۸- استاندارد سازی و ایجاد سازگاری بین ساختارهای سازمان.
۹- تسهیل در تصمیم گیری که جزء اهداف اساسی هوشمندی کسب و کار محسوب می شود.
۱۰- تشخیص زودهنگام خطرات قبل از اینکه سازمان را به مخاطرات جدی بکشاند و شناسایی فرصت های کسب و کار قبل از اینکه رقبا آن را تصاحب کنند.
با توجه به موارد فوق می توان گفت که احساس نیاز به وجود هوشمندی کسب و کار در سازمان برای اولین بار در سطوح بالای مدیریتی احساس می شود و از بالای هرم ساختار سازمانی به بخش های زیرین منتقل می شود، ولی برای ایجاد آن می بایست از پایین ترین سطوح و لایه ها شروع کرد(گلستانی،۱۳۸۶).
۲-۱-۵ مهم ترین مزایای هوشمندی کسب و کار مورد توجه سازمان ها:
وسعت شناخت از کسب و کار به طور کلی
تقویت برنامه ریزی استراتژیک
افزایش حرفه ای جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و درک مفهومی اطلاعات Hannel&Pittermaki 2003,596))
مزیت اصلی هوشمندی کسب و کار در این است که بنگاه می تواند به اطلاعات صحیح(هنگام نیاز) دسترسی داشته و عملکرد کل بنگاه و هر بخش را به تفکیک نشان دهد.اینگونه اطلاعات در غالب تصمیمات ، برنامه ریزی راهبردی و حتی رقابت اهمیت دارند.اکرسون در مطالعه ای ،۵۱۰ شرکت را بررسی و مزایای هوشمندی کسب و کار را از دیدگاه آنان استخراج کرده است که عبارتند از:
صرفه جویی در زمان (۶۱ درصد)
ایجاد اعتماد(۵۹ درصد)
بهبود راهکارها و برنامه ها(۵۶ درصد)
بهبود تصمیمات تاکتیکی (۵۶ درصد)
افزایش کارایی فرآیندها (۵۵ درصد)
کاهش هزینه ها(۳۷ درصد).(اکرسون،۲۰۰۳).
تامپسون در مطالعه ای دیگر مزایای اصلی هوشمندی کسب و کار را به شرح زیر اعلام کرده است:
گزارشات سریع و صحیح (۸۱ درصد)
بهبود تصمیم گیری(۷۸ درصد)
بهبود خدمات به مشتریان (۵۶ درصد)
افزایش درآمد (۴۹ درصد).(تامپسون،۲۰۰۴).
همچنین در مطالعه ای دیگر توسط هنل و پیتر در سال ۲۰۰۳ شاخص هایی برای اهمیت هوشمندی کسب و کار در نظر گرفته شده است که درصدهای بسیار مهم تا ناچیز در نمودار زیر آورده شده است:
(نمودار ۲-۱): مزایای مورد انتظار از فعالیت های هوشمندی کسب و کار
همان طور که در (نمودار ۲-۱) ملاحظه می شود مهم ترین مزیت هوشمندی کسب و کار به ترتیب دستیابی به اطلاعات با کیفیت بهتر ۹۵/.، صرفه جویی در زمان ۸۳/.، بهبود توانایی برای پیش بینی تهدیدها و فرصت ها۷۶ % ، رشد پایگاه دانش ۷۳% ، افزایش به اشتراک گذاری اطلاعات ۶۵% ، بهبود کارایی ۵۷% ، تصمیم گیری سریع ۵۲% ، صرفه جویی در هزینه ۳۰% ،جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات ۱۴% را به خود اختصاص داده اند.(Hannel&Pitter maki 2003,596)
۲-۱-۶ اهداف استفاده از هوشمندی کسب و کار در سازمان ها :
ممکن است سیستم های هوشمندی کسب و کار، از دیدگاه های مختلف مورد تحلیل قرار گیرند. سازمان ها و تصمیم گیرندگان آن ها، باید اجرای سیستم هوشمندی کسب و کار در سازمان را بر اساس فلسفه و متدولوژی ویژه سازمان انجام دهند. این فلسفه و متدولوژی متکی بر اطلاعات و دانش، ارتباطات گسترده، اشتراک دانش همراه با رویکرد یکپارچه و تحلیلی برای فرآیندهای تجاری سازمان است. فرض شده که سیستم های هوشمندی کسب و کار، راه حل هایی هستند که مسئول فراهم ساختن اطلاعات و دانش از داده ها بوده، که موظف به خلق محیطی برای تصمیم گیری اثربخش، تفکر و اقدام استراتژیک در سازمان ها هستند(شکل ۲- ۱).
ارزش سیستم های هوشمندی کسب و کار در تجارت به طور عمده بر این واقعیت دلالت دارد که چنین سیستم هایی، اطلاعاتی را ارائه می دهند که ممکن است به عنوان پایه ای برای ایجاد و تغییرات اساسی در یک شرکت خاص به کار روند. از جمله می توان به برقراری زمینه های جدید برای همکاری، کسب مشتریان جدید، شناسایی بازارهای جدید و ارائه محصولات جدید برای مشتریان اشاره کرد.
نظارت بر برنامه
هوشمندی کسب و کار
مهارتهای کسب و کار
اولویت بندی انتظارات
ارتباط با استراتژی سازمانی فرآیندهای دگرگون سازی
مرکز ارتقای هوشمندی کسب و کار
توسعه گزینه های
مختلف تصمیم گیری
خلاصه سازی تحلیل
کاوش و تشریح
مهارتهای IT مهارتهای تحلیلی
(شکل۲-۱): سیستم های هوشمندی کسب و کار(اولژاک و زمبا،۲۰۰۷)

یک مطلب دیگر:
دسترسی به منابع مقالات :تحلیل فضایی ، سرمایه اجتماعی در سطح شهر داورزن- قسمت ۱۰

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.