شاهنامه ی فردوسی، اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

7- یمرّر أمل دنقل کلّ شیء من قناه الرفض، وکان الرفض أهمّ معاییره فی تقییم القضایا. فلهذا نشاهد أنّه کثیراً ما تتحوّل شخصیه إیجابیه إلی سلبیه وبالعکس، وقد تبقی شخصیهٌ إیجابیهٌ، إیجابیهً عنده ولا تتغیّر، لأنّه متمرّد وعاصٍ.
مُلخّص الرّساله بالفارسیه
فصل اول: کلیات
” تراث ” در لغت و اصطلاح
کلمه ی ” تراث ” در عربی از ریشه ی (و ر ث) گرفته شده است و فرهنگ های قدیم آن را مترادف با ارث و میراث دانسته اند، یعنی آن چه از معنویات و مادیات که انسان پس از مرگ به ارث می گذارد. لغت شناسان معتقدند که حرف ” تـ ” در اصل ” و ” بوده است. کلمه ی ” تراث ” یک بار در قرآن کریم (سوره ی فجر، آیه ی 19) به معنای ماترک ذکر شده است. لفظ ” تراث ” در شعر دوره ی جاهلی به دو مفهوم مادی و معنوی آن وارد شده است، مانند ابیاتی از مُعلّقه ی عمرو بن کلثوم :
«ما عظمت علقمه بن سیف و مهلهل و والاتر از او زهیر و عتّاب و کلثوم را به ارث برده و به وسیله ی آنان بر میراث بزرگان دست یافته ایم».
در فرهنگ جدید و معاصر عربی کلمه ی ” تراث ” به عنوان یک اصطلاح فرهنگی مفهوم دیگری یافته و بر آن دسته از میراث فکری و معنوی اطلاق می گردد که ملت عرب در آن مشترک هستند، (در فرهنگ فارسی به جای تراث اصطلاح ” میراث ” – در برابر مدرنیسم – به کار برده می شود). این امر ما را به بررسی مسائلی در ارتباط با مفهوم میراث وا می دارد:
1- محدوده ی زمانی میراث: پژوهش گران برآنند که میراث ریشه در گذشته دارد، ولی در تعیین محدوده ی زمانی آن اختلاف نظر دارند. برخی از آنان میراث را وابسته به گذشته ی دور میدانند و برخی دیگر وابسته به گذشته ی دور و نزدیک.
2- عناصر میراث: میراث همچون هر پدیده ی فرهنگی دیگری از عناصر گوناگونی شکل گرفته است. پژوهش گران در تعیین حدود عناصر میراث نیز اختلاف نظر دارند. دکتر محمّد عابد الجابری میراث را منحصر در جنبه ی فکری تمدن اسلامی مانند عقیده، شریعت، زبان، هنر، کلام، فلسفه، تصوف و… می داند، اما دکتر فهمی جدعان پا فراتر نهاده و علوم و صنعت و ارزش های دیگر را نیز بر آن ها می افزاید. آرنولد توینبی دائره ی شمول میراث را گسترده تر کرده و هر آن چه را که از زبان و ادبیات و به طور کلی فرهنگ و تاریخ میان ملت عرب مشترک است در آن جای می دهد.
3- سطوح میراث: میراث نیز مانند دیگر پدیده های فرهنگی دارای سطوح مختلفی است، والا و پست، مثبت و منفی، شفاهی و مکتوب و… و بر ماست معین کنیم که چه جنبه هایی از میراث را باید رها کرده و کدام جنبه ها را حفظ نماییم؟
4- ضرورت گرایش و توجه به میراث: انسان نمی تواند بدون توجه به گذشته ای که انباشته از تجربه های انسان های پیشین است زندگی کند. دکتر عائشه عبدالرحمن معتقد است ادیبی که ارتباطش را با گذشته از دست بدهد از بیان حال نیز عاجز می گردد. این جاست که مسؤولیت سنگین احیاء و باز خوانی میراث بر عهده ی اصحاب علم و ادبا قرار می گیرد.
