فرآیند تصمیم گیری، ویژگی‌های شخصیتی

– انگیزه‌های سیاسی: هر چه فرد بیشتر در معرض انگیزه‌های سیاسی به صورت بحث سیاسی، تعلق به سازمان سیاسی یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی وی بیشتر است.
ویژگی‌های شخصیتی: شخصیت‌های اجتماعی تر، مسلط تر و برون گراتر، از نظر سیاسی فعال ترند.
– موقعیت اجتماعی: موقعیت اجتماعی که با میزان تحصیلات، محل سکونت، طبقه و تربیت سنجیده می‌شود، به طور قابل ملاحظه‌ای در مشارکت اثر می‌گذارد.
– محیط یا زمینه سیاسی: محیط از این نظر مهم است که در فرهنگ سیاسی ممکن است مشارکت و شکل‌های مشارکت را که مناسب تلقی می‌گردد، تشویق کند یا بر عکس مشوق آن نباشد.
– منابع: فعالیت نیارمند منابع نیز هست، مانند پول که به صورت تعهد مالی و کمک‌های اهدایی است و یا به طور غیر مستقیم به صورت اختصاص دادن وقت نیز می‌باشد. منابع حتی ممکن است شکل ملاقات در رابطه با افراد دیگر و نفوذ و قدرتی را به خود بگیرد که از این گونه ملاقات‌ها و روابط ناشی می‌شود(امام جمعه زاده،42:1391).
در رابطه با مشارکت سیاسی باید به دو نکته توجه داشت:
1- ارتباط بین توانایی تنظیمی یک نظام سیاسی با مشارکت سیاسی: توانایی تنظیمی یک نظام سیاسی به نوع، چگونگی و ابزارهای ارتباط بین نخبگان جامعه و مردم ارتباط می یابد. به عبارت دیگر، توانایی تنظیمی نظام سیاسی، تعیین حوزه‌های فردی و حوزه‌های حکومتی است و به هر میزان روابط حاکمان و مردم به صورت نهادمند و شفاف باشد به همان میزان نظام سیاسی از توانایی تنظیمی ‌بیشتری بر خوردار خواهد بود. از سوی دیگر، بهبود وضعیت افراد و جوامع در کنار عوامل متعدد دیگر به نوع و میزان دخالت افراد در انتخابات مقامات و شرکت در فرآیند تصمیم گیری از پایین ترین تا بالاترین سطح می‌باشد. مشارکت سیاسی بیان همین رابطه است. در نتیجه مشارکت سیاسی بیان چگونگی، نوع، ابزارها و کانال‌های ارتباطی میان مردم و نخبگان است(مصفا،27:1379).
2- تأثیر گذاری ارزش‌ها و هنجارهای موجود در جامعه بر نحوه و شکل مشارکت سیاسی: به عبارت دیگر مشارکت سیاسی با ارزش‌ها و هنجار‌های هر جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد زیرا جوامعی که از لحاظ سیاسی توسعه یافته هستند، بالطبع مشارکت سیاسی نیز در این جوامع به شکل واقعی آن نزدیک تر خواهد بود زیرا در این جوامع ارزش‌ها و هنجار‌های سیاسی به صورت فراگیر و برابر در سطح جامعه مطرح می‌باشند که در واقع منظور از هنجارها و ارزش‌ها همان فرهنگ سیاسی است که زادگاه مشارکت سیاسی می‌باشد. همچنین باید گفته شود که مشارکت سیاسی در این جوامع علاوه بر این که شامل تمامی‌گروه‌ها و افراد می‌شود، تمامی سطوح سیاست گذاری از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح را دربر می‌گیرد. با توجه به مطالب گفته شده، لازم است در زیر به مهم ترین کارکردهای مشارکت سیاسی اشاره‌ای بنماییم.
2-3-2 کارکردهای مشارکت سیاسی:
– قاعده مند شدن انتقال قدرت سیاسی از گروهی به گروه دیگر یا همان تحول در روابط قدرت و نحوه توزیع آن که پیرو این امر ارتباط جامعه با هیأت حاکمه و همچنین گردش نخبگان به نحو احسن در جامعه شکل می‌گیرد.
– نقش یافتن مردم در عرصه جامعه و از بین رفتن احساس بیگانگی سیاسی و فروکش کردن انواع بحران‌ها و ارضا امیال اجتماعی.
– احساس مسئولیت حکومت در مقابل خواسته‌های جامعه، تنوع و افزایش تعداد علایق.
– کاهش سیاست‌های خشونت آمیز و سرکوبگرانه و تأثیر آن بر تحول فرهنگ اجتماعی و تحرک اجتماعی بصورت عمودی در سطح جامعه.
– توزیع منابع مالی و سیاسی به شکل مطلوب.
برای این که مشارکت سیاسی شهروندان بتواند به این پیامد‌ها در جامعه برسد، می‌بایستی از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد که این ویژگی‌ها عبارت اند از:
– گروهها و نیرو‌های اجتماعی گوناگون وجود داشته باشند که دارای منابع متفاوت از نظر سیاسی باشند.
– غیر شخصی بودن سیاست و قدرت.
– حکومت تلفیق علایق و منافع گوناگون باشد.
– امکان بیان فردی یا جمعی خواسته‌ها وجود داشته باشد. بر این اساس، مشارکت سیاسی مستلزم وجود برخی از آزادی‌های اساسی در جامعه است. از جمله: آزادی بیان عقاید و تشکیل اجتماعات همراه با مخالفت و پاسداری از آنها.
– وجود امکانات و رقابت ایدئولوژیک و حق انتخاب در بین آنها(بشیریه،7:1376-6)
با توجه به مطالب ذکر شده باید اذعان نمود که ویژگی‌های فوق در ارتباط با نوع مطلوب مشارکت سیاسی می‌باشد و در جوامعی که از لحاظ سیاسی توسعه یافته تر هستند تحقق می یابد. همچنین موضوع مشارکت سیاسی و جهت گیری افراد نسبت به آن، از شاخص‌های مهم توسعه سیاسی در هر نظام سیاسی به شمار می رود. در خصوص مشارکت سیاسی و ارتباط آن با فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی باید تأکید کرد که میزان مشارکت سیاسی صرفاً نمی‌تواند نشانگر توسعه سیاسی باشد بلکه مشارکت باید آگاهانه و فعالانه باشد .
به قول‌هانتینگتون، مشارکت باید مستقلانه باشد که مردم عملاً در فرآیند نوسازی سیاسی و بر اساس اعتماد متقابل که میان مردم و نخبگان وجود دارد، صاحب نقش شوند. در خصوص مشارکت سیاسی و ارتباط آن با فرهنگ سیاسی آلموند و وربا، نظریه “افسانه مشارکت” را پی ریزی کردند. به گفته این دو محقق، آنچه سبب نفوذ و فعالیت بالقوه شهروندان می‌گردد این است که فکر می‌کنند نفوذی دارند و می‌توانند در سیاست نقش فعالی داشته باشند.
آلموند معتقد است که شهروندان از دو راه در فرآیند سیاسی مشارکت می جویند:
1- اولین راه، فعالیت‌های مشارکت جویانه است که شهروندان می‌کوشند از راه آنها بر روند سیاست گذاری اعمال نفوذ کنند.2 – دیگری، فعالیت برای تصریح منافع و تألیف منافع به عنوان دو فعالیت مهم است که شهروندان را در مقام مشارکت جو قرار می‌دهد. همچنین لازم به ذکر است که در جریان تصریح منافع، شهروندان درخواست‌ها، تقاضاها و پیشنهادهایی به نفع برخی سیاست‌ها مطرح می‌کنند. در جریان تألیف منافع، شهروندان از یک رهبر یا دارو دسته سیاسی فعالانه حمایت می‌کنند. رأی دادن و فعالیت‌های مبارزاتی در انتخابات رقابتی، دو شکل اصلی فعالیت برای تألیف منافع هستند .

                                                    .