مسئولیت پذیری اجتماعی، انواع مسئولیت پذیری

هر کس ممکن است به انگیزه احساسات شخصی یا معتقدات دینی یا فلسفی بر خود فرض بداند که غمخوار و فریاد رس همنوعان خویش باشد و بر اثر آن خود را تا اندازه ای مسئول رفاه دیگران بداند و بکوشد تا در بهزیستی آنان سهمی ادا کند. می توان در این باره بحث کرد که آیا چنین خصالی در فرد غریزی است یا اکتسابی، اثبات یا نفی غریزی بودن چنین خصالی یک رشته مباحث مربوط به خواص زیستی و علم وراثت را پیش می آورد که خارج از حوصله گفتار ماست. بطور کلی می توان گفت که اگر هم ویژگی‌های زیستی و ارثی در ایجاد خصوصیت نوع پرستی موثر باشد دوام آن بی شک معلول عوامل اجتماعی است که شناخت آن‌ها به بحث ما بیشتر مربوط می شود برخی از صاحبنظران این عوامل را به شرح زیر بر شمرده اند (ساسانی،1382).
از جمله اصول انسان‏شناختی در نگرش اسلامی توجه به اصل مسئولیت و رشد و تکامل آن در انسان است. از سوی دیگر، یکی از روش‏های برخورد با مشکلات رفتاری روش «مسئولیت دادن» است. گاهی افراد برای فرار از مسئولیت خطا را به خدا نسبت می‏دهند. قرآن کریم در این‏باره می‏فرماید: «مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَفْسِکَ»؛(نساء: 79) هر چه از خوبی به شما برسد از طرف‏خداونداست‏ وهرچه ‏خطاکنید ازناحیه ‏خودشماست (احمدی، 1365).
اصل مسئولیت عبارت است از: «افزایش مقاومت فرد در برابر شرایط، تا به جای پیروی از فشار های بیرونی از الزام‏های درونی تبعیت کند که احساس مسئولیت یا احساس تکلیف نامیده می‏شود«. به عبارت دیگر، معنای مسئولیت این است که مددجو دیگران را به خاطر احساسات، افکار، تکانه‏ها و رفتارهای خود سرزنش نکند و مسئولیت آن‌ها را بپذیرد و بداند آنچه را به دیگران نسبت می‏دهد (فرافکنی‏ها) در واقع متعلق به خود اوست (باقری،1374).
در انسان، دو نوع خود وجود دارد: خودطبیعی و خودمعقول؛ و به تبع آن، دو نوع مسئولیت ایجاد می‏شود: مسئولیت عمومی و مسئولیت عالی. اولی ناظر بر مسئولیت خود طبیعی است و دومی ناظر بر مسئولیت ایجاد شده در خود معقول. مورد اخیر در حیطه ارزش‏های عالی قرار می‏گیرد و ضامن عمل به آن شخصیت انسان است، نه اجبارعوامل‏خارج از شخصیت؛ مانند مقرّرات اجتماعی و کیفر و پاداش‏های بیرونی (ساسانی،1382).
حوزه مسئولیت انسان شامل مسئولیت فردی، خانوادگی، اجتماعی، نزدیکان و مسئولیت در برابر عهد و پیمان الهی است (فرهادیان،1378). تناسب تکلیف با توان فرد و عمل به تکالیف از جمله نکات مهم در جهت افزایش مسئولیت است. تناسب تکلیف با ظرفیت و توان نوجوان از بروز احساس شکست در او جلوگیری می‏کند؛ احساسی که منجر به تسلیم شدن و سلب مسئولیت فرد می‏شود. در حوزه عمل قرار گرفتن نیز موجب افزایش حس مسئولیت شده، یک احساس ارزشمند و عشق را در دل انسان پدید می‏آورد، اما قرار گرفتن در دایره «آرزوها»، به بی‏اعتنایی نسبت به پذیرش مسئولیت و سلب اختیار و در نتیجه، «شکست» می‏انجامد؛ شکستی که احساس بی‏ارزشی را در پی دارد. امام علی علیه‏السلام در این زمینه می‏فرمایند: «عمل را رفیق خود قرار ده، اما آرزویت دشمن توست.» (ساسانی،1374).
مسئولیت پذیری از دیدگاه امام علی (ع) همان پاسخگویی است؛ زیرا پاسخگویی، نوعی فرمانبرداری، اطاعت امر و اجابت درخواست دیگران در برابر وظایفی است که بر عهده دارند و برای شخص ایجاد تعهد می کند. درواقع می‌توان گفت که عنصراصلی مسئولیت پذیری همان پاسخگویی است، یعنی اصالت دادن به حقوق دیگران، به این که شما حق دارید و من تکلیف دارم و این اصل در سایه هماهنگی فرد با حق است. اصل مسئولیت پذیری انسان که برآمده از خودآگاهی و اختیار او است، نوعی رفتار اخلاقی است که با الزام همراه بوده و تعهدآور است؛ تعهدی که با اختیار و تصمیم آدمی منافات ندارد (عباسی،1390).
2-1-1-12 انواع مسئولیت پذیری
انسان موجودی است مسئولیت پذیر که می تواند متناسب با توانایی و مقدورات مادی و معنوی خود مسیر خویش را طی کند باید توجه داشت که این مسئولیت ابعاد مختلفی دارد: مسئولیت انسان نسبت به خود، خانواده،خویشاوندان، همسایگان، همشهریان، هموطنان، همنوعان بطور کلی مسئولیت از خود شروع و دامنه آن به تدریج گسترده می‌شود و در نهایت تمامی بشریت را در بر می‌گیرد.انسان نسبت به خود بیشترین مسئولیت را دارد و نسبت به خانواده در مقایسه با غیر خویشاوندی مسئولیت سنگین تری است (حاج بابایی و مدیر زاده،1381).
2-1-1-13 مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی
مسئولیت پذیری در یک تقسیم بندی کلی به دو بخش مسئولیت پذیری فردی و مسئولیت پذیری اجتماعی تقسیم می شود. مسئولیت پذیری فردی به معنای این است که فرد خود را نسبت به خود و موقعیتی که در آن قرار گرفته و همچنین نیازها و بهروزی دیگران مسئول بداند( مرگلر و دیگران 2007). دوران نوجوانی زمانی ارزشمندی برای یادگیری مسئولیت پذیری اجتماعی است زیرا در این زمان است که فرد دوست دارد استقلال بیشتری داشته باشد و باید تصمیماتی درباره برخی از ارزش ها و روش‌های رفتاری خود بگیرد یکی از فاکتورهای اصلی که می تواند به انتخاب های نوجوانان پختگی ببخشد میزان مسئولیت پذیری آن‌هاست تنها با آگاهی از دلایل انتخاب انجام شده و اراده برای پذیرش مسئولیت این انتخاب است که مردم می توانند به دنبال تغیر شرایط دیدگاه ها و نتایج حاصل از آن‌ها باشند وگر نه کوشش برای تغییر بی معنا بوده احساس بی قدرتی و انفعال فرد را از انجام اصلاح در زندگی خود باز خواهد داشت (مرگلر و همکاران 2007).
برخی از محققان احساس مسئولیت پذیری را برای به دست آوردن هرگونه پیشرفت و موفقیت فردی در نوجوانان لازم دیده انداز نظر مرگلر و همکارانش(2007) گر چه مفهوم مسئولیت پذیری فردی بر فرد تمرکز دارد اما در یک بستر اجتماعی اتفاق می افتد فردی که مسئولیت پذیری دارد احتمالاً در نظر خواهد گرفت که چطور انتخاب ها و تصمیماتش بر دیگران در جامعه تاثیر می گذارند بنابراین مسئولیت پذیری اجتماعی از نظر این محققان بعدی از مسئولیت پذیری فردی محسوب می شود که در دیگر مفاهیم مشابه روانشناختی دیده نمی شود در نهایت آن‌ها مسئولیت پذیری را بدین صورت تعریف کرده اند. توانایی نظم دادن به تفکرات احساسات و رفتار همراه با اراده برای در نظر گرفتن خود به عنوان مسئول انتخاب هایی که انجام می دهند و پیامدهای فردی و اجتماعی آن‌ها پرورش مسئولیت از لحاظ فردی ضروری است، ازاین نظر که هر کودکی برای سلامت زندگی حال و آینده اش نیازمند است به مسئولیت ها و تعهداتی پایبند باشد (به نقل از سروش،1390).
بر اساس آنچه که می بینیم و مشهود ماست، بی بند و باری اگر چه همراه با خوشگذرانی باشد سعادت آفرین نیست. گذران زندگی با این روش که دلم می خواهد، نمی تواند ما رابه خوشبختی سوق دهد. کودک نیازمند است که از همان دوران کودکی خود را به مقرراتی پایبند و به اصولی وابسته و به انجام اموری متعهد بداند واین ضروری زندگی حال و آینده اوست. افراد هر جامعه همچون پیچ و مهره های ماشین اجتماع اند که اگر هر کدام در چهار چوب خودوبر اساس نقش محول یا محقق کار نکنند، چرخ جامعه نیکو نمی گردد. ارتقاء هر کشور بسته به مسئولیت شناسی اعضای ملت است. در کشوری که مردم وظیفه خود را ندانند و عمل نکنند امیدی به خیر و سعادت آن کشور نیست (مرگلر و همکاران 2007).
