مداخلات مبتنی بر آموزش ذهنآگاهی

2-1-4-3-3- «موج سوم» رفتاردرمانی: درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی
همان گونه که پیش تر نیز بیان شد «موج سوم» رفتاردرمانی در اوایل دهه 1990 و با شکل گیری درمانهای ابتکاری تأکید کننده بر آگاهی از زمان حاضر و پذیرشگری آغاز گردید. هایس(2004) به بیان خصیصههای این موج از مداخلات بالینی پرداخته است.
موج سوم درمان رفتاری ـ شناختی مبتنی بر رویکردهای قانونمحور و تجربی است. به خصوص نسبت به زمینه و کارکردهای پدیدههای روانی و نه صرفاً شکل آنها توجه دارد و علاوه بر راهبردهای هدایتگر و قابل آموزش بر راهبردهای زمینهای و تجربی نیز تأکید میکند. این درمانها به دنبال ترکیب گستردهای از قلمروهای اثربخش و انعطافپذیر هستند تا یک رویکرد حذف گرا برای مشکلات دقیقاً تعریف شده و همچنین تأکید بر ارتباط مسائلی که هم مراجع و هم درمانگر به دنبال بررسی آن هستند. موج سوم رفتاردرمانی به تنظیم مجدد و ترکیب دو موج پیشین درمان رفتاری و شناختی پرداخته و آنها را در قالب مسائل، موضوعات و حیطههای قبلی آورده است که در وهله اول توسط سایر رویکردها مورد تأکید قرار گرفته اند.
درمانهای موجود در موج سوم را می توان به دو گروه تقسیم نمود:
مداخلات مبتنی بر آموزش ذهنآگاهی ( یعنی کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی، شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی).
مداخلاتی که ذهنآگاهی مؤلفهی کلیدی در آنها محسوب میشود (مانند پذیرشدرمانی و تعهد درمانی، رفتاردرمانی مناظرهای و پیشگیری از عود)
2-1-4-3-3-1-مداخلات مبتنی بر آموزش ذهن آگاهی
کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی: این برنامه قبلاً کاهش استرس و برنامه آرامسازی نامیده میشد، نوعی درمان گروهی است که برای بیماران مبتلا به شرایط مزمن پزشکی طرحریزی شده است که در آن اساس مداخلات را آموزش فشرده مراقبه ذهنآگاهی تشکیل میدهد. شرکت کنندگان هر هفته 2 تا 5/2 ساعت به آموزش دیدن و تمرین مراقبه ذهنآگاهی، مهارتهای مقابلهای و بحث و گفتگو در مورد تکالیف میپردازند. مهارتهای مراقبه ذهنآگاهی عبارتند از وارسی بدنی، مراقبه نشستن با توجه به حالات تنفسی و ژستهای بدنی هاتایوگا که در همه این موارد از افراد خواسته میشود تا به تجارب درونی خود بدون آنکه در محتوای آنها غرق یا جذب شوند، توجه نمایند. شرکتکنندگان در برنامه کاهش استرس مبتنی بر روش ذهنآگاهی هر روز زمان مشخصی را به تمرین مراقبه ذهنآگاهی اختصاص داده و در نهایت به اجرای آگاهی لحظه به لحظه در خلال زندگی روزمره میپردازند (ریبل، گریسون، براینارد و روزنزویگ،2001). کاهش استرس ذهنآگاهیمدار، موفقیتهایی در زمینه درمان نشانگان جسمی و روانی افراد مبتلا به درد مزمن (کابات-زین، 1982؛ کابات زین، لیپورث و بورلی، 1985)، اضطراب منتشر و اختلالات پانیک (کابات-زین، ماسیون، کرستیلر و پترسون، 1992)، اختلال خوردن ( کرستیلر و هالت، 1999)، پسوریازیس (کابات ـ زین، ویلر، لایت، اسکیلینگ، اسکارف، کرایلی، هاسمر و برنارد،1998)، فیبرومیالگیا (کاپلان، گلدنبرگ و گالوین ـ نادیو،1993) و سرطان ( اسپکا، کارلسون، گودی و آنگن،2000) نشان داده است. علاوه بر این کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بطور معنیداری به افزایش وضوح ذهنی، سلامت روان و نیز کاهش تنش بدنی انجامیده است (کارداسیوتو، 2005).
