در ایران مخصوصاً در دوره ساسانی بر اساس مذهب زرتشت زن و شوهر سیستم اشتراک اموال را می‌پذیرفتند و در نتیجه منافع مالی زوجین یکی می‌شده است. [۸۷]
چنانچه در آیین زرتشت مقرر شده است که شوهر باید هستی خود را از هستی زن جدا نداند و او را از هر گونه رنج و آسیب سرما و گرما نگه داشته، و خوراک و پوشاک را در حد توان از وی دریغ مدارد.
زر تشتیان پس از انحلال نکاح، طبق شرایطی زن را مستحق نفقه می‌دانند، چنانچه آیین نامه زرتشتیان[۸۸]مقرر می‌دارد که اگر علت طلاق امر خلاف عفت و به تقصیر زن نباشد، دادگاه با ملاحظه دارائی زن و شوهر امر خواهد کرد که شوهر برای مخارج زن تا مدتی که زن شوهر دیگری اختیار ننموده، مبلغی به صورت دفعی یا اقساطی بپردازد.
گفتار دوم: ازدواج در ایران
بند اول: ازدواج در قوم پارت
ازدواج به صورت تعدد زوجات در نزد پارتی‌ها متداول بوده؛اما بیش از یک زن عقدی نمی توانستند داشته باشند.تعدد زنان غیر عقدی در میان آنان و به خصوص در خانواده- ی سلطنتی از زمانی متداول شده بود که به ثروت رسیده بودند؛ زیرا زندگانی صحرا گردی، مانع از داشتن زنان متعدد بود.زن قبل از فوت شوهرش نمی توانست شوهر دیگری اختیار کند ، یعنی طلاق جایز نبوده، اما زن محترمه در صورت عدم رضایت ازشوهر خود، به آسانی طلاق می‌گرفته است.مرد فقط در چهارمورد می‌توانسته است زن خود را طلاق دهد: ۱- وقتی که زن عقیمه بوده ۲- به جادوگری می‌پرداخته ۳- اخلاقش فاسد بوده ۴- ایام قاعده را از شوهرش پنهان می‌کرده است. [۸۹]
بند دوم: ازدواج وخانواده در دوران ساسانی:
اصل تعدد زوجات، اساس تشکیل خانواده به شمار می‌رفت.در عمل، عده ی زنانی که مرد می‌توانست داشته باشد، نسبت به استطاعت او بود.ظاهراً مردمان کم بضاعت، بیش از یک زن نداشتند.رییس خانه، از حق ریاست دودمان بهره مند بود.یکی از زنان، سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب می‌شد و او را زن ممتاز می‌خواندند.از او پست تر زنی بود که به عنوان خدمتکار داشت.
شوهر مکلف بودکه مادام العمر، زن ممتاز خود را نان داده و نگهداری نماید.هر پسری، تا سن بلوغ و هر دختری تا زمان ازدواج دارای همین حقوق بوده است.
تربیت طفل به عهده ی مادر بوده و در صورت احتیاج، پدر، خواهر یا دختر بزرگ خود را به تربیت کودک می‌گماشت.اگر پسری پدر را چنان که سزاوار شاٌن اوست حرمت نمی گذاشت، ارث پدری او به مادر تعلق می‌گرفت، مشروط بر اینکه مادر بیش از فرزند، شایستگی و اهلیت داشته باشد. تعلیم مذهبی دختر را، مادر به عهده داشت، اما حق شوهر دادن او، به پدر اختصاص داشت.اگر پدر در قید حیات نبود ، شخص دیگری اجازه ی شوهر دادن دختر را نداشت.این حق نخست به مادر تعلق می‌گرفت و اگر مادر مرده بود، این امر متوجه یکی از اعمام یا اخوال می‌شد[۹۰].
بند سوم: ازدواج در ایران کنونی:
در ایران مقررات ازدواج عمدتاً بر اساس فقه امامیه تدوین شده و ازدواج به دو نحو دائم و موقت صورت می‌پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج درپاره ای موارد مشترک و در برخی دیگر اختلاف دارند.
