عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام عادی، مکانیزم های حاکمیت شرکتی

کاجاناندن و اکیودن (2013)، در پژوهشی به عنوان تأثیر ویژگی‌های حاکمیت شرکتی بر مدیریت سرمایه در گردش: مدارکی از سریلانکا در طی سال‌های 2007 تا 2011 و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه به این نتیجه دست یافتند که حاکمیت شرکتی بر نسبت بدهی‌های جاری به‌کل دارایی در مدیریت سرمایه در گردش تأثیر معناداری دارد و در مقابل حاکمیت شرکتی بر چرخه تبدیل وجه نقد و نسبت دارایی‌های جاری به‌کل دارایی تأثیر معناداری ندارد.
کاجاناندن و اکیودن (2013)، در پژوهشی به بررسی ویژگی‌های حاکمیت شرکتی و کارایی سرمایه در گردش: در شرکت‌های تولیدی سریلانکا در طی سال‌های 2007 تا 2011 با استفاده از آزمون T و آزمون F پرداختند. به این نتیجه دست‌ یافتند که بین کارایی مدیریت سرمایه در گردش و ویژگی‌های حاکمیت شرکتی (کمیته‌های هیئت‌مدیره، تعداد جلسات هیئت‌مدیره و نسبت مدیران غیرموظف و ساختار رهبری هیئت‌مدیره) رابطه معناداری وجود ندارد.
بیچ تائو و هاتچینسون (2013)، در پژوهشی به بررسی حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک به بررسی نقش کمیته‌های جبران و ریسک به منظور مدیریت و نظارت رفتار ریسکی شرکت‌های مالی استرالیا طی دوران منتهی به بحران مالی (2008-2006) پرداختند. این مطالعه تجربی متشکل از 711 شرکت بخش مالی است که نشان می‌دهد چطور ترکیب کمیته مدیریت ریسک و کمیته جبران، عدم تقارن اطلاعات را کاهش می‌دهد. به‌ویژه عدم تقارن اطلاعاتی زمانی کاهش می‌یابد که یک مدیر عضو هر دو کمیته ریسک و جبران باشد و در این مطالعه نشان داده می‌شود که عملکرد و ریسک شرکت برای شرکت‌های با ریسک بالا ارتباطی منفی باهم دارند.
مازوتا و همکاران (2013)، به بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در کشور ایتالیا پرداختند. نتایج بررسی‌های آن‌ها نشان داد که ویژگی‌های هیئت‌مدیره در کاهش هزینه‌های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران عمده بزرگ و سهامداران بیرونی موفق می‌شوند علاوه بر آن اندازه‌گیری رابطه بین حاکمیت شرکتی و شواهد هزینه حقوق صاحبان سهام نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که از مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بیشتر استفاده می‌نمایند از یک کاهش 5 درصدی هزینه حقوق صاحبان سهام نسبت به سایر شرکت‌ها بهره می‌برند که این شاید از دو دلیل عمده نشأت بگیرد 1. عدم آگاهی از تأثیر مستقیم مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر هزینه حقوق صاحبان سهام در ایتالیا 2. به دلیل اجرای خوب مکانیزمهای حاکمیت شرکتی نیاز به سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بلکه تغییرات فرهنگی نیز وجود دارد.
پنگ هی و همکاران (2013)، در پژوهش خود ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام عادی را در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس استرالیا مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از پژوهش آن‌ها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران می‌باشد. همچنین عدم ثبات در پیش‌بینی درآمدها منجر به افزایش هزینه سرمایه سهام عادی شرکت‌ها گردید. به بیان دیگر، عدم تقارن اطلاعاتی و عدم اطمینان در اطلاعات منجر به افزایش هزینه سرمایه شده است.
نیلام رانی و همکاران (2013)، به مطالعه درباره تأثیر امتیازات حاکمیت شرکتی بر بازده غیرطبیعی ناشی از ادغام و مالکیت‌ها با استفاده از 155 شرکت بورسی هند طی سال‌های 2003، 2008 پرداختند، ایشان برای تعیین نمره حاکمیت شرکتی اقدام به توزیع پرسشنامه‌هایی میان مدیریت ارشد، مدیران موظف، غیر موظف و … به این نتیجه رسیدند که در کوتاه‌مدت شرکت‌هایی با رتبه حاکمیت شرکتی بالاتر از بازده مثبت و غیرطبیعی بالاتری برخوردارند.