سروش(1390) بیان کرده است که، از سوی دیگر مسئولیت شناسی درهر جامعه باعث تنظیم روابط اجتماعی و انسانی می شود. بر اساس آن، افراد خود را نسبت به هم وابسته احساس می کنند و به گونه ای سالم و انسانی به ادامه حیات می پردازند. نظر به اهمیت یادگیری این مفاهیم و درونی کردن احساس مسئولیت فردی و اجتماعی در نوجوانان برنامه‌های درسی و عملی زیادی برای کمک به آن‌ها در این رابطه طراحی شده است.
در ابتدای قرن حاضر شواهد زیادی به دست آمده است که نشان می دهد فعالیت های فیزیکی همراه با برنامه های نظارتی می تواتند به بهبود و قابلیت انطباق کسانی که در شرایط نامطلوب زندگی کرده در معرض خطرات اجتماعی هستند کمک کند به این صورت که فعالیت بدنی فرصت های زیادی برای نوجوانان فراهم می‌کند که با دیگران تعامل کنند و در تصمیم گیرهای اخلاقی درگیر شوند بر این اساس دان هلیسون مدلی برای ارتقای مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی نوجوانان ارائه کرد این برنامه با این هدف طراحی شده که نوجوانان را قادر به اعمال کنترل بیشتر بر زندگی خود کند تا بدون توجه به نیروهای خارجی که چشم انداز و انتخاب های آینده شان را تحت تاثیر قرار می دهد برای خودشکوفایی اقدام کنند این مدل متضمن پنج سطح مسئولیت پذیری پایه است که عبارتند از: 1- کنترل خود و احترام به دیگران 2- کوشش و مشارکت 3- خود راهبری 4- کمک کردن به دیگران 5- به کار بردن سطوح چهارگانه ذکر شده خارج از زمین ورزش یا مدرسه (مارتینک و دیگران 2001 : 31).
2-1-1-14 ضرورت پرورش مسئولیت از لحاظ فردی
حاج بابایی و مدیر زاده (1381) معتقدند، پرورش مسئولیت از لحاظ فردی ضروری است، ازاین نظر که هر کودکی برای سلامت زندگی حال و آینده اش نیازمند است به مسئولیت ها و تعهداتی پایبند باشد. بر اساس آنچه که می‌بینیم و مشهود ماست، بی بند و باری اگر چه همراه با خوشگذرانی باشد سعادت آفرین نیست. گذران زندگی با این روش که دلم می خواهد، نمی تواند ما رابه خوشبختی سوق دهد. کودک نیازمند است که از همان دوران کودکی خود را به مقرراتی پایبند و به اصولی وابسته و به انجام اموری متعهد بداند واین ضروری زندگی حال و آینده اوست.
2-1-1-15 ضرورت پرورش مسئولیت از لحاظ اجتماعی
افراد هر جامعه همچون پیچ و مهره های ماشین اجتماع اند که اگر هر کدام در چهار چوب خودوبر اساس نقش محول یا محقق کار نکنند، چرخ جامعه نیکو نمی‌گردد. ارتقاء هر کشور بسته به مسئولیت شناسی اعضای ملت است. در کشوری که مردم وظیفه خود را ندانند و عمل نکنند امیدی به خیر و سعادت آن کشور نیست. از سوی دیگر مسئولیت شناسی درهر جامعه باعث تنظیم روابط اجتماعی و انسانی می شود. بر اساس آن، افراد خود را نسبت به هم وابسته احساس می‌کنند و به گونه ای سالم و انسانی به ادامه حیات می پردازند (حاج بابایی و مدیر زاده،1381).
2-1-1-16 مسئولیت فردی اجتماعی
مسئولیت فردی اجتماعی اینطور تعریف می‌شود: «مسئولیت فردی اجتماعی شامل شرکت هر فرد در اجتماعی که در آن زندگی می‌کند می‌باشد که می‌توان آن را به علاقه‌مندی از اتفاقاتی که در جامعه می‌افتد و شرکت فعال برای حل برخی از مشکلات محلی تعریف کرد.« هر جامعه زندگی خود را دارد که همیشه در حال تغییر است. و هر کدام از ما می‌توانیم به طرق مختلف در این تغییر شرکت داشته باشیم، مثلاً با شرکت در تمیز کردن خیابانی که در آن زندگی می‌کنیم، با شرکت در برگزاری مراسم‌ها. مسئولیت فردی اجتماعی را می‌توان با کارهای خیریه برای مشکلات و مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی و محیطی تعریف کرد. بخشش و کار خیر راه‌های مختلفی دارد، مثل بخشیدن کالاهای مختلف یا از طریق واریزهای نقدی.» دقت کنید که همه مسئولیت‌های اجتماعی چه فردی و چه شرکتی کاملاً داوطلبانه است و بر این ایده استوار است که به جای منفعل بودن نسبت به مشکلات اجتماعی، اقدامی فعال به آن داشته باشیم. مسئولیت اجتماعی یعنی رفتارهای مضر، مخرب و غیرمسئولانه که ممکن است به جامعه، افرادی که در آن زندگی می‌کنند و محیط آن ضرر بزند را از بین ببریم (سبحانی نژاد و فردانش،1379).
