معماری ایرانی، معماری ایران

از سوی دیگر معماران نیز نیازی به پرورش قدرت محاسباتی خود در خصوص سازه و تجمیع و تطبیق تصورات معماری و سازه ای در خود احساس نمی کنند. در صورتی که اگر ساختمان زیبایی بیافرینند، با اینکه اعتبار و شهرت مربوط به طراحی آن را کسب می کنند، به همکاری متخصصانی که بدون آن ها دستیابی به فرم نهایی ساخت ممکن نیست، اشاره نمی کنند. مهندسان هم با بینش دیگری به کار خلاقانه معمار می نگرند و او را در حد شخصی که نقاش است و با فن ساختمان آشنا نسیت به حساب می آورند.
داویودمهندس معمار می گوید: آشتی بین معماری و مهندسی هیچ گاه کاملی و واقعی نخواهد شد، تا زمانی که مهندس، هنرمند و دانشمند، با یکدیگر در یک شخص تجلی پیدا کند. مدت زیادی است که ما تحت تاثیر این فکر و عقیده غیر صحیح زندگی می کنیم که هنر، نوعی فعالیت جدا و متمایز از باقی فعالیت های بشری است و هویت هنری از ویژگی های استثنائی برخوردار است.
تربیت متخصصانی که به هر دو وجه ساخت یعنی ابعاد زیبایی و سازه ای آن توجه داشته و در تطابق تصورات معماری و سازه ای موفقند روز به روز افزایش می یابد. در ادامه خواهیم گفت که چگونه می توان این فاصله ها را از میان برد و سوالاتی را که تاکنون مطرح شده پاسخ داد. (وفامهر،1391: 61-63)
6-4 ضرورت همسازی معماری و سازه:
فن آوری طرح و اجرای ساختمان ها دارای ابعاد بسیار وسیعی است که از ایده های اولیه طراحی تا نگهداری ساختمان را در بر می گیرد. فن آوری تنها به معنی چاره اندیشی برای پاره ای از مسایل فنی نیست. فن آوری در اولین قدم می تواند به منظور ارزش نمادین و قدرت بیانی آن مورد توجه قرار گیرد. اگر آثار نورمن فاستر را برای مثال در نظر بگیریم می بینیم که فن آوری ساخت ابزار بیان فضای معماری گردیده است. بنابراین استفاده از امکانات متعددی که فن آوری در اختیار طراح می گذارد می تواند از اولین مرحله یعنی تصمیم گیری در مورد سیمای کلی و اهداف اصلی معماری مطرح شود در مرحله خلق فرم کلی بنا نیز طراح می تواند به فضا و سازه به طور همزمان و هم ارزش توجه کند. آثار کالاتراوا عموما حاکی از خلاقیت در هر دو زمینه فضا و سازه است.
طراحی که با ناآگهی و بی اطلاعی از فن آوری به طراحی بپردازد به شاعری شباهت دارد که گنجینه واژه هایش محدود است. همچنان که در یک کنسرت رهبر ارکستر کلیه سازها و اصوات آنها را تعیین می کند در یک اثر واقعی معماری نیز طراح موظف است تکلیف کلیه اجزا و جزییات ساختمانی را خود مشخص کند. در این زمینه اندیشه، تصمیم گیری و البته آگاهی کافی از کلیه عناصر و جزییات ساختمانی ضروری است.
مهارت فنی و آگاهی از علوم ساختمانی و ارتباط آن با رشته معماری مقوله ای بسیار مهم است. از نظر حرفه ای و صنفی از آنجا که وظایف معمار و مهندس ساختمان از یکدیگر دقیقا تفکیک نشده است این دو گروه به جای همکار گاه خود را رقیب یکدیگر حس می کنند. در واگرایی رابطه بین معمار و مهندس ساختمان مسئولیت فقط متوجه معمار یا مهندس ساختمان نمی باشد ماهیت معماری معاصر خود مولد نوعی جدایی و حتی تضاد بین این دو رشته است.
نکته دیگر اینکه درک رفتار سازه ها اولین گام برای شناخت دقیق طراحی صحیح و اجرای مطمئن و ایمن ساختمان ها به شمار می رود. در کلیه مراحل طراحی و اجرای ساختمان (از اولین مراحل طراحی معماری تا محاسبه و طراحی سازه و اجرای نهایی ساختمان) و خصوصا در مرحله انتخاب طرح نهایی، شناخت رفتار سازه به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در انتخاب صحیح، محاسبه دقیق طراحی درست و اجرای مطمئن و ایمن ساختمان مورد نیاز مبرم معماران و مهندسین ساختمان می باشد.
به بیان دیگر درک صحیح سازه باید یک توانایی و درک عمیق برای زنده کردن و فهمیدن فرمول ها، انسانی تر کردن و کاهش پیچیدگی های مفاهیم تکنیکی از قبیل: تعادل، پایداری، تقارن، مقاومت، عملکرد، اقتصاد، زیبایی، تمرکز و شدت نیرو، محل تاثیرات بیشتر و کمتر نیرو، رفتار ساختمان در برابر نیروها به معمار بدهد.
اگر بخواهیم ابداعات معمارانه حل موثر مشکلات جدیدی که همواره در ارتباط به فعالیت های در حال پیشرفت در زمینه ساختمان به وجود می آید را امکان پذیر سازد ناگزیر باید علاوه برهمکاری موثر و نزدیک تر معمار و مهندس ساختمان، ترکیب هماهنگی از درک رفتار سازه ها توسط معماری و یک دانش سازه ای عام، موثر، واقعی و صریح فراهم شود. (بقایی،1388: 34)
6-5 سیر تغییر و تحول همسازی معماری و سازه:
6-5-1 سیر تغییر و تحول همسازی سازه و معماری در معماری جهان:
انقلاب صنعتی را می توان به درستی نقطه تمایز دنیای قدیم و جدید برشمرد. در این زمان علم و فناوری دست در دست یکدیگر نهادند و با اهمیت روزافزون تکنولوژی سازه به عنوان شاخه از علم اهمیت پیدا کرد و پیشرفت نمود و راه جدای از معماری را پیمود.
6-5-1-1 شروع همسازی معماری و سازه:
تا زمانی که پیشرفت های فنی بی آنکه جذب معماری شوند ادامه یافتند، مهندس جدای از معمار باقی ماند و معمار نیز از مهم ترین پیشرفت هایی که در عصر وی صورت می گرفت. بیگانه ماند. تا اینکه معمار نهایتاً موفق شد از تغییرات محیط خود با خبر گردد و امکانات معماری را در فن جدید ساختمان باز شناسد.
با سرعت پیشرفت صنعت در نیمه قرن 19 معمار موقعیت ممتاز خود را در خطر دید. هرچقدر که صنعت بیشتر پیشرفت کرد و دامنه اش گسترش یافت این احساس در معمار قوی تر شد و نهایتا باعث تحول در عرصه معماری گردید. معماری از آغاز قرن 20 از تحولات زمانه پیروی کرد در این دوران اولین اقدامات در جهت همکاری معمار و مهندس ساختمان صورت گرفت و ساختمان نتیجه همراهی معماری و فن ساختمان گردید. پس از سال 1850 ساختمان های آهنی و نمایشگاه های بزرگ جهانی به وجود آمدند. با ساختن این نمایشگاه ها مهندس قدم به دنیای معماری گذاشت و سئوال رابطه کار مهندس و معمار مطرح گردید و روز به روز بر اهمیت آن افزوده شد و لزوم یافتن جوابی بر آن مسلم تر گردید.
در این دوران اختراعات جدیدی صورت گرفت و پیشرفت های احساسی و عقلی به موازات یکدیگر صورت پذیرفت. پیوستگی ای که در دوره رنسانس و باروک و بیشتر در روکوکو در زیر نقابی از فرم های منحنی وار در هم فرو رونده یا تزیینات پیچیده و بسیار فراوان پنهان شده بود، در معماری دوباره کشف شد.
از دهه 70 به بعد نسل جدید برای اعلام موجودیت خود و رهایی از خستگی ملال آور معماری مدرن به هر دری زد و نهایتا به عوامل سازه و فن آوری به عنوان امکانات بالقوه در یافتن راه حل های تازه نگریست و آنها را به کار گرفت. از جمله مصالحی نیزکه مورد توجه قرار گرفت آهن بود. پس از انقلاب صنعتی آهن به روش صنعتی تولید شد و به میزان زیاد در دسترس قرار گرفت و اهمیت یافت. چدن و بتن مسلح نیز به عنوان مصالح جدید ساختمان پا به عرصه ساخت و ساز گذاشتند به طوریکه وجود این مصالح مقاوم به میزان فراوان با قابلیت کششی بالا، زمینه مساعدی را در طراحی بسیاری از بناهای بزرگ با استراکچر وسیع فراهم ساخت. (هاشم نژاد، 1386: 24-25)
6-5-2 سیر تغییر و تحول همسازی سازه و معماری در معماری ایران:
6-5-2-1 معماری قدیم ایران:
معماری و مهندسی سازه در ایران پیشینه ای چند هزار ساله دارد و بناهای زیادی را در سرزمینی پهناور از مرزهای چین تا سواحل مدیترانه شامل می شود. معماری ایرانی بناهای تاریخی بی شماری را که در سرزمینی پهناور و در طی قرن ها به وجود آورده است. مجموعه ای از پیشرفته ترین ویژگی های مهندسی سازه با بسیاری رازهای ناگشوده که در حال حاضر این ویژگی ها به فراموشی سپرده شده است. (هاشم نژاد، 1386: 27)
هخامنشیان: مشخصه اصلی معماری و سازه ای این دوره استفاده از سکوهای عظیم به عنوان زیرسازه و و ستون های بلند سنگی و چوبی متعدد است که سقف های چوبی را نگه می دارد. در معماری حکومتی دوران هخامنشی، تامین انواع فضاهای مورد انتظار براساس سیستم های سازه ای ممکن صورت می گیرد. ایجاد فضاهایی که دارای ابعاد مختلف در طیف خرد تا کلان و ارزش ها و کارکردهای متفاوت هستند با استفاده از سیستم های سازه ای به ارث رسیده از گذشته گاه گزینش شده و آگاهانه (انتخاب نوع سیستم براساس کاربرد و استفاده) و گاهی نیز تجربه شده (تعمیم کاربرد سیستم سازه ای کارآمد) به ویژه خلاق محقق می گردد. شکل سیستم سازه ای شامل ترکیب تیر و ستون و دیوار باربر، اگرچه ریشه در روش های ساختمانی ماقبل خود دارد در عین حال واجد ویژگی هایی نور و منحصر به فرد است، که در مجموع در راستای هماهنگی با فرهنگ فضا قرار می گیرد. (هاشم نژاد، 1386: 27)
سلوکیان ، پارتیان: (320 پیش از میلاد-224 میلادی، سازه های طاقی) در شمال غربی ایران از 174 پیش از میلاد یک معماری کاملاً متفاوت با آمیزه ای از عناصر معماری یونانی و پارسی گسترش یافت. با استفاده از طاق که از مشخصه های حیاتی معماری ایرانی است، معماری پارتی دو روش معماری ارائه کرد که نفوذ و تاثیری جاودانه بر معماری دنیا داشت. یکی قرار دادن گنبد بر روی سکنج و دیگری ساختن سازه ایوان با استفاده از طاق بود. (هاشم نژاد، 1386: 27)

                                                    .