منابع تحقیق درباره دسترسی به اطلاعات، کارکردهای آموزشی

با توجه به درسنامه‌های فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران علم می‌توان روزنامه‌نگار علم را چنین تعریف کرد: «روزنامه‌نگاری علم شاخه و گرایشی از روزنامه‌نگاری است. روزنامه‌نگار یا ژورنالیست علم ابتدا یک ژورنالیست است و در این مقام فرقی میان او و یک روزنامه‌نگار عمومی، سیاسی، ورزشی و .. نیست.حوزه‌ای که او پوشش می‌دهد حوزه علوم است که با اندکی تساهل ریاضیات، فناوری، محیط‌زیست و تحقیقات پزشکی را دربر می‌گیرد که دو نقش برجسته دارد، نقش اول، انتقال و ترجمه داده‌ها از زبان پیچیده علم، به زبان ساده و عامیانه و آگاه کردن مردم نسبت به رویدادها است. نقش دوم، نقش مسئولیت او در مواجهه با جریان علم و نظارت بر روند علم در جامعه در مسیر توسعه علمی است.»
از آنجا که روزنامه‌نگاری علم، هم در واقع روزنامه‌نگاری است، در آن ارزش‌های خبری متداول اعمال می‌شود. داستان‌ها بیشتر بر اساس ارزش خبری آنها مورد توجه قرار می‌گیرد تا بر اساس رابطه با معیارهای علم. در فرایند انتخاب خبر علمی، به خصوص ارزش خبری «علاقه انسانی» مورد توجه است (Jarman&McClune, 2007:23)
روزنامه‌نگاری علم، در امتداد انواع دیگر روزنامه‌نگاری‌ها، به دنبال ارزش‌های خبری و ویژگی‌های فرآیندهای دنیای واقعی است که توجه مخاطب به آن ثابت شده است (Dunwoody, 2008:19).
پرفسور فاکسون باندا ، سه کارکرد عمده برای روزنامه‌نگاری علم بر می شمارد:
کارکرد آموزشی: آموزش‌های عمومی برای بهتر زندگی کردن و فهمیدن رابطه بین علم و دیگر بخش‌های دانش مثل سیاست، اقتصاد، فرهنگ و غیره از جمله کارکردهای آموزشی روزنامه‌نگاری علم است.
کارکرد دموکراتیک: پروراندن کنجکاوی شهروندان، بحث‌های اخلاقی پیرامون علم و کیفیت آن و مشارکت‌های علمی در این دسته قرار می‌گیرند.
کارکرد توسعه‌ای: کمک به توسعه پایدار، سرمایه‌گذاری در علم، بازده بیشتر در سرمایه‌گذاری (به عنوان مثال محصولات بیشتر برای استفاده عمومی) از جمله این کارکردها هستند. (Tehran science journalism workshop, 2014)
در شصت سال اخیر حداقل 4 شیوه روزنامه‌نگاری مورد توجه روزنامه‌نگاران و پژوهشگران بوده است. از آنجا که “روزنامه‌نگاری علم” ، مقوله جدایی از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نیست، می‌تواند در زمره هر کدام از این چهار شیوه قرار بگیرد. بدیعی و قندی در کتاب روزنامه‌نگاری نوین، این شیوه‌ها را چنین بر می‌شمرند:
روزنامه‌نگاری عینی (Objective Journalism) : در روزنامه‌نگاری عینی‌گرا، بر ضرورت جدایی بین روزنامه‌نگار و واقعه یا موضوع مورد گزارش تاکید می‌شود. تاثیر ندادن احساسات و پیش‌داوری‌ها و تمایلات و علاقه‌های شخصی و رعایت بی‌طرفی کامل در کسب و انتشار اخبار از اصول آن است. حقیقت‌جویی و صحت‌گرایی، استقلال و بی‌طرفی و همچنین احترام به حیثیت فردی و نیز احساس مسئولیت در برابر مصالح عمومی از جمله مهم‌ترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری شناخته می‌شود(بدیعی و قندی، 422:1383).
روزنامه‌نگاری تشریحی (Interpretative Journalism): در روزنامه‌نگاری تشریحی، روزنامه‌نگار باید از «سطح» به «درون» برود و عمق مسایل و رویداها را بکاود. در این شیوه روزنامه‌نگار خواننده را پشت صحنه رویداد می‌برد و رویداد را به چارچوب ذهنی و تجربیات او مرتبط می‌سازد(همان: 423).
روزنامه‌نگاری تحقیقی(Investigative Journalism): روزنامه‌نگاری تحقیقی در عین اینکه از حیث وسعت گزارش‌ها و نیز توجه به عمق رویدادها به روزنامه‌نگاری تشریحی و نیز شیوه روزنامه‌نگاری عمقی شباهت دارد، از جهت نوع برداشت و نگرش اجتماعی با آنها متفاوت است. به بیان دیگر به سبب عدم اعتماد و اطمینان خبرنگار به اخبار و اطلاعات مندرج در اطلاعیه‌ها و اعلامیه‌های رسمی دولتی، کوشش‌هایی پیاپی در جهت کشف واقعیت‌ها انجام می‌دهد تا امکان دسترسی به اطلاعاتی فراهم شود که عمدا از دسترس آنها مخفی نگه داشته شده است(صدیق بنای به نقل از دکتر کاظم معتمدنژاد ،همشهری آنلاین، 1392).
روزنامه‌نگاری توسعه(Development Journalism) : روزنامه‌نگاری توسعه ترکیب روزنامه‌نگاری عینی، روزنامه‌نگاری تحقیقی، روزنامه‌نگاری انتقادی و روزنامه‌نگاری تشریحی است. روزنامه‌نگاری توسعه یعنی استفاده از تمام مهارت‌ها و فنون روزنامه‌نگاری، به صورتی که مخاطبان نه تنها از وقوع رویدادهای توسعه آگاهی می‌یابند، بلکه از علت، چگونگی و نحوه اجرای برنامه‌ها نیز برخوردار می‌شوند. بدیهی است لازمه چنین روزنامه‌نگاری، علاوه بر داشتن استقلال حرفه‌ای ، آگاهی تخصصی و مهارت‌های گوناگون حرفه روزنامه‌نگاری را نیز طلب می‌کند. روزنامه‌نگار موفق کسی است که اطلاعات لازم و کافی، در زمینه‌های مورد نظر را داشته باشد تا بتواند با کارشناسان در زمینه‌های مختلف به بحث و تبادل نظر بپردازد(بدیعی و قندی،430:1383).
روزنامه‌نگاری علم، مقوله جدایی از روزنامه‌نگاری نیست و در پیوند با هرکدام از شیوه‌های مذکور معنا می‌یابد. در روزنامه‌نگاری عینی تاکید بر جدایی نگارنده از موضوع است، چیزی که در “روش علمی” هم به آن تاکید می‌شود و اساسا از روشی به عنوان روش علمی یاد می‌شود که در آن محقق احساسات خود را در فرایند گردآوری داده‌های علمی دخالت ندهد. نویسنده علم، نیز وقتی موفق است که سوژه و ابژه علم را از احساسات شخصی دور نگاه دارد و نگاه عینی و دقیق بر مقولات بیفکند.
پرداختن به معنا و مفهوم‌های پیچیده به زبانی ساده و قابل فهم برای مخاطب عام، از اهداف اولیه پرداختن به روزنامه‌نگاری علم است که این امر خود مستلزم رفتن از سطح به عمق است که در روزنامه‌نگاری تشریحی محقق می‌شود. روزنامه‌نگاری تحقیقی و به ویژه گزارشگری تحقیقی جایگاه ویژه‌ای در روزنامه‌نگاری علم دارد. آنتونیو ریگالدو گزارشگر علمی وال استریت ژورنال که برنده جایزه پولیتزر هم بوده است درباره گزارشگری تحقیقی در روزنامه‌نگاری علم می‌نویسد:
“گزارشگری تحقیقی کاری ارزشمند است، این کار می‌تواند باعث تغییر روش و سیاست‌های دولت یا صنایع شود، به مردم در برابر آسیب‌های مختلف کمک کند و سطح جامعه ما را به روشی مهم و تاثیرگذار ارتقا بخشد و برای بسیاری از روزنامه‌نگارها گزارش‌های تحقیقی جواهر و نگین درخشانی بین همه کارهای آنها به شمار می‌رود. آنها و ویراستاران آنها به این گزارش‌ها به چشم بهترین کارهایی که انجام داده‌اند نگاه می‌کنند” (بلوم و دیگران،282:1383).
روزنامه‌نگاران علم می‌توانند در رسانه‌های مختلف به فعالیت بپردازند. از کار در روزنامه محلی گرفته تا روزنامه‌های کثیرالانتشار، نشریه‌های عمومی دانش، رادیو، تلویزیون و وب. اگرچه اسلوب روزنامه‌نگاری علم در همه این فضاها مشترک و یکسان و مبتنی بر گزارشگری از علم است اما هرکدام از این رسانه‌ها ماهیت و ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که روزنامه‌نگار علم باید آنها را بشناسد. چنانچه مک لوهان، نظریه پرداز ارتباطات در کتاب معروف “درک رسانه‌ها “می‌گوید: رسانه پیام است. هر رسانه‌ای صرف نظر از محتوای پیامی که منتشر می‌کند ماهیت متفاوت و متعلق به خودی نیز داردو روزنامه‌نگار علم باید این توانایی را داشته باشد که با نهایت ظرافت توانمندی‌های منحصر به فرد هر رسانه را درک کند و از آنها در جهت افزایش تاثیرگذاری حیطه کاری خویش بهره جوید.
گرچه روزنامه‌نگار علم می‌تواند به عنوان روزنامه‌نگار رسمی در یک نهاد رسانه‌ای به فعالیت بپردازد، اما نقش روزنامه‌نگاران آزادرا نباید فراموش کرد. روزنامه‌نگار آزاد یا فریلنس یا غیر متعهد به روزنامه‌نگاری گفته می‌شود که در استخدام یک موسسه انتشاراتی (مکتوب، صوتی و یا تصویری) نیست و به طور موردی با رسانه‌های مختلف و برای تولید یک محتوای خاص قرارداد می‌بندد(بلوم و دیگران، 193:1393).
روزنامه‌نگاران آزاد نقش مهمی در توسعه ژورنالیزم علم دارند. امروزه نویسندگان موفق آزاد تنها به نوشتن برای مجلات و روزنامه‌ها بسنده نمی‌کنند و به فراسوی آن می‌روند. آنها کتاب‌های عامه فهم می‌نویسند، پروژه‌هایی را برای سازمان‌های غیرانتفاعی انجام می‌دهند یا با وب‌سایت‌ها، شرکت‌ها، موسسات دولتی و غیر دولتی و روابط عمومی‌ها همکاری می‌کنند(بلوم و دیگران، 195:1393).
افزایش تنوع و کارکردهای رسانه‌های گوناگون در دنیای حاضر، روزنامه‌نگاری علم را بیش از پیش تخصصی کرده است و فضای کار برای روزنامه‌نگاران علم بازتر و دشوارتر شده است. یک نویسنده علم اکنون باید با انیمیشن‌ها، جلوه‌های ویژه و افکت‌های صوتی و تصویری و محصولات اعجاز آمیزِ ترکیبِ صدا و تصویر رقابت کند، یا آنها را به کار بگیرد و راه خود را در این میان باز کند.
اصطلاح «خبرنگاری کوله پشتی » مدتی است که در میان سردبیران و ویراستاران محبوبیت یافته است و به خبرنگار چندمهارته‌ای اطلاق می‌شود که توانایی تکمیل پروژه اطلاع‌رسانی در دنیای چندرسانه‌ای کنونی را داراست و تمام ابزارهای مورد نیاز کار، در کوله‌پشتی‌اش یافت می‌شود. برای مثال می‌تواند برای خبر یا گزارش خود عکس تهیه کند، اگر لازم باشد صوت و تصویر به آن اضافه کند یا تکمیل‌کننده‌های خبری به آن بیفزاید. البته علیرغم پیچیدگی و تخصصی‌تر شدن حوزه عملکرد روزنامه‌نگارن علم، هنوز هم اطلاع‌رسانی و ایفای نقش نظارتی مطبوعات که شامل تحلیل مباحث چالش‌برانگیز می‌شود، مهم‌ترین محور روزنامه‌نگاری علم است.
3-2-2-2 قالب‌های علمی‌نویسی
نادیا الاعوادی (1392: 14-11)رییس اسبق فدارسیون جهانی روزنامه‌نگاران علم، در درس چهارم از دوره درسنامه فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران علم درباره قالب‌های مختلف علمی‌نویسی به این موارد اشاره می‌کند:
الف) خبر: داستان‌های خبری به این منظور نوشته می‌شوند که رویدادی را که هم اکنون در حال رخ دادن است و یا به تازگی اتفاق افتاده پوشش دهند. آنها معمولاً ولی نه همیشه کوتاه‌تر از دیگر انواع داستان‌هایی هستند که در مطبوعات و رسانه‌ها منتشر می‌شود. این مطالب به گونه‌ای تنظیم می‌شوند که معمولاً به پرسش‌های شاخص خبر یعنی، چه کسی، چه چیزی، کی، کجا و چگونه را در یکی دو جمله اول پاسخ دهند. این داستان‌ها معمولاً از پاراگراف‌ها و جملات کوتاه تشکیل می‌شوند. موضوعاتی مانند کنفرانس‌های علمی، کشفیات تازه علمی و بیماری‌های عفونی معمولاً موضوع این چنین داستان‌های خبری هستند.
ب) مقالات فیچر: مقاله‌های فیچر معمولاً نسبت به داستان‌های خبری دارای عمق بیشتری هستند. یک مقاله فیچر می‌تواند یک موضوع خبری (رویدادی که هم اکنون در حال وقوع است)را پوشش دهد اما اطلاعات بیشتری در باره آن ارائه داده و زمینه‌های آن را بررسی می‌کند. مقالات فیچر همین طور اخبار و وقایعی را که موضوع آن ادامه دارد و یا آنهایی که درجه اولویت پایینتری دارند را نیز پوشش می‌دهد. این مطالب معمولاً مقدمه‌ای جذاب دارند که مخاطب را به دام می‌اندازد و بعد از آن پاراگرافی به شکل هسته اصلی مطلب که بر اصل داستان تمرکز می‌کند و در ادامه نیز اطلاعات پیش زمینه مطرح می‌شود. در انتها شاید نتیجه‌گیری ، یک اوج هیجان‌انگیز و یا زاویه دیگری که بتواند داستان را تمام کند، بیاید.
