مشارکت سیاسی زنان، مراکز آموزش عالی

دانلود پایان نامه

در خصوص جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی، لازم به ذکر است که این جامعه با واقعیتی به نام رشد طبقه متوسط جدید روبه رو بوده است که آرمان اصلی آنها در مفاهیمی چون توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی، دموکراسی، حقوق بشر وصلح خلاصه می‌شود. این طبقه که از دهه1370 رو به فزونی بوده است خواسته‌های دموکراتیک مشخص و ایدئولوژی کما بیش روشنی دارد. هرچند از حیث سیاسی تنها در این سال‌ها دستاورد‌هایی داشته است. گرچه پایگاه اجتماعی این طبقه فعال سیاسی، طبقه متوسط جدید است ولی ویژگی اصلی آنها نه خواسته‌های اقتصادی محض بلکه خواسته‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. هسته اصلی این نیروی سیاسی – اجتماعی را به طور کلی روشنفکران تشکیل می‌دهند(بشیریه،130:1385).
بر خلاف طبقات بالا و پایین، طبقه متوسط جدید، واجد شرایط سیاسی، ایدئولوژیکی و اقتصادی لازم برای ظهور و فعالیت به عنوان نیروی سیاسی بوده است. چرا که هم از لحاظ اقتصادی رابطه ضعیفی با حکومت داشته‌اند و هم از نظر سیاسی احساس بیگانگی می‌کرده و از مشارکت سازمان یافته در سیاست محروم بوده‌اند( بشیریه،135:1378).
هانتینگتون، خصلت‌های اساسی طبقه متوسط جدید در ایران را به شرح زیر می‌داند:
– اعضای بخش روبه رشد این طبقه، از پذیرش مناسبات قدرت سنتی که جامعه ایران را تحت سلطه داشته، روی گردان است.
– اعضای این طبقه دارای تحصیلات عالیه می‌باشند.
– اصولاً قدرت اعضای این طبقه از مهارت و فنونی ناشی می‌شود که در نتیجه تحصیلات رسمی‌کسب کرده‌اند.
– اعضای طبقه متوسط جدید در سطوح مختلف با افکار غربی آشنا هستند.
– اعضای این طبقه از هر نو جزم گرایی دینی یا اطاعت کورکورانه آزاد هستند(bill,1963:100 ).
چنانچه که گفته شد نیروی سیاسی طبقه متوسط جدید، ظهور خود را در دهه 70 به تدریج آشکار ساخت و تحولات سیاسی محسوس و نامحسوس را با خود به همراه آورده که یکی از مهم ترین آنها افزایش نقش زنان تحصیل کرده به عنوان عضوی از طبقه متوسط جدید، در تصمیم گیری‌ها و مشارکت سیاسی بوده است. چنان چه در دوران خاتمی‌شاهد بیش ترین درصد ازمشارکت سیاسی زنان در امر سیاست بوده ایم. زنان به عنوان عضوی از این طبقه که بر خواسته از رویکرد سیاسی و اقتصادی بعد از انقلاب بوده‌اند، حیات خود را در دایره نخبگان جستجو می‌کردند. به همین دلیل رویکرد حاکم بر دولت خاتمی ‌به گفتمان توسعه سیاسی تبدیل شد و بحران مشارکت و انسداد سیاسی به مهم ترین مسئله اجتماعی دولت خاتمی‌تبدیل گردید. بعد از دولت خاتمی همچنان مسئله افزایش مشارکت سیاسی آحاد شهروندان بالاخص زنان مد نظر مسئولان بوده است.
عمده ترین عامل گسترش فرهنگ طبقه متوسط جدید در جامعه ایران، بالا رفتن سطوح آموزش عالی به ویژه در سطح کمی آن است. در دو دهه اخیر مراکز آموزش عالی ایران گسترش چشمگیری داشته‌اند. زنان در این میان با افزایش تحصیلات، خود را در این طبقه جای داده و بر افزایش مشارکت سیاسی تأثیر ویژه‌ای داشته‌اند. آنها در تصمیم گیری‌ها، رأی گیری و انتخابات حضور داشته و در واقع مشارکت سیاسی به عنوان مهم ترین خواسته‌های اصلی زنان می‌باشد. هر چند شرکت در انتخابات و رأی دادن نازل ترین سطوح مشارکت سیاسی می‌باشد لیکن حضور در احزاب، انجمن‌ها، اعتراضات و تاٌثیر بر رفتار رهبران سیاسی از جنبه‌های دیگر مشارکت سیاسی است(کلانتری،214:1379-206)
3-2-7 گسترش حضور زنان در مراکز آموزش عالی:
تغییر دیدگاههای غلط درباره حقوق زنان و بهبود شرایط اجتماعی برای حضور آنها در جامعه پس از انقلاب اسلامی‌باعث ایجاد تحولی گسترده در زمینه حضور اجتماعی زنان شد. تحولی که تا به امروز ادامه دارد و روند شتاب زده‌ای به خود گرفته است. در این سال‌ها توجه به عواملی چون افزایش سطح سواد و افزایش امکان اشتغال زمینه‌ای را به وجود آورده است تا زنان حضور فعال تر و مؤثرتری در عرصه سیاست و اجتماع داشته باشند.
