مطالعات اجتماعی، ارزش‌های اسلامی

دانلود پایان نامه

از سوی دیگر لباس ابزاری برای تمایزهای جنسیتی در اجتماع است. جنسیت افراد در جامعه اسلامی و در فعالیت‌های اجتماعی آنها باید محفوظ و مصون بماند. پوشاک به مثابه ابزار تمایز در مطالعات اجتماعی و فرهنگی، همواره مورد توجه بوده است. (موسوی بجنوردی، 1367: 46) در آموزه‌های دینی نیز به این موضوع توجهی خاص مبذول شده است. آیه 59 سوره احزاب (23) نمونه‌ای از تمایز اجتماعی توسط پوشاک است که یادآور شده نوع خاص پوشش زنان موجب شناسایی آسان آنان و مصون ماندن از آزار است.
از سوی دیگر هر یک از زن و مرد نیز از پوشیدن لباسی که خاص دیگری است، شدیداً نهی شده‌اند. رسول خدا (ص) در این باره می‌فرمایند: «لعن الله الرجل یلبس لبسه المرأه و المرأه یلبس لبسه الرجل» خداوند مردی را که مانند زنان لباس پوشیده و زنی که مثل مردان لباس می‌پوشد را لعنت کند. (نهج‌الفصاحه، 2863) نیز در احوالات امیرالمؤمنین (ع) آمده است «و قد رأی رجلا به تأنیث فی مسجد رسول الله (ص)» ایشان در مسجد فردی را که ملبس به لباس زنانه بود مشاهده کردند و به او فرمودند: «اخرج من مسجد رسول الله (ص) یا من لعنه رسول الله (ص)» از مسجدِ رسول حق بیرون شو ای آن که رسول حق او را لعن کرده است و سپس فرمودند: سمعت رسول الله(ص)یقول: لعن الله المتشبهین من الرجال بالنساء و المتشبهات من النساء بالرجال: از پیامبر(ص) شنیدم که می‌فرمودند: خدا لعنت کند مردانی را که خود را شبیه زنان می‌کنند و زنانی را که خود را شبیه مردان ساخته‌اند.(ری شهری، 1403، 9220)
5-2-2- پوشش در فرهنگ اسلامی
چنانکه پیش از این ذکر کردیم سطوح مختلف فرهنگ یک نظام، بر ارزش‌های حاکم بر جامعه تکیه دارد و به عبارتی ارزش‌های حاکم بر فرهنگ یک جامعه است که در سطوح فرهنگی یک جامعه جاری است. فرهنگ جامعه ما فرهنگ اسلامی است که ریشه در آیات قرآنی و احکام الهی دارد و از سوی ائمه اطهار (ع) و اندیشمندان اسلامی تعبیر و تفسیر می‌گردد. این گونه فرهنگ مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی پایدار بوده و اصول آن لایتغیر است.
پوشش هر جامعه نمادی از فرهنگ آن جامعه است. لباس مانند خط یا زبان نشانه و نمادی برای فرهنگ به شمار می‌رود. «همانطور که گفتار و نوشتار شیوه‌هایی هستند که به کمک آنها می‌توان معانی فرهنگی را بیان کرد و هر جامعه‌ای خط و زبان خاص خود را داراست، شکل، فرم و رنگ پوشاک نیز دارای معانی خاصی است که بستگی تام به فرهنگ جامعه تولید کننده و مصرف کننده آن دارد» (قائدی شرفی، بی‌تا: 12). «با پیشرفت نوع زندگی بشر، ضروریت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر ضرورت‌هایی از این دست در شکل لباس نقش تعیین کننده برای خود فراهم آوردند. این ضرورت‌ها در هر جامعه‌ای وجود دارند و به تناسب شرایط اجتماعی رخ می‌نماید. یکی از این ضرورت‌ها ضرورت‌های ارزشی است. در هر جامعه نوع ارزش حاکم است که رفتار افراد جامعه مطابق با آنها شکل می‌گیرد و در نتیجه پوشاک نیز از تأثیرات آن به دور نمی‌ماند.»(صالحی، 1375: 40)
پوشش در جامعه اسلامی نیز نماد فرهنگی جامعه اسلامی و متأثر از ارزش‌های اسلامی است. الگوی پوشش در جوامع اسلامی و مخصوصاً ایران بیش از پیش متأثر از ارزش‌های دینی مردم است. نقش دین، باورها و اعتقادات در شکل‌گیری انواع پوشاک طی تاریخ بسیار زنده و فعال بوده است. آموزه‌های اسلام در زمینه پوشاک اصولی را ارائه می‌کنند که با تکثر فرهنگی این پدیده و پویایی و تحول مداوم آن قابل جمع‌اند.
مناسب‌ترین لغت برای بیان مفهوم صحیح پوشش اسلامی که نشان‌دهنده ارزش‌های حاکم بر لباس است لغت «ستر» است که امروزه از واژه حجاب به جای آن استفاده می‌شود. واژه حجاب پوشش اسلامی است و خاص زن یا مرد نیست، هرچند این واژه بیش ترین کاربرد را درباره زنان دارد. حجاب در واقع نوعی پوشش است که با عنصر فرهنگی و مذهبی در هم آمیخته است. بنابراین کیفیت و نوع پوشش در واژه حجاب مستتر است.
«حجاب» واژه‌ای است که معانی بسیار دارد. حجاب از نظر لغوی مصدر «حجب، یحجب» می‌باشد و در لغت به معنی «پوشانیدن»، «در پرده کردن» و «نگه داشتن» آمده است. در فرهنگ معین نیز معانی «پرده»، «پوشش» و «حایل» ذکر شده است. (محمد معین، فرهنگ فارسی ج1).
«حجاب» واژه‌ای عربی است که به معنای پوشش، آنچه بدان خود را می‌پوشانند، حایل، منع کردن، پرده، ستر و نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند آمده است. حجاب در لغت همان منع کردن است و بر پوشش نیز اطلاق می‌گردد.(محمدی آشنانی، 1373: 10) در زبان فارسی نیز برای کلمه «حجاب» معانی متفاوتی نقل شده است که از آن جمله می‌توان به: پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بپوشانند، روی بند، چادر، برقع، چادری که زنان سر تا پای خود را بدان بپوشانند اشاره نمود. (رضایی، 1383: 11)
جستجو در کتب لغت و تأمل در تعاریف حجاب حاکی از آن است که در معنای لغوی حجاب دو مفهوم قابل تمایز از هم وجود دارد؛ مفهوم اول جداکردن دو چیز، مرز گذاشتن میان آنها و فاصله انداختن بین دو امر می‌باشد که این معنا از واژه‌های حائل، مانع و حاجز مستفاد است. مفهوم دوم پنهان کردن، پوشاندن و از مقابل دید افراد خارج کردن است که این معنا از کلمه «ستر» و مانند آن قابل استفاده می‌باشد. (غروی نائینی و عامری، 1386:)
امروزه اصطلاح «حجاب» درباره پوشش زنان استعمال می‌شود. استعمال کلمه «حجاب» در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها در کتاب الصلوه و همچنین در کتاب النکاح که درباره «حجاب» سخن گفته‌اند کلمه «ستر» را به کار برده‌اند. در آیات مربوط به «حجاب» لغت حجاب به کار نرفته است، بلکه حدود پوشش زن و تماس‌های او با نامحرمان بیان شده است. آیه‌ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته است آیه شریفه 53 از سوره مبارکه احزاب است که درباره زنان پیامبر می‌باشد و به «آیه حجاب» معروف است.
با مطالعه آثار تمدن‌های مختلف چنین به نظر می‌رسد که «حجاب زنان از عادات قدیمه تمدن‌های بشری بوده است. آدمی نخست با برگ درختان، سپس با پوست حیوانات و بعدها با دست‌بافته‌‌های خود، خویش را پوشاند.»(دورانت، 1365-1368: 155) به گواهی متون تاریخی، در میان اکثریت قریب به اتفاق ملت‌ها و کشورهای جهان، حجاب زنان معمول بوده است. «مورخان به ندرت از اقوامی بدوی که زنان‌شان دارای حجاب مناسب نبوده یا برهنه در اجتماع ظاهر می‌شدند نام می‌برند. تعداد این اقوام آن‌قدر اندک است که اصلاً قابل ذکر نیستند.» (ضرغامی، 1387:)
در مورد حجاب زنان در ایران باستان مطالب زیادی وجود دارد. «پژوهش‌ها نشان می‌دهد که زنان ایرانی در دوره مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان حجاب داشته‌اند.» (آقاحسین شیرازی، 1381: 45-78) حجاب در ایران باستان بسیار سخت‌تر و شدیدتر از اسلام بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و به وسیله اسلام در میان عرب پیدا شده است. ویل دورانت راجع به اخلاق و پوشش ایرانیان می‌نویسد: «ایرانیان زیباترین ملت‌های خاور نزدیک در روزگارهای باستانی بوده‌اند. مردمی میانه‌بالا و نیرومند و با صلابت و دارای لطافت طبع بوده‌اند. در اندام و هیئت ایشان آثار نجابت مشهود بوده است. غالب ایشان لباس‌هایی مانند لباس‌های مردم ماد بر تن می‌کردند و بعدها خود را به زیورآلات مادی نیز می‌آراستند. به جز دو دست، بازگذاشتن هر یک از قسمت‌های بدن را خلاف ادب می‌شمردند و به همین جهت، سر تا پای ایشان با سربند و کلاه تا پاپوش پوشیده بود. (دورانت، 1365: 524) به هر حال آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام، حجاب در جهان وجود داشته و اسلام مبتکر آن نیست.
علاوه بر آن با بررسی متون کتب دینی ادیان می‌توان نشانه‌های متعددی از تأکید بر رعایت پوشش و پوشیدگی یافت. در اسلام نیز علاوه بر حجاب ظاهری به جنبه‌های درونی و اخلاقی آن نیز توجه شده است. حجاب در اسلام بر دو نوع است: «حجاب ظاهری» و «حجاب باطنی». «حجاب ظاهری» همان معنای مصطلح و معمول حجاب است که درباره پوشش بانوان به کار می‌رود و «حجاب باطنی» همان گوهر «حیا» است. اسلام برای جلوگیری از زمینه‌سازی ارتکاب گناه و ترویج فساد و فحشا و بی بند و باری‌های اخلاقی در روابط زن و مرد توصیه‌هایی کرده است که عفت و پاکدامنی زنان و سلامت جامعه را تضمین می‌کند.
از منظر اسلام حجاب ظاهری در کنار حجاب باطنی موجب سلامت اجتماع بوده و لازمه «حجاب ظاهری» داشتن «حجاب باطنی» است. حیا رابطه تنگاتنگی با پوشش دارد. «در بسیاری از احادیث این دو با هم آمده‌اند و برای بیان حیا از تعبیر «پرده»، «تن‌پوش»، و «لباس» استفاده شده و در موارد متعددی «حیا» نقطه مقابل بی‌پوششی دانسته شده است» (نظیفی و دیگران، 1389: 105). این بدان معناست که لازمه با حیا بودن داشتن پوشش است. به عبارت دیگر نمی‌توان شخص بی‌پوشش را با حیا دانست و نمی‌توان پذیرفت که شخص با حیا بی‌‌پوشش باشد.
از منظر اسلامی حجاب دارای ابعاد گوناگونی است که شامل: حجاب ذهنی، حجاب در نگاه، حجاب در گفتار، حجاب حسی و رفتاری، حجاب در زینت و حجاب در پوشش می‌شود.

فصل سوم: دولت و فرهنگ
مقدمه
در فصل گذشته بیان کردیم که اگر لایه‌های فرهنگ را به مانند دوایر متحدالمرکزی در نظر بگیریم، ارزش‌ها مرکزی‌ترین این دوایر هستند و نمادها و الگوها بیرونی‌ترین آن. علاوه بر این گفتیم در عین اینکه عوامل متعددی بر الگوی پوشش افراد در جامعه تأثیر می‌گذارند مهم‌ترین و اساسی‌ترین این عوامل عامل فرهنگ است. در واقع رابطه پوشش با سایر عوامل تحت تأثیر رابطه پوشش و فرهنگ است. رابطه پوشش و فرهنگ یک رابطه دوسویه است. از سویی پوشش متاثر از فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی هر جامعه است و از سوی دیگر خود نماد و نشان دهنده فرهنگ افراد جامعه است.
جامعه اسلامی جامعه‌ای شکل گرفته بر پایه ارزش‌های اسلامی است که ارزش‌های دینی در سطوح زندگی افراد اجتماع تأثیر گذاشته و متبلور می‌شود. پوشش در چنین جامعه‌ای بیشترین تأثیر را از ارزش‌های دینی و اسلامی می‌گیرد و نشانگر فرهنگ دینی حاکم بر جامعه است. پوشش اسلامی، حجاب نامیده می‌شود که در واقع نوعی پوشش است که با عنصر فرهنگی و مذهبی در هم آمیخته است.