به دلیل کمبود اطلاعات در این مورد روشن نیس که گرایش های تفکر انتقادی تا چه حد تحت اثر خونواده قرار دارن. از این رو، مطالعه حاضر در بخشی از کار خود به دنبال اون هستش تا رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطات خونواده و گرایش های تفکر انتقادی فرزندان رو مورد بررسی بذاره. اگه بشه اینجور ارتباطی رو توضیح داد، به تبیین فرق های خانوادگی افراد دارای گرایش کم و زیاد به تفکر انتقادی کمک شده و این مطالعه می تونه شکاف مهمی رو که از این نظر هست، پر کنه.

هر چند در مورد رابطـه ابعـاد الگـوهـای ارتبـاطـات خانـواده (جهت گیـری گفت و شنـود و

جهت گیری همنوایی) و گرایش های تفکر انتقادی تحقیقی انجام نشده ولی تحقیقات کمی وجود دارن که رابطه این ابعاد رو با متغیرهایی که رابطه نزدیکی با گرایش های تفکر انتقادی دارن، مورد بررسی قرار داده ان. در ادامه، این تحقیقات مرور می شن.

«حقیقت جویی»، «گشوده ذهنی» و «پختگـی شناختی» از جمله گرایش های تفکر انتقادی هستن. همونطور که پیـش از ایـن گفته شد فرد حقیقت جو درصدد اون هستش که بدونه حقیقت امور چیه. اینجور فردی اگه در کندوکاوهای خود با اطلاعات معتبری مواجه شه که با نظرات و عقاید قبلی ایشون مغایرت دارن، با خود روراست می موند و به طور عادلانه با اون اطلاعات برخورد می کنه؛ حتی اگه اطلاعات جدید اون عقاید و تمایلات قبلی ایشون رو زیر سؤال ببرن (راهنمای سیاه س گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، ۲۰۰۷؛ فاسیونه و فاسیونه، ۱۹۹۲؛ فاسیونه و همکاران، ۱۹۹۵). فرد گشوده ذهن نسبت به عقاید نو و یا مخالف، دگراندیش پذیره. یعنی، نسبت به نظرات و عقاید متفاوت از نظر و عقیده خود صبر نشون می دهد و مراقب سوگیری های احتمالی و تعصبات خوده (راهنمای سیاه س گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، ۲۰۰۷؛ فاسیونه و فاسیونه، ۱۹۹۲؛ فاسیونه و همکاران، ۱۹۹۵). فردی که از دید شناختی پخته س با مسایل با این درک برخورد می کنه که بعضی مسایل بیشتر از یه راه حل منطقی و راضی کننده دارن و بعضی وقتا قضاوت ها باید براساس معیارها، زمینه و دلایلی که مانع از قطعیت می شن، صورت بگیرن (راهنمای سیاه س گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، ۲۰۰۷؛ فاسیونه و فاسیونه، ۱۹۹۲؛ فاسیونه و همکاران، ۱۹۹۵). به نظـر می رسد ویـژگی ای که در ایـن سه گـرایش مشترکه، انعطاف پذیری شناختی[۱] است. تحقیقی که به وسیله کواستن[۲]، شرودت و فورد[۳] (۲۰۰۹) انجام شده نشـان می دهـد که ویژگـی «ابرازگری خونواده[۴]» (که مشابه با

راه حل

جهت گیری گفت و شنود خانواده س) انعطاف پذیری شناختی رو به طور مثبت پیش بینی می کنه. یافته های این تحقیق هم اینکه نشون می دهد که انعطاف پذیری شناختی به وسیله دوری از اختلاف که یکی از ویژگی های جهت گیری همنواییه، به طور منفی پیش بینی می شه.

