فکر و اندیشه

جهت دیدن سایر ابیات نگاه کنید به: (همان: ص 398، بیت 80/ ص 853، بیت 6 /ص 470، بیت 36 /ص 122، بیت 23 /ص 539، بیت 51)
ترکیبات: آتش علم، آتش جهل، آتش فکرت، آتش تقلید، آتش عصیان، آتش غریزی، آتش خرد و طاعت و آتش خرسندی، بیدرنگ، اشعار ناصرخسرو و تفکرات خاص او را در ذهن زنده
میکند. از هر ترکیب اضافی در شعر او تنها یک مورد یافت میشود و این عدم تکرار، نشانگر این است که هدف شاعر از ساخت تشبیهات، تصویرسازی و بازی با صنایع نبوده است و زیر
ساخت های معنایی آنها با فکر و اندیشه ی او مطابق است.
– هر که را آتش تقلید بجوشاند

مرد داناش به تاویل دهد تسکین
(ناصرخسرو، 1384: ص 284، بیت 49)
– جان را به آتش خرد و طاعت
از معصیت چرا که نپالایی ؟
(همان: ص 6، بیت 9)
شاعر از دو جنبه ی سوزندگی و فروزندگی آتش بهره برده است.
(همان: ص 480، بیت 21/ ص 114، بیت 44 /ص 304، بیت 13 / ص 366، بیت 14)
آتش رشک، آتش درد و آتش نام و ننگ، ما را به فضای حماسی شاهنامهی فردوسی میبرد، وی نیز مانند ناصرخسرو فضای فکری و شعری را با ترکیبات و تصاویر هماهنگ کرده است.
– مرا پیش او رفت باید به جنگ

بپوشد درم آتش نام و ننگ
(فردوسی، 1374: ج 8 ، ص 165، بیت 1908)
از بررسی اضافههای تشبیهی مرتبط با آتش، میتوان چنین نتیجهگیری کرد (البته این
نتیجهگیری را میتوان به اغلب برخوردهای ادبی با آتش تعمیم داد):
آتش، عنصری دو وجهی است. به همان اندازه که فروغی حیات بخش و سازنده است، در عین حال میتواند نابودگر و سوزنده باشد. دو بعد متفاوت این عنصر، در تصویرسازیهای ادبی، جایگاه خاصی به آن داده است. ترکیبات متضادی چون آتش جهل و آتش عقل، نشانگر ظرفیت تصویری و معنایی، فوقالعادهی این عنصر است. خصوصیات ذاتی آتش، چون سرکشی، تیزی و قدرت، درکنار سوزندگی و سازندگی آن، نقش مهمی در آفرینش ادبی ایفا میکند. در سی درصد اضافه های تشبیهی آتش، از وجه مثبت، پنجاه درصد آن از وجه منفی و بیست و پنج درصد آن، از سرکشی و قدرت این عنصر، به عنوان وجه شبه استفاده شده است.
هرگاه شاعر با پس زمینهی فکری خاص، به سرودن شعر و ساخت ترکیبات ادبی بپردازد، خردی والا واندیشهای انسانی، از پس ابیات، چون خورشیدی سر برکشیده و بر ذرهذرهی کلام، شعاع افکنده؛ هر واژه و ترکیب را چراغ راهی میکند برای رسیدن به هدف غایی شعر. در میان اضافههای تشبیهی، ترکیبات مربوط به شعر ناصرخسرو و تا حدی فردوسی،چنین خصوصیتی دارد. برای نمونه «آتش تقلید» ذهن خواننده را بیدرنگ به شعر ناصرخسرو هدایت میکند، این در حالی است که در میان تصویرهای تشبیهی شاعرانی چون فرخی، مسعود سعد، عنصری و….، هیچ شاخصهی منحصر به فردی نمیتوان یافت و همین امر باعث نوعی تقلید و مشابهگویی شده است.در میان شاعران مورد بحث سبک خراسانی، مسعود سعد بیشترین توجه و منوچهری تنها با یک اضافه ی تشبیهی (آتش فتنه)، کمترین تمایل را به ساخت اضافه های تشبیهی مرتبط با آتش را داشته است.
اضافههای استعاری پربسامد در شعر سبک خراسانی:
آتش دل، استعاره از سوز و گداز درونی: این ترکیب در حبسیات پر سوز مسعود و در تصاویر عاشقانهی ویس و رامین تکرار شده است. این حرارت درونی میتواند، ناشی از عشق، غم، هجران، خشم، و… باشد.
– اندر تنم ز سرما بفسرده خون تن

                                                    .