی رو جفت و جور می بیارن که در اون همه اعضای خونواده تشویق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل، بحث و رد و بدل کردن نظر درباره طیف بزرگی از موضوعات شن» تعریف می شه (کوئرنر و فیتزپاتریک، ۱۹۹۷، ص. ۶۰). جهت گیری همنوایی در این نظریه یعنی «میزانی که خونواده ها شرایط همســان بودن نگاه ها، ارزش ها و عقـاید رو مورد تأکید قـرار میدن» (کوئرنر و فیتزپاتریک، ۱۹۹۷، ص. ۶۰). ترکیب این دو بعد، چهار الگوی ارتباطات خونواده رو شکل می دهد (کوئرنر و فیتزپاتریک، ۱۹۹۷، a2002) که هر کدوم نوع خاصی از خونواده ها رو توصیف می کنه. این چهار نوع الگو یا چهار نوع خونواده از ترکیب وضعیت های زیاد یا کم روی پیوستارهای دو بعد جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی حاصل می شن و شامل خونواده توافق کننده[۱]، خونواده زیادی گرا[۲]، خونواده حفظ کننده[۳] و خونواده رهاگذار[۴] می باشن.
توافق

خونواده های توافق کننده در هر دو بعد جهت گیری های گفت و شنود و همنوایی نمره زیادی می گیرند. آنهـا تلاش دارن حتی زمـانی که بیـان شدن نظـرات متفاوت یکدیگـر رو تشویق می کنن، تأکید زیادی بر توافق با هم داشته باشن.

خونواده های زیادی گرا در جهت گیری گفت و شنود نمره زیاد و در جهت گیری همنوایی نمره

کم می گیرند. ویژگی این خونواده ها ارتباطات باز و آزاد، فراوونی آراء و پشتیبانی عاطفیه.

خونواده های حفظ کننده در جهت گیری گفت و شنود نمره کم و در جهت گیری همنوایی نمـره زیاد می گیرند. این خونواده ها با تأکید زیاد بر همنوایی با والدین و اطاعت از اونا شناخته

می شن. در این خونواده ها والدین تلاش دارن هنجارهای خونواده رو حفظ کنن.

خونواده های رهاگذار در هر دو جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی نمره کمی می گیرند. ایـن نوع خونواده ها تعامل والد- فرزندی کمی دارن و تقریباً فرزندان رو به حال خود

رها کرده ان.

همونطور که گفته شـد بخشی از تحقیق حاضـر بر دو بعد «جهت گیـری گفت و شنـود» و «جهت گیری همنوایی» که این الگوها رو تشکیل میدن، تمرکز داره. هر چند این ابعاد در اصل واسه مطالعه الگوهای ارتباطات خونواده در نظر گرفته شده ان، بررسی تحقیقات قبلی نشون می دهد محققان در مواردی، وقتی که بررسی هم زمان ارتباطات بین فردی در محیط خونواده و دانشگاه بر متغیری مورد نظر بوده، از این دو بعد در بافت محیط تحصیل با عنوان ابعاد الگوهای ارتباطات معلمان/ استادان هم استفاده کرده ان تا بتونن اثر نسبی این دو محیط رو بر متغیر مورد نظر بهتر با هم مقایسه کنن (سو، ۲۰۰۲). تحقیق حاضر هم واسه بررسی ابعاد الگوهای ارتباطاتی شاگرد- استادی در محیط دانشگاه از ابعاد «جهت گیری گفت و شنود» و «جهت گیری همنوایی» با عنوان ابعاد الگوهای ارتباطات دانشجو- استاد استفاده می کنه. در ادامه، تحقیقات قبلی در مورد رابطه بین فرهنگ و ابعاد الگوهای ارتباطات خونواده و دانشجو- استاد مرور می شن.

