مقاله با موضوع عوامل روانی اجتماعی، آسیب شناسی روانی

امروزه به خوبی به رسمیت شناخته شده است که سیر بالینی طیف وسیعی از بیماری‌های پوستی ناشی از تعامل پیچیده و گاهی اوقات متقابل بین عوامل بیولوژیکی، روان‌پزشکی، روان‌شناختی و اجتماعی است که می توانند نقش مستعد کننده، تسریع کننده و ​​یا تداوم بخش برای اختلال پوستی بازی کنند برآورد شده که شیوع همبودی اختلالات روان‌پزشکی در بیماران سرپایی دچار اختلال‌های پوستی بین 25٪ تا 60٪ باشد. وقایع آسیب‌زا و تروماتیک زندگی که گاهی اوقات با اختلال در سیستم عصبی خود‌مختار و بیش برانگیختگی سیستم سمپاتیک همراه است، ممکن است نقش مستعدکننده، تسریع‌کننده و یا تداوم‌بخش در درماتوزهای برآمده از واکنش استرسی، از جمله پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و کهیر ایدیوپاتیک و نیز در بیماری‌زایی درماتوزهای ایجاد شده توسط خود فرد بازی کند. عوامل روانی اجتماعی همچون استرس، در ارتباط با مقابله با بیماری پوستی بدشکل، حوادث استرس‌زای زندگی، ضربه‌ی روحی و روانی به عنوان تنش روانی، تاثیر مستقیمی بر عملکرد حائلی (مانع یا سدی) پوست و طیف گسترده‌ای از پارامترهای ایمنی دارند که می‌توانند به طور مستقیم روی بیماری پوستی تاثیر بگذارند.
بیماران با سطوح بالایی از پریشانی روان‌شناختی بهبودی کمتری می‌یابند و از شانس پایینی برای دستیابی به حداقل تفاوت بالینی مهم در نمرات بدست‌آمده‌ در مقایسه با بیماران با آسیب شناسی مشابه دارند. افراد با پریشانی روانی، بیشتر از نشانه های بیماری جسمی شکایت می‌کنند و فراوانی بیماری‌های جسمی، پیش‌بینی کننده‌‌ی قدرتمند وقوع آسیب در کارکرد جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی می‌باشد. شرایط پوستی قابل مشاهده، اغلب یک منبع نگرانی هیجانی برای بیماران هستند. بیماری‌های پوستی، به ویژه آن‌هایی که در صورت قرار گرفته‌اند مانند (آکنه، پسوریازیس، ویتیلیگو، و روزاسه)، ‌می‌توانند از لحاظ هیجانی و روان‌شناختی باعث بد‌شکلی شوند و احتمال بیشتری وجود دارد که افسردگی، اضطراب، کاهش عزت نفس و افکار خودکشی را تجربه کنند.
پوست، از آغاز رشد اوایل کودکی نقش مهمی در تنظیم هیجانی بازی می‌کند. افراد مبتلا به ناگویی هیجانی به این دلیل که مشکلات شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات فردی، فقر زندگی خیالی و اشتغال ذهنی بیش از حد با علائم فیزیکی و حوادث خارجی دارند، ممکن است تنظیم هیجانی ضعیف‌شان منجر به تاثیر تمایز نیافته و آسیب شناسی فیزیکی احتمالی شود. حضور فرونشانی، بلوکه کردن آگاهی هیجانی، انکار و دشواری در برقراری ارتباطات هیجانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس، نشان داد که مکانیسم‌های اختلال در نظم‌جویی هیجان با حضور بیماری‌های پوستی مرتبط اند (کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014). حدود یک سوم بیماران درمانگاه‌های پوست، درجاتی از فاکتور‌های هیجانی را نشان می‌دهند (مرکان و کیوان آلتونای، 2006؛ میلارد، کاتریل، برنز، بریتنچ، کوکس و گریفیتس، 2004).
هیجان و نظم‌جویی آن، یک مفهوم مرکزی در آسیب شناسی روانی و روان‌درمانی است و بدکاری نظم‌جویی هیجان، یکی از هسته‌های اساسی اختلال‌های مختلف روان‌شناختی و جسمانی می‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند که نظم‌جویی موفق هیجان با برون داد‌های سلامت بالا همراه است. تنظیم هیجان بر فرآیندهای درونی و بیرونی پاسخ‌دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به ویژه خصایص زودگذر آنها برای به تحقق رسیدن اهداف مبتنی است. نتایج بدست آمده از پژوهش‌های مختلف بیانگر حضور ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال‌های پوستی بوده‌است. اختلال پوستی اولیه می‌تواند بوسیله‌ی استرس هیجانی تسریع یابد و تشدید شود. میزان تاثیر عوامل هیجانی در افراد مبتلا به بیماری‌های پوستی متغیر است.
ارتباط تنگاتنگ، نزدیک و متقابل بین عوامل روان‌شناختی به خصوص عوامل هیجانی (مانند استرس هیجانی، درگیری های روان شناختی و …) و بیماری‌ها و تغییرات پوستی، تسریع و تشدید اختلال‌های پوستی توسط عوامل هیجانی، شیوع بالای همبودی اختلال‌های روان‌پزشکی در افراد مبتلا به بیماری‌های پوستی، شیوع بالای پریشانی روان‌شناختی در بیماران پوستی که قویا با عوارض جسمانی، کاهش کیفیت و طول مدت زندگی و افزایش استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی همراه است و موجب ناتوانی در مقابله با عوامل استرس‌زا و پریشانی هیجانی و در نتیجه عود مجدد بیماری، افزایش طول مدت درمان و درمان ناقص بیماری می‌شود، به‌علاوه از آن‌جایی که در پژوهش‌های مختلف تایید شده که کاستن از استرس‌ها و مسائل روان‌شناختی منجر به بهبودی بیماری پوستی می‌شود، دال بر این هستند که نقش عوامل هیجانی در ایجاد، گسترش و درمان بیماری‌های پوستی غیر قابل اغماض است و از طریق آموزش و مداخلات مبتنی بر هیجان می‌توان از مسائل و پیامدهای برآمده از بیماری‌های پوستی پیشگیری کرد. بنابراین در این پژوهش به بررسی اثر آموزش و مداخله در زمینه‌ی نظم‌جویی هیجان (آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر اساس مدل گروس) بر پریشانی روان‌شناختی (با مولفه‌های افسردگی، اضطراب و استرس) و ناگویی هیجانی پرداخته شد.
فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل به توضیح طرح پژوهش، جامعه‌ی آماری و نمونه، ملاک‌های انتخاب شرکت کنندگان در پژوهش، ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، شیوه‌ی اجرای پژوهش و روش تجزیه و تحلیل آن‌ها پرداخته می‌شود.
طرح پژوهش
پژوهش حاضر از نوع مطالعه‌ی تجربی با طرح تک آزمودنی است. یک آزمایش تک موردی که گاهی آن را آزمایش تک آزمودنی یا آزمایش سری‌های زمانی نامیده‌اند، آزمایشی است که مشتمل بر تحقیق فشرده بر روی یک فرد یا تعدادی از افراد است که به عنوان یک گروه در نظر گرفته می‌شوند. طرح‌های تک موردی مشتمل بر تحلیل فشرده در ارگانیزم‌‌های واحد است. آزمایش‌های تک آزمودنی به خوبی متناسب با پژوهش‌های اصلاح رفتار است که در مشاوره، روان‌درمانی، مراقبت‌های درمانگاهی یافت می‌شود (گال، بورگ و گال، 2005؛ ترجمه‌ی نصر و همکاران، 1391). روش تک آزمودنی که در روان‌شناسی سابقه‌ی طولانی دارد (سیف، 1381)، در اصل به عنوان جایگزینی برای روش مطالعه‌ی موردی به وجود آمده‌است. اگرچه روش مطالعه‌ی موردی در روان‌شناسی بالینی از اهمیت فراوانی برخوردار است، با مشکلات زیادی از جمله وجود تبیین‌های فراوان برای نتایج موجود مواجه است. به علاوه مهم‌ترین مشکل مطالعه‌ی موردی تعمیم‌پذیری نتایج به دست‌آمده می‌باشد (کادزین، 1992). در این روش برخلاف روش‌های گروهی که بر میانگین تاکید دارند، اطلاعات لازم در مورد متغیر مستقل با روش آزمایشی بر تک تک آزمودنی‌ها به دست می‌آید (سیف، 1381). به همین دلیل و با توجه به نکات مثبت طرح‌های تجربی تک آزمودنی (مثل داشتن کنترل نسبی بر شرایط آزمایشی، سنجش مداوم، سنجش خط پایه)، در این روش از طرح تجربی تک آزدمودنی استفاده شد.
در این مطالعه از طرحA B که پرکاربردترین طرح تک آزمودنی است، استفاده شد. این طرح از طریق انتخاب شرکت کنندها برای آزمایش، یک یا چند رفتار هدف، اندازه‌های رفتارهای هدف و یک عمل آزمایشی شروع شد. سپس رفتارهای هدف به طور مکرر در خلال دوره‌ی خط پایه اندازه ‌گیری شد (A). سرانجام عمل آزمایشی (B) هنگامی گه پژوهشگر به اندازه‌ گیری رفتار هدف ادامه می‌داد، اجرا گردید. اگر تفاوت بین میانگین اندازه گیری‌های A و B از نظر آماری معنادار باشد، می توان نتیجه گرفت که یک تغییر پایا از مرحله خط پایه تا مرحله‌ی عمل اتقاف افتاده است (گال، بورگ و گال، 2005؛ ترجمه‌ی نصر و همکاران، 1391). در پژوهش حاضر از یک خط پایه، ادامه خط پایه در چهار مرحله در مراحل درمان و پایان مداخله و یک خط پایه در مرحله پیگیری استفاده شد؛ بنابراین، متغیرهای وابسته پیش از اجرای متغیر آزمایشی، به منظور اندازه گیری خطوط پایه مورد اندازه گیری قرار گرفت و نتایج آن با چهار مرحله‌ی اندازه گیری در فرآیند درمان و پایان مداخله و سرانجام مرحله‌ی پیگیری مورد سنجش قرار گرفت.
جامعه، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه‌ی آماری این تحقیق را افراد مبتلا به بیماری‌های پوستی تشکیل می‌دهند که در فاصله‌ی زمانی خرداد تا تیرماه 1394 به بیمارستان‌ها، درمانگاه‌های دولتی و خصوصی شهر تهران مراجعه کردند. از بین بیماران مبتلا به اختلال‌های پوستی به این مراکز، تعداد 6 نفر (3 نفر مبتلا به بیماری ویتیلیگو و 3 نفر مبتلا به بیماری پسوریازیس) که در دامنه‌ی سنی 18 تا 34 سال قرار داشتند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
ملاک‌های ورودی عبارتند از:
حداقل یک سال سابقه‌ی بیماری پوستی
داشتن برخی از ملاک‌های تشخیصی اختلال‌های افسردگی، اضطراب و تنیدگی روانی بر اساس مصاحبه‌ی تشخیصی و به تشخیص روان شناس ‌بالینی بر اساس نتایج مصاحبه‌ی بالینی نیمه ساختار یافته برای اختلال‌های محور یک (SCID-I) یا آوردن نمرات بالا در پرسشنامه‌های خودسنجی مرتبط
پرکردن فرم رضایت آگاهانه و توانایی شرکت در برنامه‌ی آموزشی راهبرد‌های خود نظم‌جویی فرآیندی هیجان
داشتن حداقل 18 و حداکثر 34 سال و دارا بودن سطح تحصیلات حداقل دیپلم
ملاک‌های خروجی نیز عبارتند از:
دریافت درمان‌های روان‌شناختی (دست کم از یک ماه قبل از ورود به پژوهش)
مصرف داروهای روان‌پزشکی (دست کم از یک ماه قبل از ورود به پژوهش)

                                                    .