۱۲- تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارspss
۱۳- اولویت بندی عوامل شناسایی شده
۱۴- تعیین میزان تاثیر هریک از عوامل بر موفقیت تجاری سازی
۱۵- بحث و نتیجه گیری
۱۶- ارائه پیشنهادات
فصل اول: کلیات تحقیق
فصل دوم: ادبیات تحقیق
فصل سوم: روش تحقیق
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
فصل پنجم: نتیجه گیری
(شکل۱-۲): گام های روش انجام تحقیق
فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱ هوشمندی کسب و کار
۲-۱- ۱ مبانی نظری سیستم های هوشمندی کسب و کار:
با رشد صنعت فن آوری اطلاعات و کسب تجربیات گوناگون در حوزه جمع آوری، ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات، موضوع “معنا بخشیدن به داده ها” و آسان کردن فرآیند تصمیم سازی، هم زمان در مرکز توجه کارشناسان فناوری اطلاعات ومتخصصان علم مدیریت و کسب و کار قرار گرفته است. پایگاه داده تحلیلی و هوشمندی کسب و کار فناوری جدیدی است که پس از جمع آوری،ذخیره،پاکسازی،تجمیع ، تحلیل و بازیابی اطلاعات، فرآیند تصمیم گیری را برای مدیران آسان می سازد.(گلپایگانی و دیگران،۱۳۸۸).
مرحله به کارگیری سیستم هوشمندی کسب و کار نیازمند کاربرانی با قوه ابتکار زیاد است. منطبق با نیازهای موجود،کاربران باید تحلیل ها و گزارش های مورد نظر بانیان سیستم هوشمندی کسب و کار را فراهم کرده، بتوانند موضوعات مناسب را پیگیری کرده، نتایج بدست آمده را تفسیر کنند. تحلیل هایی را که از وقایع مختلف صورت می گیرد، ممکن است روش های چندگانه ای را در حل مسائل مهم و بهینه سازی فعالیت های بی شمار ظاهر سازد و اتخاذ تصمیم پایانی مستلزم مشاوره مکرر با دیگر کارکنان و تصمیم گیرندگان سازمانی است . (بخشی،۱۳۹۰).
هوشمندی کسب و کار به علت آنکه تمامی داده های سازمانی را بر یک صفحه جمع و آنها را با استفاده از نمودارها و اشکال مختلف به راحتی برای مدیران و کارکنان تفسیر می کنند، ابزاری ارزشمند در محیط رقابتی کنونی محسوب می شوند. مدیران سازمان هایی که از داشبوردها بهره می گیرند، به جای اتلاف وقت برای خواندن محتوای گزارش های پیچیده و غیرقابل درک و استخراج اطلاعات مورد نیاز از میان آنها، زمان خود را بر تصمیم گیری های صحیح و روشن تر اختصاص می دهند و از مزیت رقابتی خود که همان واکنش سریع نسبت به شرایط و تغییرات است استفاده می کنند. امروزه هر سازمانی که ارزش کسب اطلاعات به موقع را درک کرده باشد، از این فن آوری نوین و با ارزش استفاده می کند و از این رو است که روز به روز بر استفاده از داشبوردهای سازمانی افزوده می شود (زرین،۱۳۸۸).
۲-۱- ۲ تاریخچه هوشمندی کسب و کار:
واژه هوش تجاری یا هوشمندی کسب و کار توسط گروه گارتنر در اواسط دهه ۱۹۹۰ رواج پیدا کرد. با این حال، این واژه اخیراً رواج بسیار زیادی یافته است و در سیستم های گزارش دهیMIS دهه ۱۹۷۰ ریشه دارد. در آن دوران، سیستم های گزارش دهی ایستا، دو بعدی و فاقد قابلیت تحلیلی بودند. در اوایل دهه ۱۹۸۰ مفهوم سیستم اطلاعات اجرایی(EIS) به وجود آمد. این مفهوم سیستم های پشتیبانی کامپیوتری را به سطوح مدیران عالی و اجرایی برد. این سیستم ها از قابلیت گزارش دهی پویا و چند بعدی(ادهوک یا بر مبنای خواسته)، پیش بینی، تجزیه و تحلیل روند، پرداختن به جزئیات، دسترسی به وضعیت و عوامل کلیدی موفقیت برخوردار بودند. سپس برخی از محصولات جدید تحت نام هوش تجاری پا به عرصه گذاشتند و امروزه همگی به این نتیجه رسیده اند که کلیه نیازهای اطلاعات مدیران اجرایی در قالب یک سیستم اطلاعات مبتنی بر هوش تجاری قابل پاسخ است(توریان و دیگران،۱۳۹۰).
