منابع تحقیق درباره رادیو و تلویزیون، رسانه‌های جمعی

عمومی‌سازی علمی و تربیتی:روش مسلط عمومی‌سازی علم را شکل می‌دهد. این نوع عمومی‌سازی ، ییشتر دانش‌آموزان را مد نظر دارد اما پدیده‌ای گسترده از آموزش علوم در مدارس است.
عمومی‌سازی سیاسی :تشویق نهاد یا افراد دولتی که منابع مالی یا سایر منابع مربوط به پژوهش علمی را تامین می‌کند، عمومی‌سازی سیاسی است.
عمومی‌سازی عمومی: در قرن 19 کلوب‌ها و انجمن‌های علم این کار را بر عهده داشته‌اند. اما در قرن 20 اساسا رسانه‌های جمعی این وظیفه را بر عهده گرفته‌اند که یکی از کانال‌های عمده عمومی‌سازی عمومی، روزنامه‌ها، مجلات، رادیو و تلویزیون هستند(وصالی و اجاق، 64:1388).
از این منظر با توجه به نقش رسانه‌ها و روزنامه‌نگاری علم، می‌توان آنها را مهم‌ترین رکن عمومی‌سازی عمومی، شناخت.
وصالی و همکاران در طرح پژوهشی” رصد و مطالعه سیاست‌های ملی ترویج علم موجود در کشورهای جی8،دی8 ، هند و چین ” (1388: 229-226) چهار برداشت رایج از ترویج علم را نام می‌برند:
ترویج با هدف بازاریابی محصولات فناورانه: در این تفسیر از ترویج و همگانی‌سازی علم و فناوری، «عامه مردم»، تنها به عنوان مصرف‌کننده محصولات فناورانه شناخته می‌شوند. بر اساس این تعریف،«عامه مردم»، از یک سو حق دارند که با زیان‌ها و محاسن محصولات فناورانه آشنا باشند تا در اثر مصرف این محصولات خطری تهدیدشان نکند و بتوانند دستورالعمل‌های استفاده را نیز به خوبی فهم کرده و اجرا کنند. از سوی دیگر بازار مصرفی محصولات فناورانه از طریق آشنا شدن عامه مردم با علم و فناوری و اشتیاق و انگیزه بیشتر ایشان برای مصرف و خرید، گسترش پیدا می‌کند. به عبارتی ترویج و همگانی سازی علم و فناوری، نوعی بازاریابی برای محصولات فناورانه محسوب می‌شود.
نشر فناوری : این دیدگاه بیشتر معطوف به فرآیند تولید علم و فناوری و ارتباط میان دانشگاه و صنعت است. در این دیدگاه افزایش فهم صنعتگران و دانشگاهیان و عوامل مهم تسهیل‌گر مانند سرمایه‌گذاران و بازرگانان از علم و فناوری مورد توجه قرار می‌گیرد.
دیدگاه مبتنی بر تعامل میان علم، فناوری و جامعه و مفهوم جامعه دانایی محور : از این منظر در یک جامعه دانایی محور، تمایز معنی‌داری میان عموم مردم و جامعه تخصصی علمی وجود ندارد. در جامعه دانایی محور، به دلیل گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات، امکان دسترسی و تبادل سریع دانش میان آحاد جامعه فراهم است. از سوی دیگر به دلیل تغییر ماهیت جامعه، بیشتر تبادلات اجتماعی از جنس محصولات علمی و فناورانه است.
دموکراسی علمی: در این دیدگاه توسعه علمی به دلیل اهمیت بی‌بدیل علم در راهبری جامعه بشری معادل رشد بشری است. معتقدان این نظر، به فعالیت‌هایی که به منظور آموزش علوم به مردم عادی، تقویت باور و اعتقاد عمومی به علم و همگانی‌کردن علم، انجام می‌شود ترویج علم می‌گویند. مطابق این دیدگاه، تولید علم امروزه تبدیل به یکی از عرصه‌های رقابت بین المللی شده است و جوامع تلاش می‌کنند تا مرتبه خود را در این رقابت ارتقا بخشند. یافته‌های علمی هر حوزه برای آنکه بتوانند مورد ارزیابی و نقد اصحاب آن حوزه قرار بگیرند، باید به زبانی که در مقیاس جهانی از پویایی علمی لازم برخوردار باشد عرضه شود تا اهل تخصص در سراسر دنیا از آن آگاه شوند. این ضرورت سبب شده است که تولیدات علمی کشورهای جنوب به زبانی عرضه شود که الزاما زبان بومی آنها نیست. در نتیجه چنین تولیداتی در لایه‌های بالای علمی و تخصصی جوامع حاصل می‌شود.
مجوعه این مولفه‌ها یعنی: الف) تبدیل تولید علم یک عرصه رقابت بین‌اللملی؛ ب) ارئه یافته‌های علمی در قالب زبانی که از پویایی لازم برخوردا باشد؛ ج) عدم ارائه تولیدات علمی برخی از کشورها به زبان بومی‌شان؛ سبب شده است که تبادل اطلاعات علمی در لایه‌های فراتر جامعه صورت گیرد و لایه2های فروتر جامعه از آن نصیبی نبرند. تولید علم در چنین شرایطی، منجر به آریستوکراسی علمی می‌شود، که در آن عده اندکی از اعضای جامعه فقط به مسائل علمی می‌پردازند و اکثر مردم سرگرم داد و ستد علمی هستند. این اکثریت، هزینه آرامش و زندگی بی‌دغدغه همان اقلیت را فراهم می‌کنند تا با فراغ بال به ارتقای اندیشه‌های علمی خویش بپردازند. از سوی دیگر دموکراسی ایجاب می‌کند که مردم در نتایج و یافته‌های عامی نیز سهیم باشند، یعنی بتوانند از نتایج فعالیت‌های علمی به زبان قابل درک خود آگاه شوند. این انتقال یافته‌های علمی از لایه‌های بالاتر جامعه به لایه‌های پایین‌تر جامعه، روزنامه‌نگاری علم است. این فرایند دموکراتیزه کردن علم است که ممکن است الزاما توسط تولیدکنندگان علم انجام نشود و شاید مصلحت هم در همین باشد. زیرا مهارت‌هایی را می‌طلبد که الزاما با مهارت‌های تولید علم یکسان نیست. پس در این دیدگاه، ترویج علم معادل توسعه دموکراسی قلمداد می‌شود.
10-1-2-2 رسانه‌ای شدن علم
ورود علم به قلمرو رسانه‌های جمعی، نقطه‌عطفی در تاریخ ارتباطات علم محسوب می‌شود. در این فرآیند که با عنوان «رسانه‌ای شدن علم» شناخته شده، رسانه‌ها تنها بازنمای دستاوردهای علمی نیستند. آنها از سویی میان جامعه علمی و همگان پیوند برقرار می‌کنند و از سوی دیگر، خود عرضه‌کننده روایتی برساخته شده از موضوعات علمی هستند(خانیکی و زردار، 876:1393). اولین کسی که اصطلاح رسانه‌ای شدن را در متون علمی معرفی کرده است، پیتر ونگارت است. (Schäfer, 2009:4)
در مورد علم، تشخیص‌های مختلفی از رسانه‌ای کردن وجود دارد. با وجود اینکه دانش علمی هسته مرکزی یک جامعه دانش‌مدار محسوب می‌شود ، ولی پذیرش عمومی رو به زوال و بودجه های محدود، دانشمندان را مجبور کرده که اگر پول بیشتری از دولت می‌خواهند، در نوعی از سیاست درگیر شوند که در آن همه شهروندان باید به کار گرفته شوند. یکی از این سیاست‌ها ارائه اطلاعات به مخاطبی است که رسانه منبع اصلی اطلاعات و علاوه بر این صحنه بحث درباره عقاید عمومی برایش به حساب می‌آید. لزوم قانونی کردن و گردآوری پذیرش عمومی شامل یک سخنرانی معقول و مشروع از علم است که در درجه اول می‌تواند در رسانه ارائه شود. رسانه‌ای شدن علم را می‌توان دارای دو وجه برجسته دانست:
توجه فزاینده رسانه‌ها به موضوعات علمی
طراحی ملاک‌های رسانه‌ای برای علم در مقابل این نیاز فزاینده به مشروعیت‌بخشی به علم(Rödder, 2009: 453).
زردار، در رساله دکتری خود درباره «رسانه‌ای شدن فناوری‌های نو در ایران» به نقل از شیفر می‌نویسد:
« فراتحلیل پژوهش‌های صورت گرفته در حوزه رسانه‌ای شدن علم، نشان می‌دهد که علم زمانی که در ارتباط متقابل با رسانه‌ها قرار می‌گیرد، می‌تواند در سه سطح رسانه‌ای شود:
سطح اول، گستردگی : علم به طور گسترده‌ای در رسانه‌های جمعی مطرح شده است. به تعبیر وینگارت، علم به مقوله‌ای عمومی و موضوع ثابت مشاهدات رسانه‌ای تبدیل شده است.
