زنان سرپرست خانوار، برنامه چهارم توسعه

تأثیر غیر مستقیم آنان بر شاخص‌های توسعه.
بر اساس مطالب گفته شده، فراهم آوردن امکانات و شرایط لازم جهت تبدیل این نیروهای انسانی (زنان) به سرمایه‌های انسانی در راستای دست یابی به توسعه است و فراهم آوردن تسهیلات ویژه جهت رفع موانع موجود برای حضور این نیروی انسانی در زمینه مشارکت سیاسی و اجتماعی در جامعه به تسهیل فرآیند توسعه یاری می رساند(گلبهاری،114:1389)..
همین طور زنان دارای تأثیرات مستقیم بر افزایش یا کاهش عددی شاخص‌ها و در نتیجه دستیابی و عدم دستیابی به اهداف توسعه هستند. به عنوان مثال، زنان در نقش آموزگاران خانگی در انتقال مجموعه‌ای از آموزش‌های غیر رسمی و حتی رسمی‌در نظر گرفته می‌شوند. همچنین در انتقال ارزش‌های مساوات طلبانه و تفکرات دموکرات به نسل بعد و در نتیجه تعدیل فرهنگ مردسالارانه، زنان می‌توانند نقش کلیدی ایفا کنند که تحصیلات زنان در این خصوص تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم خواهد داشت به گونه‌ای که این مسأله در فرآیند توسعه قابل اغماض و چشم پوشی نیست
در خصوص توان مند سازی زنان در ایران پس از انقلاب، باید از اهمیت آموزش به عنوان مهم ترین استراتژی توان مند سازی سخن گفت. ارتقا سطح فکری و عملی زنان و تأثیرات آن در رشد فردی، خانوادگی و اجتماعی به خوبی در جامعه قابل رؤیت است. بر همین مبنا لازم است زنان هم دوش مردان به آموزش بپردازند. با آموزش است که زنان نیازهای خود را به خوبی شناسایی کرده و در قالب این نیازها به رشد و تکامل خود می پردازند(جمشیدیان و نادری، 94:1385).
آموزش دارای منافع فردی در جهت خود اتکایی زنان است که موجب افزایش انگیزه تحرک در جامعه می‌شود. از طریق آموزش، تعاملات اجتماعی آسانتر می‌شود و هنگامی‌که افراد توانایی خواندن روزنامه را پیدا می‌کنند به راحتی قادر به کسب اطلاعات جامعه خود در موضوعات سیاسی و اجتماعی هستند. در واقع به دنبال افزایش توجه به مسئله آموزش زنان، مفهوم توان مند سازی نیز ظهور پیدا کرد چرا که این نوع آموزش‌ها موجب تحول در ساختارهای اجتماعی و روابط اجتماعی جامعه خواهند شد.
در ایران پس از انقلاب، یکی از طرح‌های مطرح شده در برنامه چهارم توسعه در جهت ارتقا وضعیت بانوان، طرح توان مند سازی “بانوان سرپرست خانواده” بود( زنان سرپرست خانوار به زنانی اطلاق می‌شود که مسئولیت تأمین معاش زندگی و امور معنوی خود یا خانواده را به طور دائم یا موقت بر عهده دارند) که در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی ‌به شور گذاشته شده است . در این طرح، توان مند سازی عبارت است از فراهم آوردن امکانات لازم برای بهبود و ارتقا وضعیت همه جانبه زنان در عرصه‌های اجتماعی. این طرح برای توان مندسازی زنان بی سرپرست توصیه می‌کند در گام اول خدمات ذیل در اختیار زنان قرار گیرد:
– خدمات فرهنگی: به منظور تسهیل در مشارکت زنان در ارائه فعالیت‌های فرهنگی آنان در عرصه رسانه‌ها.
– خدمات اقتصادی: پرداخت کمک هزینه زندگی مستمر و اعطای تسهیلات اعتباری به اولویت زنان با نرخ سود حمایت شده.
