مشارکت سیاسی زنان، مبانی انسان شناسی

دانلود پایان نامه

با گذشت قریب سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تأکیدات مکرر رهبران مذهبی و بالاخص بنیانگذار نظام و مقام رهبری مبنی بر دخالت و حضور زنان در تمامی عرصه‌ها و سطوح سیاسی و این که در عصر ما، توسعه سیاسی به عنوان هدفی والا مورد قبول و توجه‌ اندیشمندان، سیاستمداران و مجریان بوده است لذا در خصوص قائلان به حضور زن در عرصه سیاست، باید ذکر کرد که مطلب قابل توجه این است که اثبات امکان مشارکت سیاسی زنان در حیطه و عرصه حاکمیت به معنای الزام و اصرار در پذیرش آن نیست؛ بلکه همان گونه که در خلال مباحث ذکر شده آمده است، رعایت دانایی و توانایی از مسلمات عقلی است و این اصل حاکم اقتضا دارد که در شرایط مساوی تفاوتی بین زن و مرد از حیث تصدی مناسب سیاسی و اجتماعی نباشد وهر چند مشارکت سیاسی آنان به بیش از دو قرن هم نمی رسد، لذا دین اسلام شرکت در این عرصه را بیش از 14 قرن پیش امضاکرده است.
با توجه به آنچه گفته شد و چنانچه فضای دینی – سیاسی ایران امروز مبنای قانون گذاری و سیاست گذاری قرار گیرد، از آن جایی که جمعی از مراجع شیعه با رهبری، مرجعیت، فقاهت، افتا و ریاست جمهوری زنان مخالف نیستند و فقط بر حسب ضرورت توجیه نظرات خویش گاهی به تفضیل بحث می‌کنند، بنابراین دولت ایران که بر پایه اصولی از قانون اساسی مقید شده است به این که قوانین و مقررات حاکمیت جمهوری اسلامی ‌با موازین فقهی در تعارض نباشد می‌تواند اولاً در اصل 115 قانون اساسی بازنگری نموده و کلمه رجال را حذف کند و در ثانی می‌تواند بحث افتا، اجتهاد و قضاوت توسط زنان را در رسانه‌های کشورفراگیر نموده و با استفاده از تحولات روشنگرانه‌ای که پرتویی از آن در حوزه‌های اندیشه دینی متجلی شده است، جواز حضور مشروع زنان را در جامعه صادر نماید. در اینجا نیز لازم است که به برخی مبانی انسان شناسی مشارکت سیاسی زنان با تأکید بر آیات قرآنی اشاره گردد:
بر مبنای دیدگاه و جهان بینی قرآنی، زن و مرد هر دو می‌توانند به منظور مشارکت سیاسی در انتخابات و یا سطوح دیگر مشارکت سیاسی شرکت نمایند. چرا که:
1- انسان گل سرسبد جهان آفرینش است و ارزش او به روح الهی است که در وی دمیده شده است و تأنیث و تذکیر در اصول انسایت نقشی ندارد. در این رابطه به برخی از آیات قرآنی اشاره می‌کنیم:
“ثم سواه و نفخ فیه من روحه” (سجده:9)
“فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین” (حجر:29)
“الم تر اٌن الله سخرلکم ما فی الارض” (حج:65)
” و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعاً فیه” (جاثیه:13).
2- روح نه مذکر است و نه مؤنث. از این رو جنسیت تأثیری بر این ارزش ندارد.
“الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها” (نساء:1)
3- ملاک ارزش به تقواست و انوثیت و ذکوریت به تنهایی نمی‌تواند ارزشمند باشد.
“یا ایها الناس انا خالقناکم من ذکر و اٌنثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم” (حجرات:13)
4- نظام آفرینش بر اساس زوجیت بنا شده و انسان از این اصل مستثنی نیست و مسئله وجود تأنیث و تذکیر و جنسیت‌های متفاوت فقط به خاطر تحقق فرآیند زوجیت، توالد و تناسل است.
“من کل شیء خلقنا زوجین”(الذریات:49)
“و انه خلق الزوجین الذکرو الانثی”(نجم:45) (ندری ابیانه، 89:1385).
3-2-6 گسترش طبقه متوسط جدید و خواسته‌های آنان:
یکی از موضوعاتی که در دهه اخیر ذهن بسیاری از اندیشمندان وروشنفکران ایرانی را به خود مشغول کرده است، وضعیت طبقه متوسط جدید در ایران می‌باشد که در سال‌های اخیر با توجه به رشد کمی و کیفی آن و تأثیری که بر ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه ایران داشته‌اند، مطالعه این طبقه را ضروری ساخته است لذا بررسی وضعیت طبقه متوسط جدید و مطالبات سیاسی آنان خصوصاً در خواست مشارکت سیاسی از جانب آنان امری قابل تعمق می‌باشد چرا که امروزه تمامی حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی در غرب و شرق به اهمیت مشارکت سیاسی مردم آگاه بوده و زمینه مشارکت آحاد مردم را در فرآیند تصمیم گیری فراهم کرده‌اند؛ زیرا یکی از مهم ترین ملاک‌های مشروعیت سیاسی، میزان مشارکت مردم در امور حکومتی می‌باشد.