یکی دیگـر از گرایش های تفکر انتقـادی «تحلیلگری» است. فرد دارای گرایش به تحلیلگری

به به کار گیری دلیل آوردن و دلایل به دنبال بردن به حقیقت امور اهمیت زیادی می دهد (راهنمای سیاه س گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، ۲۰۰۷؛ فاسیونه و فاسیونه، ۱۹۹۲؛ فاسیونه و همکاران، ۱۹۹۵). در رابطه با این موضوع نشون داده شده که خونواده های دارای جهت گیری گفت و شنود کم و جهت گیری همنوایی زیاد فرزندان خود رو تشویق می کنن تا واسه فهمیدن به واقعیت بیشتر از دلایل موجود و در دسترس استفاده کنن و کمتر اونا رو تشویق می کنن تا خود فعالانه به جست و جوی دلایل دیگه بپردازند (دوملااُ، ۲۰۰۳). به نظر می رسد جست و جوی فعالانه دلایل و اطلاعات جدید علاوه بر گرایش به «تحلیلگری» با گرایش به «حقیقت جویی» هم در رابطه باشه.

 

از دیگر گرایش های مربوط به تفکر انتقادی «اعتماد به نفس در تفکر انتقادی» است. کلا، دیانا بامریند[۵] (۱۹۷۷، ۱۹۹۱) اعتماد به نفس و تکیه به خود رو از ویژگی های فرزندان خونواده های مقتدر[۶] می دونه. خونواده های مقتدر خونواده هایی هستن که با بچه هاشون صمیمی و نسبت به نیازای اونا جوابگو هستن. اونا همزمان با کنترل قاطع و معقولی که اعمال می کنن، در حد مناسبی به بچه خود استقلال میدن. این ویژگی ها یعنی، کنتـرل کننـدگی متوسـط و پشتیبانی کنندگی زیاد به ترتیب با جهت گیری همنوایی تقریباً زیاد و جهت گیری گفت و شنود زیاد یعنی الگوی ارتباطاتی خونواده های توافق کننده برابری داره. در این خونواده ها والدیـن فعالیت های بچه خود رو هدایت می کنن و به اون جهت میدن اما وقتی دلایل اون طرف پیشنهادات و تصمیمات جور واجور خود رو واسه بچه هاشون توضیح میدن، به اونا هم اجـازه گفت و شنود منطقی میدن. در این خونواده ها همه اعضای خونواده در تصمیم گیری ها شرکت داده می شن که این می تونه به اعتماد فرزندان به قدرت تصمیم گیری و تفکر خود منجر شه.

توافق

در کل، با توجـه به آنچـه کـه در بالا اومد، می توان انتظــار داشـت که ابعـاد الگوهـای ارتبـاطـات خانـواده یعنی، جهت گیـری هـای گفـت و شنـود و همنـوایـی بتواننـد در ایجـاد و رشد گرایش های تفکر انتقادی فرزندان نقش داشته باشن. مرور مطالعه فراتحلیلی شرودت، ویت و مسرسمیت (۲۰۰۸) در مورد تحقیقاتی که در ۴۰ سال گذشته در مورد الگوهای ارتباطات خونواده و ابعاد تشکیل دهنده اونا و عواقب پردازش اطلاعاتی، رفتاری و روانی- اجتماعی اونا انجام شده ان، نشون می دهد که جهت گیری های گفت و شنود و همنوایی رابطه معناداری با تعداد خیلی از عواقب روان شناختی مربوط به فرزندان دارن. هر دو جهت گیری گفت و شنود و همنوایی اندازه اثرهای تقریباً برابری در مورد عواقب پردازش اطلاعاتی، رفتاری و روانی- اجتماعی دارن. فرقش اینه که جهت گیری گفت و شنود نسبت به جهت گیری همنوایی خونواده پیش بینی کننده قوی تری واسه عواقب روانی- اجتماعی مربوط به فرزندانه و در مورد این عواقب نسبت به عواقب پردازش شناختی و رفتاری قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری داره. می توان رابطه جهت گیری های گفت و شنود و همنوایی خونواده با گرایش های تفکر انتقادی رو با رابطه این جهت گیری ها و عواقب روانی- اجتماعی و پردازش شناختی اونا در رابطه دونست.

 

 

[۱] . cognitive flexibility

[۲] . Koesten

[۳] . Ford

[۴] . family expressiveness

[۵] . Diana Bomrind

[۶] . authoritative