گری بات(2014)، در تحقیقی تحت عنوان تأثیر افشاء و حاکمیت شرکتی بر ارتباط بین سود زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده سهام، 176 شرکت در صنعت بانکداری از سال 2001 تا 2009 را مورد بررسی قرار دارد که نتایج حاصل از آن نشان‌دهنده این مطلب است که افزایش در سطح افشاء باعث افزایش در سود و زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده می‌شود و ارتباط بین حاکمیت شرکتی و سود و زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده معنی‌دار نبوده.
تران (2014)، به بررسی ویژگی‌های حاکمیت شرکتی چندگانه و هزینه‌ی سرمایه، شواهدی از کشور آلمان پرداخت. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که یک مجموعه‌ی از ویژگی‌های حاکمیت شرکتی برای تأمین‌کنندگان بدهی و سرمایه‌ی سهام به یک اندازه راضی نگه نمی‌دارد. همچنین، این مطالعه نشان می‌دهد که ساختار حاکمیت شرکتی مورد استفاده در شرکت‌های آلمانی آن‌ها را قادر می‌سازد هزینه‌های نمایندگی و از آن طریق هزینه‌های سرمایه‌ی سهام خود را کاهش دهند.‌ علاوه بر این، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بستانکاران در مقایسه با سهام‌داران ارزش کم‌تری برای ویژگی‌های حاکمیت شرکتی قائلند.
نوشین و علی شاه (2014)، به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر روی عکس‌العمل سرمایه‌گذاران پرداختند. در این تحقیق اطلاعات 125 شرکت غیرمالی پاکستانی برای دوره زمانی 2005، 2010 گرداوری شده است و از روش همبستگی و رگرسیون خطی برای آزمون فرضیات تحقیق بکار گرفته‌شده‌اند، نتایج نشان می‌دهد که هیچ تأثیری مکانیسم حاکمیت شرکتی بر روی واکنش سرمایه‌گذاران ندارد و ارتباط بین آن‌ها منفی می‌باشد که این امر نشان دهنده عدم کارایی بازار مالی و سرمایه می‌باشد و معاملات بیشتر از روی احساسات صورت می‌پذیرد.
آزادی و نوش آذر (2015)، به بررسی مکانیزم های حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نسبت حضور اعضای غیرموظف در ترکیب هیئت‌مدیره، حسابرس داخلی، شفافیت اطلاعاتی از جمله مکانیزمهای دورنی هستند و سرمایهگذاران نهادی نیز به عنوان یکی از مکانیزمهای بیرونی در این پژوهش در نظر گرفته شده است. جهت محاسبه هزینه سرمایه از مدل گوردون استفاده شده است. با نمونهای مشتمل بر 77 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق تهران و با استفاده از دادههای سالهای 1392-1388 فرضیههای تحقیق مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از این تجزیه‌وتحلیل حاکی از این است که بین نسبت حضور اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره و هزینه سرمایه ارتباط معنادار و منفی وجود دارد، بین وجود حسابرس داخلی و هزینه سرمایه رابطه معناداری وجود ندارد، شفافیت اطلاعاتی رابطه معنادار و منفی با هزینه سرمایه دارد، درصد مالکیت سرمایهگذاران نهادی با هزینه سرمایه رابطه معنادار و منفی دارد.
گاردنر و همکاران (2015)، به بررسی رابطه اهرم مالی و WACC در شرکت مایکروسافت پرداختند. شواهد بدست آمده نشان داد که در ابتدا با افزایش اهرم مالی،WACC کاهش می‌یابد، ولی در مرحله بعد، اگر اهرم مالی از سطح بهینه (37.5%) بیشتر شود، هزینه سرمایه نیز افزایش می‌یابد.
هنگ و نگوین(2015)، به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت شواهدی از ویتنام پرداختند.در این پژوهش 177 شرکت بورس اوراق بهادار ویتنام از سال 2008 تا 2012 مورد بررسی قرار گرفته است، نتایج حاصل از این پژوهش نشان‌دهنده نقش دوگانگی مدیرعامل شرکت بر عملکرد شرکت رابطه مثبت دارد، مالکیت مدیریتی و اندازه هیئت‌مدیره با عملکرد شرکت رابطه معنی‌داری دارد و همچنین استقلال هیئت‌مدیره با عملکرد شرکت رابطه معکوس دارد.
2-30-4- سوابق پژوهشی مربوط به موضوع تحقیق در ایران
نصرالهی (1379)، در تحقیقی با عنوان برآورد هزینه سرمایه در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تفکیک صنعت و با استفاده از روش CAPM و APT در محاسبه بازده مورد انتظار سهام، در دوره زمانی 1371-1376 به این نتایج دست یافتند:
الف) یک رابطه خطی معکوس بین هزینه سرمایه و ساختار سرمایه وجود دارد.
ب) حتی زمانی که مالیات وجود نداشته باشد، بنگاه‌ها قادر به کاهش هزینه سرمایه خود از طریق تأمین مالی با استفاده از تسهیلات اعتباری می‌باشند.
ج) نمی‌توان یک رابطه قوی بین هزینه سهام سهمی و اهرم مالی مشاهده کرد، به عبارت دیگر عوامل مهم و متعدد دیگری علاوه بر اهرم مالی بر هزینه سرمایه سهمی وجود دارد.
د) در اغلب صنایع یک رابطه خطی بین هزینه سرمایه و اهرم مالی وجود دارد.
ه) می‌توان ادعا کرد که علت تمایل شرکت‌ها به استفاده از تسهیلات اعتباری، هزینه کمتر آن است.
عباسی (1382)، ارتباط بین هزینه سرمایه با سطح افشاء در شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار داد. نمونه پژوهش شامل 87 شرکت و دوره تحقیق برای محاسبه (1380-1375) بود. وی برای محاسبه هزینه سرمایه از مدل گوردون و به منظور آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون استفاده نمود. نتایج نشان داد که بین سطح افشای اطلاعات با هزینه حقوق صاحبان سهام، هزینه بدهی و هزینه سرمایه، هیچ رابطه خطی معناداری وجود ندارد.
دستگیر و بزاززاده (1382)، در پژوهشی به برسی تأثیر افزایش میزان افشاء بر هزینه سهام عادی پرداختند. میزان افشاء با مقایسه صورتهای مالی منتهی به 29 اسفند 1379 شرکت‌های نمونه و قوانین تجارت و مالیاتهای مستقیم مورد سنجش قرار گرفت. هزینه سهام عادی نیز بر اساس مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای و به روش دیمسون محاسبه شد. نتایج حاصل از تحقیق بر روی نمونه 40 عضوی شامل شرکت‌های تولیدی عضو بورس تهران نشان داد که افزایش میزان افشاء موجب کاهش هزینه سهام عادی میشود. به عبارت دیگر سرمایهگذاران تمایل بیشتری برای سرمایهگذاری در شرکتهایی که دارای میزان افشاء بیشتر یا ریسک کمتری هستند، دارند.
نوروش و عابدی (1384)، رابطه بین شیوه‌های تأمین مالی و هزینه سرمایه را در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1379 تا 1382 مورد بررسی قرار دادند و نتایج به دست آمده حاکی از این است که در اکثر موارد بین شیوه‌های تأمین مالی و درصد تغییرات هزینه سرمایه رابطه خطی وجود دارد ولی معنی‌دار بودن این رابطه بسته به نوع شیوه تأمین مالی و سال مورد رسیدگی متفاوت می‌باشد.
مجدی (1385)، در تحقیق خود رابطه بین 5 ویژگی کیفی سود شامل پایداری، قابلیت پیشبینی، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن و محافظهکارانه بودن سود بر هزینه سرمایه سهام عادی را مورد بررسی قرار داد. وی نتیجه گرفت رابطه معناداری بین 4 ویژگی اول و هزینه سرمایه سهام عادی وجود دارد؛ اما وجود رابطه معنادار بین محافظهکارانه بودن سود و هزینه سرمایه سهام عادی تأیید نشد.
یزدانیان (1385)، تأثیر حاکمیت شرکتی را بر کاهش مدیریت سود مورد بررسی قرار داد. از جمله اصول حاکمیت شرکتی که در این تحقیق مورد آزمون قرار گرفته شده است عبارت است از مالکیت سرمایهگذاران نهادی، وجود مدیران غیرموظف در ترکیب هیئت‌مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رییس یا نایب‌رییس هیئت‌مدیره و وجود حسابرسان داخلی. بدین منظور اطلاعات 177 شرکت طی سال‌های 1382 الی 1384 به کار گرفته شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد زمانی که درصد مالکیت سرمایهگذاران نهادی در شرکت‌ها بیش از 45% باشد مدیریت سود کاهش مییابد. علاوه بر این یافتههای پژوهش حاکی از این است که بین وجود مدیران غیرموظف در ترکیب هیئت‌مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رییس یا نایب‌رییس هیئت‌مدیره، وجود حسابرسان داخلی در شرکت‌ها و مدیریت سود رابطه معناداری وجود ندارد.

                                                    .