لازم به ذکر است که مشارکت سیاسی در جوامع دموکراتیک امکان پذیر می‌باشد. حال برای ایجاد جامعه دموکراتیک، شکل گیری طبقه متوسط جدید یکی از پیش نیازها و عناصر اساسی محسوب می‌گردد. به همین دلیل عموم نظریه پردازان و متفکران علم سیاست یکی از دلایل عدم رشد دموکراسی در کشور‌های در حال توسعه را عدم شکل گیری طبقه متوسط جدید می‌دانند. از این رو طبقه متوسط جدید، موتور محرکه تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شناخته می‌شود. به طور کلی در اکثر جوامع، با پیشرفت می‌توان شاهد شکل گیری طبقه متوسط جدید باشیم. بدین معنا که هر چه جامعه‌ای پیشرفته تر باشد وزن طبقه متوسط جدید نیز بیش تر می‌شود و همین امر فواید مختلفی به لحاظ سیاسی و اقتصادی دارد. از دید بسیاری از متفکران طبقه متوسط جدید شباهت‌هایی با طبقات بالا دارد؛ چرا که باسواد و متمدن است و از خصلت‌های شهری برخوردار می‌باشد و از طرف دیگر وجود این طبقه سبب می‌شود که تنش‌های اجتماعی از حالت خشونت آمیز به رقابت سیاسی تبدیل شود(غنی نژاد:1387).
در خصوص تعریف طبقه متوسط جدید، این طبقه به گروهی از جامعه اطلاق می‌شود که در نتیجه پدیده نوسازی پا به عرصه وجود نهاده و هسته اصلی این بخش را جامعه روشنفکران تشکیل می‌دهد. از این رو طبقه متوسط جدید به گروهی اطلاق میشود که رسالت ویژه آنان تفسیر جهان برای اجتماعی است که در آن زندگی می‌کنند(میلانی،127:1382).
این اصطلاح را نخستین بار جامعه شناس آلمانی به نام لدرر به کار برده است، وی مهم ترین ویژگی این طبقه را در شیوه زندگی و حقوق اعضای این طبقه می‌داند.(مسعودنیا،1390:283).
در خصوص کشور ایران، عده‌ای معتقدند این طبقه در دوران رضاه شاه شکل گرفته است(عراقی،9:1386) ولی در دوران پهلوی‌ها چندان تأثیری در تحولات و ساختارهای موجود سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نداشته‌اند.
در دهه اول بعد از انقلاب این طبقه در مقایسه با دوران پهلوی رشد چشمگیری داشته است؛ چرا که در ابتدا، انقلاب فرهنگی باعث شد که این طبقه اجتماعی از منشأ و نیروی خود محروم گردد و سپس جنگ تحمیلی ایران و عراق سبب شد تا هزاران جوان برای ادامه تحصیل یا عدم شرکت در جنگ به اروپا بروند(ریگار و دیگران،128:1385). با این وجود بسیاری از افراد این طبقه در ایران ماندند و در غیاب تعدادی دیگر از افراد این طبقه جذب قدرت شدند و از بار مسئولیت‌ها و هزینه‌های دولت کاستند و هم چنین قشرهای مختلف این طبقه امکان شناخت، تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرا را از سوی دولت برای مردم را فراهم آوردند.
با توجه به این که کشور ایران، یک جامعه در حال گذار می‌باشد و هر جامعه در حال گذار در مسیر توسعه و پیشرفت خود با بحران‌های زیادی مواجه می‌شود و بحران مشارکت یکی از این بحران‌ها می‌باشد لذا هر گونه بی توجهی به خواسته‌های این طبقه در حال رشد می‌تواند در آینده باعث بروز بحران‌های سیاسی و اجتماعی جبران ناپذیری گردد. همچنین لازم به ذکر است که یک جامعه سنتی دچار عدم تعادل نمی‌گردد چرا که نیاز به مشارکت افزایش نمی یابد تا نهادمندی سیستم سیاسی را به چالش کشیده شود. از سوی دیگر در جوامع سیاسی مدرن نیز آشفتگی ایجاد نمی‌گردد؛ چرا که در این جوامع نهاد‌های سیاسی به حد لازم رشد و پرورش یافته‌اند. بنابراین بی ثباتی در جوامعی رخ می‌دهد که تقاضای مشارکت سیاسی افزایش یابد اما نهاد‌های سیاسی جامعه توان پاسخ دهی به این نیاز را ندارند و این شرایط تنها در جوامع در حال گذار به وقوع می پیوندد.
در کنار مطالب ذکر شده نیز باید اذعان کرد، افزایش تعداد و نقش تعیین کننده و سرنوشت ساز این نیروی اجتماعی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قبل و بعد از انقلاب از شرایط و عوامل مختلفی چون: رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی، افزایش میزان تحصیلات، نقش گسترده زنان در موقعیت‌های اجتماعی بالاتر و افزایش تعداد کارکنان با تحصیلات عالی متأثر بوده است(ازغندی،124:1385).