مشارکت سیاسی زنان، هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

– سطح ساختارها: این سطح شامل فرهنگ عمومی غیر عقلانی، دولتی بودن نظام اقتصادی و بی ثباتی نظام اجتماعی است(سریع القلم،166:1389-165).
باید اضافه نمود که جامعه ایران معاصر در مرحله گذار از جامعه سنتی به جامعه متجدد قرار دارد. فرهنگ سیاسی ما نیز به تبعیت از این مرحله گذار میان دو شکل متضاد فرهنگ تبعی و فرهنگ مشارکتی به سر می‌برد. از این رو در جامعه ایران دو شکل متناقض اشکال ساخت پاتریمونیالیستی و ساخت دموکراتیک در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و روی هم افتادن لایه‌های فرهنگی گاه متضاد منجر به نابسامانی فرهنگ سیاسی در جامعه ایران گردیده است. فرهنگ سیاسی به این معنا می‌تواند در عین مدرن بودن، غیر مدرن و در عین سیاسی بودن، غیر سیاسی نامیده شود. برای پایان بخشیدن به این درهم تنیدگی فرهنگی و ایجاد شرایط اولیه کنونی برای دگرگونی و تحول در زندگی سیاسی ناگزیر باید به عناصر و مؤلفه‌های فرهنگ سیاسی ایران که خود عامل بازدارنده مهمی‌در مشارکت سیاسی زنان می‌باشد پرداخت.
در خصوص اهمیت فرهنگ سیاسی در هر جامعه می‌توان گفت که فرهنگ سیاسی در هر جامعه‌ای بسترساز یا خاستگاه اصلی مشارکت سیاسی می‌باشد. در واقع فرهنگ سیاسی، محصول تاریخ جمعی یک نظام سیاسی و تاریخ زندگی افرادی است که آن نظام را می سازند(پای،39:1370) و تمامی‌کنش‌ها و رفتار‌های فردی و اجتماعی را جهت می‌دهد و لاجرم بعد سیاسی رفتار انسان را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد(نقیب زاده،20:1380).
فرهنگ سیاسی مجموعه نگرش‌هایی است که به فرآیند‌ها و زندگی سیاسی شکل می‌بخشد. در واقع ماهیت نظام سیاسی و نوع تصمیمات سیاسی ای که در هر مرحله فرآیند سیاسی گرفته می‌شوند از نگرش‌ها، ارزشها، بینشها، ایدئولوژی‌ها و الگوهای رفتاری موجود در جامعه تأثیر می پذیرد(بشیریه،59:1372).
به طور کلی فرهنگ سیاسی یک کشور از ایستارهای مشخصه‌ی جمعیت آن کشور نسبت به ویژگی‌های عمده نظام‌های سیاسی- اجتماعی که در درون مرزهای آن کشور وجود دارد، سرشت رژیم، تعریف شاید‌ها و نشاید‌های حکومت و نقش مشارکت‌های فردی و اتباع حکومت تشکیل می یابد(عالم،113:1383).
تحلیل تعریف‌های گفته شده از فرهنگ سیاسی این نتیجه را به بار می آورد که فرهنگ سیاسی دارای اجزای معینی است که در عرصه جامعه شناسی جایگاه برجسته‌ای دارد. این اجزا عبارت اند از: ارزش‌ها و باورها، ایستارها ی احساسی مردم نسبت به نظام سیاسی خودشان. بنابراین فرهنگ سیاسی یک کشور را می‌توان مجموعه‌ای از نگرش‌های مشخص افراد یک جامعه نسبت به نظام سیاسی – اجتماعی که در درون آن زندگی می‌کنند تلقی نمود. نکته مهم در رابطه با فرهنگ سیاسی این است که فرهنگ سیاسی پدیده‌ای ایستا نیست بلکه می‌تواند به واسطه تأثیر ساختار حکومت، جامعه پذیری و تغییر نسل‌ها دچار دگرگونی شود. بنابراین فرهنگ سیاسی پدیده‌ای پویا است.
علی رغم تفاوت‌های ظاهری در تعاریف ارائه شده از فرهنگ سیاسی، موارد زیر را می‌توان به عنوان وجه مشترک در تمامی‌تعاریف موجود در نظر گرفت. این موارد به شرح زیر می‌باشد:
– فرهنگ سیاسی حالتی روان شناختی و انباشتی دارد که در تاریخ هر نظام به وجود می آید.
– در هر جامعه‌ای با خرده نظام‌های فرهنگی روبه رو هستیم؛ اما در مجموع می‌توان یک فرهنگ سیاسی مسلط را شناسایی کرد که جهت گیری کلی افراد آن جامعه را نسبت به سیاست و حکومت نشان می‌دهد.
– دو وجه عقلانی و احساسی آدمی‌در فرهنگ سیاسی به هم آمیخته‌اند ولی نسبت آنها در هر فرهنگ سیاسی فرق دارد.
– هر فرهنگ سیاسی که متکی بر خصایص فرهنگی جامعه مورد مطالعه است، شاکله رفتار سیاسی افراد را می سازد(عیوضی،21:1385-20)
اهمیت فرهنگ سیاسی در واقع در این نکته نهفته است که با مطالعات مربوط به توسعه ارتباط تنگاتنگی دارد. نظام سیاسی متمایز از دیگر نظام‌ها نه تنها بر پایه ساختارها بلکه به واسطه فرهنگ سیاسی موجود در آن تفاوت می یابد. دانشمندان توسعه سیاسی تشخیص داده‌اند که نمی‌توانند پدیده توسعه سیاسی را در کشوری توضیح دهند مگر این که بتوان فرهنگ سیاسی آن کشور را توضیح داد(عالم،116:1383). از طرف دیگر در کنار اهمیت فرهنگ سیاسی در جامعه ایران پس از انقلاب، مهم ترین شکاف جامعه ایران معاصر نیز شکاف فرهنگی یا تمدنی می‌باشد. تمدن و فرهنگ ایران از روی هم سوار کردن سه لایه تمدنی تشکیل شده است:
تمدن و فرهنگ ایران قدیم
تمدن و فرهنگ اسلامی
تمدن و فرهنگ غربی.
وجود این شکاف ذهنی آشتی ناپذیر مانع پیدایش تساهل لازم برای مشارکت و رقابت سیاسی می‌شود. بنابراین چند پارگی فکری و فرهنگی از مهم ترین موانع توسعه سیاسی به معنی گسترش مشارکت و رقابت سیاسی مسالمت آمیز می‌باشد(بشیریه،56:1388-55) که در نهایت در این وضعیت نهاد‌ها و رویه‌های حکومتی ارزش و ثبات لازم را پیدا نمی‌کنند. مشارکت، رقابت و نهادینه کردن زندگی سیاسی و کاستن از خصلت اجبار آمیز حکومت به موفقیت در تقلیل چند پارگی‌ها و خنثی کردن آثار آنها در زندگی سیاسی بستگی دارد. در مقابل نادیده گرفتن علائق و ارزش‌های خرده فرهنگ‌ها موجب گسترش بی تفاوتی سیاسی شده و به کاهش علائق عامه شهروندان از جمله زنان به امور عمومی و سیاسی می‌گردد.
درکنار این چند پارگی فکری و تمدنی، دکتر ازغندی نیز معتقداست که فرهنگ سیاسی ایران معاصر دارای خصوصیاتی است که برای گشایش در زمینه‌های دیگر ابتدا باید کار را از نقد فرهنگ سیاسی شروع نمود. ایشان، فرهنگ سیاسی را به عنوان بخشی از فرهنگ اجتماعی، مجموعه‌ای از نگرش‌ها و جهت گیری‌های یک ملت نسبت به نظام سیاسی، نخبگان قدرت و قدرت سیاسی می‌داند که در تطور تاریخی و در ارتباط با رویدادهای مختلفی که در درون جامعه رخ می‌دهد شکل گرفته و میزان رابطه مردم را با سیاست و قدرت فائقه تعیین می‌کند(ازغندی،74:1385-73).
وی در کنار تعریف خاص خود از فرهنگ سیاسی، فرهنگ سیاسی ایران را پاتریمونیالیستی دانسته و خصایص زیر را برای آن بر می‌شمارد:
سلطه پذیری، تسلیم طلبی، هم رنگ جماعت شدن، تملق گویی، بی اعتمادی، سیاست گریزی، خود سانسوری، سوء ظن، بی خویشتنی سیاسی، توهم توطئه، بی اعتمادی به قانون و ترس از حکومت(ازغندی،87:1382).
در کنار مطالب ذکر شده، ضروری است تا از ویژگی‌های فرهنگ سیاسی ایران معاصر و عوامل مؤثر بر آن به شرح زیر یاد نمود:
– ایران کشوری متکثر است. در این سرزمین مردمانی با نژادها، زبان‌ها، ادیان و مذاهب مختلف زندگی می‌کنند. تأثیر این چند گونگی، زایش حوزه‌های فرهنگی متنوع و متعدد در قلمرو جغرافیا است.
– یکی از عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری فرهنگ سیاسی ایران، انقطاع تاریخی است.
– فرهنگ سیاسی ایران تا صد سال پیش از دو سرچشمه تغذیه می‌شده است:
یکی باورهای دینی و دیگری هنجارهای اجتماعی و سنت‌های قومی و قبیله ای. طی یک صد سال اخیر پیدایش و گسترش تمدن غربی، فرهنگ سیاسی ما را دچار بحران نموده است که همان طور که پیشتر توضیح دادیم. این بحران سبب گردیده که جامعه ایران معاصر در دوران گذار به سر برد.