مقاله شبکه های اجتماعی، هزینه های درمان

دانلود پایان نامه

4-8 . روش های نوین درمان کودکان
هنر و سلامت فردی
از دیگر عواملی که تاثیر بسزایی در احساس سلامت دارد مقوله هنر می باشد. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد تماشای آثار هنری تاثیرات مثبتی بر سلامتی و بهبود دارد. همچنین بسیاری از پزشکان و محققان ارتباط بین مشارکت در فعالیتهای هنری و سلامتی را مورد اشاره قرار داده اند که این تحقیقات هم در مورد شرکت کنندگان در فعالیتهای هنری و هم مخاطبان آنها صورت گرفته است. وجود این ارتباط از نظریه دکتر استیو سوتر استاد دانشگاه روانشناسی کالیفرنیا قابل استخراج است، او توضیح می دهد که بهبودی فرآیند ای طولانی مدت است که بصورت فیزیولوژیکی با مقاومت بدن در برابر بیماری و عملکرد بهینه سیستم ایمنی بدن تعریف می شود. این فرآیند از لحاظ فیزیولوژیکی توسط پتانسیل رشد یا خودشکوفایی، از لحاظ عمومی با حس ذهنی بهبود یا رضایت از زندگی و از نظر رفتاری با حس شایستگی و سودمندی تکوین می یابد.
HAI انجمنی است که به بررسی تاثیر هنرها بر نتایج پزشکی پرداخته و در جستجوی یافتن تاثیرات مثبت انجام کارهای هنری بر بیماران می باشد. این موسسه همچنین به مقایسه اثرات ناشی از انجام فعالیتهای هنری و یا دیدن آن فعالیتها از طریق فیلم، ویدئو، تلویزیون و یا اینترنت می پردازد. تحقیقات این موسسه تحت عنوان تجربیات هنری و اثر آن بر سلامت و بهبود، وجود رابطه بین ذهن و جسم را به تایید رسانده و با انجام مصاحبه هایی با پزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان امر درمان، تاثیر انجام کارهای هنری بر بیماران را مثبت ارزیابی کرده است. یکی از محورهای اصلی این تحقیق، شناخت مکانیسم های اثرگذاری ذهن و احساسات بر جسم و نیز بررسی چگونگی تاثیر گذاری هنرها بر ذهن، احساسات و نتیجتاً بر جسم انسان می بادش. کشف رابطه بین ذهن و جسم و توانایی تاثیر گذاردن آنها بر یکدیگر از دیدگاه های مختلف- دیدگاه فرعی، مکمل و کل نگر- در دهه های اخیر در کشورهای غربی مورد بررسی قرار گرفته است. در حالیکه اعتقاد به رابطه بنیادی و یکپارچه بین ذهن و جسم برای قرنها بخشی از اعتقاد و دانش درونی درباره درمان و بهبود در دیدگاههای شرقی بوده است که از آنها می توان به پزشکی سنتی چین و یا تبت اشاره کرد. تحقیقات انجم شده با استفاده از تکنیکهای جدید تصویر مغزی نشان داده است که مکانیسم های بیولوژیکی وجود دارند که می توانند افکار، عقاید و تمایلات انسان را به ایجاد تغییر در سلولها، بافتها و ارگانها تبدیل کنند. دکتر Howard Fields استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، در این باره می نویسد: «تفکر جدایی ذهن و جسم سالها ما را به اشتباه انداخته است، یک فکر مجموعه ای از شلیک های نرونی است که از طریق شبکه مغزی می تواند باعث فعال سازی مراکز احساس، درد، خاطرات و سیستم عصبی اتوماتیک و سایر بخشهای عصبی شود که همگی آنها در ایجاد احساسات فیزیکی ما دخالت دارند.»
4-8-1. هنر درمانی
در قرن 18 با اولین پذیرش کودکان در بیمارستانها، متخصصین به تاثیر جنبه های روانی بر بستری بودن کودکان پی بردند. برای مثال در سال 1777 پزشکی به نام آرمسترانگ به درمان روانی کودکان بسیار توجه کرده و با جداسازی کودکان بیمار از مادرانشان مخالفت کرد. متأسفانه بسیاری از اصول روانشناسی راجع به ارتباط مادر و فرزند تا نیمه آخر قرن بیستم پذیرفته شده نبودد. اولین بیمارستان مادر و کودک توسط Sir James spenes در سال 1946 در بیمارستان Nen Castle on Tyne که در سال 1927 تأسیس شده بود، ایجاد شد. در سال 1956 کمیته ای در انگلستان مامور جمع آوری اطلاعات از متخصصان بیمارستانی، پرستاران، پزشکان، کادر اداری و روانپزشکان در رابطه با تأمین رفاه کودکان در بیمارستانها شد.