سطح دوم، تکثر: پوشش رسانه‌ای از علم در رابطه با کنشگر و محتوا بسیار متنوع و متفاوت شده و به این ترتیب موضوعات علمی به داخل حوزه‌های دیگری تسری پیدا کرده است. به باور شیفر، این به آن معناست که «حیطه علمی نیز به لحاظ کنشگران و هم دیدگاه‌ها، تساوی‌گرا‌تر و متنوع تر شده است. البته این تکثر معانی دیگری نیز دارد. زمانی علم وارد حوزه عمومی می‌شود که واجد ارزش‌های خبری باشد یا بتواند به طور موفقیت‌آمیزی با رویدادهای دارای ارزش خبری که طبیعت غیر علمی دارند مرتبط شود. اینجاست که علم از قالب اصلی خود خارج شده و بدان‌گونه که برخی دانشمندان ادعا می‌کنند، تحریف می‌شود و گاه ویژگی‌های ایدئولوژیک می‌یابد.
سطح سوم، بحث‌برانگیزی : پوشش رسانه‌ای از علم، مجادلات زیادی را میان گروه‌های مختلف ذینفع، دامن زده است. از آنجا که روزنامه‌نگاران علم، خود را بیشتر مدافع منافع جامعه می‌پندارند تا حامیان علم، علم باید سودمندی‌اش را برای جامعه در پوشش رسانه بیشتر از پیش اثبات کند. عموم از طریق رسانه‌ها از فعالیت‌های جامعه علمی اطلاع پیدا کرده، آنها را ارزشیابی و نقد می‌کنند و گاه به صف موافقان یا مخالفان در آن می‌پیوندند» (زردار، 36:1393).
1-10-1-2-2 کنشگران اصلی در فرآیند رسانه‌ای شدن علم
بنابر گواهی پژوهش‌های انجام گرفته در این زمینه سه کنشگر- شامل دانشمندان، روزنامه‌نگاران علم و عموم– در فرآیند رسانه‌ای شدن علم نقشی مستقیم دارند (خانیکی و زردار، 881:1393).
دانشمندان: تصور غالبی وجود دارد مبنی بر اینکه دانشمندان، حداقل زمانی که مخاطبان آنها همگانِ عام، باشند، ارتباط‌گران موفقی نیستند. پژوهشگران دلایل متعددی را برای این مسئله بر می‌شمرند. اما دو عامل نقش پررنگ‌تری در این عدم موفقیت بازی می‌کند: اول زبان دانشمندان که برای انتقال دقیق پیچیدگی‌های علمی و پژوهشی به همکاران (مخاطبان خاص) طراحی شده و برای مخاطبان عادی قابل درک نیست. و دلیل دوم فاصله گرفتن جامعه علمی از اجتماع است. در واقع، گاهی دانشمندان تمایلی به درگیر شدن در گفتگوی عمومی ندارند و این به دلیل نگرانی از سرزنش همکاران یا تحریف موضوعات علمی است و اینکه ممکن است عموم در برابر وجه نادرست طرح موضوع هیجان زده شوند(خانیکی و زردار، 882:1393).
اجتماعات علمی و هنجارهای آنها؛ اغلب به منزله فاکتورهای بازدارنده در مورد درگیر شدن دانشمندان در ارتباط عمومی تلقی می‌شوند. دانشمندان متعلق به فرهنگی هستند که برای ارتباط با عموم جایگاه مشخصی را در نظر نگرفته است و به همین دلیل، ارتباط برقرار کردن با روزنامه‌نگاران در جامعه علمی گاهی، با برچسب «وقت تلف کردن» یا «تبلیغات غیر اخلاقی» مورد سرزنش قرار می‌گیرد. علاوه بر این، فقدان دیالوگ در محیط‌های علمی، در مورد ارتباط با رسانه‌ها، فقدان حمایت نهادی، و وظایف شغلی متعدد دانشمندان سبب می‌شود که دانشمندان در برخورد با رسانه‌ها احتیاط آمیز رفتار کنند (خانیکی و زردار، 888:1383).
روزنامه‌نگاران علم: در مورد هنجارهای حاکم بر فضای روزنامه‌نگاری و زمینه کاری دانشمندان، تفاوت‌هایی وجود دارد که گاه باعث می‌شوند ارزش‌ها یا هنجارهای آنها در تقابل با یکدیگر قرار بگیرند، این تفاوت‌ها را می توان در پنج مورد خلاصه کرد:
مقیاس‌های زمانی: یک دانشمند قبل از انتشار نتیجه تحقیق خود سال‌ها کار دقیق و پرزحمت انجام می‌دهد، برعکس، روزنامه‌نگار می‌خواهد جان کلام را در سریع‌ترین زمان ممکن دریابد.
تأکید: یک دانشمند به شواهدی که نتایج کارش را تأیید می‌کنند، اولویت می‌دهد، در مقابل، روزنامه‌نگار می‌خواهد زاویه خبری نتایج را دریابد.

                                                    .