زبان و ادبیات عربی، تاریخ معاصر ایران

دانلود پایان نامه

1- میراث دینی: احساس دینی آمیخته با فطرت انسان است و میراث دینی نزد تمامی فرهنگ ها و ملل منبعی مهم برای الهام بخشی روح شعری شمرده می شود. ادبیات جهان آکنده از آثار بزرگی است که بر گرد موضوع یا شخصیتی دینی می گردند. گاهی نیز شاعر شخصیّت یا واقعه ای دینی را برگرفته و آن را به گونه ای دیگر پرداخته و در شعرش عرضه می کند، و در واقع به باز آفرینی آن ها دست می یازد.
2- میراث صوفی: انسان متفکر همواره از جامعه ی مملو از ستم و سرکوب و نادانی و تنش های اجتماعی و اقتصادی و… گریزان بوده است. شاید این خود از مهم ترین علل پیدایش عقائد و مذاهب صوفی مآبانه و گرایش به آن ها باشد. شاعر معاصر به شخصیت های اصحاب تصوف مراجعه کرده و گاهی نیز آنان را به گونه ای دیگر باز آفرینی می کند.
3- میراث تاریخی: تاریخ چونان مادری انسان را زاده و تربیت می کند و تجارب گذشتگان را در اختیار فرزندش قرار می دهد. انسان هنگام پرداختن به مهم ترین دستاورد معنوی اش یعنی هنر و ادبیّات به تاریخ مراجعه کرده و شخصیت ها یا وقائعی را از آن بر می گزیند که با اندیشه ی خود یا مفهومی که قصد انتقال آن به مخاطب را دارد، هم آوا باشد.
4- میراث ادبی: ادبا را می توان از با احساس ترین و شگفت ترین انسان ها بر شمرد که بسیاری از آنان تبدیل به شخصیت هایی اساطیری شده اند و شاعران از آنان به عنوان نماد و نقاب در شعرشان بهره جسته اند.
5- میراث ملی و فولکلور: میراث ملی به خاطر انعطاف پذیری اش از غنی ترین منابع حاوی پدیده های میراث به شمار می آید.
6- میراث اساطیری: پژوهش گران بر آنند که اسطوره نشان گر دوره های آغازین خرد بشری است. دکتر غالی شکری معتقد است که حضور اساطیر در شعر معاصر بیان گر نیازهای عمیق روحی و زیبایی شناسانه در جان عرب معاصر می باشد. بنابراین همواره اسطوره را به عنوان آبشخوری بخشنده برای شاعران در همه ی اعصار می دانند. اساطیر جهانی نمادهایی هستند که مرزها را در می نوردند و در اذهان بیشتر مردم جهان مفهوم واحدی را تداعی می کنند. علی عشری زاید میراث اساطیری عربی را در قیاس با اساطیر دیگر ملل بسیار ضعیف می پندارد.
7- طبیعت: برخی از شاعران با پدیده های طبیعی همچون نمادهای اساطیری برخورد می کنند و از آن ها برای بیان حقائق جامعه بهره می برند. همچون شب که نمادی از ظلم و صبح که رمزی برای آزادی است.
8- شهر و جامعه: شهر و جامعه به عنوان بستری که زندگی انسان و تجربه های تلخ و شیرینش در آن رخ می دهد منبع مهمی برای تولد اساطیر و از سویی دیگر الهام روح شعری به شاعر می باشد.
زندگی و شعر امل دنقل
محمّد امل فهیم محارب دنقل به سال 1940م در روستای قلعه در استان قنای مصر چشم به جهان گشود. پدرش که از دانش آموختگان الازهر بود در سال 1950م درگذشت و مسؤولیت خانواده بر دوش امل قرار گرفت. امل که کودکی آرام می نمود پس از مرگ پدر با نامهربانی ها و خیانت های نزدیکان روبرو گشت. او از کودکی برای خواندن شعر به مجالس و جشن ها دعوت می شد، اما همیشه با اتهامات خویشاوندان و دوستان مبنی بر دزدی بودن اشعارش مواجه می شد. این وقائع بذر داشتن روحی سرکش و متمرّد را در شخصیت امل کاشت. امل پس از اتمام دوره ی دبیرستان برای تحصیل در رشته ی ادبیات به قاهره رفت اما پس از چندی مجبور به ترک تحصیل و سفر به اسکندریه برای کار شد. امل پس از آشنایی با همسرش عبله الروینی به مدت سه یا چهار سال تن به ازدواج نمی دهد، زیرا ازدواج برای او به منزله ی از دست دادن آزادی است. ولی بعدها به ازدواج گردن می نهد، زیرا بدون عبله زندگی برایش ممکن نیست. امل سه سال با سرطان پنجه می افکند و دلهره ی مرگ همیشه همراه اوست. هر چند که سرطان جسم نحیفش را در 1983 از پای در آورد، امّا هیچ گاه نتوانست او را از شعر و راهش باز دارد. امل شاعری است که جنبه های شخصیتی متناقض بسیاری را در خود جای داده است: آرام و پر خروش، ساده و پیچیده، زود جوش و خویشتن دار، در جوانی متدین ولی بعدها مارکسیست، و… تا مغز استخوان مصری است و در برابر مصر مجامله ناپذیر.
امل دنقل در مقابل شعر موضعی آمیخته با تقدس گرفته و رابطه اش را با ملت از طریق شعر می داند. او شعر را وسیله ای برای دفاع از وطن می شمارد. در این جا اشاره ای کوتاه به آثار دنقل می شود:
1- گریه در پیشگاه زرقاء یمامه،1969م/2- شرحی بر آنچه گذشت،1971م/3- بر دار کردن ماه،1974م/4- عهد آینده،1975م/5- سخنانی در اتاقِ درْ بسته،1979م/6- سخنانی نو از جنگ بسوس،1983م/7- برگه های اتاق هشتم،1983م/8- مجموعه ی کامل شعری،1983م.
امل دنقل شاعریست که با نو آوری در موسیقی، زبان و ساختار شعر، طنین متفاوتی در شعر معاصر عربی افکنده است. او با زبانی ساده و در عین حال گزنده دل مشغولی های ملتش را بیان می کند. شعر امل در دوره های مختلف زندگی اش چند رویکرد متفاوت دارد: 1- رویکرد رمانتیستی که در دیوان «بر دار کردن ماه» حس می گردد و محصول دوران جوانی شاعر است. 2- مرحله ی کشمکش میان مسائل شخصی و اجتماعی که در دیوان «گریه در پیشگاه زرقاء یمامه» با رنگ واقع گرایانه جلوه گر است. 3- رویکرد مربوط به مسائل اجتماعی و ملی که در دیوان «شرحی بر آنچه گذشت» و «سخنانی نو از جنگ بسوس» آشکار است. 4- خروج از دغدغه های شخصی و ورود به دائره مسائل فراگیر انسانی که در دیوان «عهد آینده» مشهود است.
ویژگی های بارز شعر دنقل: 1- تضمین 2- به کارگیری نمادها 3- کاربرد زبان امروزین.
زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث در سال 1307 ه ش در مشهد چشم به جهان گشود. وی با آثار کلاسیک شعر فارسی از طریق پدرش آشنا شده و همچون بسیاری از اهل ادب به موسیقی نیز روی آورد. اخوان با راه یابی به انجمن ادبی خراسان با ادیبان سر شناسی مانند استاد نصرت منشی باشی آشنا شد که همو لقب شعری امید را به وی بخشید. اما اخوان استادی جز نیما برای خود نمی شناسد. علاوه بر ادب فارسی مهدی جوان با قریحه ای سرشار و رغبتی بسیار به سراغ زبان و ادبیات عربی نیز می رود. مهدی پس از اتمام دوره ی هنرستان در رشته ی آهنگری در سال 1327ش به استخدام آموزش و پرورش در آمده و برای کار به ورامین می رود. مرحله ی اصلی شعر اخوان با زندگی در تهران و ورود به مسائل و محافل سیاسی(حزب توده) آغاز می گردد. در سال 1329 به مشهد بازگشته و با دختر عمویش ایران ازدواج می کند. پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 اخوان در پی شرکت در یکی از جلسات حزب توده زندانی می گردد. پس از آزادی از زندان در روزنامه های جهان، ایران ما، مجله ی در راه هنر، بنیاد فرهنگی ایران به کار مشغول می گردد. سپس در تلویزیون خوزستان برنامه های ادبی می سازد که مهم ترین آن ها «دریچه ای بر باغ بسیار درخت» است. در همان دوران خبر مرگ دخترش ضربه ای سهمگین بر وی وارد می سازد. پس از انقلاب اسلامی ایران برای تدریس به دانشگاه تهران دعوت می گردد. مهم ترین حادثه زندگی اخوان سفری است چهار ماهه به اروپا که در سال 1369 به دعوت دوستانش ابراهیم گلستان، رضا مرزبان و اسماعیل خویی انجام می گیرد. وضع جسمی اخوان پس از بازگشت از این سفر رو به ضعف نهاده و سرانجام در شهریور همان سال چشم از جهان فرو می بندد.
زندگی اخوان در دوره ای آکنده از تحرکات اجتماعی و سیاسی گذشت، بنابراین شعر او آیینه ای از تاریخ معاصر ایران است. اخوان به همه چیز بدبین است، امّا بدبینی او به معنای فلسفی آن نیست. او همیشه از عقب ماندگی ملّت می نالد و دوستدار پیشرفت جامعه است. اخوان دائما خسته از این جهان و دروغ و نیرنگ های آن به تمسخر جلوه های آن می پردازد.
آثار شعری اخوان: ارغنون،1330ش/زمستان،1335ش/آخر شاهنامه،1338ش/از این اوستا،1344ش/ در حیاط کوچک پاییز در زندان،1355ش/زندگی می گوید امّا باید زیست،1357ش/دوزخ امّا سرد1357ش/ ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم،1368ش.
دکتر محمّد رضا شفیعی کدکنی راز جاودانگی شعر اخوان را از سویی پذیرش اصول شعری و از سوی دیگر اسیر نشدن در دام آن ها می داند. وی کلیات اسلوب اخوان را در سه زمینه جای می دهد: 1- وضوح: که شرط نخست هنر تاثیر مستقیم و سریع آن بر مخاطب است. 2- نیروی القای هنری که با تشخّص دادن به اندیشه یا احساس خواننده او را نیازمند خود می گرداند. 3- زیبایی هنری: که آن دو عنصر پیشین نیز زاده ی این عامل است. وزن، قافیه و هماهنگی گروه واژگان با نگرشی به امکانات زنده ی زبان گذشتگان، بنیادهای زیبایی شعر اوست. اخوان با پذیرفتن وزن و قافیه در یک تنگنا می افتد، ولی اسیر آن نمی شود (در کارهای موفّقش) و حاصل این اسلوب هیچ نیست جز وفاداری صورت به معنا.
دو ویژگی شعر اخوان را از دیگران متمایز می سازد: نخست زبان غنی و پر طنین، دیگر جنبه ی اجتماعی شعر وی.
شرائط اجتماعی و سیاسی در عصر امل دنقل
در پی حوادث جنگ جهانی اول در سال 1914م و تسلط انگلستان بر مصر بسیاری از رهبران جنبش ملی دستگیر شده و خفقانی سنگین بر فضای مطبوعاتی مصر سایه افکند که این وقائع به انقلاب سال 1919 انجامید. در سال 1922 لغو حمایت(در واقع تسلط) انگلیس از مصر اعلام گردید. در 1923 رهبر انقلاب، سعد زغلول به ریاست دولت انتخاب می شود، ولی در اثر فشار دولت انگلیس استعفا می دهد. در سال 1936 هیأت مذاکره با انگلیس به ریاست مصطفی پاشا معاهده ای را امضا نمود که مفاد آن بر خلاف مسیر مصالح ملی مصر بود.