در قرن حاضر بررسی تحقیقات انجام شده در رابطه با روشهای درمان نوین پزشکی، نشانگر توجه روز افزون به استفاده از روشهای درمان ککی در کنار درمانهای دارویی می باشد که هم در داخل و هم در خارج محیطهای درمانی قابل استفاده و اجرا بوده و بعنوان مکمل درمانهای دارویی عمل می کنند. این روشها برای کم کردن اضطراب و استرس، ایجاد آرامش، کم کردن ناراحتی و میزان استفاده از داروها، درمان مشکلات روان- حرکتی، ذهنی و آموزشی، از بین بردن مشکلات احساسی، ارتقاء آگاهی و مهارتهای فردی، رفتار یو حل مسئله و افزایش اعتماد به نفس در بیماران و افراد عادی مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از این روشها ضمن کاهش نیاز به درمانهای دارویی و نتیجتا کم کردن هزینه های درمان، در ایجاد محیطی خلاق که نقش مهمی در تسریع روند درمان دارد نیز بسیار موثر می باشد. هنرمندان هنرهای بصری، ادبی و نمایشی با حضور در مجموعه درمانی و تعاملشان با بیماران و کارکنان باعث انسانی تر شدن فضای بیمارستانها شده و هنر درمانگران نیز در ارائه مراقبتهای درمانی خاص به بیماران تلاش کرده و بعنوان بخشی از تیم درمانی عمل می کنند. در مجموع هدف نهایی هنر درمانی استفاده از ابزارهای هنری برای تغییر وضعیت، حالات و رفتار بیماران می باشد.
انجمن هنر درمانگران انگلستان در سال 2001 هنر درمانی را اینگونه تعریف کرده است: «هنردرمانی فرآیند ایجاد تعامل بین پدید آورنده اثر (بیمار)، محصول هنری و درمانگر می باشد که در آن درمانگر، محیط، ابزارهای هنری و مهمتر از همه راهکارها و برنامه های درمانی خود را بر حسب زمان، توجهات و نیازهای بیماران برنامه ریزی کرده و سازماندهی می کند.» هدف از هنر درمانی ایجاد زبان سمبلیکی است که بتواند درمانگر را به سمت درک احساسات و توانایی های خلاقانه بیمار هدایت کرده، به تغییرات درمانی اجازه اجرا دهد. در واقع هنر درمانی رشته ای وابسته به رون درمانی بوده که به تخلیه احساسات و افکار منفی پرداخته و بیمار در آن نیازی به داشتن تخصص هنری ندارد، بلکه با راهنمای یهای درمانگران و فرصتهایی که برایش ایجاد می شود، این امکان به او داده می شود که به مدیریت احساسات، عواطف، اضطراب و استرس خود پرداخته و ارتباطات خود با افراد، گروهها و متخصصان درمانی را افزایش دهد.
روشهای هنردرمانی از دو جنبه «انجام» و «دیدن» کارهای هنری در جهت درمان استفاده می کنند چرا که فرآیند ایجاد و درک اثر هنری فعالیتی درونی است که در بهبود و سلامت فیزیکی، احساسی و روحی دخالت دارد و لذا برای افرادی که توانایی انجام کار هنری ندارند، دیدن آثار هنری نیز مفید است. نکته ای که می بایست به آن توجه کرد اینست که هدف از هنردرمانی، هنر برا یهنر نبوده و آنچه در آن حائز اهمیت است تخلیه احساسات و جنبه درمانی کار هنری است تا صرف ایجاد اثر هنری. در واقع کار هنری ممکن است هیچگاه به کسی نشان داده نشود و یا حتی پایان نپذیرد، لیکن خلاقیت بکار رفته در خلق اثر هنری در نفس خود خوشایند بوده و فرد با انجام کارهای هنری و عینیت بخشیدن ب افکار خود، آنها را برای خود و دیگران روشنتر کرده و این فرآیند با ایجاد حس کمال، اعتماد به نفس و حس استقلال فرد را تقویت می کند. این روش خصوصا برای کودکان که توانایی بیان شفاهی احساساتشان را ندارند جهت برقراری ارتباط آسانتر، کم کردن استرس و تطبیق پیدا کردن با شرایط موجود بسیار مطلوب ارزیابی شده است. تحقیقات بیانگر آن است که هنر درمانی در تمام گروههای سنی در موارد زیر نتایج مثبتی در پی داشته است: کاهش اضطراب، افسردگی و سایر بیماریها و یا ناتوانیها احساسی و ذهنی، درمان آسیبهای جنسی و اعتیاد، بهسازی روابط نابسامان خانوادگی، کاهش خشونت و ناتوانیهای اجتماعی ناشی از بیماری، کاهش مشکلات جسمی، افزایش کنترل شخصی، ذهنی و روانی و رفع مشکلات روان اجتماعی ناشی از درمان بیماریها که هدف نهایی آن با توجه به نیازهای فردی و علایق هر فرد برای او مشخص می گردد.
