تحقیق مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان (نیازهای آتی و فعلی).
همکاری توام با اعتماد تصمیم گیرندگان و کارکنان عملیاتی سازمان با بخش های IT و مراکز مدیریت دانش.
به اشتراک گذاری اطلاعات و توانایی در انجام فرا تحلیل ها و استفاده از آنها برای مدیریت مناسب.
دولین و همکارانش (۲۰۱۱) در تحقیقات خود نشان دادند که سیستم های هوشمندی کسب و کار ، اطلاعات عملی قابل تحویل در زمان مناسب ، مکان مناسب و در قالبی واضح و روشن را برای کمک به تصمیم گیرندگان ارائه می کنند، هدف بهبود دادن دقت و کیفیت ورودی ها برای فرایند تصمیم گیری است، از اینرو کار مدیران تسهیل می شود.گاهی اوقات هوشمندی کسب و کار به تصمیم گیری آنلاین ، که فوریت پاسخ است ، اشاره می کند.
یوه(۲۰۱۱) در تحقیق خود تحت عنوان “عوامل حیاتی موفقیت بر سیستم های هوشمندی کسب و کار” به بررسی عوامل موثر بر موفقیت سیستم های هوشمندی کسب و کار پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که تعهد مدیریت، حمایت مالی، رسالت و ماموریت واضح، دیدگاه توسعه ای، مدیریت تغییر، چارچوب فنی با ثبات و منعطف و انسجام و کیفیت پایدار داده ها از عوامل اصلی موفقیت هوشمندی کسب و کار می باشند. با مروری بر عوامل تعیین کننده در اجرای موفقیت آمیز هوشمندی کسب و کار به بررسی عوامل موثر بر اجرای موفقیت آمیز هوشمندی کسب و کار پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار در سه گروه طبقه بندی می شوند:
۱ – عوامل سازمانی(حمایت مدیریت و منابع کافی برای حمایت کارکردی و سیستمی)،
۲- عوامل پروژه ای(مشارکت کارکنان،اعضای تیمی ماهر و منابع کافی)،
۳-عوامل فنی(سیستم های استاندارد و ابزارهای توسعه ای).
آلن اسمیت(۲۰۱۱) در تحقیق خود تحت عنوان«عوامل حیاتی موفقیت: موفقیت و شکست سیستم های اطلاعاتی» به بررسی عوامل موفقیت سیستم های اطلاعاتی پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که مدیر ارشد متعهد و آگاه، یکی از عوامل اصلی موفقیت هوشمندی کسب و کار می باشد. مدیر ارشد باید مسئول هدایت پروژه و اختصاص منابع باشد. منابع انسانی ماهر، مهارت های تیمی مناسب، تکنولوژی مناسب و شناسایی نیازمندی های اطلاعاتی و هماهنگی نیز از عوامل دیگر موثر بر موفقیت هوشمندی کسب و کار می باشند.
ایسیک(۲۰۱۰) در تحقیق خود تحت عنوان «موفقیت هوشمندی کسب و کار: ارزیابی تجربی نقش قابلیت هوشمندی کسب و کار و محیط تصمیم» به بررسی عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار پرداختند. نتایج این تحقیق آنها نشان داد که دو دسته عوامل بر موفقیت هوشمندی کسب و کار تاثیر دارند:
۱- عوامل تکنولوژیکی(منابع داده، پایایی داده، تعامل با دیگر سیستم ها و دسترسی کاربر)
۲- عوامل سازمانی(انعطاف پذیری، تجزیه و تحلیل و سطح ریسک)
نتایج حاصل از پژوهش های کاپور (۲۰۱۰) نشان می دهد که سیستم های هوشمندی کسب و کار ، در اصلاح و شفاف سازی جریان های اطلاعاتی و مدیریت دانش مشارکت کرده ، سازمان ها را برای موارد زیر توانمند می سازند:
استمرار سوددهی از فروش محصولات
تحلیل هزینه ها
نظارت بر محیط اطراف
کشف کلاهبرداری ها و قانون شکنی ها.
استین (۲۰۱۰) در تحقیقات خود با عنوان ” هوشمندی کسب و کار ، آنالیز و رهایی از پتانسیل استراتژیک مالیات غیر مستقیم ” نشان داد برای اینکه سازمان ها قادر به واکنش سریع در برابر تغییرات بازار باشند ، نیاز به سیستم های اطلاعات مدیریتی دارند که بتوانند از سازمان و محیط آن تحلیل های علت و معلولی مختلف را انجام دهند. سیستم های هوشمندی کسب و کار ابزاری را فراهم می کنند که بر اساس آن نیازهای اطلاعاتی سازمان به شکل مناسبی پاسخ داده شود. وظایف اصلی که توسط سیستم های هوشمندی کسب و کار مورد توجه قرار می گیرد، شامل شناسایی هوشمندانه داده های اطلاعاتی ، تجمیع آنها و تحلیل چند بعدی داده هایی است که از منابع اطلاعاتی مختلف به دست آمده است.
ونگ و ونگ(۲۰۰۸) در تحقیق خود تحت عنوان «دیدگاه مدیریت دانش به فرآیند داده کاوی برای هوشمندی کسب و کار به بررسی نقش مدیریت دانش در موفقیت هوشمندی کسب و کار پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که تسهیم دانش و انتقال پویای دانش آشکار و ضمنی عامل مهم موفقیت در هوشمندی کسب و کار می باشد.
آزوین و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیق خود تحت عنوان « مدیریت ریسک عملیاتی با زمان واقعی هوش کسب و کار» به بررسی عوامل موفقیت انبارش داده ها و هوشمندی کسب و کار پرداختند و نتایج این تحقیق نشان داد که عوامل موثر بر موفقیت هوشمندی کسب و کار عبارتند از: حمایت مدیریت، منابع انسانی ماهر، هماهنگی، بهبود مداوم، تکنولوژی مناسب، منابع مالی کافی و ارتباط با استراتژی سازمان.
مارکاریان(۲۰۰۷) در تحقیق خود تحت عنوان« عوامل حیاتی موفقیت در به کارگیری هوشمندی کسب و کار» به بررسی عوامل موثر بر موفقیت در به کارگیری هوشمندی کسب و کار پرداخت. نتایج این تحقیق وی نشان داد که انعطاف پذیری و نگرش منعطف داشتن به ماموریت شرکت و تثبیت زیرساخت های فناوری اطلاعات مورد نیاز از عوامل اصلی موفقیت هوشمندی کسب و کار می باشد.
اکگون و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیق خود تحت عنوان«هوش سازمانی:یک رویکرد ساختارمند» به بررسی عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که تعهد مدیریت سازمان و حمایت از سوی مدیریت و مدیران موجب رسیدن به اهداف سیستم هوشمندی کسب و کار می شود.
برنز(۲۰۰۵) در تحقیقات خود با عنوان “بررس

یک مطلب دیگر:
تحلیل فضایی ، سرمایه اجتماعی در سطح شهر داورزن- قسمت ۱۳

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ی هوشمندی کسب و کار” نشان داد که سیستم های هوشمندی کسب و کار ، صرفنظر از سطح سازندگان آن ، تصمیم گیری را در تمامی سطوح مدیریت ، مورد حمایت قرار می دهند. در سطح راهبردی، سیستم های هوشمندی کسب و کار ، امکان تنظیم دقیق هدف ها و پیگیری تحقق آنها را فراهم می سازند. هوشمندی کسب و کار ، ارائه گزارش های مقایسه ای مختلف مانند نتایج حاصل از بررسی های تاریخی ، سودمندی پیشنهادهای خاص ، اثربخشی مجاری توزیع اطلاعات همراه با شبیه سازی نتایج مربوط به توسعه و پیش بینی آینده بر پایه برخی پیش فرض ها را ممکن می سازد.
در سطح تاکتیکی ، سیستم های هوشمندی کسب و کار ، پایه ای را برای تصمیم گیری منطبق با مدیریت بازار ، مدیریت فروش ، مدیریت مالی ، مدیریت سرمایه و … به وجود می آورند.این سیستم ها اجازه می دهند که شرکت نسبت به اقدامات آتی خود خوشبین بوده و عملکرد تکنولوژیکی ، مالی و یا سازمانی اش را در جهت تحقق هدف های راهبردی شرکت و اثر بخشی بیشتر آن اصلاح کند.
در سطح عملیاتی ، سیستم های هوشمندی کسب و کار برای انجام تحلیل های موردی و پاسخ به پرسش های مرتبط با عملیات مداوم بخشها، برآوردهای مالی به روز شده، فروش و همکاری با فروشندگان ، مشتریان و… مورد استفاده قرار می گیرند.
اتره(۲۰۰۳) در تحقیق خود تحت عنوان« ده چالش اصلی برای موفقیت هوشمندی کسب و کار» به معرفی عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار پرداخت. نتایج تحقیق وی نشان داد که هماهنگی درون سازمانی، حمایت مالی،کارکنان تیمی ماهر، برنامه ریزی پروژه، تجزیه و تحلیل کسب و کار و استاندارد سازی داده ها مهم ترین عوامل موثر بر موفقیت هوشمندی کسب و کار می باشد.
۲-۱- ۱۱ موفقیت هوشمندی کسب و کار:
یک سیستم هوشمندی کسب و کار موفق، کسب و کار را با تکنولوژی اطلاعات متصل و مرتبط می کند تا به مدیریت سازمان کمک نماید، سرمایه گذاری های مداوم را ادغام و یکپارچه کند، منابع را اختصاص دهد، پروژه ها را اولویت بندی کند، و ریسک مرتبط با اجرای هوشمندی کسب و کار را به حداقل برساند. حرکت به سوی هوشمندی کسب و کار، تمایل سازمان به مدیریت سرمایه گذاری آنها در استفاده از هوشمندی کسب و کار را نشان می دهد.
هوشمندی کسب و کار موفق به سازمان کمک می کند تا تجربیات خود را درک و شناسایی نموده و از آنها بهره مند شود. داده ها و اطلاعات بدست آمده از سیستم هوشمندی کسب و کار به سازمان قابلیت تعقل، برنامه ریزی،حل مسائل، تفکر انتزاعی، شناخت ایده ها و نظرات و یادگیری از داده ها و اطلاعات تجاری را فراهم می کند. یک استراتژی موفق به هوشمندی کسب و کار یک دیدگاه یکپارچه ای را ارائه می کند که پروژه های به ظاهر جدا از هم را که می توانند به سادگی اولویت بندی شوند و با سازه های مناسب هماهنگ شوند را تعریف میکند. هوشمندی کسب و کار موفق موجب می شود تا تغییر سازمانی در سراسر سازمان در شیوه کنترل شده ای که موجب توسعه دانش و مهارت های مرتبط با هوشمندی کسب و کار باشد گسترش یابد. یک استراتژی موفق هوشمندی کسب و کار با بهبود کیفیت خدمات و با حمایت از توسعه و اتخاذ تصمیمات بهتر و آگاهانه تر موجب بهینه سازی کارایی می شود. به این ترتیب سازمان ها قادر می شوند تا سیستم ها را سریع تر ادغام و یکپارجه نمایند، ساده تر به شرکای تجاری خود متصل و مرتبط شوند، بینش بهتری نسبت به کسب و کارشان بدست بیاورند و با افزایش چابکی و چالاکی به فرصت های بازار واکنش نشان دهند. هوشمندی کسب و کار موفق با استفاده از دیدگاه فرآیند محور به مدیریت کسب و کار موسسه امکان پذیر است و این دیدگاه به مدیران کمک می کند تا با استفاده از تکنولوژی،تصمیمات آگاهانه ای برای بهبود نتایج استراتژیک و تاکتیکی اتخاذ کنند(رانجان،۴۹۴:۲۰۰۸).
هوشمندی کسب و کار، یک استراتژی و چشم انداز ایجاد شده بر اساس معماری است که به شدت به تکنولوژی اطلاعات اتکا می کند. برخورد با هوشمندی کسب و کار صرفاً به عنوان یک پروژه در اکثر موارد منجر به شکست می شود. در واقع رویکرد مبتنی بر IT علت عدم اجرای مناسب ۴۰ تا ۶۰ درصد پروژه های هوشمندی کسب و کار است. پیاده سازی موفق را می توان با موارد ذیل تعیین نمود.
تصمیمات بهتر با سرعت و اثربخشی بیشتر؛
عملیات های ساده و موثر؛
سیکل های کوتاه تر توسعه و عرصه محصول جدید به بازار؛
درآمد بیشتر از کسب و کار موجود؛
قابلیت بهره برداری از فرصت های جدید؛
رضایت بیشتر مشتری و سطوح سرویس دهی بالاتر؛
بهبود بازاریابی و افزایش فروش(سروش و بحرینی زاده،۱۳۸۸).
۲- ۱ – ۱۲ مجموعه ای از عوامل موفقیت هوشمندی کسب و کار برگرفته شده از ادبیات تحقیق: