مسئولیت پذیری اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه

حاج بابایی و مدیر زاده (1381) در کوتاه سخن گفته اند،که پا فشاری بر سر لزوم ازادی ارائه و انتخاب و ضرورت مسئولیت خواهی از افرادی که توانایی یا دانایی یا ذوق آن را ندارند نارواست اگر این پا فشاری از جانب افراد زبده و توانگر اجتماه باشد غالباً دلیل بی میلی خود آنان به قبول مسئولیت اخلاقی برای یاری کردن به دیگران پنداشته می شود وانگهی سوء استفاده از اصل مسئولیت فردی موجب آن می شود که افرادی به زیان اجتماع قدرت و ثروت یابند بویژه اگر مالکیت و کسب قدرت مهمترین ارکان شخصیت فردی به شمار آید.
بدین گونه است که افراد فقیر و بی قدرت همواره در محرومیت باقی می مانند و به جای حکومت جبار، افراد جبار در جامعه پیدا می شوند.ثروتمندان و زورمندان طبقات تهیدست و ضعیف را از فرصت بیان نیازهای خود و وسایل رفع آن‌ها باز می دارند. از سوی دیگر احکام سنگین دادگاه‌ها بر ضد خاطیان و بزهکاران تهیدست چه بسا اساس معیشت آنان را برهم زند و زندگیشان را تباه کند. در حالی که توانگران می توانند با پرداخت جریمه های مقرر در قانون که در قیاس یا ثروتشان مبالغی ناچیز است از کیفر و مجازات شخصی به سبب ارتکاب جرائم خصوصی در امان بمانند بدین ترتیب مسئولیت فردی در اوضاع و احوال منصفانه ای اعمال نمی شود و وجدان اجتماعی نیز که قاعدتاً در نظام قضایی و قوانین جامعه انعکاس می یابد قادر به پیشگیری از عواقب زیان آور آن نیست ( شلدورمن،2001).
2-1-1-18 مسئولیت پذیری اجتماعی
مسئولیت پذیری یکی از مفاهیم مهم در حوزه روان شناسی اجتماعی است که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است مسائل زیست محیطی که به تازگی مورد توجه جدی جهانی قرار گرفته است تنها با اقدامات دولت ها و سازمان های سیاسی و اقتصادی حل نمی شود بلکه نیازمند تغییر رویه در سبک زندگی مردم است از طرف دیگر به نظر می رسد بسیاری از مسائل اجتماعی از قبیل بزهکاری ها جرائم و مشکلات رفتاری در جامعه با سطح نازل احساس مسئولیت فردی و اجتماعی رابطه دارد ( لیونز2005). در جامعه امروز روش های زیادی برای سربازدن از مسئولیت و سرزنش دیگران برای موقعیت موجود بوجود آمده است این مسئله که نوجوانان امروز مسئولیت پذیر نیستند انتقادی پرسابقه است که از سوی نسل گذشته به نسل موجود وآینده وارد می شود گرچه اکثر نوجوانان به صورت موفقیت آمیزی وارد بزرگسالی شده مسئولیت های اجتماعی خود را به عهده می گیرند و در واقع مسئولیت پذیری پدیده ای رشدی است که در جوانی ارتقاء می‌یابد (مرگلر و همکاران 2007).
طی سالیان متمادی موضوعات و پدیده های مربوط به مفاهیمی از قبیل مسئولیت پذیری در کانون مطالعات فلسفی، الهیاتی و حقوقی قرار داشته اند (وینیر،1995 ). مفاهیم مربوط به مسئولیت پذیری اجتماعی نه تنها در سطوح ملی بلکه درسطح جهانی نیز مهم می باشند. به همین دلیل مسئولیت پذیری اجتماعی دارای امتیازی ویژه در هر دو سطح ملی و جهانی است. امروزه مسئولیت پذیری اجتماعی به جای عنوان نوع دوستی که در گذشته رواج داشته قرار داده می شود (گلوب و بارتل،2007 ؛ به نقل از اکبری نژاد،1387).
و بدون تردید امروزه نیز نوع دوستی را می توان در قلب مسئولیت پذیری قرارداد (واسیاسکو،2010). پس احساس مسئولیت پذیری پدیده ای است که افراد را به جامعه متصل می‌نماید و به همین منظور جامعه ومسئولیت پذیری اجتماعی نیازمند به یکدیگر بوده و به عنوان تقویت کننده ی هم مطرح می‌شوند در واقع می توان آن را بایدها و نبایدهای ارزشی-فلسفی و ملاکی جهت اندازه گیری درستی ونادرستی رفتار فرد نسبت به خود، دیگران و جامعه تعریف نمود و یا بطور کلی آثاری که عمل افراد بر جامعه به جا می گذارد (ارکان،2010؛ به نقل از اکبری نژاد،1387).
مسئولیت پذیری اجتماعی در دهه ی گذشته توجهات عمومی گسترده ای را به سمت خود جذب نموده است، بخصوص توسط محیط زیست گرایان، مخالفان جهانی شدن و فعالان جنبش های جامعه‌ی مدنی و دموکراسی به همین جهت مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی در ارتباط با نیاز جهت گسترش دادن تعهد مدنی شهروندی فعال مطرح و می بایستی به عنوان پایه‌ی شهروندی بیان شود باشد در واقع نوعی سرمایه گذاری شخصی در برقراری روابط مطلوب با دیگر افراد و با کل ،جامعه محسوب می گردد (مارتینک و همکاران،2001).
با توجه به اهمیت فزاینده ی مسئولیت پذیری در جهت حل مشکلات جوامع صنعتی کنونی، لذا جوامع نیازمند شهروندانی مسئولیت پذیر هستند. در این میان مشارکت جوانان در حل مسائل اجتماعی نوعی توانایی بالقوه ی جوامع در جهت ارتقای توسعه ی هویت فردی و جمعی محسوب می‌شود که در این میان ارتقای سطح مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان در راستای حل مسائل اجتماعی بسیار حائز اهمیت است (یونیس و یاتس،1997؛ به نقل از عطاری و همکاران،1386).
2-1-1- 19 رویکرد نظری مسئولیت پذیری اجتماعی
در ارتباط با بحث مسئولیت پذیری اجتماعی دیدگاه‌های بسیاری بیان شده که در زیر به صورت اختصار به پاره ای از آن‌ها اشاره شده است.آدلر(1931) بر این باور است که حس تعلق افراد ابتدا در خانواده شروع می شود و سپس به گروه‌ها و اجتماعات بزرگترگسترش می یابد، اما در نهایت می بایستی که این حس تعلق تمامی انسان‌ها را دربر بگیرد. در این معنا مسئولیت پذیری اجتماعی می‌تواند به عنوان وسعت و اندازه ی چرخه ی اجتماعی درنظر گرفته شود که در آن فرد خودش را می شناسد .به طور یقین بااستفاده از آن، حس اتصال فرد به یک گروه از مردم و برخوردخیرخواهانه با کسانی که در نوعی منفعت یا هدف مشترک با آن‌ها شریک هستند آسان می شود.گروه‌هایی از قبیل خانواده، کلاس مدرسه، مذهب و غیره، به خصوص زمانی که فرد انتظار دارد که در ازای رفتار اجتماعی با اعضای این گروه‌ها پاداش داده شود. در این مفهوم حتی اعضای یک دسته ی خلافکار هم می‌توانند مسئولیت پذیری اجتماعی درون گروهی خود را داشته باشند (اوبرست،2009؛ به نقل از رحمتی و همکاران،2010).
اندیشه‌ی مسئولیت پذیری اجتماعی مسلّماً با اندیشه‌ی علاقه‌ی اجتماعی هم پوشی دارد، برخی مواقع نیز آدلریان به نظرمی رسد که مسئولیت پذیری اجتماعی را به عنوان مترادف علاقه ی اجتماعی درک می‌کنند. در هر مورد، طرفداری از اجتماع به عنوان کانون علاقه ی اجتماعی است و می تواند به عنوان نوعی تمایل جهت احساس مسئولیت نسبت به افراد دیگر و کمک نمودن به آن‌ها، مشارکت و مراقبت از سایر مردم، بخصوص زمانی که آن‌ها نیازمند هستند،ارزش های دموکراتیک تعریف شود .از قبیل مشارکت، گفتمان، خودتعینی، مسئولیت پذیریهای مشترک و امثال آن‌ها آغاز گسترششان درون خانواده ها، مدارس، جامعه و سایر اجتماعات بصورت کلی می باشدیکی از دیدگاه‌های بسیار مهمی که در ارتباط با رفتارهای مسئولیت پذیرانه ی اجتماعی بیان می شود، در ادبیات جرم شناسی قرار دارد، وی بر این باور است که دلیل آنکه بیشتر مردم بصورت مسئولیت پذیرانه ای رفتار می کنند (مارتینک و همکاران،2001).
این است که می خواهند از رنجش ها و ناامیدی که سایر افراد درصورت عدم مسئولیت پذیری نسبت به آن‌ها ابراز می کنند، دوری نمایند،به عنوان مثال خانواده شان، دوستانشان، یا اعضای محترم اجتماعشان.گرایش‌های مسئولیت پذیرانه‌ی اجتماعی زمانی پرورش داده می شوند که افراد انتقاد و تنبیه را از ناحیه ی مردمی که با آن‌ها مشکلی ندارند تجربه می‌کنند. زمانی که این مسئله رخ می دهد، فاصله گرفتن از روابط اجتماعی می تواند منجر شود به یک نوع چرخه ی منفی که افراد در آن تسلّی خاطر و تشویق را از ناحیه یکسانی که موقعیت و عقاید مشابهی با آن‌ها دارند جستجو کنند. بر طبق دیدگاه بریتویت آن خانواده ها و مدارسی که رمز تنبیه را درون زنجیره ای از عشق یاد نگرفته اند، در وظیفه ی جامعه پذیرکردن فرزندانشان با شکست مواجه می شوند (رحمتی و همکاران،2010).
از دیدگاه شلدون برمن (1997) مسئولیت پذیری اجتماعی چندین بعد دارد. اول مردمی که از نظر اجتماعی مسئولیت پذیر می‌باشند درک می‌کنند که فرد درون یک شبکه ی اجتماعی بزرگتر ریشه دارد، درون اجتماعات به هم پیوسته ای که از سطح اجتماعی تا جهانی تناوب دارد .آن‌ها از راه‌هایی که یک فرد بر جهان اجتماعی و سیاسی تأثیر می گذارد و تأثیر می پذیرد آگاه هستند و احساس اتصال و وابستگی با دیگران را تجربه می کنند. مرزهای هویت آن‌ها اینگونه نیست که به سختی در اطراف خودشان ترسیم شده باشد. دیگران و جهان بطور کلی قسمتی از خود شخص هستند. دوم روابط با دیگران و با جامعه با ملاحظات اخلاقی عدالت و مراقبت تنظیم می شود .این دو صدای اخلاقی، توجه را می برد به سمت آسیب پذیری مردم در برابر ستم و رها شدن. این صداها مکمل یکدیگر می باشند اما موارد متعددی را نشان می دهند.صدای عدالت شرایط نابرابری را نشان می دهد و اغلب تحت عنوان قوانین، مقررات و تعهدات شکل می گیرد؛ و صدای مراقبت در برابر آزار دیدن حساس است و اغلب در واژه های دلسوزی جای می گیرد و به آن‌ها در مواقع نیاز پاسخ می دهد. عدالت حمایت را در رویارویی با ظلم و ستم پیشنهاد می دهد. مراقبت حمایت را در برابر رهاسازی افراد درمقابل درد پیشنهاد می‌دهد. بیشتر افراد جوان و بزرگسال از هر دو صدای اخلاقی آگاهند، اگرچه هر فردی یکی از آن‌ها را ترجیح می دهد اما مسئولیت پذیری اجتماعی شامل ایجاد تعادل بین هردوی آن‌ها می باشد.
خوب بودن دیگران و آسایش اجتماع بصورت کلی، هم مربوط به ظلم و ستم می شود و هم مربوط به رهاسازی افراد .سوم مسئولیت پذیری اجتماعی شامل رفتار به درستی و بصورت کامل می شود و به این معنی است که شخص کنش های روزانه ی خودرا درون زمینه ی اجتماعی بزرگتر می بیند، می داند که کنش هایش کاربردهای سیاسی و اجتماعی دارد؛ و به طریقی زندگی می کند که با ارزش های شخص سازگار است.
مسئولیت پذیری اجتماعی
احساس وابستگی به اجتماع
رابطه بادیگران
سازگاری با ارزش ها
شکل 2-1: الگوی مسئولیت پذیری اجتماعی بِرمن(برمن، 1994 : 18)
2-1-2 سازگاری
سازگاری، در اصل از علم زیست شناسی نشأت گرفته است .نخستین بار، داروین، آن را در نظریه تکامل خود مطرح نمود، سپس این مفهوم در علوم دیگر همچون روانشناسی وجامعه شناسی مورد استفاده قرار گرفت یلیم،2007). این اصطلاح درمعنای زیست شناختی به ساختارها ی بیولوژیکی اشاره دارد که زنده ماندن انواع را تسهیل می کند و نه تنها انسان ها بلکه حیوانات و نباتات را نیز در بر می گیرد. در روان شناسی، سازگار ی فرایندی کم و بیش آگاهانه فرض می شود که بر پایه ی آن فرد با محیط اجتماعی، طبیعی یا فرهنگی انطباق می یابد. این انطباق مستلزم آن است که فرد خود ر ا تغییر داده‌ی اینکه فعالانه تغییراتی در محیط ایجاد نماید و در نتیجه هماهنگی لازم بین فرد و محیط ایجاد شود (بنکداری،2005). چاپلین (1985) سازگار ی را تغییر در فعالیت ها به منظور فائق آمدن بر موانع و ارضا ی نیازها ی خود تعریف می کند وی سازگاری را نوعی حل مسئله می داند که در آن ارگانیسم یا فرد نیازی دارد که نمی تواند با روش های قبلی برآورده کند در چنین موقعیت هایی، رفتار تغییر داده می شود تا اینکه پاسخ منجر به ارضا شود. فرد در حالت سازگاری نقش فعال تر ی در موقعیت ایفا می کند به همین دلیل از مفاهیم سازش، انطباق و هم نوا یی تفاوت دارد (عبدا.. و راحیل،2009).
سازگاری فرایندی است در حال رشد و پویا که شامل توازن بین آن چه افراد می خواهند و آن چه جامعه شان می پذیرد است .به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دو سویه است، از یک طرف فرد به صورت مؤثر با اجتماع تماس برقرار می کند و از طر ف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می بیندکه فرد از طریق آن ها توانایی های بالقوه ی خویش را واقعیت می بخشد. در این تعامل فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتاً پایدار به وجود می آید. به طور کلی سازگاری به تسلط فرد بر محیط و احساس کنار آمدن با خود اشار ه دارد. هر یک از ما به محیط و تغییراتی که درآن روی می دهد پاسخ می دهیم (روشنایی،1389) .
از این رو سازگاری مهارتی است که باید آموخته شود و کیفیت آن مانند سایر آموخته ها، بستگی به میزان علاقه و کوشش فرد برای یادگیری آن دارد. محیط خانواده، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی در فراهم ساختن امکان یادگیری سازگاری با محیط نقش و مسئولیت مهمی بر عهده دارند .سازگار شدن با محیط مهم ترین منظور و غایت تمام فعالیت های ارگانیزم است، به طوری که تمام افراد در تمام دوران زندگی خود، در هر روز و هر ساعت سرگرم آن هستند که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محیط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار کنند. در واقع زندگی کردن چیزی جز عمل سازگاری نیست (زارعی و میر هاشمی،1391) .
ورشل و گوتالز(1989)، ضمن اعتقاد به پیچیده و سخت بودن ارائه تعریفی مورد توافق از سازگاری، در جایی، بطور کلی چنین می نویسد که :سازگاری ، عبار ت است از وظیفه روزمره ما در کنار آمدن با خود، محیط خویش، و کسانی که با آنا ن در ارتباط هستیم .در ادامه این فرآیند پیچیده را مشتمل می دانند بر:
1- یادگیری و درک کردن پیرامون خود و محیط اجتماعی و مادی خویش .