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: این نوع درمان از کاهش استرس و برنامه آرامسازی اقتباس شده است که هدف از طراحی آن پیشگیری از حملات افسردگی عمده میباشد (سگال، ویلیامز و تیزدیل،2002). در کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی، تکنیکهای ذهنآگاهی با اجزایی از درمان شناختی برای تسهیل یک دیدگاه منفصلشده از افکار، عواطف، و حالات بدنی تلفیق شده است مانند « من افکارم نیستم». از این رو هدف کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی، افزایش آگاهی از تجربه لحظه به لحظه و آوردن توجه به زمان حال می باشد. کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی به جای تغییر محتوای افکار، درصدد تغییر آگاهی و رابطه آن با افکار برمیآید (تیزدیل، سگال و ویلیامز،1995).
شواهد پژوهشی از کاربرد روش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی حمایت میکند؛ زیرا این درمان توانسته است میزان بازگشت حملههای افسردگی را در کسانی که سه حمله افسردگی یا بیشتر داشتهاند کاهش دهد (تیزدیل، سگال، ویلیامز، راید گوی، سولسبی و لو،2000).
2-1-4-3-3-2- مداخلاتی که ذهن آگاهی مؤلفه کلیدی در آنها محسوب می شود:
پذیرش و تعهد درمانی: تحت این فرضیه ابداع شد که آسیب روانی ارتباط وسیعی با کنترل یا اجتناب از افکار و عواطف منفی فرد دارد. پذیرش و تعهددرمانی به آموزش مهارتهای لازم جهت کاهش اجتناب تجربه ای میپردازد و زمانی رخ میدهد که فرد از برقراری تماس با تجارب شخصی خاص خود اکراه دارد مانند حالات بدنی، عواطف، افکار، خاطرهها و گرایشات رفتاری. گامهایی نیز در جهت اصلاح شکل این رویدادها و زمینههایی که در آن رخ میدهند برداشته میشود (هایس، استروساهل و ویلسون،1999). ذهنآگاهی اشتیاق را به وسیله افزایش آگاهی با استفاده از خودمشاهدهگری گسترش میدهد که این نیز به نوبه خود شفافسازی افکار و عقاید را پرورش میدهد. گرچه پذیرش و تعهد درمانی بطور ویژه ذهنآگاهی را به عنوان یک مؤلفه درمانی یا تکنیک رشد نمیدهد ولی رویکرد کلی، شیوهها و تمرینهای آن با رویکردهای مبتنی بر ذهنآگاهی همسو و هم جهت می باشد (بائر،2003). در پژوهشهای مختلف کارایی موفقیتآمیز پذیرش وتعهددرمانی برای افسردگی (زتل و هایس،1986؛ زتل و رانیس،1989)، استرس محل کار (بوند و بروس،2000)، درد مزمن(گیسر،1992)، اسک
یزوفرنیا (باخ و هایس،2002؛ گودیانو، دالریمپل و هربرت،2002)، ترک سیگار (گیفورد،2002) و سوءمصرف مواد (هایس، ویلسون، گیفورد، بیست، باتن و پی یاسکی،2002) نشان داده شده است. همچنین در زمینه اختلالات اضطرابی، تحقیقات بلاک(2002) و بلاک و ولفرت(2000)، سودمندی موفقیت آمیز پذیرش و تعهد درمانی را تأیید نموده است.