اختلاف اصلی ازدواج دائم و موقت، در مدت زمان آن است به این صورت که در ازدواج موقت پس از پایان مدت رابطه زوجیت تمام می‌شود. همچنین در ازدواج موقت طلاق وجود نداردهمین که زمان مقررمیان آن دو به پایان رسید، زن و شوهرمطلقه محسوب می‌شوندو زن حق نفقه ندارد، ونیز زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند. مهریه در هر دو نوع ازدواج وجود دارد در حالی که در ازدواج موقت، اگر مهریه تعیین نشود عقد باطل می‌شود. ولی در ازدواج دائم عقد باطل نمی‌شود و می‌توان آن را بعداً تعیین کرد یا در صورت عدم توافق مهرالمثل تعیین کرد.(یعنی مهریه ای که برای دختران هم شان اودرعرف تعیین می‌شود.)
الف: مشخصه ازدواج
مهمترین ویژگی ازدواج قانونمند بودن آن است. ازدواج به هر صورتی که باشد قانونمند است تمامی مراحل ازدواج از پیوند تا طلاق و نیز پس از فوت یکی از طرفین، قانونمند است. بنابراین هر ازدواجی بر پایه یک سری قوانین شکل گرفته است و ادامه می‌یابد. این قوانین به سه شکل است: ۱-قوانین عرفی، ۲-قوانین شرعی، ۳-قوانین مدنی وجود دارد.[۹۱]
ب: ازدواج و ارزش ها
امر ازدواج وتشکیل خانواده بر خلاف آنچه که در نزد برخی از مکاتب وشبه مذاهب می‌بینیم در اسلام امری محکوم و مطرود نیست، قداست و پاکی است.
رسول خدا(ص)فرمودند هیچ چیز نزد خدا محبوبتر از خانه ای نیست که بوسیله ازدواج آباد گردد.
و نیز ایشان فرمودند: من احب فطرنی فلیستن بسنتی و من سنتی النکاح.
آن کس که مذهب و روش مرا دوست دارد می‌بایست به سنت من پایبند شود و از سنت من ازدواج است. از نظر قرآن ازدواج وتشکیل خانواده یک ضرورت اجتماعی ، روانی، غریزی، تنظیمی، اقتصادی و اخلاقی ، عاطفی و تربیتی است.
عکس مرتبط با اقتصاد
از نظر اسلام تن دادن به ازدواج موجب پیدایش ارزشها، فواید و غنایم بسیار است که برخی از آنها را بصورت مختصر بررسی می‌کنیم.
بنداول: ارزش یافتن زوجین
«اسلام با همه ی ارزش و اعتباری که برای زن یا مرد قائل است اعتقاد دارد که هیچ یک از آنان به تنهایی کامل نیست.در سایه ی ازدواج زن و شوهر از حالت فرد بیرون آمده و به مقصد زوجیت که نوعی کمال است می‌رسند.و این خود موجب ارزش یافتن زن و مرد است.
ازدواج از دید اسلام موجب تکمیل و تکامل است و در سایه ی چنین امری است که هر کدام به
مقام واقعی خود دست می‌یابند و به احساس بهتری نسبت به خود می‌رسند.» [۹۲]
بند دوم: دست یابی به وحدت
«در سایه ازدواج زن و مر به وحدتی دست می‌یابند که جلوه آن را در جای دیگری نمی توان سراغ گرفت.زوجین چون یک روح در دو بدن می‌شوند، محرم اسرار هم و سبب آرامش و سکون هم خواهند شد.
پس در سایه ی ازدواج، اتحاد روح و روان پدید خواهد آمد و زن و مرد آن چنان به صفا و صمیمیت می‌رسند که همه ی توان و امکان خود را در راه خیر و سعادت هم صرف می‌کنند.و چه بسیار دیده شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر فدا کرده‌اند.» [۹۳]
۱- ارزش یافتن زندگی
ازدواج سبب می‌شود که زندگی انسان ارزش و معنی پیدا کند، چه بسا باعث شود بسیاری از اختلاف سلیقه‌ها را بخاطر یکدیگر پوچ و بی‌ارزش انگاشته به اهدافی بالاتر اندیشه کنند.
ازدواج حتی عبادتها را هم ارزش و ارتقاء می‌دهد، از نظر اسلام عبادت افراد متاهل و مجرد یکسان نیست.رسول گرامی فرمودند: دو رکعت نماز فرد متاهل، با ارزشتر از هفتاد رکعت نماز فرد عزب است.
از نظر اسلام اصزلاً خود ازدواج نوعی عبادت است به شرطی که رضای خدا و قرب به اومطرح و مورد نظر باشد ، نه رسیدن به مقام، زیبایی و ثروت.
ج: ازدواج و سعادت‌ها
«ازدواج سبب سعادتمندی‌ها و خیرها و اطمینان‌هاست.آنکس که موجبات ازدواج برایش فراهم آمده باشد و بدان تن در دهد ، به حقیقت خود را به سعادتی نائل کرده است ، دامنه این سعادت وسیع و در بر گیرنده ی جنبه‌هایی متعدد از حیات آدمی است که به آنها اشاره می‌کنیم:
۱-حفظ دین
ازدواج موجبی برای تحت کنترل در آوردن رفتار، دوری و برکناری از لغزش و انحراف ، رعایت تقوای بدن و در نتیجه حفظ دین است .روایات اسلامی نیز زناشویی را عامل حفظ دین معرفی کرده است ، حضرت رسول (ص) فرموده اند: آنکس که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است .
۲- حفظ عفت
ازدواج سبب حفظ عفت و دوری و بر کناری او از آلودگی‌های متعدد می شودو این خود سبب ایمنی فرد از عوارض نا امن کننده روان و برهم زننده سلامت جسم است.
۳- ازدیاد نسل
شاید براساس دیدی که در برخی از نقاط جهان وجود دارد، فرزند دار شدن نوعی ضد ارزش و مایه ی بدبختی به حساب بیاید در حالی که اسلام دوست دارد بر شمار نسل اضافه شود و داشتن فرزندان صالح را برای یک خانواده از عوامل سعات بحساب می‌آورد، تا جایی که در انتخاب
همسر نیز توصیه می‌کند که با زنان نازا ازدواج نکنند.» [۹۴]
گفتارسوم: ازدواج در اسلام
بند اول: پیشینه ازدواج
ازدواج از زمان های بسیار دور و در تمامی اقوام بشر وجود داشته است وهمه جوامع نیز آن را امری پسندیده و مطلوب به شمار آورده‌اند وآن را مایه ی سکینه و آرامش انسانها برشمرده‌اند در دین مبین اسلام نیز به این مهم بسیار پرداخته است به طوری که در این مورد احادیث وآیات بسیاری وجود دارد که نشان دهنده ی حساسیت و اهمیت این موضوع، در دین مسلمین است به عنوان مثال در سوره روم آیه ۲۱: و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده و رحمه ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون.[۹۵]
ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است. اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی آن را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را بطور مؤکد بدان توصیه کرده است. هر ازدواجی دارای هدف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف کم ارج و کم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمی‌توانند برای همیشه و یا حتی زمانی طولانی خوشبختی زوجین را تضمین کنند. برخی نیز ارجمند و پایدارند.
گمان نمی‌رود از بین مکاتب و مذاهب، هیچ مذهبی به اندازه ی اسلام، درباره ازدواج بحث کرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امری مؤکد است که بر اساس مقررات، آداب و رسوم وتشریفات خاصی صورت می‌گیرد.
الف: شروط العاقدین:
در کتاب الفقه علی مذاهب الخمسه شروط عاقدین این گونه بیان شده است که تمام فرق بر شرط عقل و بلوغ در ازدواج اتفاق نظر دارند و نیز گفته شده که زوجین باید خالی از موانع زوجیت باشند یعنی از محارم نسبی و سببی دائم و موقت نباشند و همچنین مذاهب بر این که زوجین باید
معلوم و مشخص باشند و نیز وجود رضا و اختیار توافق نظر دارند و با وجود اکراه طرفین، عقد منعقد نمی شود و فقط حنفیه معتقد است که عقد با اکراه نیز صحیح است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

    • اتفقوا علی شرط العقل و البلوغ فی الزواج الا مع الولی، ویاتی الکلام عنه، علی خلو الزوجین

 

  • و التفقوا ایضا علی وجوب التعیین.