2-1-1-17 مسئولیت پذیری فردی
اساساً مسئولیت فردی متقاضی فردیت هستی انسان است یعنی صرف اینکه انسان خود را موجودی واحد و جدا از دیگران و نیازهای خود را متفاوت با دیگران می‌یابد او را وا می دارد تا در پی بیان این نیازها و پیدا کردن وسایل رفع آن‌ها براید و در ضمن کوشش های خود خواه از راه تولید و حواه مبادله مسئولیت فردی خویش را درک کند.کسانی که واقعیت اجتماعی را از لحاظ مسئولیت فردی درک و توجیه می کنند. فرد انسان را ارج بسیار می نهند نسبت به شخصیت او احترام و حساسیت شدیدی دارند. بسیاری از حقوق و قواعد محافظ حقوق فردی که در نظام کشورهای پیشرفته پذیرفته شده است مانند اصل لزوم وفای به عهد و اجرای عقود ناشی از بروز و رشد همین حس است (حاج بابایی و مدیر زاده،1381).
در زندگی سیاسی جوامع آگاهی از مسئولیت فردی مایه وضع و تدوین حقوق و آزادی‌های افراد در قوانین و مصونیت جان و مال از تجاوز و تعدی و نیز وضع قوانین و ضوابط برای جلوگیری از نقض ازادی فردی شده است در این جوامع شیوه غیر مستقیم نظارت و سلطه اجتماعی بر شیوه های مستقیم رجحان داده می شود. بدین معنی که به جای آنکه شخص خاطی را تنبیه یا حبس یا تبعید کنند تا حد ممکن می‌کوشند تا دارایی و اموال او را از طریق مالیات و جریمه و دعاوی مدنی تحت محدودی‌ها و تصرف‌هایی در آورند. اجرای رسومی مانند وفا کردن به عهد یا عمل کردن به قسم یا محترم داشتن قول در اجتماعات همگی به مسئولیت فردی در قبال عمل و فعالیت آزادانه بستگی دارد و تعهدات و برنامه‌های معقول اجتماعی نیز اصولاً بدون رعایت این رسوم امکان پذیر نیست (شلدورمن،2001).
می توان ادعا کرد که دولت یا جامعه به طور کلی می تواند درصورت لزوم با توسل به زور افراد را به اجرای تعهدات خود وادارد. ولی در پاسخ باید گفت تا زمانی که مفهوم مسئولیت فردی در اعماق ذهن و وجدان اعضای جامعه جای نگرفته باشد اجرای تعهدات به طو کامل و موثر امکان پذیر نیست.این‌ها همه جنبه های مثبت مسئولیت فردی و سودهای اجتماعی آن است ولی بحث واقع بینانه در این باره ایجاب می کند که از موانع بروز و رشد و نیز از جنبه های منفی و زیان آورمسئولیت فردی غافل نباشیم (همان).
حاج بابایی و مدیر زاده (1381) معتقدند، اولاً در جوامعی که رسم ازدواج درون قومی رایج است یعنی افراد خانواده ها یا قبیله ها با خویشاوندان شان زناشویی می کنند. تفاوت‌های بارز و محسوسی در خصوصیات روحی و گاه بدنی افراد وجود ندارد و حال آنکه بیشتر اشاره کردیم که لازمه بروز حس مسئولیت فردی وجود خصوصیاتی در سرشت هر فرد است تا به دلیل تفاوت با خصوصیات افراد دیگر او را بر هویت و فردیت خویش آگاه سازد. در چنین جوامعی هر کس توانایی و استعداد برای ممتاز و متفاوت شدن از دیگران را ندارد و بالطبع افراد بیشتر مایلند که خود را فقط جزئی از کل و فردی از جمع بزرگ و بی شکلی به نام قوم یا قبیله یا ملت بشمارند.ثانیاً توقع مسئولیت فردی از کسانی که خواه به حکم طینت خود و خواه به سبب زیستن و کارکردن در اجتماعی ناسالم سرشتی انفعال یا غیر فعال دارند زیان آور و نارواست.

                                                    .