رفتاردرمانی مناظره ای: که در آن عناصری از رویکردهای شناختی ـ رفتاری سنتی با فلسفه ذن به منظور درمان اختلال شخصیت مرزی ترکیب شدهاند. رفتاردرمانی مناظرهای، رفتار بدکارکرد را نتیجه عملکرد بد سیستم تنظیم هیجانی میداند که با احساسات منفی و عدم توانایی برای تغییر این احساسات مربوط است. در رفتاردرمانی مناظرهای تغییر رفتار در زمینه پذیرش خود صورت میگیرد و از ذهنآگاهی به عنوان راهبرد اصلی جهت افزایش پذیرش استفاده میشود. ذهنآگاهی که بر عدم داوری و عدم ارزیابی تأکید دارد مثل راهبرد مواجههای عمل کرده و موجب کاهش اجتناب خودکار از هیجان و پاسخهای ترس میشود (لینهان،1993).
ذهنآگاهی در رفتاردرمانی مناظرهای در مقایسه با سایر رواندرمانیهای ذهنآگاهیمحور از سازماندهی متفاوتی برخوردار است. به این صورت که در رفتاردرمانی مناظرهای به آموزش مهارتهای چیستیذهنآگاهی (یعنی مشاهده، توصیف، مشارکت) و مهارتهای مربوط به چگونگیآن (یعنی غیرقضاوتی بودن، ذهنآگاهی فردی و اثربخشی آن) پرداخته میشود. تمرینات ذهنآگاهی شامل خیالپردازی برای مشاهده افکار، احساسات و حالات بدنی، مشاهده تنفس یا شمارش یا هماهنگ گام برداشتن، آگاهی ذهنآگاهانه در خلال فعالیتهای روزمره میباشد (بائر،2003).
در زنان دارای اختلال شخصیت مرزی که رفتاردرمانی مناظرهای دریافت نمودند کاهش رفتارهای فراخودکشی، خشم و از هم گسیختگی و کاهش زمان بستری شدن مشاهده شد؛ ضمن آنکه دوام درمانهای انجام شده در آنها بالا بود (لینهان، آرمسترانگ، سوارز، آلمان و هیرد،1991).
تحقیقات نشان میدهند مهارتهای رفتاردرمانی مناظرهای که دربرگیرنده ذهنآگاهی هستند در زمینه پرخوری عصبی (تلچ، آگراس و لینهان،2002) و سوءمصرف مواد (لینهان و همکاران،1999) نیز موفق نشان داده است.
پیشگیری از بازگشت: نیز یک بسته آموزشی درمانی است که برای ممانعت از بازگشت سوءمصرف کنندگان مواد توسط مارلات و گوردون(1985) طراحی شده است. از ذهنآگاهی به عنوان تکنیکی جهت مقابله با امیال نیز استفاده میشود. مثلاً از استعاره «موج سواری بر امیال»، برای تشویق مراجع جهت پشت سر گذاشتن امواج و این که به میل اجازه بدهند بدون آنکه تسلیمش شوند بگذرد، استفاده میشود. علاوه بر این، پیشگیری از عود، از ذهنآگاهی جهت آموزش این مطلب استفاده میکند که امیال را نمیتوان رد کرد بلکه میکوشد تا مشاهده و پذیرش امیال را در مراجعان پرورش دهد (بائر،2003).
رشد و تکامل درمانهای ذهنآگاهیمحور، نقطه عطف ترکیب مطالعه ذهنآگاهی در حیطههای بالینی و پژوهشی میباشد؛ زیرا با توجه به تأکید رفتاردرمانی بر تجربینگری، امکان مطالعهی ذهنآگاهی در روانشناسی کاربردی و روانشناسی تجربی فراهم شده است. در خلال چند سال گذشته علاقه افراد نسبت به ذهنآگاهی در روانشناسی بالینی علمی رو به افزایش است. مثلا در لیست پذیرش و تعهددرمانی که توسط هایس در دانشگاه نوادا رنو، در سال 2002 پایهگذاری شده است نزدیک به 800 عضو ثبت نام کردهاند. در لیست خدمات «ذهن آگاهی» که در سال 2002 توسط فرسکو در دانشگاه ایالتی کنت پایهگذاری شده است بیش از 220 نفر عضو ثبت نام نمودهاند. همچنین افزایش علاقه به ذهنآگاهی با تشکیل گروه ذهنآگاهی و گروه علاقه خاص به پذیرش در انجمن ارتقاء رفتاردرمانی در سال 2002 جلوهگر شد. از همان ابتدای شکلگیری گروه علاقه خاص به پذیرش، بیش از 150 نفر برای پیوستن به آن ابراز تمایل کردند (کارداسیوتو،2005).
2-1-4-4- تعاریف ذهن آگاهی
با آنکه علاقه نسبت به سازه ذهنآگاهی در طول ده سال گذشته رو به فزونی نهاده است، اما پژوهش راجع به این زمینه، به دلیل نبود یک تعریف عملیاتی روشن از ذهنآگاهی با مانع روبرو شده است. این سازه برحسب حیطههای روانشناسی که در آنها به کار رفته بطور متفاوت تعریف گردیده است. در ادامه، تعاریف در دو دسته تعاریف بالینی ذهنآگاهی و تعاریف غیربالینی آورده شده است. منظور از تعاریف غیربالینی آن دسته از تعاریف هستند که در ادبیات روانشناسی اجتماعی و نوشتههای مربوط به فلسفه و روش ذهنآگاهی یافت میشوند.
تعاریف بالینی و تعاریف اجتماعی ـ روانشناختی مشابهتهایی با یکدیگر دارند. در هر دو نوع تعریف، بر آگاهی انعطافپذیر از زمان حال تأکید شده است. علاوه بر این، تعریف روانشناختی ـ اجتماعی بیان میدارد که ذهنآگاهی، گوشبهزنگی یا توجه کردن به یک موضوع یا محرک منفرد و واحد نمیباشد (لانگر،2002) که این مطلب در تعاریف بالینی نیز منعکس شده است. اما بین دو تعریف بالینی و غیربالینی از برخی جهات تفاوتهایی وجود دارد. پیشزمینههای نامرتبط تاریخی و فرهنگی در طول شکلگیری این سازه، منجر به بروز تفاوتهایی در تعریف و کاربرد ذهنآگاهی شده است.
رویکرد روانشناختی ـ اجتماعی ذهنآگاهی بر فرایندهای شناختی که در محیط خارج رخ میدهند تمرکز حاصل نموده، در حالیکه در رویکرد بالینی ذهنآگاهی، هم بر محرکهای درون فردی و هم محرکهای بیرونی تأکید میشود. کاربردهای رویکرد روانشناختی ـ اجتماعی جهت افزایش یادگیری و خلاقیت آموزش داده میشوند، در حالیکه مفهومسازی ذهنآگاهی بالینی بطور کلی به منظور کمک به افراد ج
هت فایق آمدن بر تجارب ناخوشایند و دردناک استفاده میشود. در نهایت اینکه در رویکرد روانشناختی ـ اجتماعی، مؤلفهی عدم قضاوت که در رویکرد بالینی بر آن تأکید شده لحاظ نگردیده است. به علت تفاوت در زمینهای که این دو رویکرد در آن توسعه یافتهاند و کاربرد متفاوت آنها و از آنجایی که مؤلفههای کلیدی ذهنآگاهی روانشناختی ـ اجتماعی و ذهن آگاهی بالینی یکسان نمیباشد، در مطالعهی حاضر صرفاً بر مفاهیم بالینی ذهنآگاهی تمرکز شده است (کاداسیوتو،2005).
برخی تعاریف بالینی ذهن آگاهی در زیر آمده است:
بورستین(1983)، ذهنآگاهی را روشی متمرکز بر افکار یا تمایلات به همان صورتی که در هشیاری اتفاق میافتد، میداند.
اپستین (1995)، توجه ذهنآگاه را به این شکل تعریف میکند: توجه کردن دقیق و لحظه به لحظه به آنچه که فرد هماکنون در حال تجربه آن است و تفکیک واکنشهای خود از رخدادهای حسی خام.
روبینز(2002)، ذهنآگاهی را نوعی آگاهی غیرقضاوتی از تجربه شخص میداندکه این آگاهی، لحظه به لحظه آشکار میشود.

                                                    .