در فرهنگ های بیگانه به ویژه غربی در مقابل اصطلاح ” تراث ” (میراث) به واژه هایی همچون “Heritage ” یا “Inheritance” یا ” Tradition ” بر می خوریم. امّا دکتر الجابری بر آن است که این واژه ها تداعی گر معنای پیشین تراث در فرهنگ عربی (ما ترک) هستند و مفهوم امروزین اصطلاح تراث (سنت در برابر مدرنیسم) را که دارای بار ایدئولوژیک است، در بر ندارند.
در باب تعریف میراث به عنوان یک اصطلاح فرهنگی دکتر سلیمان اعتقاد دارد که میراث مجموعه ی عادت ها، تجارب، مهارت ها، هنرها و دانش های یک ملت است که در دوره های مختلف تاریخ شکل گرفته است. فرهنگ اصطلاحات زبانی و ادبی عربی میراث را آن دسته از آثار علمی و هنری و ادبی می داند که برای روح عصر حاضر ارزش مند می نماید.
کارکرد پدیده های میراث در شعر معاصر عربی و فارسی
کاربرد میراث در شعر معاصر تفاوتی بنیادین با کاربرد آن در شعر کلاسیک دارد. در ادبیات قدیم پدیده های میراث با پیکره ی شعر در نمی آمیزد و فقط برای تلمیح یا تشبیه به کار می رود. امّا در شعر معاصر شاعر با زدودن رنگ تقدّس از چهره ی پدیده های میراث و اساطیر هویتی نوین به آنان می بخشد، تا جایی که افکاری جدید و متفاوت با گذشته شان تولید می کنند.
عوامل بسیاری شاعر را بر گرایش به پدیده های میراث و کاربرد آن ها در شعر وا میدارد که ما به اسباب اصلی آن اشاره ای گذرا می کنیم:
1- عامل اجتماعی و سیاسی: فشارهای موجود در جامعه که از سوی فرهنگ عمومی یا قدرت سیاسی بر آزادی بیان در میان ادبا و اصحاب هنر سایه افکنده است، آنان را مجبور به پناه بردن بر دامان پدیده های میراث و اساطیر می کند تا آن ها را همچون نقابی بر چهره گرفته و از ورای آن سخن بگویند.
2- عامل فرهنگی: از دید فرهنگی کاربرد میراث در شعر در دو مرحله ی اصلی صورت گرفته است. نخست مرحله ی بیان خود پدیده های میراث و اساطیر(مانند داستان های موجود در شاهنامه ی فردوسی) ، و سپس مرحله ی کارکرد آن ها در شعر معاصر به عنوان نماد یا نقاب یا …
3- عامل ملی: ملت هنگام رویارویی با تجاوز بیگانگان و یا مشاهده ی عقب ماندگی خود از دیگر ملل به اندیشه ی بازگرداندن برگه های زرین تاریخش می افتد، و این جاست که نمود های میراث نقش برجسته ای در آگاهی بخشی به ملت و بر انگیختن روحیه ی بیداری درآنان می یابند.
4- عامل روحی: عصر جدید با همه ی دستاورد هایی که در زمینه علم و صنعت با خود داشته، نوعی حس غربت و یکنواختی را در انسان ها ایجاد کرده است. بنابراین انسان عصر جدید خسته از پیچیدگی های این دوران به دنبال پناه گاهی برای رستن از آن هاست، و بسا که آن را در دامان میراث می یابد.
5- عامل هنری: شاعر امروزین به دنبال منبعی سرشار برای غنی سازی شعرش به وسیله ی ابزار های پر قدرت بیانی و تعبیری، و یا بخشیدن رنگی دراماتیک به عاطفه ی شعری اش به سراغ نمود های میراث می رود.
شعرا هنگام کاربرد پدیده های میراث در شعر به منابع گوناگونی از میراث میراث مراجعه می کنند که در این جا به مهم ترین آن منابع پرداخته می شود: