مشارکت در تصمیم گیری، منابع در دسترس

آلن بیرو، مشارکت سیاسی را این گونه تعریف نموده: “مشارکت کردن به معنای سهمی‌در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری جستن است” (بیرو،257:1370).
برخی از دید کاملاً اجتماعی به تعریف این مفهوم پرداخته و معتقدند که مشارکت عبارت است از فعالیت‌های ارادی و داوطلبانه‌ای که از طریق آن اعضای یک جامعه در امور محله، شهر یا روستای خود شرکت می‌کنند و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن به حیات اجتماعی خود سهیم می‌شوند (امام جمعه زاده،40:1391).
به طور کلی آن گاه که از مشارکت یا فعالیت‌های سیاسی شهروندان(اعم از زن و مرد) سخن به میان می آید، منظور مشارکت آنان در فعالیت‌هایی است که به افزایش قدرت، ظرفیت و شدت جامعه منجر می‌شود( پیروزمند،99:1380).
2-3 مشارکت سیاسی:
مشارکت، از ابعاد مختلفی برخور داراست که مهم ترین آن، مشارکت سیاسی می‌باشد. دامنه تعریف مشارکت سیاسی نیز تا حدودی گسترده است. در بیشتر این تعاریف، مشارکت سیاسی فعالیتی در راستای انتخاب حاکمان و مشارکت در تصمیم گیری‌ها است. به گونه‌ای که دایره المعارف علوم اجتماعی بیان می‌دارد:”مشارکت سیاسی، فعالیت داوطلبانه اعضای یک جامعه در انتخاب حکام به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در شکل گیری سیاست‌های عمومی است”. به طور کلی، مشارکت سیاسی درگیر شدن فرد در سطوح مختلف نظام سیاسی را شامل می‌شود. در مشارکت سیاسی باید سه جنبه را بررسی نمود.
– شیوه مشارکت: شیوه مشارکت بسته به فرصت، علاقه، منابع در دسترس و نگرش رایج متفاوت است.
– شدت مشارکت: شدت مشارکت، سنجش تعداد دفعات مشارکت افرادی است که در فعالیت‌های سیاسی معین شرکت می‌کنند.
-کیفیت مشارکت:کیفیت به میزان اثر بخشی که در نتیجه مشارکت به دست می آید مربوط می‌شود(lipset,123:197 ).
براث، نیز مشارکت سیاسی را رفتاری می‌داند که بر نتایج و خروجی‌های تصمیم گیری حکومت‌ها تأثیر می‌گذارد(امام جمعه زاده،40:1391). همچنین مایکل راش، مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی‌دانسته است(راش،123:1377). رابرتسون، نیز مشارکت سیاسی را با مردم سالاری همسو و آن را در امکان، گسترش و به کارگیری کنش‌های سیاسی جستجو می‌کند. وی، مشارکت سیاسی را این گونه تعریف می نماید:”مشارکت سیاسی معمولاً به دامنه دسترسی شهروندان به حقوق دموکراتیک در فعالیت‌های سیاسی که قانوناً استحقاق آن را دارند اطلاق می‌شود” (سیف زاده، 171:1373).
چنانچه از محتوای تعاریف ارائه شده بر می آید، مهم ترین پایه ورود اعضای یک جامعه به مشارکت، احساس برابری عموم افراد از نظر ذهنی است که در واقع پیش زمینه ایجاد همکاری و تشریک مساعی افراد در جهت بهبود کمیت و کیفیت زندگی در تمامی زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است(امام جمعه زاده،41:1391).
مشارکت سیاسی، همچنین سلسله مراتبی دارد که بیانگر عمق مشارکت سیاسی است و از عدم درگیری تا گرفتن مقام رسمی یا عضویت فعال حزبی متغییر است. پایین ترین سطح مشارکت واقعی، رأی دادن در انتخابات است. در بالای سلسله مراتب کسانی هستند که انواع گوناگون مقام رسمی را دارند. این سلسله مراتب بدین گونه می‌باشد:
– داشتن مقام رسمی سیاسی یا اداری
– جست و جوی مقام سیاسی یا اداری
– عضویت فعال در یک سازمان سیاسی
– عضویت فعال در یک سازمان شبه سیاسی
– مشارکت در اجتماعات عمومی، تظاهرات و غیره
– عضویت انفعالی در یک سازمان شبه سیاسی
– مشارکت در بحث‌های سیاسی غیر رسمی
– اندکی علاقه به سیاست
– رأی دادن
– عدم درگیری در سیاست
لازم به ذکر است که اهمیت این سطوح از یک نظام به نظام سیاسی دیگر متفاوت است(راش،126:1377).
2-3-1 عوامل اثر گذار بر مشارکت سیاسی:
از نظر دانشمندان و محققان عوامل مختلفی می‌تواند بر روی مشارکت سیاسی تأثیر گذارد. برای مثال: میل براث و گوئل معتقدند برخی از عواملی که می‌توانند بر روی مشارکت سیاسی اثر گذار باشند عبارت اند از:

                                                    .