4-8-2. تعریف رشته های هنردرمانی
هنر درمانی شامل تمام رشته هایی می شود که بر پایه هنر به مشارکت در درمان می پردازند که درمانهای مبتنی بر هنرهای بصری، موسیقی درمانی، رقص/ حرکت درمانی، نمایش درمانی و شعر درمانی اهم این روشها می باشند. (درمانهای دیگری نیز ممکن است ذیل عنوان هنردرمانی قرار گیرند ولی در رساله حاضر روشهای معمول که میزان استفاده از آنها بیشتر می باشد مطرح شده اند).
– هنر درمانی (درمانهای مبتنی بر هنرهای بصری): انجمن هنر درمانی آمریکا این واژه را بصورت زیر تعریف کرده است: هنردرمانی تخصصی است که از ابزارهای هنری، تصاویر، فرآیندهای خلاقانه و پاسخهای بیمار یا استفاده کننده به فعالیت هنری صورت گرفته، بعنوان وسیله ای برای تعیین میزان رشد فردی، تخمین تواناییها، خصوصیات شخصیتی، خواستها، علایق و رفع مشکلات فرد استفاده می کند.
– رقص درمانی: انجمن رقص درمانی آمریکا رقس/ حرکت درمانی را استفاده روان درمانگرانه از حرکت بعنوان ابزاری برای هماهنگ کردن احساسات، ذهن و جسم فرد تعریف کرده است. استفاده از حرکات بدن بعنوان روشی درمانگر قدمت زیادی داشته و رقص وسیله ای برای بیان و بروز احساسات فرد و برقراری ارتباط او با دیگران و طبیعت می باشد.
– نمایش درمانی: انجمن نمایش درمانی آمریکا نمایش درمانی را بصورت زیر تعریف کرده است: استفاده سیستماتیک و ارادی از تئاتر و نمایش برای دستیابی به اهداف درمانی در جهت از بین بردن نشانه های بیماری و دست یابی به یکپارچگی فیزیکی و احساسی و رشد فردی. نقش گذرای روانی نیز یکی از شاخه های نمایش درمانی می باشد که موسسه روان درمانی آن را رشته ای درمانی متشکل از اجرای نمایش، فعالیت گروهی و آموزش نقشها برای ایجاد تغییرات بنیادی در زندگی شرکت کنندگان تعریف کرده است. این رشته بر پایه تئوریها و متدلوژی های Jacob L.Moreno پایه گذاری شده است.
– موسیقی درمانی: موسیقی درمانی توسط انجمن موسقی درمانی آمریکا بعنوان رویکردی درمانی تعریف شده است که موسیقی را با روشهای انسانی، روان پویشی، رفتاری و پزشکی ترکیب می کند تا به استفاده کننده در جهت رسیدن به اهداف درمانی کمک کند. این اهداف می توانند ذهنی، فیزیکی، احساسی، اجتمعی یا روحی باشند.
– شعر درمانی: انجمن شعر درمانی آمریکا شعر درمانی را بعنوان استفاده ارادی از شعر و سایر صورتهای ادبیات برای درمان و رشد فردی تعریف کرده است.
هنر درمانگران می بایست با صورتهای هنری آشنایی داشته و دارای مدرک در یکی از رشته های ذکر شده باشند. از آنجا که کار آنها به بیمار و فرآیند درمان و بهبود او مربوط می شود، لذا در ابتدای فرآیند درمان انجام بررسی وضعیت بیمار به منظور پی بردن به ویژگیهای شخصی بیمار و تعیین اهداف درمانی لازم می باشد. روشهای نوین درمان بر ایجاد تغییر در فرد تاکید داشته و معتقدند درمان از روشی سیستماتیک حاصل می شود که گام به گام با بیمار پیش رفته و در قالب فرمی هنری صورت می پذیرد. در واقع وظیفه اصلی هنر درمانگران را می توان آماده کردن بیمار، محیط،‌ابزار هنری و رشد انگیزه خود درمانگری در بیمار با توجه به عامل زمان برشمرد. آنان مسئول شنیدن حرف ها و احتیاجات بیمار و پدید آوردن اثر هنری هستند که بر ارتباطات درمانی استوار بوده و باعث ایجاد تغییراتی خوشایند در بیمار و کادر درمان گردد. تمرکز اصلی این فرآیند بر جنبه های درمانی آفرینش هنری و نحوه ارتباط آنها با زندگی بیمار می باشد که این کار با مشارکت گروهی چند رشته ای صورت می گیرد که همگی در درمان عمومی بیمار مسئولیت دارند. در 20 سال اخیر نقش هنرمندان در مجموعه های درمانی به طری چشمگیری افزایش یافته و فعالیتهایی نظیر کار بر روی پروژه های هنری برای بهبود شرایط محیط ساخته شده بیمارستان، توسعه مطالعات و تحقیقات مرتبط با هنر در درمان، کار با بیماران در برنام هها و فعالیت های هنری، حمایت از بیماران در مبادله احساسات و دیدگاه هایشان برای آگاه سازی متخصصان امر درمان و همکاری و مشورت با بیماران و انجمن های مرتبط در جهت ارتقاء وضع سلامتی عمومی از جمله فعالیتهای آنان می باشد.
4-8-3. فواید درمانی هنر درمانی
تحقیقات نشان داده اند که هنگام انجام فعالیتهای مورد علاقه، عملکردهای فیزیولوژیک بدن مانند ضربان قلب، فشار خون و سرعت تنفس به طرز چشمگیری کاهش می یابند لذا فرآیند هنردرمانی می تواد در جهت رسیدن به این اهداف بکار گرفته شود. کم کردن استرس یکی دیگر از مزیتهای قابل توجه هنر درمانی می باشد. توضیح آنکه سرکوب کردن احساسات باعث ایجاد استرس شده و این استرس باعث افزایش درد و عوارض ناشی از بیماری می گردد و هنردرمانی با ایجاد امکان دسترسی بیماران به احساسات نهفته و سرکوب شده شان، می تواند در درمان عوارض حاصل از استرس و بیماریهای مزمن ناشی از آن موثر باشد. هنردرمانی همچنین در درمان بسیاری از مشکلات رفتاری نیز موثر بوده و به عنوان یک درمان کمکی در روان درمانی کاربرد دارد هنردرماین از جمله راهکارهایی است که در دوران نقاهت پس از آسیبها یا جراحیهای مهم به کار می رود. علاوه بر این در بیماریهای مزمن مانند پارکینسون، آلزایمر یا برخی از بیماریهای خطرناک منجر به مرگ نیز هنر درمانی اثرات مثبتی در پی داشته است. به طور کلی موارد زیر را می توان از نتایج درمانی هنردرمانی برشمرد:
کم کردن اضطراب و تنش در بیماران قلبی و جراحی شده و نتیجتاً کم شدن میزان استفاده از داروهای مسکن در این افراد، کم کردن درد و ناراحتی در بسیاری از بیماریها و بنابراین کم شدن و یا جلوگیر یاز استفاده از داروها و عوارض ناشی از آنها، بهبود نوزادان بیمار و کم کردن زمان اقامت آنها در بخشهای مراقبتهای ویژه نوزادان، افزایش سرعت و میزان تاثیر درمانهای دارویی، مداخله در جهت بهبود وضعیت روحی بیماران و جلوگیری از استقرار طولانی مدت آنان در بیمارستان، آموزش به بیمار درباره بیماری و بخشهای بیمارستان و تشویق او به برقراری روابط موثر با کادر درمان و نهایتا کم کردن استرس پزشکان، پرستاران و درمانگران که باعث ارائه خدمات درمانی بهتر توسط آنان می گردد. از دیگر مزیتهای هنر درمانی می توان به ایجاد مکانی راحتی، آرامش بخش و تشویق کننده در کنار امکانات پزشکی برای بیماران و خانواده آنها، افزایش اعتماد به نفس و خود باوری و احساس عزت نفس در بیمار، کم کردن احساس ترس، اضطراب و انزوای اجتماعی، بوجود آوردن شبکه های اجتماعی و دوستیهای جدید و افزایش سرمایه گذاریهای اجتماعی در ساخت و اداره بیمارستانها اشاره کرد.
4-8-4. هنر درمانی و بستری شدن کودک
با بستری شدن کودکان، بهبود و سلامت جسمی آنان اولین اولویت کادر درمان می باشد با اینحال به علت محدود بودن توانایی کودکان در تطابق با بیماری و شرایط بستری شدن، این مساله از لحاظ روانی نیز برای کودکان چالش برانگیز می باشد. Rode در سال 1995 می نویسد: «ایزوله شدن در محیطی ناآشنا، احساس از دست دادن کنترل و ترس از آسیبهای بدنی، سلامت روانی کودکان بستری را مختل کرده و مشکلات روحی برای آنان ایجاد می کند.» علاوه بر رویدادی که باعث بستری شدن کودکان شده است، (بیماری تصادف، تجاوز، آتش سوزی و…) نفس بستری شدن نیز به علت ایجاد محدودیت برای کودک و جدایی او از خانواده باعث ایجاد تاثیرات منفی بر کودک می شود. لذا با توجه به نتایج حاصل از بستری شدن بر کودکان که از استرسهای شدید کوتاه مدت تا ناتوانی های طولانی تر ذهنی و روحی متغیر می باشد، می توان نتیجه گرفت که نیازهای روحی کودکان بستری می بایست مورد توجه قرا رگرفته و تمامی واحدهای درمانی که بیش از 10 تخت بستری کوداکان دارند، می باید تمهیدات لازم در این زمینه را مورد توجه قرار دهند.
یکی از تمهیدات موثر در این زمینه بکارگیری هنر در مجموعه های درمانی می باشد. خصوصیت غیر کلامی و تعدیل بخش هنر آن را وسیله مناسبی برای کشف، برقراری ارتباط و حل تجربیات تلخ و ترسناک دوران بستری ساخته و به کودکان در تطابق روانی با شرایط بستری شدن کمک می کند. برای مثال ترس از عواملی مانند نقص عضو، زشتی ها، رها شدن، جدا شدن از جمع دوستان، ناامیدی، از دست دادن کنترل، درد، تزریق و مرگ از جمله نتایج بستری شدن بر کودکان می باشد که هنر از طریق کمک به کودکان در برقراری ارتباط غیر کلامی در مورد ترسهایشان، تاثیر چشمگیری در کاستن این ترسها دارد. در تحقیقات صورت گرفته نیز با بررسی میزان رفتارهای استرسی کودکان بستری مشخص شده است که بیان هنری کودکان بیمار به نحو چشمگیری در تقویت نیروهای روحی و بهبود آنان موثر است. استفاده از هنر توسط کودک در بازبینی بیماریش، باعث کشف و دوباره سازی احساسات او درباره بیماری شده و موجب می شود تا درمانگر بتواند از طریق کلیدهای تصویری بدست آمده کودک را با بیماریش آشنا کرده و به او در جهت رهایی از بیماری کمک کند. هنر درمانی با ایجاد زمینه برای شناخت و برآورد نیازهای روحی کودک بستری، نقشی اساسی در فرآیند درمان ایفا می کند.
شناخت پاسخهای روانی متداول در بخشهای تشخیصی، می تواند زمینه ای برای شناخت نیازهای روحی کودکان در بیمارستانها بشاد. دیدگاههای ذهنی مطرح شده می تواند در فهم آنچه برای کودکان ایجاد ترس و نگرانی می کند مفید بوده و ما را در جهت ایجاد محیطی امن و مطمئن برای آنها یاری نماید. تمرینات هنر درمانی می توانند بیماران را به بیان احساساتشان در رابطه با بیماری، فرآیندهای درمانی، عملکرد بدنی، جدایی و محیط بیمارستان تشویق کنند. ضمن اینکه آرامش حاصل از انجام کار هنری می تواند احساس تصور مثبت در بیمار ایجاد کند که خود باعث آرامش در برخورد با استرس دهنده های بیمارستانی می شود و آرامش نیز به نوبه خود باعث کاهش استرس و افزایش کارآیی انسان می شود. Rosal در سال 1996 این طور نتیجه گیری کرده است که فعالیتهای خلاقانه که حس اکتشاف بیمار را تحریک کرده، یزان آشنایی و تطابق او با محیط بیمارستان را بالا می برند، باعث حساسیت زدایی از بیماران در رابطه با محیط بیمارستان می شوند. درونی کردن احساس کنترل و پاسخهای مناسب به استرسورهای بیمارستانها نیازمند داشتن اطلاعات درست می باشد. فرآیندهای هنردرمانی باعث می شوند تا درمانگر متوجه درک درست یا نادرست بیماران را از روند درمان، بیماری، مداخلات دارویی و تاثیرات بستری شن گردد. بیمارستان می بایست امکان و فرصت تصمیم گیری، انتخاب، حل مسئله و بیان و تسلط بر احساسات را برای بیماران ایجد کرده، ادراکات بیمار از فرآیند های درمانی را شنیده و محیطی بدون ترس برای آنها ایجاد کند. چرا که کاهش میزان اضطراب بیماران یکی از مهمترین نشانه های برآورده شدن نیازهای روانی آنان می باشد.