عوامل اجتماعی و محیطی، کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

در این نوع بزه‌دیدگی اطفال ممکن است متحمل پیامدهای بد و نامطلوب معنوی (عاطفی، حیثیتی) و یا مادی و فیزیکی و روانی بشوند و این‌ها همه از رهگذر افراد و نهادهایی که در برابر رویداد مجرمانه علیه اطفال پاسخگو و متولی هستند حاصل می‌شود. حس قربانی شدن دومین بیشتر و اغلب در مرحله فرآیند جنائی حاصل می‌شود. از جمله رفتار پلیس با کودک بزه‌دیده و یا در تحقیقات مقدماتی و بازپرسی، حتی در بعضی مواقع کودکان حضور در دادگاه را نوعی تهدید و سرگردانی تلقی می‌کنند. برخورد عادلانه و حفظ حریم خصوصی و ارزش نهادن به کرامت انسانی کودکان و مورد لحاظ قرار دادن نیازهای خاص آنها با توجه به سن و جنسیت و.. . می‌تواند از بزه‌دیدگی دومین اطفال پیشگیری نماید. حتی در مراحل کشف جرم مداخله پلیس آموزش دیده از ورود صدمات روحی و روانی جلوگیری کرده و او را فوراً از محیط خطر دور می‌سازد. البته جا دارد در این بحث به اطفال بزه‌دیده‌ای که به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بزه‌دیده واقع می‌شوند نیز اشاره‌ای بشود. بزه‌دیدگان اطفال به‌طور مستقیم، آنهایی هستند که آماج مستقیم رفتارهای مجرمانه قرار می‌گیرند و قربانی بی‌واسطه بزه‌کار شناخته شده و متحمل صدمات فیزیکی و روانی می‌شوند، ولی بزه‌دیدگان غیر مستقیم، خودشان مورد جرم و رفتار مجرمانه واقع نشده‌اند بلکه ممکن است از طریق اعمال رفتارهای مجرمانه بر والدین یا بستگان مورد صدمه و متحمل خسارت و زیان شوند. به عبارتی دیگر بزه‌دیده غیر مستقیم یا همبسته کسی است که هر چند، جرم را به‌طور مستقیم تجربه نکرده‌اند اما به واسطه ارتکاب جرم، متحمل آسیب یا درد و رنج غیرمستقیم واقع شده‌اند.(عباچی، 1380- 85، ص 174).
2-2-3-2-2- بزه‌دیدگی مکرر اطفال
این وصف بزه‌دیده‌ای است که به دنبال پدیده‌ای مانند کودک‌آزاری به‌طور پیوسته و مداوم مورد بدرفتاری و سوءاستفاده مجرمانه واقع می‌شود. مثلاً کودکان به دلیل آسیب‌پذیریی نسبت به سایر افراد جامعه و به لحاظ بزه‌دیدگی ایده‌آل در این نوع افراد به دفعات ممکن است مورد سوءاستفاده و بدرفتاری واقع شوند. بزه‌دیدگی مکرر یا دوباره زمانی رخ می‌دهد که بزه‌دیدگان بیش از‌یک بار در‌یک دوره زمانی معین آماج رویداد مجرمانه واقع شده باشند. در برخی نوشتگان بزه‌دیدگی مکرر و دوباره را در کنار همدیگر و حتی جای در re هم استفاده کرده‌اند در حالی که اگر دقت کنیم می‌توان فرق این دو را یافت. از آنجایی که پیشوند زبان انگلیسی برای بیان دوبارگی استعمال می‌شود. اصطلاح بزه‌دیدگی دوباره را می‌توان بر مواردی ناظر دانست که شخص برای دومین بار بزه‌دیدگی را تجربه می‌کند. در این‌جا می‌توان از بزه‌دیدگی دوباره خاص(دو جرم هم نوع) و بزه‌دیدگی دوباره عام (دو جرم غیر هم نوع) سخن گفت. ولی هرگاه رخداد بزه‌دیدگی فرآیند پیوسته‌ای باشد که در پی مجموعه‌ای از رفتارها که هر‌یک به تنهایی یا مجموعاً مجرمانه شخصی را به آسیب و زیان دچار کند می‌توان از بزه‌دیدگی مکرر سخن گفت. بزه‌دیدگی‌های برخاسته از پدیده کودک‌آزاری را که در پی آنها کودکان معمولاً به‌طور پیوسته مورد بدرفتاری یا سوءاستفاده مجرمانه واقع می‌شوند، مکرر می‌توان نامید. (رایجیان‌اصلی، 1384، ص 99).
2-2-3-3- بزه‌دیده‌ای ایده‌آل- غیرایده‌آل و بزه‌دیدگی خاص- غیر خاص
2-2-3-3-1- بزه‌دیده‌ای ایده‌آل – بزه‌دیده غیرایده‌آل (بزه‌دیده سرزنش پذیر)
اصطلاح بزه‌دیده‌ ایده‌آل بر شخص یا گروهی از افراد نظر دارد که در پی ضربه خوردن از جرم، پایگاه کامل و مشروع بزه‌دیده بودن را به سادگی می پذیرند. به عبارتی دیگر سالمندان و کودکان بهترین نمایانگران بزه‌دیده‌ای ایده‌آل هستند. زیرا این‌ها ناتوان و آسیب‌پذیری شمرده می‌شوند و لذا شایسته کمک و همدردی بیشتری هستند. برخی جرم‌شناسان چون ماروین ولفگانگ بزه‌دیده را عاملی شتاب‌دهنده و اثر گذار در ارتکاب جرم دانسته اند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که جنسیت و سن در این شتاب دهندگی نقش مؤثری دارند. کودکان به علت عدم آگاهی و عدم توانایی جسمی و ترس از والدین و پلیس و در نتیجه عدم گزارش جرم علیه خودشان بیشتر مورد بزه‌دیدگی واقع می‌شوند لذا بزه‌دیده‌ای ایده‌آل، نامیده می‌شوند. در مقابل بزه‌دیده‌ای ایده‌آل بزه‌دیده غیرایده‌آل یا بزه‌دیده سرزنش پذیر می‌باشد،‌ یعنی کسانی که به علت بی‌توجهی و غفلت مورد بزه‌دیدگی واقع می‌شوند. البته باید متذکر شد این نوع بزه‌دیدگی می‌تواند در کودکان نیز صادق باشد. علیرغم اینکه بزه‌دیدگی ایده‌آل غالب‌تر است، مثلاً کودکانی که تعلیمات والدین یا معلمان را در مورد خطرات جامعه و بزرگ‌سالان نسبت به خودشان را جدی نمی‌گیرند بهترین سوژه برای بزه‌کاران می‌باشند و بزه‌دیدگان غیرایده‌آل کمتر شایسته همدردی و کمک هستند (رایجیان، 1387، ص 87).
2-2-3-3-2- بزه‌دیدگی خاص- بزه‌دیدگی غیر خاص
آسیب‌پذیریی فرد از نظر معیار آسیب‌شناسانه نه‌تنها در برخی از شاخه‌های علوم جنایی جایگاه ویژه‌ای دارد بلکه موضوع کلی از شاخه‌های سیاست جنایی افتراقی است. در حقوق کیفری کودکان، کودکان موجود کاملی دانسته شده‌اند که از نظر ویژگی‌های روانی و بدنی با بزرگ‌سالان متفاوت هستند و این تفاوت آنها را بیشتر آسیب‌پذیری می‌سازد. این‌گونه افراد در بزه‌دیده‌شناسی به نام بزه‌دیدگان خاص نامیده می‌شوند. کودکان و نوجوانان بزه‌دیده بر پایه معیار آسیب‌شناسانه سن از بزرگ‌سالان بزه‌دیده جدا می‌شوند. در مقابل این افراد، افراد دیگری هستند مثلاً بزرگ‌سالان که بزه‌دیدگان غیر خاص نامیده می‌شوند. اصولاً بزه‌دیدگان خاص بر اساس عوامل سن- جنس، رنگ، ملیت و.. . از دیگر بزه‌دیدگان متمایز می‌شوند.(پیشین)
2-3- علل بزه‌دیدگی اطفال
در بزه‌دیدگی اطفال عوامل اجتماعی و محیطی، سیاسی، فرهنگی و یا علل روان‌شناختی و بالینی موثر هستند. در میان این عوامل، عوامل اجتماعی و محیطی بیش‌ترین تاثیر را دارند که دارای جنبه‌های متعددی می‌باشند. برخی علل ممکن است از والدین یا خود کودک ناشی شود که به تفصیل بدان می‌پردازیم.
2-3-1- علل اجتماعی و محیطی
کودک‌آزاری و بزه‌دیدگی اطفال نیز مانند سایر پدیده‌های دیگر دارای علل و عواملی است که زمینه ساز و علت وقوع آن می‌گردد. علل مزبور ممکن است فردی، روانی، اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باشد. در این قسمت ضروری است که به علل و عوامل ایجاد این پدیده پرداخته شود تا زمینه بحث در خصوص عوارض درمان و پیشگیری از وقوع آن مهیا گردد. آنچه مسلم است اینست که علل بزه‌دیدگی اطفال در جوامع مختلف (توسعه یافته، توسعه نیافته ‌و در حال توسعه) با توجه به فرهنگ و قوانین حاکم بر آن جوامع مختلف است. مثلاً در کشورهای جهان سوم علت بزه‌دیدگی اطفال ناآگاهی و فقر است. در حالی که، در کشورهای توسعه یافته‌ ضعف بنیان‌های خانوادگی است. خانواده کوچک‌ترین واحد اجتماعی است، در عین حال مهم‌ترین و حساس‌ترین آنهاست که برای نیازمندی‌های اساسی انسان و بقای جامعه ضرورت دارد. در هر دوره‌ای که ‌این نهاد دستخوش ضعف و عدم استواری گردد بنیان‌های اخلاقی و اجتماعی کل جامعه متزلزل شده وآن جامعه به سوی انحطاط سوق داده می‌شود. به‌طور کلی بزه‌دیدگان خرد سال دارای والدینی هستند که یا بسیار خشن و سخت‌گیر بوده و یا بر عکس بی تفاوت و بی‌توجه به فرزندان هستند. حال آنکه کودک از نظر عاطفی حساس بوده و کوچک‌ترین ناملایمی در خانواده تأثیر مستقیم بر روحیات کودکان خواهد داشت. مطالعات در جستجوی پاسخی برای این پرسش هستند که ‌ایا خانواده‌های که کودک‌آزاری درآنها صورت می‌گیرد از ساختار مشترکی که احتمال کودک‌آزاری را افزایش دهد برخوردارند؟ و نتایجی کم و بیش مشابهی نیز به دست آمده است. به عنوان مثال، محققین معتقدند که والدین جوان زیر 26 سال مادران و پدران زیر 30 سال بیشتر ممکن است مرتکب کودک‌آزاری شوند و در افرادی که شغل خود را از دست داده اند یا با استرس شغلی روبه رو هستند احتمال کودک‌آزاری بیشتر است. بی‌سوادی و تحصیلات پایین ‌والدین– فقدان مهارت کافی والدین– جمعیت خانواده- ازدواج‌های زود هنگام – اختلالات جسمانی یا روانی در والدین– انحطاط اخلاقی والدین– اعتیاد به مواد‌مخدر و الکل– تک والدی بودن– روابط محدود اجتماعی خانواده، از دیگرعوامل مرتبط با افزایش احتمال بزه‌دیدگی اطفال است (آگاهانی، 1357، ص 32).
2-3-1-1- والدین
در بررسی علل بزه‌دیدگی اطفال موارد متعددی مربوط به والدین کودکان به چشم می‌خورد.
2-3-1-1-1-سن والدین
بررسی‌ها نشان داده است که سن‌یک متغیر مرتبط یا بزه‌دیدگی اطفال است. به عنوان مثال در تبریز‌ یک بررسی در ارتباط با انواع سوء رفتارهای گزارش شده در کودکان در ارتباط با سن پدر و مادر مورد بررسی قرار گرفته است که نتیجه آن به صورت زیر است. در خانواده‌هایی پدران با گروه سنی بالاتر از 50 سال کودک‌آزاری بیشتر از سایر گروه‌های سنی می‌باشد، یا مادرانی که کمتر از 30 سال یا بالاتر از 40 سال دارند نیز کودک‌آزاری زیاد است( اسدالهی، 1380، ص76).
2-3-1-1-2-شغل والدین
اگرچه در همه گروه‌ها‌ی شغلی کودک‌آزاری گزارش می‌شود اما زمانی که صرفاً بحث اشتغال و استرس‌ها و فشار‌های روانی همراه با آن در میان می آید والدینی که از ثبات شغلی بیشتری برخوردارند و ساعت کم‌تری را به کار اختصاص می‌دهند توجه بیشتری به کودکان خود دارند. زیرا آزارهایی که به واسطه‌ی استرس شغلی والدین به کودک وارد می‌شود در این خانواده‌ها کمتر است. در تحقیقات انجام شده در این زمینه ارتباط بین شغل والدین با گزارش‌های کودک‌آزاری از لحاظ آماری معنا دار بوده است و معمولا دانش‌آموزانی که پدرانشان بی‌کار بوده‌اند از سایر دانش‌آموزان بیشتر مورد آزار قرار گرفته‌اند. (رایجیان، 1387، ص 88).
2-3-1-2- جمعیت خانواده