سیاستگذاری فرهنگی، برنامه اول توسعه

دانلود پایان نامه

6-1-3- سیاستگذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی در ایران
سیاستگذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی در ایران را می‌توان به دو دوره تقسیم کرد. دوره اول دوره‌ای است که در آن سیاست فرهنگی مدونی وجود ندارد. در این دوره که دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی است «فعالیت‌های فرهنگی عمدتاً براساس اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها، رهنمودها و فتاوی حضرت امام خمینی (ره) و اصول قانون اساسی و تأکیدات مقطعی مدیران درجه اول نظام مشروعیت می‌یابند و تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان کالاها و خدمات فرهنگی عمدتاً به صورت خودانگیخته می‌کوشند تا شکل و محتوای اثر هنری و فرهنگی خود را با افکار و اندیشه‌های رهبر انقلاب منطبق سازند.»(اجلالی، 1379: 68)
با وجود اینکه در این دوره تأکید به اهتمام به دیدگاه فرهنگی نسبت به مسائل وجود دارد اما شرایط خاص کشور مانع از دخالت دولت در حوزه فرهنگ است به طوری که بیشتر دخالت‌ها از منظر حقوقی و قضایی صورت می‌گیرد و نه از منظر فرهنگی. با وجود اینکه تأکید بر فرهنگ وجود دارد اما «مشکلات خاص بعد از انقلاب اسلامی و بویژه جنگ تحمیلی و در عین حال لزوم مبارزه با جلوه‌های فرهنگی و هنری به جا مانده از رژیم قبل، مانع از آن است که سیاست‌های مشخصی در مورد فعالیت‌های فرهنگی اتخاذ شود و اگر هم در بعضی از زمینه‌ها سیاستی اتخاذ می‌شود، بیشتر جنبه سلبی دارد تا ایجابی.»(اجلالی، 1379: 69)
دوره دوم در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در ایران با شروع دهه دوم انقلاب اسلامی و با برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آغاز می‌شود و قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را می‌توان به این لحاظ اولین سندی دانست که در آن به طور منسجم به اهمیت فرهنگ و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی تأکید شده است و سپس در برنامه دوم توسعه نیز ادامه یافته است. این دوره آغاز توجه و اهتمام به فرهنگ است.
گودرزی دوره‌های سیاستگذاری در ایران را به چهار دوره تقسیم کرده و در خلال آن به نوعی فقدان انسجام فرهنگی در دوره‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می‌کند.
الف- مرحله فقدان سیاست منظم:
در این مرحله سیاست جامع و واحد وجود نداشت و اهداف فرهنگی به صورت کلی، غیرمنظم و برنامه‌ریزی نشده تعقیب می‌شدند. محور اساسی اقدامات فرهنگی در این دوره تأمین نیازهای نوپای انقلاب اسلامی و محدود کردن فرهنگ رژیم گذشته بود.
برنامه‌ریزی فرهنگی در این دوران را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:
«- فقدان سازمان مرکزی مقتدر برنامه‌ریزی فرهنگی و تعدد مراکز فرهنگی دولتی
– فقدان سیاست فرهنگی مشخص در قالب اصول یا برنامه‌ریزی فرهنگی دولتی
– تنوع، کثرت و پراکندگی اقدامات فرهنگی
– دینی و سیاسی بودن اقدامات فرهنگی»(گودرزی، 1376: 89)
ب- مرحله اولیه سیاستگذاری:
در این زمان سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی لازم تأسیس و سیاست جامع فرهنگی و اصول سیاست فرهنگی تدوین شده بودند. به همین دلیل، تدوین اصول سیاست فرهنگی گامی در سامان بخشیدن به سیاستگذاری فرهنگی محسوب می‌شد. در همین حال هنوز در این دوره نارسایی‌های جدی در بخش فرهنگ به چشم می‌خورد.
ج- مرحله گسترش ابزارها و کالاهای فرهنگی:
در این مرحله سیاست فرهنگی هنوز در قالب برنامه مشخص فرهنگی در جهت تحقق اصول سیاست فرهنگی شکل نگرفته بود. حضور کالاهای فرهنگی و رسانه‌های رقیب و نیاز فزاینده به تولید کالاهای فرهنگی به سبب پاسخگویی به کمبود سال‌های گذشته، عاملی شد تا مسئولان سیاست‌های افزایش تولید را در پیش گیرند.
د- مرحله اصلاح فرهنگ عمومی:
در این مرحله که هم‌اکنون نیز ادامه دارد، کانون توجه سیاستگذاری تغییر می‌کند. آهنگ رشد تولیدات فرهنگی کند شده و خلأ قانونی و کمبود تأسیسات هم‌چنان پابرجا مانده و در سیاستگذاری مورد توجه جدی قرار نمی‌گیرند. کانون سیاستگذاری به محتوای فرهنگی- یعنی باورها، گرایش‌ها و ارزش‌ها معطوف می‌شود. هدف سیاستگذاری فرهنگی در این دوران هماهنگ کردن بخش فرهنگ متناسب با نیازهای اجتماعی و اقتصادی است.
همچنین رفتارهای مناسب و الگوهای مورد نظر اقتصادی و اجتماعی از طریق بخش فرهنگ، ترویج می‌شوند. ویژگی سیاستگذاری فرهنگی در این دوران گستردگی اهداف و حیطه مورد توجه است. بسیاری از مشکلات با اتصاف یک صفت فرهنگی در زمره اهداف سیاستگذاری فرهنگی درآمدند. ویژگی دیگر این دوران تأکید بر تغییرات فرهنگی از طریق ابزارهای رسانه‌ای و یا قانونگذاری است. اصلاح فرهنگ بیشتر با سازوکار قانونگذاری و روش‌های تبلیغاتی و ترویجی دنبال می‌شود. (گودرزی، 76: 89-91)
به هر جهت چنانچه از تقسیم‌بندی‌ سیاستگذاری فرهنگی در ایران بر می‌آید می‌توان دو دوره اساسی را در سیاستگذاری مشخص کرد: دوره‌ای که سیاستگذاری معین و مشخصی وجود ندارد و مواجهه با مسائل فرهنگی نه از منظر و با رویکرد فرهنگی است بلکه با استفاده از ابزارهای دستوری، حقوقی و کیفری (رویکرد سخت) در حوزه فرهنگ است. و دوره دوم آغاز توجه به مسائل فرهنگی با رویکرد فرهنگی و استفاده از ابزارهای متناسب با آن است.
2-3- دولت و پوشش(سیاستگذاری در حوزه پوشش)