سؤال کردن، امام صادق

سوم: از هشام بن حکم روایت شده که گفت : ابو شاکر دیصانى گفت : در قرآن آیه‌اى است که دیدگاه ما را تقویت مى‌کند. گفتم: کدام آیه؟ گفت : آیه اى که مى‌گوید: «و او کسى است که در آسمان اله است و در زمین اله است». من پاسخش را ندانستم تا به حج رفتم و امام صادق علیه‌السّلام را از آن آگاه ساختم و امام فرمود: این سخن زندیقى خبیث است ! هرگاه به سوى او بازگشتى، به او بگو نام تو در کوفه چیست؟ او مى گوید: فلان . بگو نام تو در بصره چیست ؟ او مى‌گوید: فلان و تو بگو پروردگار ما نیز به این‌گونه هم در آسمان اِله نامیده مى شود و هم در زمین و هم در دریا. او در همه مکانها اِله نامیده مى‌شود.
هشام مى‌گوید: بازگشتم، نزد ابوشاکر رفتم و آگاهش ساختم. او گفت: این پاسخ از حجاز به اینجا رسیده است.
در این مناظره امام با بهره‌گیرى از کلام خصم، راه هرگونه مناقشه‌اى را بسته و او را به عجز مى‌کشاند.
4. پاسخ های کوتاه ومفید
یکی دیگر از شیوه‌های پاسخ‌گویی حضرت در مناظرات، اکتفا کردن به پاسخ‌های کوتاه وصریح در برابر پرسش‌هایی که از ایشان می‌شد بود که باتوجه به محتوای سئوال پاسخ صریح وقانع کننده‌ای می‌دادند. که به عنوان نمونه درمناظره ایی طولانی بایکی از زنادقه حضرت ازاین شیوه استفاده نمودند.
فرد زندیق پرسید: پس ایمان و کفر چیست؟
حضرت فرمود: ایمان؛ تصدیق پروردگار در آن‌چه از عظمت خدا از او در ظاهر و نهان است مى‏باشد، و کفر انکار است و جحود.
پرسید: شرک و شکّ چیست؟
فرمود: شرک؛ چسباندن کسى است به واحدى که هیچ همانندى ندارد، و شکّ؛ عدم اعتقاد قلبى به چیزى است.
پرسید: آیا مى‏شود عالم؛ جاهل باشد؟
فرمود: عالم است بدان چه مى‏داند، و جاهل است به چیزى که نمى‏داند.
پرسید: پس سعادت و شقاوت چیست؟
فرمود: سعادت؛ سبب خیر است، سعید دست به‌دامنش شده و او را نجات مى‏دهد، و شقاوت؛ سبب خذلان و شکست است، بدبخت متمسّک بدان شده آن نیز وى را به پرتگاه هلاکت مى‏کشاند، و همه در علم خدا است.‏
دراین مناظره امام صادق علیه السلام باارائه دادن پاسخ های کوتاه که مورد قبول عامه وخود فردمخاطب بوده روش دیگری ازشیوه های جدلی را بیان می کند.
5. روش پرسش محور
مراد از روش پرسش محور روشی است که امام با شروع کردن به پرسش‌های پی‌در‌پی ابتکار عمل را از فرد مجادله‌کننده گرفته و او را مات و مبهوت احاطه علمی خود می‌کند در این شیوه حضرت با سؤال کردن از جهات مختلف و صورت‌های مختلف بحث مورد نظر، فرد را در حیرت و سرگردانی قرار داده و او را کم‌کم آماده پذیرفتن نظرات خود می‌نماید البته نحوه سوال پرسی حضرت به چند شیوه است.
اول: گاهی حضرت سوال می‌پرسید تا فرد مورد نظر را متنبه کنند و او را آماده پذیرفتن دعوی حق نمایند مانند :
روزی یک فرد زندیق از مصر به مدینه آمد و بعد از این‌که فهمید حضرت در مکّه است به‌دنبال او رفت وحضرت را در حال طواف پیدا کرد حضرت به او فرمودند که بعد از طواف نزد من بیا هنگامی که آمد امام بدو فرمود: قبول دارى که زمین زیر و زبرى دارد؟
گفت: آرى.
فرمود: زیر زمین رفته‏اى؟
گفت: نه،
فرمود: پس چه می‌دانى که زیر زمین چیست؟
گفت: نمی‌دانم ولى گمان مى‏کنم زیر زمین چیزى نیست!
امام فرمود: گمان؛ درماندگى است نسبت به چیزى که به آن یقین نتوانى کرد،

                                                    .