ج) مصاحبه: اگرچه ما برای مقالات و داستان‌هایمان به طور مکرر به گفتوگو با کارشناسان، محققان، دانشمندان و مردم در خیابان‌ها می‌پردازیم اما یک گفتوگوی مستقل هم می‌تواند کانون و گرانیگاه یک مقاله باشد. این دسته از مطالب عموماً به شکل پرسش و پاسخ نوشته و تنظیم می‌شوند اگرچه روش‌های خلاق دیگری نیز برای نگارش آنها وجود دارد. نکته مهم دراین باره این است که توجه خواننده نه تنها باید بر موضوع متمرکز باشد که باید به شخصیت و نظرات مصاحبه‌شونده نیز پرداخته شود. با چنین مطالبی ما به خوانندگانمان کمک می‌کنیم تا تفکرات یک شخص خاص درباره یک موضوع یا بازه وسیعی از موضوعات را بداند.
د) سرمقاله‌ها، تحلیل‌ها، توضیحات یا نقطه نظرات: به قول دیوید دیکسون، مدیر SciDev هدف از نوشتن یک سرمقاله فراهم آوردن نقطه نظری در باره یک موضوع مورد علاقه است. یک سرمقاله ممکن است با امضا یا بدون امضا نویسنده منتشر شود. اگر سرمقاله بدون امضا باشد معمولاً به این معنی گرفته می‌شود که مطلب دیدگاه کل نشریه یا وب سایتی است که آن را منتشر کرده است و توسط سردبیر، یا یکی از اعضا تحریریه و به طور خاص و موردی توسط یکی از همکاران (و با حمایت سردبیر) نوشته می‌شود. اگر یک سرمقاله امضا داشته باشد دیگر به معنی این نیست که این نظر، دیدگاه کل نشریه یا وب سایت است با وجود این عموماً پذیرفته شده است که سرمقاله موقعیت برجسته‌ای در بین مطالب دیگر نشریه دارد چرا که سردبیر یا همکاران تحریریه که آن را می‌نویسند و این احساس وجود دارد که نظرگاه آنها نقطه نظری است که مخاطبانشان خواستار و شایسته آن هستند. یک سرمقاله باید دارای نتیجه‌گیری شفافی در باره موضوعی که مطرح می‌کند باشد و درعین حال ساختار منطقی داشته و بر حقایق واستدلال‌هایی بنا شده باشد که منجر به نتیجه می‌شود. همچنین در این نوشته می‌توان از استدلال نقیض استفاده کرد تا معلوم شود چرا نویسنده با یک نظر مخالف است.
هـ) گزارش‌های تحقیقی: گزارش‌های تحقیقی شامل تحقیقات دست اول و سنگینی هستند که در باره یک موضوع خاص صورت گرفته‌اند. معمولاً این گزارش‌ها برای پیدا کردن پاسخ به پرسشی مهم و اغلب بحث برانگیز تهیه می‌شوند. سوالی مانند اینکه «آیا واقعا مخازن محلی آب مایع می‌تواند دلیل رشد گونه خاصی بیماری در یک منطقه را توضیح دهد یا خیر؟» یا اینکه «آیا محققانی که ادعا کرده‌اند نخستین انسان را شبیه‌سازی کرده‌اند راست گفته‌اند؟» در این سبک گزارش‌ها معمولاً دانشمندان نقش متخصصانی را بازی می‌کنند که به روزنامه‌نگاران برای استخراج حقیقت کمک می‌کنند و یا اینکه خود آنها می‌توانند موضوع اصلی تحقیق باشند. شاید لازم باشد یک روزنامه‌نگار علم نظرات دو یا چند دانشمند را در مقابل هم قرار دهد تا بتواند داستانش را روایت کند. تولید گزارش‌های تحقیقی معمولاً زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهد چون پیدا کردن افرادی که بتوانند جواب‌ها را در اختیار گزارشگر بگذارند و یا کسانی که باید مورد مصاحبه قرار گیرند زمان بر و دشوار است. شاید هیچ جواب آماده‌ای برای روزنامه‌نگاری که به سختی دنبال پاسخی برای پرسش‌هایش است وجود نداشته باشد. حاصل یک گزارش تحقیقی می2تواند در قالب یک مقاله و یا چندین مقاله عمیق منتشر شود.

                                                    .