منابع تحقیق درباره فرایندهای داخلی، استفاده ابزاری

دانلود پایان نامه

برخوردها:
شناختی (درک ناکامل یا نادرست)
برخوردها:
شناختی + ارزش‌گذارانه/ فکری
برخوردها:
شناختی ارزش‌گذارانه/ فکری + هنجاری (ارزش ها و هنجارهای مختلف)
ساده
پیچیده
قطعیت نایافته
مبهم
نمودار(3-2) پلکان ارتباطات علم (Auweraert, 2005:5)
همچنان که در مدل اوریرت مشاهده می‌شود همچنان که علم از یافته‌های پایه دور می‌شود، بر زمینه‌ای قرار می‌گیرد که نمی‌تواند پیوستگی و تعامل خود را با آن نادیده بگیرد. بدین ترتیب حتی با فرض کنار گذاشتن دیدگاه‌های فلسفی که ارزش عینی یافته‌های علمی را به چالش می‌کشند، علم – در معنای همه سطح‌هایی که اوریرت از آنها یاد می‌کند – فرآیندی اجتماعی است که نمی توان نقش جامعه را در پیشبرد آن نادیده گرفت، یا آن را از مشارکت آگاهانه در هدایت سطح‌های مختلف علمی باز داشت.
6-3-2 نظریه کنشگر- شبکه (ANT)
نظریه کنشگر – شبکه که برخی آن را نظریه پذیرش یا عضوگیری و جامعه شناسی ترجمه و تحویل نیز نامیده‌اند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 129:1386)، نظریه‌ای اجتماعی با محوریت علم فناوری است که در آن فرض بر مشارکت افراد (عوامل انسانی)، اشیا و فضاها (عوامل غیر انسانی) در متن تکثرزا یا چندگونگی تعاملی و تاثیر متقابل این تکثر بر بازتولید عوامل انسانی و غیر انسانی است. این نظریه ضمن اجتناب از رویکردهای یک جانبه گرایانه رئالیستی (تاکید صرف بر امور طبیعی و واقعی) و برساخت‌گرایی اجتماعی (روایت فرهنگی از امور و تعریف طبیعت در چارچوب زمینه‌های فرهنگی) در تبیین علم و تولید علم، رویکردی ترکیبی ارائه کرده است مرکب از رئالیسم علمی، برساخت‌گرایی اجتماعی و تحلیل گفتمان؛ و بر این نکته اصرار می‌ورزد که علم فرایند مهندسی نا متناجسی است که در آن کلیه مولفه‌های اجتماعی، تکنیکی، مفهومی و متنی در هم‌آمیخته و ترجمه و تفهیم می‌شوند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 130:1386).
تأکید و توجه عمده در نظریه کنشگر – شبکه به شبکه‌سازی، کنشگران، ائتلاف‌ها و شبکه‌هایی که ساخته می‌شود و گفتگوها و چانه‌زنی میان کنشگران (انسان- انسان، انسان – غیر انسان و …) است. در این رهیافت، ستیز برای ایجاد یک شبکه و نظام، بسیار اساسی است و هدف این نظریه، کشف و توصیف فرایندهای داخلی الگویابی، نظم‌گیری اجتماعی،نظم‌بخشی و مقاومت و به عبارت دیگر کشف فرآیندهایی است که اغلب ترجمه نامیده می‌شوند (مهدی زاده و توکل، 115:1386).
مفهوم کلیدی کنشگر – شبکه واژه ترجمه یا تحویل است که لاتور (1987)، آن را برای توصیف فرآیندی که از طریق آن کنشگران با یکدیگر مرتبط می‌شوند اطلاق کرده است. طبق این دیدگاه کنشگران از موقعیتی به موقعیت دیگر، کنشگران یکسانی نیستند بلکه در جابجایی بین فعالیت‌ها متحول می‌شوند (فرهمند، 63:1392)
در این نظریه، کنشگران فقط انسان‌ها نیستند بلکه همان طور که کرافورد معتقد است: «کنشگر یا عاملیت هر چیزی هست: ماشین، حیوان، متن، همه اینها با هم و هر چیز دیگر. در این نظریه، شبکه در ترکیب ناهمگنی از کنشگران بافتی، مفهومی، اجتماعی و فنی تحقق مییابد. کنشگران، ترکیب چیزها، هویت‌ها، روابط و نوشته‌های نمادین هستند که قابلیت وارد شدن در شبکه‌های مختلف را دارند (کرافورد، 1:2004 به نقل از اجاق، 31:1391).
از این جهت، رسانه‌ها به‌مثابه کنشگران شبکه قلمداد میشوند و نقش آنها وساطت یا میانجی‌گری بین حوزه علم و حوزه عمومی است. رسانهها بین کنشگران این دو حوزه قرار می‌گیرند و کمک می‌کنند که “تعامل آنها بتواند به‌طور موثری کنترل یا منسجم (دارای روابط ترکیبی) شود” (کاقان و بوکر، 2001 : 258 به نقل از اجاق، 31:1391).
این نظریه بر آن است که علم و جامعه، هر دو به مثابه سوژه‌ای برای تکامل مشترک هستند. علم و جامعه هستارهایی هستند ملازم یکدیگر که در فعالیت‌های علمی با یکدیگر تعامل دارند و در تکوین همدیگر نقش پویایی ایفاء می‌کنند. علم در حالی که جامعه را مخاطب قرار می‌دهد به گفتارهای جامعه نیز گوش فرا می‌دهد. علم فناوری مدرن بخش تفکیک ناپذیری از جامعه و در کنش متقابل با آن است و نمی‌تواند بدون توجه به افکار و نگرانی‌های عمومی و آنچه که جامعه طلب می‌کند و یا نسبت به آن احساس خطر می‌کند مسیر موفقیت‌آمیزی طی کند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 139:1386).
برای اینکه رسانهها بتوانند تعامل سازنده‌ای بین حوزه علم و حوزه عمومی ایجاد کنند باید نقش واسطه دو طرفه را در ساخت متون ارتباطی ایفا کنند. برای این منظور باید از یک طرف، رسانه‌ها با توجه به ویژگی‌ها، منافع و علایق کنشگران در شبکه، محتوای این متون را بر‌ سازند و از طرف دیگر، محتوای متون ارتباطی نیز بر روش و کیفیت تعاملات بین کنشگران تاثیر بگذارد. توضیح آنکه در یک حالت ایده‌آل، رسانه‌ها (نهاد رسانه‌ای/کنشگران رسانه) از راه کسب شناخت از ویژگی‌های مخاطبان، پیام رسانه‌ای را متناسب با ویژگی‌های مخاطبانشان می‌سازند و آن را برای مخاطبانشان قابل فهم می‌سازند(اجاق، 31:1391).
به همین دلیل بسیاری از دانشگاه‌ها و دانشمندان برجسته در دنیا به دنبال درک واقعی جامعه و شرایط اجتماعی تولید علم در رشته‌های تخصصی خود هستند. علم فناوری‌های مدرن محصول مشترک جامعه و طبیعت، مردم و دانشمندان / متخصصان، نهادهای مدنی و دانشگاه‌ها و عوامل انسانی و غیرانسانی است. علم فناوری دیگر از جامعه جدا نیست، این دو در حال برساختن یکدیگرند. در یک چنین شرایطی، هرگونه بی‌توجهی یا کم‌توجهی به طرفین و استحاله یکی به نفع دیگری، و سوء‌استفاده از عوامل دخیل در توسعه علم فنآوری (برای مثال؛ استفاده ابزاری از مردم برای مشروعیت بخشیدن به برنامه های علم فنآوری) و مرزبندی‌ها و قطب‌بندی‌های کاذب رشته‌ای، حرفه‌ای(انسانی غیرانسانی؛ پزشکی غیر پزشکی)، اجتماعی (غربی شرقی، بومی غیربومی) و ایدئولوژیک (خودی غیرخودی) می‌تواند سیاست‌های علم‌فناوری کشور را در عصری که توسعه علم‌فناوری مستلزم فرایندی پویا، شبکه‌ای پیچیده، عواملی تفکیک‌ناپذیر، توسعه‌ای غیرخطی، و ماهیتی اجتماعی در کلیه مراحل یکپارچه تولید، توزیع و مصرف دانش است، با مخاطرات و ناهمواری‌های جدی مواجه کند(قاضی طباطبایی و ودادهیر، 139:1386).
بخش چهارم: مرور تجربی
در این بخش به مرور کارهای پژوهشی که در این حوزه انجام شده است می پردازیم.
1-4-2 پژوهش‌های خارجی
محمد جواد ترابی در پایان نامه‌اش با موضوع «تحلیل محتوای سرویس دانش و فناوری سه خبرگزاری پرمخاطب ایرانی (مهر، ایسنا و جام‌جم‌آنلاین) »، پژوهش‌های انجام شده درباره روزنامه‌نگاری علم را به تفکیک منطقه‌ای در جهان مرور کرده است(ترابی، 1392: 24-13)، این پژوهش‌ها را می‌توان در جداول زیر مرتب کرد:
جدول شماره (1-2) : پژوهش های انجام گرفته در حوزه روزنامه‌نگاری علم در آمریکای شمالی
منطقه