– خدمات اجتماعی: ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای، آموزشی، حقوقی، خانوادگی و دیگر خدمات مشابه(شیرودی،221:1385).
این طرح به عنوان یکی دیگر از راه کارهای تقویت حضور زنان در صحنه‌های مختلف جامعه و از جمله در امر سیاست می‌باشد. در این خصوص لازم به ذکر است که طرح توان مندسازی یک طرح اجرایی و عملیاتی است که در ایران پس از انقلاب با روح قانون اساسی و برنامه چهارم توسعه مناسبت داشته است. طبیعی است مفاهیم ارزشی و انقلابی قانون اساسی و برنامه چهارم توسعه با تهیه، تصویب و اجرای قوانین و مقررات قادر به کاربردی کردن طرح توان مند سازی زنان خواهند بود. در واقع این طرح دارای ابعاد مختلفی است که در زیر به آنها اشاره خواهیم نمود:
5-10-1 توان مند سازی اقتصادی:
شامل توانایی افزایش ثروت فردی، خانوادگی و اجتماعی است. به گونه‌ای که کارآمدی اقتصادی یک فرد نسبت به فرد دیگر و یا یک قشر نسبت به قشر دیگر و یا یک جامعه نسبت به جامعه دیگر را ارتقا می‌بخشد. این نوع توان مند سازی در ایران پس از انقلاب، از طریق کمک به زنان جهت کسب درآمد و خودکفایی، توانسته بهره وری زنان را تا حدودی ارتقا دهد. کیفیت را به حداکثر رسانده و انگیزه کاری را در زنان افزایش داده است(sewenson,1977:16 ).
مشارکت اقتصادی زنان، نقش آنان را در تصمیم گیری در ابعاد و عرصه‌های مختلف اجتماعی افزایش می‌دهد و مهمترین مزیت این نوع توان مند سازی بهبود وضعیت اقتصادی خانواده‌ها و رهایی از فقر می‌باشد اما در مورد این مبحث آن چه مهم است تأثیر اشتغال زنان بر زندگی فردی و خانوادگی آنها می‌باشد. اصولاً مسئولیت خانوادگی زنان شاغل، بر میزان رغبت آنها در پذیرش مشاغل جدید و یا حتی قبول پست‌های کلیدی تر تأثیر گذار می‌باشد(مولاوردی:1383).
همان گونه که تعارض بین وظایف خانه داری و شغلی بر میزان سلامت روان زنان تأثیر گذار است و اگر این تعارض رفع نشود وضعیت روانی زنان در معرض خطر قرار می‌گیرد. بر این اساس راه کار‌هایی چون تقسیم وظایف خانه داری بین زن و مرد ارائه می‌شود. این امر به خوبی نشان می‌دهد که زنان برای توان مند سازی، نیازمند همسرانی هستند که قادر به محو تفکر قالبی و سنتی باشند و اعتماد و اعتقاد به زنان را توسعه دهند.
توان مند سازی سیاسی، به معنای افزایش قدرت و شدت تحرک زنان در عرصه سیاسی است. این نوع رویکرد اشاره به ارتقای تمایلات، اخلاقیات، روحیات و انگیزش زنان جهت حضور در فعالیت سیاسی دارد. مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی، سیاست‌های مرتبط با رفاه و آسایش زنان را بهبود می‌بخشد و زنان با اقتدار سیاسی، در موقعیتی قرار می‌گیرند که زندگی خود و خانواده را ارتقا می‌بخشند(جمشیدیان و نادری،90:1385).