بنابران، مفهوم اصلی سیستم اطلاعات اجرایی به هوش تجاری تغییر یافت. تا سال ۲۰۰۵ سیستم های هوش تجاری از قابلیت های هوش مصنوعی و توانایی های بالای تحلیل برخوردار شدند.
۲-۱-۳ تعریف هوشمندی کسب و کار:
هوشمندی کسب وکار مجموعه ای از نظریات ، روش ها ، فرآیندها ، معماری ها و فناوری هایی است که برای تبدیل داده خام به اطلاعات مفید و معنادار استفاده می شود. هوشمندی کسب وکار یکی از مفاهیم مدیریتی است که مدیران سازمان ها را در زمینه مدیریت اطلاعات و اتخاذ تصمیمات واقع گرایانه یاری می دهد چنین سیستم هایی با تجزیه و تحلیل اطلاعات سازمان امکان پشتیبانی و بهبود تصمیم گیری در سطح وسیعی از فعالیت های کسب وکار را فراهم می کنند. امروزه هوشمندی کسب و کار به مفهومی ارزشمند برای سازمانها و شرکت هایی بدل شده است که تمایل به افزایش ارزش تصمیمات خود و دستیابی به مزیت رقابتی دارند. در واقع سازمانها سایر پارادایم ها را بر اساس موازین هوشمندی کسب و کار هم جهت می کنند. از جمله کاربردهای سیستم های مبتنی بر هوشمندی کسب و کار می توان به استخراج و تحلیل داده ها از منابع متعدد نظیر سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ، مدیریت ارتباط مشتری ، مدیریت زنجیره تامین ، چرخه اتوماسیون اداری و اطلاعات بازار کسب و کار به منظور شناسایی الگوها و تشخیص مسائل عنوان نمود.(ملک اخلاق و حیدر نیای کهن، ۱۳۹۲).
مدیران با اتکا به هوشمندی کسب و کار ، نبض امور کسب و کار شرکت را به همراه اوضاع و احوال رقابت در دست می گیرند و با بهره مندی از گزارشات بروز می توانند فرصت های بیشتری برای واکنش در برابر شرایط حاصل از تغییرات سریع بازار داشته و سازمان خود را در شرایط بحرانی رهبری کرده آنرا به سر منزل هدف رهنمون کنند.هوشمندی کسب و کار نیز مانند سایر ابزاره

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ای مدیریتی در صورت توجه و حمایت مدیر یت ارشد شرکت دانش بنیان می تواند شرکت را در حصول موفقیت سازمانی یاری برساند و در غیر اینصورت آن نیز مانند بسیاری از پارادایم ها و رویه های متعدد سازمانی به جز صرف وقت با ارزش مدیریت شرکت و کارمندان حاصلی در بر نخواهد داشت. در شرایط کنونی که به سرعت شرایط تجاری و اقتصادی تغییر می کند به کار بستن هوشمندی کسب و کار می تواند چتری برای مصون ماندن سازمان در کوران های اقتصادی باشد.(ملک اخلاق و حیدر نیای کهن، ۱۳۹۲).
هوشمندی کسب و کار، یک مدل پایه ای فعال و راهکار چشم انداز جهت کشف موارد پنهان، تصمیم گیری در مقیاسی بزرگ از داده های کسب و کار برای اطلاع رسانی بهتر در فرآیند کسب و کار است(تارخ و حاتمی لنکرانی،۱۳۸۹).
در تعریف دیگر آمده است که: هوش تجاری را فرآیند بالا بردن سوددهی سازمان در بازار رقابتی، با استفاده هوشمندانه از داده های موجود در فرآیند تصمیم گیری می داند(گلستانی،۱۳۸۶).
هوشمندی کسب و کار عبارت است از دامنه متنوعی از نرم افزارها و راه حل های تحلیلی برای جمع آوری ، ادغام و یکپارچه سازی، تجزیه و تحلیل و فراهم نمودن دسترسی به اطلاعات در شیوه ای که به کاربران سازمان اجازه دهد تا تصمیمات تجاری(کسب و کار) بهتری اتخاذ کنند. هوشمندی کسب و کار، ارتباطات در سازمان را تسهیل نموده و اطلاعات به هنگام را برای تحلیلگران در هر سطح افقی و عمودی در درون و بیرون سازمان فراهم می نماید. هوشمندی کسب و کار، نتیجه تجزیه وتحلیل عمیق داده های تجاری مفصل می باشد که شامل پایگاه های داده و تکنولوژی های کاربردی و همچنین اقدامات تحلیلی می باشد. هوشمندی کسب و کار از نظر فنی گسترده تر و شامل مدیریت دانش، برنامه ریزی منابع موسسه، سیستم های پشتیبان از تصمیم و داده کاوی می باشد(رانجان و باتانگار،۲۰۱۱).
هوشمندی کسب و کار عبارت است از فرآیندی که از طریق آن، سازمان ها مزایای فناوری اطلاعات جدید را به منظور گردآوری، مدیریت و تجزیه و تحلیل داده های ساختاری(ساختار یافته) یا غیرساختاری(ساختار نیافته) را کسب می کنند. به بیان دیگر، از طریق استخراج، ادغام، یکپارچه سازی و تجزیه و تحلیل داده ها، رویه های پردازش کسب و کار در تصمیم گیری مورد حمایت قرار می گیرند.
مسائل و مقادیر زیادی داده به عنوان ورودی برای تجزیه و تحلیل، به سیستم های داده کاوی وارد می شود و تصمیم گیرندگان می توانند اطلاعات مفیدی را به موقع برای اخذ تصمیم صحیح و مناسب و افزایش کیفیت تصمیم گیری خودکار با توجه به موقعیت سازمان، تجزیه و تحلیل فروش، تقاضای مشتری، ترجیح محصول و غیره برای سازمان ها از طریق تجزیه و تحلیل سیستم پایگاه داده و همچنین پردازش ریاضی، آماری، هوش مصنوعی، داده کاوی و ابزارهای پردازش آنلاین ارائه می شود. به طور کلی، هدف هوشمندی کسب و کار ارائه بهترین کمک به کاربران در فرآیند تصمیم گیری می باشد(لین و دیگران،۲۰۰۹).
۲-۱- ۴ ضرورت استفاده از هوشمندی کسب و کار در سازمان ها:
همان طور که از تعاریف متعدد استنباط می شود، هوشمندی کسب و کار در قالب هر تعریفی به دنبال افزایش سودآوری سازمان با استفاده از اتخاذ تصمیمات هوشمند و دقیق است و به طور اعم می توان ضرورت های زیر را برای این رویکرد نوین عنوان کرد:
۱- تعیین گرایش های تجاری سازمان که موجب می شود تا سازمان بدون اتلاف وقت و هزینه و انرژی در سایر مسیرها به دنبال اهداف کلان و اساسی خود متمرکز شود.
۲- تحلیل عمیق بازار.
۳- پیش بینی بازار که می تواند قبل از اینکه رقبا سهم بازار خود را توسعه دهند، منافع جدید به وجود آمده در بازار را عاید سازمان نماید.
۴- بالا بردن سطح رضایتمندی مشتریان می تواند موجبات استمرار کسب و کار شده و از دست دادن این اعتماد و رضایت مندی مراتبی را برای بنگاه به همراه دارد.
۵- با شناسایی مشتریان دائمی و وفادار و پیگیری رفتار آنان، جهت گیری های کلان و استراتژیک قابل انجام است.
۶- تقسیم بندی مشتریان و متعاقباً ایجاد تنوع در روش برخورد با هر گروه از مشتریان.
۷- افزایش کارآیی سازمان در امور داخلی و شفاف سازی رویه فرآیندهای کلیدی.