 

و التفقوا علی وجوب الرضا و الاختیار، و عدم انعقاد الزوج مع الاکراه الا حنفیه فانهم قالو: ینعقد الزواج بالاکراه».[۹۶]
ب: معنا و مفهوم عقد:
عقد از نظر لغت به معنای (گره زدن) و خود «گره» در اصطلاح هر چیزی است که در سایه آن، رابطه میان دو نفر یا دو گروه ایجاد شود. در زبان ازدواج زناشویی عقد یعنی ایجاد پیوند مشترک میان زن و شوهر که در سایه آن حقوق، تعهدات و مسئولیت‌های دو جانبه پدید می‌آید. هدف اصلی ازدواج پاسخ مثبت دادن به میل جنسی و سنت الهی و تولید نسل است در جهت حفظ نجابت و ارزشهای انسانی.
نکاح عقدی است که به موجب آن، مرد وزن لااقل بر نفی محرومیت جنسی یا علاوه بر نفی آن محرومیت به منظور تشکیل خانواده و زندگی مشترک خانوادگی قانوناً با هم متحد می‌شوند. [۹۷]
برای هر ازدواج سه ضرورت مطرح است:
۱-ضرورت فردی
۲-ضروت اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۳-ضرورت مذهبی
بطور کلی در هر ازدواجی که صورت می‌گیرد یکی از ضرورت های مذکور وجود دارد، و افراد بر اساس ضرورت‌های فردی، که خود آن شامل نیازهای عاطفی، روحی و جسمی است، ازدواج می‌کنند که در اصل یک عامل درونی محسوب می‌شود و مربوط به روحیات فردی شخصی است که قصد ازدواج دارد. یا بر اساس ضرورت اجتماعی، که در آن زندگی می‌کنند مثلاً عرف یک جامعه سن خاص یا شرایط خاصی را برای ازدواج افراد آن تعیین کرده است ، پس افراد آن جامعه خود را ملزم به رعایت عرف رایج در آن جامعه می‌دانند.مورد سوم ضرورت مذهبی در ازدواج است که پیروان هر آیینی سعی می‌کنند راه و روش زنگی خود و از جمله ازدواجشان را بنا برهمان آموزه‌های دینی پایه ریزی کرده وبه آن عمل نمایند.
ج: مهریه:
مهر کلمه ای ایست عربی و در فارسی آنرا کابین گویند، و لغات دیگر مترادف آن در عربی، صداق، نحله، فریضه و اجر می‌باشد. در قرآن مجید واژه ی مهر به کار نرفته است بلکه از لغات معادل ان استفاده شده .آیات زیر مبنای فقهی مهر در قرآن است:
وآتوا النساءصدقاتهن نحله .
صداق‌های زنان را به عنوان بخشش پرداخت نمایید.
و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضه فنصف ما فرضتم.
هر گاه زنان را قبل از همبستری طلاق دادید نیمی از مهر آنان را پرداخت کنید.
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن.
یعنی از زنان که استمتاع می‌برید اجر آنان را پرداخت کنید.این آیه بر نکاح منقطع تفسیر شده است و لذا بر مهریه نکاح منقطع اجر(مزد)اطلاق گردیده است. [۹۸]
مهر به حکم کتاب و سنت و اجماع مسلمین، حقی است از حقوق زوجه. [۹۹]
د: اقسام مهر:
۱-مهرالمثل ۲- مهرالمتعه ۳-مهرالسنه ۴- مهر المسمی ۵- مهرالمفوضه
۱- مهرالمثل:
مهری است که در عقد نکاح از آن نامی برده نشود و مقدار آن تعیین نگردد در این صورت باید حد وسط مهذ خویشاوندان زن و شوهر تبعیت کنند مثلاً اگر زن از فامیلی باشد که عموماً مهر دخترانشان در حدود پنجاه هزار ریال تا صد عزار ریال است باید حد وسط و میانگین دو مبلغ مزبور را مورد توجه قرارداده و مهر را تعیین
می کنند. [۱۰۰]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *