مقاله مهارتهای رفتاری، سازگاری با محیط

دانلود پایان نامه

7) هنر درمانگر می بایست حمایت کننده و غمخوار کودک باشد تا کودک از صحبت با او احساس امنیت کند. کودکانی که از خانواده های خود جدا هستند و یا آنانکه عزیزان خود را از دست داده اند، می بایست توسط درمانگر مورد پرسش واقع شوند تا نیازها و لوازم آسایش و آرامش آنها دانسته شود.
8) در مورد آنچه انجام شده و آنچه در آینده انجام خواهد شد به کودک توضیح داد و با او بحث کرد.
9) کودکان را به بیان احساساتشان تشویق کرد و سخنان آنان را بدون قضاوت گوش داد. به کودک اجازه داد تا گریه کرده، ناراحت و عصبانی باشد و به او اطمینان داد که این حالات در شرایط او طبیعی است.
10) ساختار کلی زندگی روزمره را تا آنجا که ممکن است با نیازهای کودکان مطابقت داد و به کودکان اجازه داد که درباره کارهای روزمره خود تا آنجا که ممکن است خودشان تصمیم بگیرند.
11) فعالیتهای خلاقانه ای را برای تشویق کودکان به بیان احساساتشان و حضور فعالانه در فرآیند بهبود و درمان انجام داد.
12) درمانگر می بایست قبل از برخورد با کودک، آمادگی روحی لازم برای برخورد با کودک و مشکلاتش را در خود ایجاد کند.
13) به پیش زمینه ها و اختلافات فرهنگی کودکان توجه چرا که برای برخی از کودکان با فرهنگ خاص بیان احساسات کارهای هنری آسان نیست.
14) به کودکان و خانواده هایشان کمک کرد تا با همسالان و بزرگسالان ارتباط برقرار کرده، تنهایی شان را کاهش دهند.
15) قبل از آغاز برنام ههای هنر درمانی، فرآیندهایی را برای ارزیابی موثر بودن این روش بر بیمار بکار برد. این فرآیندها شامل «سری نقاشی های تشخیصی»، «فرآیند ارزیابی شخصی Ulman»، «فرآیند کندن سیب از درخت Person» و «روش Kramer شامل نقاشی، رنگ آمیزی و مجسمه سازی با خاک رس» می باشند که مشخص می کنند که آیا فرد آمادگی لازم برای هنردرمانی را دارد و آیا این روش بر او موثر می باشد یا خیر.
4-9 . موسیقی درمانی
موسیقی درمانی، درمانی مکمل است که در آن درمانگر با قرار دادن بیمار در معرض موسیقی و استفاده از ریتم ها، صداها و ویژگی جهانی موسیقی، سعی در تغییر شرایط بیمار و درمان روانی و روحی او در کنار سایر درمانهای آرام بخش دارد. بر خلاف استفاده از موسیقی در فضاهای عمومی، سینماها، مراکز خرید و… که حالت غیر فعال استفاده از موسیقی است (که آن نیز بر سلامتی تاثیر مثبت دارد)، در موسیقی درمانی، موسیقی حالتی فعال و اثر گذار دارد. موسیقی درمانی از حود 60 سال پیش به صورت رشته ای تخصصی درآمده و برای اخذ مدرک لیسانس در آن رشته می بایست آموزشهای دانشگاهی و کلینیکی را پشت سر گذاشت. موسیقی درمانگران که اکثریت آنان مدرک لیسانس یا فوق لیسانس موسیقی درمانی داشته و دارای آموزشهایی در زمینه های موسیقی،‌دانش رفتاری و اطلاعات پزشکی پایه می باشند، به عنوان بخشی از تیم درمانی با استفاده از روشهای ابزاری و کلامی و نیز باتوجه به وضعیت و پاسخهای بیمار به درمان او کمک می کنند. تکنیکها شامل آواز خواندن، گوش دادن به موسیقی، ساز زدن، آنالیزهای موسیقی، تداعی خاطرات توسط موسیقی، بداهه نواز یو هدایت تصورات با استفاده از موسیقی می باشد. (قربانی ،1390)
4-9-1 . نتایج درمانی موسیقی درمانی
موسیقی درمانی برای عادی کردن شرایط و محیط بیمارستان کاربرد داشته و ثابت شده است که یکی از روشهای غیر کلینیکی کاهش درد و اضطراب در بیماران می باشد. این روش در درمان افسردگی، عصبانیت، درد، اضطراب، بیخوابی، تهوع و استفراغ، خستگی، تنهایی، گیجی و بهبود عملکردهای فیزیولوژیکی مانند ضربان قلب، تنفس و افزایش حجم ریه ها اثرات مثبتی به همراه داشته است. ضمن اینکه در بهبود کیفیت زندگی بیماران سرطانی و کودکان بیمار نیز موثر تشخیص داده شده است. موسیقی می تواند در مراحل مختلف درمان مانند عملهای ارتوپدی، عکسبرداری، اتاقهای انتظار و نیز برای کم کردن استرس بیماران به کار گرفته شود. البته هر نوع موسیقی مناسب این امر نبوده و نوع موسیقی می بایست با دقت بسیار انتخاب گردد. در کنار این مزیتها موسیقی در افزایش عملکردهای اجتماعی و جلوگیری از بیماریهای روان تنی نیز موثر می باشد. مکانیسم اثر موسیقی ایجاد زمینه ای برای به خاطر آوری خاطرات، برقراری ارتباط با دیگران، ایجاد حواس پرتی مثبت نسبت به درد فیزیکی، رهایی از اضطراب و ایجاد محیطی خوشایند می باشد که همگی در ایجاد نتایج مثبت درمانی دخیل می باشند خصوصا برا یکودکان در جهت ایجاد حس سازگاری با محیط بیمارستان موسیقی درمانی تاثیر قابل توجهی داشته و در صورت تکرار هر روزه در ساعتی خاص، می تواند بعنوان بخی از فرآیند دوست داشتنی بین انواع فرآیندهای پزشکی غیر قابل پیش بینی عمل کند. موسیقی به کودک در برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند چرا که درمانگر و کودک باقراری ارتباط با یکدیگر و نیز درمانگر از طریق ایجاد جوی که اعماد به نفس کودک را تقویت کند، باعث آگاهی بیشتر کودک از احساسات درونیش می شود که نتیجتا سطح بیان و تعاملات کودک را بالا می برد.
از دیگر مزیتهای موسیقی در درمان، کاهش میزان درد می باشد بعنوان مثال Ralf Spintge متخصص بیهوشی آلمانی از موسیقی برای کنترل درد استفاده کرده است. او در کلینیک خود برای برخی بیماران که دارای وقفه های عصبی مرکزی هستند، بجای داروهای مسکن از موسیقی استفاده می کنند. او بیان می کند که استفاده از موسیقی می تواند باعث افزایش انگیزه بیماران برای بهبود بعد از عمل شده و نیز همکاری و همدلی بین بیماران و درمانگران را افزایش دهد. اسپینچ چگونگی کار و برنامه ریزی موسیقی درمانگران برای کنترل میزان فعالیت بیماران را اینگونه توضیح می دهد: برنامه با ملودی ساده ای که توسط یک ساز اجرا می شود، آغاز شده و سپس آواهای دیگر نیز به موسیقی اضافه می شوند و در نتیجه انرژی جنبشی موسیقی افزایش یافته و این امر کمک می کند تا بیمار فعالتر گردد. موسیقی در سطح مشخصی نگاه داشته می شود و فرآیند به عقب بر می گردد صداها یکی یکی حذف می شوند تا به موسیقی اولیه تبدیل شود و این پایان فرآیند است. ضمن اینکه این فرآیند می تواند به برنامه شعر گونه ای نیز منتهی شود. کل فرآیند 12 دقیقه طول می کشد و نتایج مثبتی آن اثبات شده است. سوالی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا موسیقی تنها عاملی است که توجه فرد را از تمرکز به بیماری منحرف می کند و یا کارکرد آن به سیستم اساسی دیگری وابسته است؟ دکتر Spintge دو عامل را در این فرآیند دخیل می داند: یکی منحرف شدن توجه بیمار خصوصا جوانترها از درد و بیماری و دیگری کم شدن محسوس میزان درد و هورمونهای استرس که در خون بیماران قابل مشاهده می باشد. این موضوع تنها در مورد بیماران اروپایی صادق نبوده و در مورد بیماران ژاپنی که فرهنگی کاملا متفاوت دارند نیز به اثبات رسیده است. (قربانی ،1390)
4-9-2 . مزیتهای موسیقی درمانی برای کودکان
درک کودکان از درد با درک بزرگسالان بسیار متفاوت می باشد چرا که سطح و میزان رشد ذهنی و آگاهی آنان از بیماری تاثیر مستقیمی بر میزان درد تجربه شونده توسط آنها دارد. یک کودک تازه راه افتاده نسبت به درد عکس العملی پرخاشگرانه ماند گاز گرفتن یا ضربه زدن نشان می دهد چرا که روش دیگری برای بیان درد خود ندارد. کودکان بزرگتر به دنبال کنترل درد و حفظ استقلال خود بوده و در کوشش برای بدست آوردن این کنترل، ممکن است میزان درد و اضطراب خود را پنهان کنند. تجربه های قبلی کودک از درد، در پاسخ او به درد تاثیرگذار است. از طرف دیگر تحقیقات نشان می دهد که کودکان به فرآیندهای تکراری پزشکی عادت نمی کنند و تکرار فرآیندهای درمانی باعث کاهش درد و اضطراب آنان نمی شود. در تحقیقات مشخص شده که عموما والدین و کادر بیمارستان میزان درد کودک را دست کم گرفته و نتیجتاً اقدامات مناسبی برای برطرف کردن آن صورت نمی دهند.
یکی دیگر از مزیتهای استفاده از موسیقی در بیمارستان کاهش استرس بازدیدکنندگان و همراهان بیمار می باشد. به عنوان مثال Wolf و Woolsey در سال 2003 انواع استرسهای والدین کودکان بستری را مورد بررسی قرار دده و از موسیقی برای کاهش این استرسها استفاده کرده اند. Collins در سال 1991 تاثیر موسیقی ضبط شده را بر رفتارهای استرسی، وزن، میزان جذب کالری و مدت زمان بستری در 52 نوزاد کم وزن مورد بررسی قرار داده و نشان داده است که موسیقی باعث کاهش مدت بستری، افزایش جذب کالری و کاهش رفتارهای استرسی در این نوزادان شده است. همچنین میزان اشباع اکسیژن، ضربان قلب و وضعیت رفتاری با مداخلات موسیقی درمانی، بهبود قابل توجهی را نشان می دهند.
اقدامات موسیقی درمانی برای کاهش درد در فرآیندهای دردناک نیز کاربرد دارد. در تحقیقی توسط Pfaff و همکارانش استفاده از موسیقی به همراه آرامسازی برای کاهش رفتارهای اضطرابی در کودکان 6 تا 15 ساله مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاکی از آن است که میزان ترس، درد و رفتارهای اضطرابی با اجرای موسیقی درمانی کاهش یافته است. Batson در سال 1994 تحقیقی را بر روی نقش موسیقی و سایر سرگرمیها حین تزریق انجام داده است که نشانگر کاهش رفتارهای اضطرابی حین انجم این فرآیندها می باشد. تحقیق Chetta نیز نشامی دهد که موسیقی در کاهش اضطراب قبل از عمل نیز موثر است. در این تحقیق سه گروه از کودکان قبل از جراحی مورد بررسی قرار گرفته اند: گروه اول تنها توصیه های شفاهی قبل از عمل، گروه دوم توصیه های شفاهی و موسیقی در شب قبل از جراحی و گروه سوم توصیه های شفاهی، موسیقی در شب قبل از عمل و نیز موسیقی دلخواه قبل از تزریق عمل داشته اند. نتیجه آن بوده است که در گروه سوم میزان کاهش اضطراب بیشتر بوده است. تحقیقات Oggenffuss در سال 2001 و Schere در سال 2002 نیز تاییدی دیگر بر کاهش استرس کودک و والدین او قبل از عمل و حین انتظار برای عمل می باشند. همچنین در تحقیقی موردی مشخص شده است که میزان درد و اضطرابق کودکان هنگتم همودیالیز، هنگامی که در معرض موسیقی قرار می گیرند. کمتر از کودکانی است که در معرض موسیقی نیستند.
یکی از جنبه های خاص موسیقی درمانی در کودکان مقایسه با بزرگسالان این مساله است که آنان به علت داشتن توانایی تغییر و تکمیل تجربیاتشان، قابلیت شکل پذیری و انگیزه بخشی توسط موسیقی را دارا می باشند. موسیقی درمانی در کودکان در 4 حوزه زیر عملکرد دارد: درمان روانی- اجتماعی، بهبود مهارتهای حرکتی، بهبود مهارتهای رفتاری- ذهنی و مهارتهای سخن گفتن و برقراری ارتباط. در بخش درمان روانی- اجتماعی موسیقی در تمام کودکان با هر سطحی از سلامتی فیزیکی و ذهنی، فرستهایی را برای بروز و بیان احساسات پدید می آورد که باعث تقویت اعتماد به نفس و انگیزش آنان شده و حس لذت و رضایت از محیط درمانشان را ارتقاء می بخشد. موسیقی درمنی همچنین از طریق ایجاد انگیزه و انرژی لازم برای حرکت و ورزش در کودک، در بهبود سیستم حرکتی و توانبخشی به کودکان موثر می باشد. همچنین اجرای موسیقی توسط سازه های مختلف باعث حرکت ماهیچه ها و تقویت هماهنگی آنها می گردد. برای مثال کودکی که بر اثر سوختگی حرکت بخشهایی از بدنش را از دست داده و حاضر نبود در جلسات توانبخشی شرکت کند، با کار با یک موسیقی درمانگر در اجرای موسیقی کودکانه ای که نیاز به حرکت دستها و انگشتان داشت، انگیزه لازم را بدست آورده و جلسات توانبخشی او ادامه یافت.
موسیقی درمانی همچنین تاثیر مثبتی بر مهارتهای ذهنی، رفتاری و گفتاری کودک دارد. موسیقی به طور طبیعی انگیزه بازی ایجاد می کند و وقتی که کودک احساس کند در حال بازی است، همکاری و نیز یادگیری بیشتری خواهد داشت و لذا موسیقی میزان یادگیری او را افزایش می دهد. مغز موسیقی را توسط 2 نیمکره خود پردازش می کند به همین دلیل گوش دادن به موسیقی باعث می شود بیمار فرآیندهای برنامه ریزی، توالی و یادآوری اطلاعات زبانی را نیز بهتر انجام دهد. استفاده دیگر از موسیقی درمانی در مدیریت درد و اضطراب است که از طریق ایجاد تصورات مثبت و منحرف کردن تمرکز و توه بیمار از بیماری صورت می گیرد. پشتوانهی تئوریک این مسئله این است که موسیقی باعث تحریک سایر اعصاب حسی می گردد که مغز را از تمرکز و دریافت صرف محرکهای درد، باز می دارد. به عنوان مثال کودکی که به علت سوختگی می بایست 3 بار در روز تعویض لباس می شد، به علت درد زیاد این فرآیند استرس زیادی داشته و حاضر به همکاری نمی شد، ولی با درمان یک موسیقی درمانگر، اقدامات لازم برای کاهش استرس او صورت گرفته و نتیجتا موسیقی به او کمک کرد که درد را بهتر تحمل کند در تحقیقی دیگر در کانادا بر روی کودکان دارای سرطان مشخص شده است که موسیقی درمانی باعث کاهش اضطراب و راحتی بیشتر آنان شده است. در این تحقیق ابزارهای سنجش شامل مقیاس میزان درد، پرسش از والدین دربارهی چگونگی حالت و رفتار کودک پس از موسیقی درمانی و نیز پرسشنامه هایی درباره موثر بودن موسیقی درمانی از کودکان، والدین و کادر درمان بوده است که تقریبا همگی بر مثبت بودن اقدامات موسیقی درمانی تاکید داشتند. (قربانی ،1390)
4-9-3 . اجرای موسیقی درمانی
Sheri L. Robb در زمینه راهکارهای اجرایی موسیقی درمانی برای کودکن، راهنمایی را برای موسیقی درمانگران تدوین کرده و سه عامل مهم برای موثر بودن موسیقی درمانی را در آن ساختار، استقلال و مشارکت بر شمرده است:‌
ساختار شامل چگونگی برقراری ارتباط با کودک می باشد که می بایست به وضوح اهداف، نتایج و انتظارات او را مشخص سازد. استقلال زمینه را برای ایجاد حس آزادی که لازمه برقراری ارتباط مناسب بین درمانگر، کودک، خانواده او و کادر درمان می باشد را فراهم می کند. شرکت اطرافیان کودک در این فرآیند به او نشان می دهد که این رو درمان، فرآیند ای جالب،‌ جذاب و مطابق با نیازهای او می باشد لذا اجرای موسیقی زنده بسیار بیشتر از موسیقی ضبط شده نتیجه بخش می باشد چرا که برقراری ارتباط مناسبتری در آن اتفاق افتاده و انگیزه فعالانه بیشتری برای دیدن، فهم، شنیدن و لمس آلات موسیقی نسبت به وقتی که بیمار شنونده منفعل باشد، ایجاد می کند. در برخی از موارد موسیقی ممکن است باعث به خاطر آوری خاطرات بد گذشته شود لذا موسیقی درمانگر باید متوجه این مسئله بوده و همواره در جهت دهی کودک به سمت احساسات مثبت تلاش کند. با اینحال اگر موسیقی درمانی در کنار سایر درمانها به کار گرفته شود آثار سوء و عوارضی نخواهد داشت
5 اصل اساسی در اجرای موسیقی درمانی در بیمارستانها شامل موارد زیر می گردد: