رویکردهای برنامه ریزی گردشگری، اهمیت برنامه ریزی گردشگری

2-3-2 اهمیت برنامه ریزی گردشگری
برنامه ریزی گردشگری در کلیه سطوح برای دستیابی به توسعه و مدیریت موفق امری اساسی است. تجربه بسیاری از نواحی توریستی در جهان این امر را به اثبات رسانده است که در بلند مدت روش برنامه ریزی برای گردشگری می تواند بدون ایجاد مشکلات عمده منافعی را در بر داشته و به حفظ رضایت بازار منجر شود (سازمان جهانی گردشگری، 1379: 13).
برنامه ریزی برای کشورهایی که هنوز با حجم قابل ملاحظه ای از گردشگری مواجه نیستند، رهنمودهای ضروری را برای گسترش آن فراهم می نماید. برنامه ریزی در نواحی که هم اکنون نیز امر گردشگری به صورت محدود در آن جریان دارد، برای تجدید حیات آن بخش و توفیق آتی آن مورد نیاز است (همان، 14)
برنامه ریزی گردشگری همچنان که اینسکیپ اشاره می کند به دلایل زیر برای یک مقصد ضروری می باشد:
گردشگری مدرن یک فعالیت و گونه نسبتا جدید در بسیاری از نواحی می باشد و بعضی از دولت ها و بخش های خصوصی که تجربه کم یا اندکی در توسعه مناسب گردشگری دارند. یک طرح توسعه و برنامه گردشگری می تواند اصولی راهنما را در این نواحی برای توسعه این بخش فراهم نماید.
گردشگری یک فعالیت پیچیده، چند بخشی و پراکنده است که مشتمل بر سایر بخش ها نظیر کشاورزی، ماهیگیری، بخش تولید، مکان های تفریحی و فراغتی، تسهیلات و خدمات محلی گوناگون و حمل ونقل و سایر بخش ها می شود. برنامه ریزی و هماهنگی در توسعه پروژه، برای اطمینان یافتن از توسعه منسجم تمامی این عناصر به منظور ارائه خدمات به گردشگران و جامعه محلی ضروری می باشد.
اساسا گردشگری فروش محصولی تحت عنوان تجربه می باشد که در آن بازدید کنندگان از تسهیلات و خدمات معینی استفاده می کنند. لذا باید از طریق فرآیند برنامه ریزی بین نیازهای بازار گردشگری و محصولات طوری انطباق برقرار گردد که در عین پاسخگویی به تقاضای بازار هیچ گونه زیانی در حصول به اهداف اجتماعی- فرهنگی و زیست محیطی وارد نگردد.
گردشگری منافع اقتصادی مستقیم و غیر مستقیمی ایجاد می کند که می توان آن ها را با برنامه ریزی منسجم و دقیق بهینه نمود. بدون برنامه ریزی نه تنها ممکن است این منافع به طور کامل محقق نشود، بلکه امکان دارد مشکلات اقتصادی نیز پدیدار گردند.
گردشگری منافع و مسائل اجتماعی و فرهنگی گوناگونی ایجاد می کند. از برنامه ریزی می توان برای بهینه سازی منافع و جلوگیری از مشکلات و به ویژه برای تدوین سیاست های توسعه بهینه گردشگری به منظور جلوگیری از مشکلات اجتماعی و استفاده از گردشگری به عنوان ابزاری برای دست یابی به اهداف فرهنگی استفاده نمود.
اصولا توسعه جاذبه ها، تسهیلات و زیرساخت های گردشگری و روندهای گردشگران دارای اثرات مثبت و منفی بر محیط فیزیکی خواهد بود. برنامه ریزی دقیق به منظور تعیین نوع و سطح بهینه ای از گردشگری که موجب تخریب محیط زیست شده و به عنوان ابزاری برای حصول به اهداف توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد، مورد نیاز می باشد.
امروزه توسعه کلیه انواع گردشگری به ویژه گردشگری پایدار قابل توجیه می باشد، اما برنامه ریزی نوع مناسب گردشگری می تواند موجب اطمینان یافتن از این موضوع شود که منابع طبیعی و فرهنگی گردشگری به درستی حفظ شده و در فرآیند توسعه نابود و تخریب نمی شوند.
همانند هر یک از اقدامات توسعه جدید، اشکال توسعه گردشگری نیز بر اثر عواملی هم چون تغییر روندهای بازار و سایر شرایط در طول زمان تغییر می یابد. از برنامه ریزی می توان برای ارتقاء و تجدید حیات شیوه های گردشگری فعلی یا نواحی گردشگری که به گونه ای نامناسب توسعه یافته اند، استفاده نمود. همچنین از طریق فرآیند برنامه ریزی می توان نواحی جدید گردشگری را به طور انعطاف پذیری طراحی نمود.
توسعه گردشگری به منابع انسانی ماهر و شایسته ای نیاز دارد که دوره های آموزشی و کارورزی مناسبی را طی کرده باشند. برآوردن نیازهای نیروی انسانی به طرح ریزی و برنامه ریزی دقیق و در برخی موارد به تسهیلات آموزشی ویژه ای نیاز دارد.
به منظور توسعه کنترل شده گردشگری به ساختارهای سازمانی، استراتژی های بازاریابی و برنامه های ترویج، قوانین و مقررات و شاخص های مالی نیاز است که از طریق فرآیند برنامه ریزی جامع و منسجم با برنامه های توسعه و سیاست های گردشگری مرتبط شده باشند.
برنامه ریزی مبنایی برای مرحله بندی توسعه و برنامه ریزی پروژه فرآهم می کند که برای بخش های عمومی و خصوصی در برنامه ریزی سرمایه گذاری هایشان مفید می باشد ( اینسکیپ، 1992: 16-17).
3-3-2 رویکردهای برنامه ریزی گردشگری
یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی گردشگری شناخت رویکرد ها می باشد. در این قسمت به توضیح مهم ترین این رویکردها چرداخته می شود.
1-3-3-2 رویکرد سیستمی
یک مفهوم اساسی در برنامه ریزی گردشگری آن است که گردشگری را باید به صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظر گرفت که به یکدیگر مرتبط می باشند. عوامل تقاضا شامل بازارهای داخلی و بین المللی گردشگری و ساکنین محلی است که از جاذبه ها، تسهیلات و خدمات گردشگری استفاده می نمایند. عوامل عرضه گردشگری نیز شامل جاذبه ها و فعالیت ها اعم از جاذبه های فرهنگی و طبیعی و جاذبه های خاص، واحدهای اقامتی و سایر تسهیلات و خدمات گردشگری نظیر دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی، رستوران ها، مراکز خرید، مراکز اطلاع رسانی، خدمات بانکی و ارزی، خدمات بهداشتی و خدمات سیستمی، حمل ونقل و سایر زیرساخت ها مانند تامین آب و برق، سیستم دفع زباله و فاضلاب و ارتباطات راه دور و عناصر سازمانی مشتمل بر ساختارهای سازمانی موسسات بخش گردشگری، برنامه ها و مؤسسات آموزشی، قوانین و مقررات مرتبط با گردشگری، سیاست های سرمایه گذاری و راهبردها و برنامه های بازاریابی می شود.
در برنامه ریزی گردشگری، درست مانند یک سیستم، توسعه عوامل از جمله عوامل عرضه و تقاضا و عناصر فیزیکی و سازمانی باید به صورت منسجم در نظر گرفته شود. اگر سیستمی به صورت منسجم ضمن توسعه هماهنگ کلیه اجزاء برنامه ریزی شود، آن گاه بسیار اثر بخش تر عمل خواهد کرد و منافع مطلوب حاصل خواهد شد (سازمان جهانی گردشگری، 1379: 20).
2-3-3-2 رویکرد توسعه پایدار
روش توسعه پایدار مستلزم این است که منابع طبیعی و فرهنگی و سایر منابع جهانگردی برای استفاده دائم در آینده حفظ گردند و در عین حال منافعی را برای جامعه امروز داشته باشد (سازمان جهانی گردشگری، 1384: 17).

                                                    .