در ایران پس از انقلاب، علی رغم حضور اندک بانوان در صحنه‌های سیاسی، از نقطه نظر کیفی معمولا توانایی زنان جهت حضور در مجامع سیاسی مورد تردید قرار گرفته است. در این دوران انتظارات درباره توانایی‌های سیاسی زنان درست نقطه مقابل توانایی‌های سیاسی مردان است. قطعاً این معیار‌های متفاوت و متضاد ریشه در فرهنگ جامعه ایران دارد. در مقابل می‌بینیم که در بسیاری از کشورهای پیشرفته، هیچ مانعی برای ورود زنان به صحنه‌های سیاسی وجود ندارد ولی خود زنان نخواسته یا نتوانسته‌اند بصورت فعال در عرصه سیاست حضور داشته باشند
مهم ترین نکته در توان مند سازی زنان در ایران پس از انقلاب، توان مند سازی روحی وروانی آنان در عرصه سیاست می‌باشد؛ چرا که این نوع از توان مندی، کلید آزادی و افزایش موقعیت آنان در جامعه است که شامل تقویت حس آگاهی و یا حس خود آگاهی است و منجر به خود اتکایی زنان می‌شود.
5-10-2 توان مند سازی فرهنگی:
فرهنگ هر جامعه متشکل از آداب و رسوم، باورها، اعتقادات و رفتار‌های مردمان آن است. در بسیاری موارد با گذشت زمان بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی گذشته، جایگاه خود را در جامعه از دست می‌دهند و به نوعی یک مانعی بر سر راه پیشرفت و انطباق جامعه با تحولات جدید می‌باشد. این امر در مورد زنان کشور ما به صراحت قابل مشاهده است. فرهنگ سنتی جامعه ایران، تأکید ویژه‌ای بر نقش خانه داری و شوهر داری زنان قائل است و حیطه فعالیت او را چاردیواری خانه می‌داند و به عبارتی زن مدیر مسئول خانواده محسوب می‌شود. ولی امروزه شاهد هستیم که کلیشه‌های فرهنگی به شدت تضعیف شده و زنان از را‌ههای مختلف به دنبال حضوری مؤثر در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی می‌باشند. آموزش و راهیابی به دانشگاه از جمله راه‌هایی است که به خوبی زنان را به این مقصود می رساند. در واقع نقش دانشگاه در توان مند سازی فرهنگی زنان ایرانی و آشنایی آنان با حقوق و امتیازات اجتماعی شان غیر قابل انکار است. بنابراین زنان جامعه معاصر ایران، می‌توانند از طریق کسب آگاهی‌های لازم با نبوغ فکری و نشان دادن شایستگی‌های خود در عرصه‌های مختلف اجتماعی بر همه سنت‌های فرسوده جامعه پا گذارند و کلیشه‌های جنسیتی فرهنگ غالب جامعه را به نفع حضور خود دگرگون سازند(جمشیدیان و نادری،99:1385).
در بطن نظریه توان مند سازی، مشارکت به عنوان یکی از معیارهای نیل به آن مطرح می‌شود. رفاه، دسترسی، آگاهی، مشارکت و کنترل معیارهای نظریه توانا سازی می‌باشند. این مشارکت به معنای حضور زنان در تمام مراحل بررسی نیازها، شناسایی مشکلات، برنامه ریزی، مدیریت، اجرا و ارزشیابی آنها می‌باشد(مصفا،374:1373).
برای پیاده سازی نظریه توان مند سازی زنان در امر مشارکت در سطوح سیاسی دو گزینه مطرح می‌شود که عبارت اند از: مشارکت سیاسی زنان در سطح توده، مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان.
توده زنان می‌توانند در سطح شرکت در انتخابات ادواری، حضوری همه جانبه، فعال و آگاهانه بیابند و نخبگان زنان از دیگر سو می‌بایستی در وضعیت تصمیم گیری، فعالانه و آگاهانه شرکت نمایند. قدم‌هایی که برای افزایش میزان واقعی مشارکت زنان در هر دو سطح می‌توان برداشت از این قرار هستند:
– سیاست گذاری‌های ملی مطابق با شرایط و فرهنگ جامعه.
– تشکل در گروه‌ها و جمعیت‌ها برای بیان خواسته‌ها.

                                                    .