دانشجو

کارشناسان بارها به این موضوع اقرار کرده ان که درک تنوع و فرق موجود بین خونواده ها نیاز به در نظر گرفتـن زمینه های فـرهنگی خونواده ها داره (گالوین[۵]، ۲۰۰۴؛ سیلارس[۶]، ۱۹۹۵؛ سوچا[۷] و دیگز[۸]، ۱۹۹۹؛ ترنر[۹] و وست[۱۰]، ۲۰۰۳). یافته های چندین مطالعه از وجود فرق های فرهنگـی در سبک هـای ارتباطاتـی پشتیبانی کرده ان (گودیکانست و تینگ- تومی، ۱۹۸۸؛ کیم،

۲۰۰۲). این فرق ها می تونن به فرق های فرهنگی درون یه کشور یا فرق های فرهنگی کشورای متفاوت مربوط باشن. همونطور که قبل از این گفته شد، چند بعد مهم که به توضیح این فرق ها کمک می کنن، شناسایی شده ان و در بین این ابعاد، فردگرایی- جمع گرایی بیشتر از بقیه در درک فرق های فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفته. این بعد به اهمیتی که به خودمون فرد نسبت به گروه یا جامعه داده می شه، برمیگرده. فردگرایی- جمع گرایی بر دیدگاه فرد در مورد خود اثر داره. به گونه ای که افراد در فرهنگ های فردگرا دیدگاهی جداگونه یا ناوابسته از بقیه در مورد خود دارن، در حالی که افراد در فرهنگ های جمع گرا دیدگاهی وابسته به بقیه در مورد خود اتخاذ می کنن (مارکوس و کیتایاما، ۱۹۹۱). تینگ- تومی و چانگ[۱۱] (۲۰۰۵) هم توضیح میدن که خود در فرهنگ های فردگرا به صورت یه «خود ناوابسته[۱۲]» شناخته می شه در حالی که در فرهنگ های جمع گرا یه «خود وابسته[۱۳]» است. این فرق های مفهومی در مورد خود، در رابطه و وابستگی شخص به گروه هایی که به اونا تعلق داره از جمله خونواده فرق ایجاد می کنه (تینگ- تومی و چانگ، ۲۰۰۵). فردگرایی- جمع گرایی از راه ایجاد فکر های متفاوت و جهت گیری های ارزشی خاص خود بر ترجیح سبک های ارتباطاتی بین فردی اثر می گذارد. هال (۱۹۷۶) با مطرح کردن معنی «وابستگی به زمینه[۱۴]» و با بررسی میزانی که افراد تو یه فرهنگ به بافت و زمینه وابسته هستن، به توضیح فرق های فرهنگی موجود در ارتباطات بین فردی می پردازه. ایشون بر این پایه ارتباطات بین فردی فرهنگ های جور واجور رو به دو دسته دارای وابستگی زیاد به زمینه[۱۵] و دارای وابستگی کم به زمینه[۱۶] دسته بندی می کنه. در ارتباطات دارای وابستگی زیاد به زمینه پیام هایی ترجیح داده می شن که غیرمستقیم هستن و معنی اونا بیشتر در بافت پیام قرار داره. در حالی که ارتباطات دارای وابستگی کم به زمینه به ارتباطات روشنی که در اونا اصل مطلب به روشنی و به طور کلامی بیان می شه، برمی گردند. فرهنگ های جمع گرا ارتباطات زیاد وابسته به زمینه رو بهتر می دونن، در حالی که فرهنگ های فردگرا تمایل به به کار گیری ارتباطات دارای وابستگی کم به زمینه هستن (گودیکانست و تینگ- تومی، ۱۹۸۸؛ تریاندیس، ۱۹۹۴). در فرهنگ دارای وابستگی کم به زمینه، افراد آزادانه، راحت و به روشنی افکار و احساسات خود رو بیان می کنن و به بیان وجود می پردازند. چون این فرهنگ بیشتر در جوامع فردگرا دیده می شه که در اونا به فردیت افراد، منحصربفردی و باز بودن اونا ارزش داده می شه. در مقابل، تو یه فرهنگ زیاد وابسته به زمینه بیان کلامی احساسات و عقاید چیزی مثبت در نظر گرفته نمی شه و حتی بعضی وقتا با دید منفی به اون نگاه می شه. در اینجور فرهنگی به کم حرفی، خویشتنداری و خوددار بودن ارزش داده می شه. این ویژگی های فرهنگی با جهت گیری گفت و شنود خونواده و محیط تحصیل رابطه پیدا می کنه. یعنی، با میزانی که محیط خونواده و یا تحصیل شرایطی رو جفت و جور می بیارن که در اون فرزندان و یا علم آموزان و دانشجویان تشویق می شن تا تعامل آزادانه و راحتی با والدین و یا معلمان و استادان خود داشته باشن و به بحث و رد و بدل کردن نظر درباره طیف بزرگی از موضوعات بپردازند. در همین رابطه، یافته های تحقیقات قبلی نشون می دهد که آمریکایی ها (که بیشترین ارزش شاخص فردگرایی کشور (۹۱) رو دارن) نسبت به ژاپنی ها (که ارزش شاخص فردگرایی کشور اونا (۴۶) کمی کمتر از میانگین (۵۱) است) جهت گیری گفت و شنود بیشتری دارن (رز، بوش و کاله، ۱۹۹۸؛ شیرمن و دوملااُ، ۲۰۰۶).

دیدگاهی که فرهنگ بسته به نوع خود در مورد خودمون افراد شکل می دهد، بر تعامل افراد با بقیه هم اثر می گذارد. به طور مثال، چندین مطالعه نشون داده ان که در فرهنگ های فردگرا نسبت به فرهنگ های جمع گرا بین فرزندان و والدین اونا بیشتر اختلاف اتفاق می افتد (اتزل و همکاران، ۲۰۰۳؛ تینگ- تومی و کورگی، ۱۹۹۸). تحقیقات کیم، لی، کیم و هانتر (۲۰۰۴) و تینگ- تومی و کورگی (۱۹۹۸) نشون می دهد از دید سبک برخورد با اختلاف پیش اومده هم فرق های فرهنگی هست. در موقعیت های اختلافی افراد در فرهنگ های فردگرا از راهبردهای مستقیمی که آبروی طرف مقابل رو تهدید می کنه، استفاده می کنن؛ در حالی که در فرهنگ های جمع گرا ادما از راهبردهای غیرمستقیمی که آبروی طرف مقابل رو حفظ می کنه، استفاده می کنن. چون در فرهنگ های فردگرا افراد بیشتر از همه به دنبال حفظ آبرو و اعتبار خود هستن. در حالی که در فرهنگ های جمع گرا افراد تلاش می کنن آبروی همدیگه رو حفظ کنن. اظهارات مصاحبه شوندگان در بخش کیفی مطالعه کاکای (۲۰۰۱) در مورد تعامل دانشجویان با استادان هم از این فرق ها پشتیبانی می کنه. در جواب به این سؤال مصاحبه کننده که موقع مخالفت کردن با یه استاد نگران به خطر افتادن آبروی اون می شید یا خیر؟ بعضی از مصاحبه شوندگان بیان می کردن که نگران همچین چیزی نمی شن. به طور مثال، یه دانشجوی اروپایی نسل به فکر بود: «دلخور شدن استاد از مخالفت دانشجوی خود نشون دهنده اعتماد به نفس کم اونه» (ص. ۱۰۰). دانشجوی دیگری که ژاپنی- آمریکایی بود عقیده داشت: «دانشجویان باید با استادان مخالفت کنن و اونا رو زیرسؤال ببرن و استادان نباید هیچوقت بحث و جنگ ها رو ببازند. اگه دانشجویان اونا رو بکوبند نباید به عنوان یه استاد به اونا حقوق بدن. چون فرض بر اینه که اونا از دانشجویان باهوش تر هستن» (ص. ۱۰۰). یه سری های دیگه می گفتن احساس خوبی در مورد حرف زدن روی حرف بقیه ندارن و نگران آبروی استاد خود می شن. دانشجویی دیگه با زمینه فرهنگی میکرونزیایی به جای اینکه نگران آبروی استاد خود باشه، به نگرانی خود در مورد آبروی پدر و مادرش به عنوان والدین دانشجوی گستاخی که با استاد خود چون و به چه دلیل می کنه، اشاره کرد:

باهوش

 

«… نکته دیگه اینه که اثر بد کاری که تو انجام می دهی به پدر و مادرت برمیگرده. من در مورد خودم خیلی نگران نیستم. بعضی وقتا می خواهم با [بقیه] مخالفت کنم و اهمیتی هم نمی دهم بقیه در مورد من چه فکری می کنن اما من به چیزی که در مورد پدر و مادرم فکر می کنن اهمیت می دهم» (کاکای، ۲۰۰۱، ص. ۱۰۱).

 

تأکید داشتـن بر حفظ آبـروی والدیـن و یا استـادان می تونه با جهت گیـری همنـوایـی در ارتباطات والـد- فرزنـدی و شاگـرد- استـادی رابطه داشته باشـد که باعث می شه در محیطهـای خانوادگی و تحصیلی همســانی نگاه ها و عقـاید بیشتر مورد تأکید قـرار گیرد.

بعد فرهنگی مهم روابط عمـودی- افقـی (سینگلیس و همکاران، ۱۹۹۵؛ تریاندیس، ۱۹۹۵؛ تریاندیس و گلفند، ۱۹۹۸) هم می تونه جهت گیـری همنـوایـی رو در ارتبـاطـات والـد- فرزنـدی و شاگرد- استادی تحت اثر بذاره. این بعد به اندازه اختلاف قدرتی که در جامعه قبول شده، برمیگرده. در فرهنگ های افقی که اختلاف قدرت کمی در اونا هست، به مساوات و برابری افراد ارزش داده می شه؛ در حالی که در فرهنگ های عمودی بین افراد اختلاف قدرت زیادی هست (هافستد، ۱۹۸۰؛ گودیکانست و تینگ- تومی، ۱۹۸۸). با به کار بردن معنی روابط عمودی- افقی در بافت و زمینه خانوادگی و تحصیلی می توان گفت فرهنگ های افقی و دارای اختلاف قدرت کم والدین رو نسبت به فرزندان و معلمان و استادان رو نسبت به علم آموزان و دانشجویان در جایگاهی به نسبت برابری قرار میدن. به دلیل همین موقعیت برابر، از فرزندان و علم آموزان و دانشجویان انتظار می رود در مورد امور مربوط به خود مسؤولیت بیشتری رو برعهده گیرند و استقلال عمل بیشتری از خود نشون بدن. این در حالیه که فرهنگ های عمودی و دارای اختلاف قدرت زیاد والدین رو نسبت به فرزندان و معلمان و استادان رو نسبت به علم آموزان و دانشجویان در جایگاه بالاتری قرار میدن و توقع دارن فرزندان و علم آموزان و دانشجویان نسبت به اونا خشوع و خضوع بیشتری نشون بدن، بیشتر از اونا نظر خواهی کنن و با عقاید و نگاه های اونا بیشتر همنوایی کنن. یعنی، به نظر می رسد نسبت به فرهنگ های افقی، فرهنگ های عمودی بیشتر افراد رو به طرف همنوایی جهت میدن.

براساس اون چیزی که گفته شد، جهت گیری های گفت و شنود و همنوایی به عنوان ابعاد الگوهای ارتباطات والد- فرزندی و شاگرد- استادی از عوامل فرهنگی جهت گیری فردگرا و جمع گرا و روابط عمودی و افقی به صورت های متفاوتی اثر می پذیرن. این در حالیه که همونطور که قبل از این گفته شد به نظر می رسد ابعاد الگوهای ارتباطات با گرایش های جور واجور تفکر انتقادی رابطه نزدیکی داشته باشن. چون که از راه این ارتباطاته که تفکر انتقادی فرصت بیان و رشد پیدا می کنه و به کمک اونا هستش که فرد عقاید و نگاه های شخصی خود رو با بقیه در میان می گذارد و در صورت ضرورت از اونا دفاع می کنه. با در نظر گرفتن این موضوع می توان توقع داشت که زمینه های فرهنگی فردگرا و جمع گرا در محیطهای خانوادگی و تحصیلی از راه رفتارای ارتباطاتی مربوط به جهت گیری گفت و شنود با والدین و معلمان و استادان بر گرایش های جور واجور تفکر انتقادی اثر داشته باشن. هم اینکه، به دلیل اندازه تأکید متفاوتی که فرهنگ های عمودی و افقی بر اختلاف قدرت و اطاعت از مراجع قدرت دارن که اون هم به نوبه خود همنوایی با والدین و معلمان و استادان رو متأثر می کنه، می توان توقع داشت که عوامل فرهنگی بدین روش هم بر گرایش های تفکر انتقادی اثر داشته باشن.

 

 

۲-۲-۳- رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطات خونواده و دانشجو- استاد و گرایش های تفکر انتقادی

 

در ایـن بخـش، تحقیقـات انجام شده در زمینـه رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطات (جهت گیری

گفت و شنود و جهت گیری همنوایی) و گرایش های تفکر انتقادی، در روابط والد- فرزندی و شاگرد- استادی به طور جداگونه بررسی می شه.

 

[۱] . consensual

[۲] . pluralistic

[۳] . protective

[۴] . laissez-faire

[۵] . Galvin

[۶] . Sillars

[۷] . Socha

[۸] . Diggs

[۹] . Turner

[۱۰] . West

[۱۱] . Chung

[۱۲] . unencumbered

[۱۳] . connected self

[۱۴] . context dependency

[۱۵] . high context communication styles

[۱۶] . low context communication styles