میزان بالای بی سوادی در میان زنان ایرانی در سال‌های آخر رژیم پهلوی حدود 65 درصد بالغ می‌شد و این خود مانع بزرگی بر سر احقاق حقوق سیاسی و اجتماعی آنان بود(مک کینگ،33:1376). چراکه آموزش ارتباط مستقیمی ‌با توسعه سیاسی و رفتار اجتماعی دارد.
در سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران، توجه بیشتری به آموزش زنان معطوف گردید زیرا بدون برخورداری اکثریت زنان از حداقل آموزش‌های لازم عملاً امکان حضور فعال و مؤثر در عرصه‌های مختلف و برخورداری صحیح از حقوق سیاسی و اجتماعی از آنان سلب می‌گردید. در نتیجه در زمینه آموزش زنان سرمایه گذاری جدی شد. چنان که تعداد دانش آموزان دختر در سال‌های تحصیلی 1377- 1366 در مقایسه با سال‌های تحصیلی 1358-1357 به رشد 60 درصدی رسید.
طبیعی است که رشد فزاینده دختران در مقاطع آموزشی بالاتر مقدمات حضور آنان را در مقاطع آموزش عالی فراهم خواهد ساخت. از سویی افزایش سطح آموزش زنان می‌تواند تأثیری مضاعف بر بالا تر رفتن سطح آموزشی آنان داشته باشد؛ چرا که برخورداری تعداد قابل توجهی از زنان از دوره‌های آموزشی بالاتر باعث شده است تا خود آنان در آموزش زنان دیگر ایفای نقش کنند(سفیری،126:1377).
دست یابی زنان به آموزش، توانایی و تخصص‌های لازم برای حضور موفق در اجتماع باعث شده است که امروزه دولت به جای این که خود را متولی و عهده دار زنان بداند، به بستر سازی برای این امر بپردازد. در کنار این امر بسیاری از شاخص‌های مربوط به حقوق سیاسی زنان نیز رشد فزاینده‌ای را نشان می‌دهد.
آثار مثبت افزایش سطح تحصیلات زنان در کاهش فقر و تحقق توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار قابل توجه است. شواهد نشان می‌دهد که در کشور در حال توسعه‌ای چون ایران، بزرگسالان اعم از زن و مرد با سطح سواد بالاتر، دارای درآمد فردی بیش تر، امکان اشتغال بیش تر در بازار کار، بهداشت بهتر، وضعیت تغذیه مناسب تر و بینش والاترند که مجموعه این شرایط افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی آن‌ها را در پی دارد(مک کینگ،13:1370).
رشد میزان باسوادی در ایران که از اواسط دوره پهلوی آغاز شده بود، در دوران بعد از انقلاب با سرعت بیش تری ادامه یافت؛ در حالی که در سال 1332 تعداد باسوادان کشور حدود 27 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، در سال 1385 میزان باسوادی به 61/84 درصد رسید. در این میان نسبت قبولی دختران در دانشگاه از 28 درصد در سال 1358به 37 درصد در سال1374و سپس به 62 درصد در سال 1381 و در ادامه این روند صعودی به 63 درصد در سال 1386 و در نهایت به 68 درصد درسال 1388 رسیده است. از طرفی افزایش تعداد افراد باسواد در یک جامعه آثاری دارد از جمله این که:
– نیازها و خواسته‌های یک فرد تحصیل کرده با یک نفر بی سواد کاملاً متفاوت است.
– همچنین تحصیلات، نوع برداشت از مسایل سیاسی – اجتماعی را دستخوش تغییر می‌دهد.(عراقی،13:1387).
لازم به ذکر است که پس ازانقلاب اسلامی ایران دو تحول مهم در عرصه آموزش عالی کشور رخ داده است:
نخست: برابری فرصت‌ها در آموزش عالی برای تمامی اقشار جامعه، به ویژه ساکنان مناطق کم در آمد توسعه نیافته یا کم تر توسعه یافته و همچنین حضور زنان که یکی از نقاط قوت آموزش عالی محسوب می‌شوند.
دوم: افزایش سهم زنان و دختران در آموزش عالی کشور که این فزونی حتی باعث پیشی گرفتن زنان از مردان در آمار قبولی کنکور شده است.
اهمیت این مسأله زمانی روشن تر می‌شود که موقعیت تحصیلی را پله ترقی به سمت دست یابی به موقعیت سیاسی- اجتماعی و همچنین افزایش آگاهی سیاسی زنان و در نتیجه فزونی مشارکت سیاسی برای زنان بدانیم. از آن جایی که ارتباط مستقیمی میان سطح تحصیلات با امکان مشارکت سیاسی وجود دارد باید گفته شود که با افزایش حضور زنان در عرصه آموزش عالی کشور پس از انقلاب اسلامی ایران، شاهد افزایش مشارکت سیاسی بوده ایم.