فرآیند مدیریت استراتژیک، شناسایی نیازهای مشتری

دانلود پایان نامه

6- سیستم اطلاعات رایانه ای
به هنگام تجزیه و تحلیل عوامل درونی سازمان، ارزیابی و تعیین نقاط قوت و ضعف سیستم اطلاعاتی سازمان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. یک سیستم اثر بخش اطلاعات رایانه ای داده های مربوط به واحدهای وظیفه ای و عوامل موثر بر سازمان را گردآوری می نماید. ار آنجا که این اطلاعات تمام بخش های سازمان را به یکدیگر مرتبط ساخته و پایه و اساس تصمیمات مدیریتی سازمان می باشند در تدوین استراتژی ها باید به سیستم اطلاعات رایانه ای توجه ویژه ای نمود.
1-2-5-2 مدل زنجیره ارزش پورتر
یکی از مدل‌هایی که برای ارزیابی، تجزیه و تحلیل داخلی و تعیین حوزه‌های کسب و کار در سازمان‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد مدل زنجیره ارزش پورتر است. در این مدل حوزه‌های کاری مهم در سازمان شناسایی و طبقه‌بندی می‌شوند. هرچند آقای پورتر این مدل را در ابتدا برای موسسات و شرکت‌های تولیدی و رقابتی مطرح نمود، لیکن از مفاهیم مطرح شده در این مدل می‌توان برای دسته‌بندی وظایف سازمان‌ها در حوزه‌های مختلف کسب و کار استفاده نمود.
مطابق این مدل حوزه‌های کاری یک سازمان به دو گروه حوزه‌های کاری ماموریت‌های اصلی و حوزه‌های کاری ماموریت‌های پشتیبانی تقسیم می‌شوند. این حوزه‌های کاری به تنهایی و در پیوند با یکدیگر برای سازمان تولید ارزش اقتصادی می‌نمایند. مجموعه این حوزه‌های کاری زنجیره ارزش سازمان را تشکیل می‌دهند. در واقع ارزش‌های ایجاد شده در فعالیت‌ها و وظایف مختلف منجر به شکل‌گیری ارزش در کل سازمان می‌گردد. این ارزش در سازمان‌ها و شرکت‌های رقابتی توان رقابتی است و در سازمان‌های ماموریت‌گرا که در بخش عمومی فعالیت می‌کنند، تحقق اهداف و ماموریت‌های سازمان است.
نمودار 9-2: مدل زنجیره ارزش مایکل پورتر
2-2-5-2 تحلیل وظیفه ای دیوید
مدیریت استراتژیک فرایندی است که به روابط متقابل بسیار زیادی نیاز دارد و در اجرای آن ایجاب می کند که بین مدیریت سازمان و مدیران دوایر و واحدهای بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه هماهنگی اثر بخشی وجود داشته باشد. اگرچه استراتژیست ها (در فرآیند مدیریت استراتژیک) به این رابطه پراهمیت توجه می کنند، ولی موفقیت سازمان در گرو همکاری و همیاری مدیران و کارکنان همه دوایر و واحدهای سازمانی است تا دیدگاه ها، نظرها، عقاید و اصطلاحاتی را ارائه نمایند. در اجرای مدیریت استراتژیک، مشارکت مدیران واحدهای وظیفه ای مختلف در بررسی عوامل درونی سازمان به ماهیت تصمیماتی بستگی دارد که در واحدهای وظیفه ای دیگر سازمان گرفته می شود و اثرات بالقوه ای که آن ها بر کل سازمان خواهند داشت. برای اینکه بتوان هدف های بلند مدت و استراتژی ها را تعیین کرد، آگاهی از روابط یاد شده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است (دیوید، 1391: 284).
در تحلیل وظیفه ای دیوید به منظور ارزیابی عوامل داخلی سازمان باید به چگونگی رابطه بین واحدهای وظیفه ای سازمان و عملکرد بخش های مختلف آن ها پرداخت. در زیر واحد های وظیفه ای سازمان و وظایف مختلف آن ها بیان می شوند:
1. مدیریت:
مدیریت دارای پنج وظیفه اصلی است: برنامه ریزی، سازماندهی، ایجاد انگیزه، تامین نیروی انسانی و اعمال کنترل
2.بازاریابی:
واحد بازاریابی شامل نه وظیفه اصلی می باشد: شناسایی نیازهای مشتری، خریدن ملزومات یا تجهیزات، فروختن محصولات یا خدمات، برنامه ریزی محصول یا خدمت، قیمت گذاری، توزیع، تحقیقات بازاریابی، تجزیه و تحلیل فرصت ها و مسئولیت اجتماعی
3. مالی/ حسابداری:
واحد حسابداری یا امور مالی باید سه تصمیم اتخاذ نماید: تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری ها، تصمیم گیری در مورد تأمین مالی و تصمیم گیری در مورد تقسیم سود
4. تولید/ عملیات:
مدیریت تولید (عملیات) شامل پنج وظیفه یا حوزه تصمیم گیری می شود: فرایند، ظرفیت، موجودی، نیروی کار و کیفیت
5.تحقیق و توسعه:
مأموریت کلی دایره تحقیق و توسعه موارد زیر را در بر می گیرد: حمایت یا پشتیبانی از فعالیت های کنونی، کمک به گشایش واحد های جدید (جهت فعالیت در زمینه های تازه)، تولید و عرضه محصولات جدید، بهبود کیفیت محصولات کنونی، بالا بردن کارایی واحد تولید و گسترده تر نمودن یا افزایش توانایی ها و ظرفیت فن آوری شرکت
6. سیستم اطلاعات رایانه ای
این واحد، اطلاعات همه واحدهای وظیفه ای شرکت را به یکدیگر مرتبط می سازد و اساس همه تصمیمات مدیریتی را به وجود می آورد. سیستم اطلاعاتی سازمان، اطلاعات را گردآوری، دسته بندی، نگهداری، ترکیب و عرضه می نماید. هدف سیستم اطلاعات رایانه ای این است که از طریق بهبود کیفیت تصمیمات مدیریت، عملکرد سازمان را بهبود بخشد.
6-2 گام های تدوین استراتژی
1-6-2 تدوین چشم انداز