منابع تحقیق درباره ساختارهای هنجاری، رویکرد سیستمی

پیش بینی کردن
توضیح و تعمیم دادن
توضیح و تعمیم دادن
چک کردن فرضیه ها از طریق آزمایش
چک کردن فرضیه ها از طریق آزمایش
فرضیه ها
فرضیه ها
استخراج داده ها از طبیعت
استخراج داده ها از طبیعت
روش علمی
روش علمی
نمودار شماره(1-2) : روش علمی (Chalmers, 1999:6)
این نمودار نشان می‌دهد که دانشمندان چگونه نظریات و قوانین را به کمک قیاس کل از جز می‌سازند و سپس قوانین جدید و پیش‌بینی‌ها را بر مبنای این قوانین و نظریات ارائه می‌دهند. استنتاج و قیاس آنها از منطق می‌آید اما این حقایق به عنوان حقیقت‌های مادی در نظریات و قوانین باقی می‌مانند نه به عنوان حقایق محض. به عبارت دیگر، این نتایج همواره آماده بهبود و اصلاح شدن می‌باشند و مطلق تلقی نمی‌شوند.
4-1-2-2 سواد علمی
سابقه کاربرد اصطلاح سواد علمی به دهه 1950 و به مباحثه‌هایی در ایالات متحده آمریا باز می‌گردد که ضرورت افزایش دانش علمی شهروندان را مطرح کردند(وحیدی، 119:1388).
در مورد چگونگی اهمیت یافتن این مفهوم بائور و همکارانش اشاره می‌کنند که در سال 1957، اتفاقی افتاد که موجب توجه به لزوم افزایش سواد علمی در آمریکا شد. این اتفاق، پرتاب اسپوتنیک، ماهواره شوروی‏، به فضا بود. از آن‌جا که شوروی توانسته بود ماهواره به مدار زمین بفرستد نشان داده بود که از فن‌آوری هدف قرار دادن ایالات متحده با بمب اتمی نیز برخوردار است و همین باعث ترس و وحشت زیادی در ایالات متحده شد. البته تبلیغ پر جنجال رسانه‌های شوروی نیز به آن دامن ‌زد. در چنین فضای رعب آوری یک‌دفعه علم و فن‌آوری به موضوع ملی بسیار مهم در ایالات متحده تبدیل شد که پیش از این سابقه نداشت. انجمن‌های علمی آمریکا نیز در مطبوعات سر و صدای زیادی راه انداختند و گزافه‌گویی کردند و همین به حساسیت قضیه دامن زد. مسئله‌ی مهمی که هم‌زمان با آن مطرح شد این بود که دانشِ علمی شهروندِ آمریکایی به‌طور متوسط چقدر است؟ و آیا شهروند آمریکایی از توانایی ساخت و حمایت از یک جامعه‌ی علمی و فن‌آورانه برخوردار است؟ در واقع دغدغه‌ی مهم سیاست‌مداران و جامعه‌ی علمی یکی این بود که جامعه از علم حمایت کند که این نیاز به پشتوانه‌ای فرهنگی داشت و دیگری افزایش آگاهی سیاسی بود. پیمایش‌هایی که توسط “انجمن ملی نویسندگان علمی” انجام گرفت, نشان داد که اگرچه مردم آمریکا به علم علاقه دارند اما سطحِ دانش واقعی‌شان پایین است. نتیجه‌ همه‌ این وقایع توجه به آموزش علوم بود که بعدها تحت عنوان “سواد علمی” شناخته شد. مفهوم سواد علمی مبتنی بر تمثیلی دوگانه است: علم پاره‌ای از ذخیره‌ی فرهنگی دانش است که هر فردی باید آن‌را بلد باشد. آموزش علمی با سواد پایه در خواندن, نوشتن و شمارش همراه است. تمثیل دوم سواد سیاسی است. در یک دموکراسی مردم باید بتوانند به‌طور مستقیم از طریق همه‌پرسی یا به‌طور غیر مستقیم به‌وسیله‌ی انتخابات یا به‌عنوان صدای افکار عمومی در تصمیمات سیاسی شرکت کنند. با این‌همه این صدا فقط زمانی تاثیر دارد که مردم از فرایند و نهاد سیاسی آگاه باشند (Bauer, Allum & Miller, 2007: 80).
میلر یکی از محققانی است که سعی کرده به‌طور دقیق سواد علمی را اندازه‌گیری کند. او «سواد علمی شهروندی » را در سه بعد مفهوم‌سازی کرده است: سواد علمی شهروندی باید شامل سه بعد مرتبط به هم باشد:
1) واژگانی از سازه‌های علمیِ بنیانی که برای خواندن دیدگاه‌های متضاد در روزنامه یا مجله کافی باشد،
2) فهمی از فرایند یا ماهیت تحقیق علمی،
3) سطحی از درکِ تاثیرِ علم و فن‌آوری بر افراد و جامعه (Miller, 1998: 205).
شن در سال 1975 سه دسته سواد ِعلمی، یعنی سواد علمی عملی، مدنی و فرهنگی را تعریف کرد. تفاوت این سه دسته در این موارد است: هدف، مخاطب، محتوا، قالب و شیوه بیان.
منظور شن از سواد علمی عملی، نوعی دانش علمی است که می‌تواند برای حل مشکلات عملی استفاده شود. یعنی دانشی که نیازهای بسیار بنیانی بشر مربوط به غذا، بهداشت و مسکن را دربرمی‌گیرد. سواد علمی عملی در کشورهای در حال توسعه، اهمیت ویژه‌ای دارد که در آنجا مقدار اندکی از اطلاعات به معنای تمایز میان سلامت و بیماری و مرگ و زندگی است. از سوی دیگر در کشورهای صنعتی، سواد علمی عملی می تواند در فعالیت های حمایت از مصرف‌کننده مفید باشد. شن، معتقد است، سواد علمی مدنی، پایه و اساس سیاست‌(گذاری) عمومی آگاهانه و درست است. او می‌گوید که هدف این دسته سواد، این بود که شهروندان را قادر سازد تا آن طور که باید و شاید از علم و موضوعات عمومی علم‌بنیان، آگاهی یابند. با این هدف که شهروندان متوسط، در فرایند تصمیم‌سازی مرتبط با چنین موضوعاتی مانند بهداشت، انرژی، منابع طبیعی، غذا، محیط زیست و مانند آن مشارکت کنند. شن چنین مشارکتی را برای دموکراسی مفید می‌داند. سواد علمی فرهنگی با تمایل و گرایش به دانستن این‌که علم بزرگ‌ترین دستاورد بشری است، برانگیخته می‌شود. (اجاق، 1392: 12).
5-1-2-2 فرهنگ علمی
روزنامه‌نگاری علم، فعالیتی است که به نحو وسیعی با جامعه و فرهنگ ارتباط می‌یابد. از طرف دیگر توسعه فرهنگ علمی از لوازم توسعه علمی قلمداد می‌شود.
توفیقی و فراستخواه درباره فرایند توسعه علمی ولوازم سیستمی آن اشاره می‌کنند که فرایند توسعه علمی، در یک رویکرد سیستمی به یک مجموعه توسعه نیازمند است که یکی از آنها توسعه فرهنگ علمی است(توفیقی و فراستخواه، 15:1381).
قانعی راد (184:1382) در مورد چیستی فرهنگ علمی می‌نویسد: منظور از فرهنگ علمی مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، هنجارها و فنونی است که در جامعه علمی وجود دارد. از نظر مرتون اساسی ترین هنجارها و قواعد فرهنگی علم عبارتند از: عام‌گرایی، سرشت عمومی و اجتماعی دانش، بی غرضی، و شک سازمان یافته. پیرامون این هسته اساسی را مجموعه‌ای از هنجارهای همبسته، همچون عقلانیت، بی طرفی، خنثی بودن از بار عاطفی، تواضع علمی، ذهنیت باز، استقلال و استناد به معیارهای غیرشخصی فرا می‌گیرند. مرتون روش‌ها و ارزش‌ها را همچون دو مقوله پیوسته تلقی می‌کند: قواعد روش‌شناختی جنبه ارزشی و اخلاقی دارد و اخلاقیات علم نیز واجد یک منطق روش‌شناختی است.
یکی از شرایط نهادینه شدن فرهنگی علم، وجود سازگاری فرهنگی بین عناصر مختلف فرهنگی در جامعه است. به این معنا که باید بین الگوهای ارزشی و ساختارهای هنجاری نظام های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، در جامعه وسیع‌تر، و فرهنگ علم سازگاری وجود داشته باشد. البته این سازگاری به معنای یکسانی آنها نیست، بلکه بین این عناصر فرهنگی وابسته به قلمروهای مختلف باید نوعی خویشاوندی باطنی وجود داشته باشد. عدم وجود این همبستگی، خود به یکی از چالش‌های نهاد علم منجر می‌شودکه می‌تواند روزنامه‌نگاری علم را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

                                                    .